گهواره‌های مدنیت : تمدن در کجا آغاز شده است؟

0fbd145210c644dc91faba42675cd415.jpg (500×375)

آسیای میانه- آنائو- خطوط انتشار

شایسته چنان است که این فصل را، که فصل سؤالهای بیجواب است، با سؤال دیگری کامل کنیم، و آن اینکه: در کجا آغاز شده است؟ این نیز سؤالی است که به نوبه خود بدون جواب خواهد ماند. اگر گفته علمای زمینشناسی را- که نظریات ایشان، در باره امور ماقبل ، پوشیده از ابرهای ابهامی است که دست کمی از تاریکیهای فلسفی ندارد- باور کنیم، باید بگوییم که مناطق آسیای میانه، که اینک خشک و بی‌آب و علف است، در گذشته پر آب و معتدل بوده و دریاچه‌های بزرگ و رودخانه‌های فراوان داشته است. بازپسین عقب‌نشینی یخچالها در زیر سطح اقیانوس، در عمق ۲۰۰۰ – ۳۰۰۰ متر، فلاتی است که از شمال به جنوب اقیانوس اطلس امتداد دارد و عمق آب، در دو طرف آن، از ۵۰۰۰ تا ۶۰۰۰ متر است.

 این سرزمینها را دچار خشکی ساخته، و در پایان امر کار به جایی رسیده که به علت کمی بارندگی در آن نواحی، ایجاد مدنیتها و کشورها غیر ممکن شده است؛ به همین جهت، ساکنان آن اراضی مجبور به مهاجرت به خاور و باختر و شمال و جنوب گردیده‌اند تا به جایی برسند که آب کافی در اختیار داشته باشند، و به این ترتیب شهرها یکی پس از دیگری خالی شده است. هم اکنون خرابه‌های شهرهایی چون بلخ تا نیمه در شن فرو رفته، و لابد چنین شهری، که محیط آن سی و پنج کیلومتر است، روزی پر از جمعیت بوده. هنوز از سال ۱۸۶۸ مدت درازی نگذشته است، و در آن هنگام ۰۰۰،۸۰ نفر ساکنان ترکستان باختری، که دور تا دور شهرشان را ریگ روان فرا گرفته بود، ناچار شدند از آن ناحیه مهاجرت کنند. بسیاری از دانشمندان چنین تصور می‌کنند که این نواحی، که اکنون در شرف است، ناظر و شاهد نخستین گامهای مجموعه تو بر تویی از نظم و پیش‌بینی و آداب و اخلاق و راحت‌طلبی و فرهنگ بوده، که از میان آن، تمدن کنونی بیرون آمده است.

در سال ۱۹۰۷ پمپلی در آنائو، در ترکستان جنوبی، آثاری از جنس سفال و جز آن به دست آورد و تاریخ آن را ۹۰۰۰ سال قبل از میلاد تخمین کرد ـ‌ احتمال دارد در این تخمین ۴۰۰۰ سال مبالغه شده باشدـ‌ چنانکه معلوم شده است، مردم آن ناحیه کشت گندم و جو و ذرت را می‌دانسته و در افزارهای خود مس به کار می‌برده و حیوانات اهلی در اختیار داشته‌اند؛ نقشهایی که بر روی ظروف سفالی آنان دیده می‌شود، نماینده آن است که تمدن ایشان مسبوق به سابقه چندین قرن می‌باشد. از ظاهر امر چنین برمی‌آید که فرهنگ ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد ترکستان، در آن هنگام، خود، فرهنگ و تمدن سابقه‌دار و کهنی بوده است. ممکن است در آن زمان، میان آنان، مورخان و دانشمندانی وجود داشته که برای یافتن ریشه قدیمی تمدن خود به کاوش می‌پرداخته‌اند، یا فیلسوفانی زندگی می‌کرده‌اند که از انحطاط نسل بشری متأثر بوده و بر گذشته نیک حسرت می‌خورده‌اند.

چون آن اندازه علم و معرفت صحیح در اختیار نداریم که این سرزمین را به نیکی بشناسیم، با خیال می‌توانیم تصور کنیم که، در نتیجه قهر آسمان و خشکی فراوان زمین، ساکنان این نواحی ناچار شده‌اند از سه طرف به مهاجرت پردازند، و در این مهاجرت هنر و فرهنگ و تمدن خود را همراه برده‌اند. اگر نژاد آن مردم به نواحی دور دست نرسیده باشد، هنرشان از طرف خاور به چین و منچوری و امریکای شمالی، و از طرف باختر به عیلام و و حتی ایتالیا و اسپانیا رسیده است. در خرابه‌های شوش، که در عیلام قدیم (ایران کنونی) قرار دارد، آثاری به دست آمده است که شباهت فراوان به آثار آنائو دارد، و با کمی استفاده از نیروی خیال می‌توان گذشته را در نظر آورد و دریافت که، در بامداد مدنیت، میان دو شهر شوش و آنائو روابط فرهنگی برقرار بوده است (حوالی ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد)؛ همین طور وجود مشابهت‌های دیگری می‌دهد که میان و بین‌النهرین نیز چنین روابطی وجود داشته است.

گفتن اینکه کدام یک از مدنیتها قدیمتر بوده امری است که فعلا امکان ندارد؛ و چون ملاحظه کنیم که همه این تمدنها افراد خانواده واحدی بوده‌اند، فهم اینکه قدیمترین آنها کدام است چندان اهمیت ندارد. اگر ما در این کتاب با عقیده‌ای که عمومیت دارد مخالفت کرده و عیلام و سومر را پیش از مصر می‌آوریم، بیهوده، و برای مخالفت با رأی جمهور، به این کار نپرداخته‌ایم، بلکه از آن جهت است که عمر این مدنیتهای آسیایی، در مقایسه با تمدنهای افریقایی و اروپایی، درازتر است؛ هر چه آگاهی ما به این تمدنها بیشتر می‌شود این حقیقت نیز آشکارتر می‌گردد. هنگامی که دانشمندان باستانشناسی پس از یک قرن کاوش نتیجه‌بخش در اراضی مجاور نیل، بیل و کلنگ خود را به عربستان و فلسطین و بین‌النهرین و ایران انتقال دادند و در کار خود پیشتر رفتند، به این حقیقت بیشتر واقف گردیدند که دلتای حاصلخیز رودخانه‌های بین‌النهرین جایی است که شاهد و ناظر پرده اول نمایشنامه تاریخی تمدن بوده است.

کتاب اول

خاور نزدیک

«و در آن هنگام خدایان به من که حموربی و خدمتگزاری هستم که کارهایم مایه خرسندی ایشان است… و هنگام نیازمندی یار و مدد کار ملت خویشم و آنان را به ثروت و فراوانی رسانده‌ام… فرمان دادند که از تعدی و ستم کردن قوی بر ضعیف جلوگیرم… و روشنی را بر زمین بگسترم و آسایش مردم را فراهم آورم.»

مقدمه قانون‌نامه حموربی

جدول گاهشماری تاریخ خاور نزدیک

ق‌م  مصر

۱۸۰۰۰: فرهنگ عصر دیرینه‌سنگی نیل

۱۰۰۰۰: فرهنگ عصر نوسنگی نیل

۵۰۰۰: فرهنگ عصر مفرغ نیل

۴۲۴۱: پیدایش تقویم مصری(؟)

۴۰۰۰: فرهنگ بداری

۳۵۰۰-۲۶۳۱: الف- دولت پادشاهی قدیم

۳۵۰۰-۳۱۰۰: سلسله‌های اول- سوم

۳۱۰۰- ۲۹۶۵: چهارمین سلسله: اهرام

۳۰۹۸-۳۰۷۵: خوفو(«خئوپس» هرودوت)

۳۰۶۷-۳۰۱۱: خفرع («خفرن»)

۳۰۱۱- ۲۹۸۸: منکورع («میکرینوس»)

۲۹۶۵- ۲۶۳۱: سلسله‌های پنجم و ششم

۲۷۳۸-۲۶۴۴: پپی دوم (درازترین پادشاهی در تاریخ)

۲۶۳۱- ۲۲۱۲: دوره ملوک‌الطوایف

۲۳۷۵-۱۸۰۰: ب- دولت پادشاهی میانه

۲۲۱۲-۲۰۰۰: سلسله دوازدهم

۲۲۱۲-۲۱۹۲: آمنمحت اول

۲۱۹۲-۲۱۵۷: سنوسرت («سزوستریس») اول

۲۰۹۹-۲۰۶۱: سنوسرت سوم

9402-15m2767.jpg (350×210)

ق‌م آسیای باختری

۴۰۰۰۰: فرهنگ عصر دیرینه سنگی در فلسطین

۹۰۰۰: فرهنگ عصر مفرغ در ترکستان

۴۵۰۰: تمدن در شوش و کیش

۳۸۰۰: تمدن در کرت

۳۶۳۸: سومین سلسله کیش

۳۶۰۰: تمدن در سومر

۳۲۰۰: سلسله اکشاک در سومر

۳۱۰۰: اور- نینا نخستین (؟) شاه لاگاش

۳۰۸۹: چهارمین سلسله کیش

۲۹۰۳: اصلاحات شاه اوروکاژینا در لاگاش

۲۸۹۷: تسخیر لاگاش به دست لوگال – اگیزی

۲۸۷۲-۲۸۱۷: یکی شدن سومر و اکد به دست سارگن اول

۲۷۹۵-۲۷۳۹: نرمسین شاه سومر و اکد

۲۶۰۰: گودآشاه لاگاش

۲۴۷۴-۲۳۹۸: دوره طلایی اور؛ نخستین قانون‌نامه

۲۳۵۷: غارت شدن اور به دست عیلامیان

۲۱۶۹-۱۹۲۶: نخستین سلسله بابلی

۲۱۲۳-۲۰۸۱: حموربی، شاه بابل

۲۱۱۷-۲۰۹۴: تسخیر سومر و عیلام به دست حموربی

تمام سنه‌ها قبل از میلاد، و تا ۶۶۳ قبل از میلاد تقریبی است. در مورد شاهان، عده سالها نماینده دوران سلطنت است نه مدت زندگی.

ق‌م مصر

۲۰۶۱- ۲۰۱۳: آمنمحت سوم

۱۸۰۰-۱۶۰۰: تسلط هیکسوسها

۱۵۸۰-۱۱۰۰: ج- امپراطوری

۱۵۸۰-۱۳۲۲: سلسله هجدهم

۱۵۴۵-۱۵۱۴: تحوطمس اول

۱۵۱۴-۱۵۰۱: تحوطمس دوم

۱۵۰۱-۱۴۷۹: ملکه حتشپسوت

۱۴۷۹-۱۴۴۷: تحوطمس سوم

۱۴۱۲-۱۳۷۶: آمنحوتپ سوم

۱۴۰۰-۱۳۶۰: عصر نامه‌های تل‌المعارنه؛ عصیان آسیای باختری در برابر مصر

۱۳۸۰-۱۳۶۲: آمنحوتپ چهارم (اخناتور)

۱۳۶۰-۱۳۵۰: توت عنخ‌آمون

۱۳۴۶-۱۲۱۰: سلسله نوزدهم

۱۳۴۶-۱۳۲۲: حارمحب

۱۳۲۱-۱۳۰۰: ستی اول

۱۳۰۰-۱۲۳۳: رامسس دوم

۱۲۳۳-۱۲۲۳: مرنپتاح

۱۲۱۴-۱۲۱۰: ستی دوم

۱۲۰۵-۱۱۰۰: سلسله بیستم: شاهان به نام رامسس

۱۲۰۴-۱۱۷۲: رامسس سوم

۱۱۰۰-۹۴۷: سلسله بیست و یکم: شاهان لیبیایی

۹۴۷-۷۲۰: سلسله بیست و دوم: شاهان بوبسطه

۹۴۷-۹۲۵: ششنک اول

۲۰۶۱- ۲۰۱۳: آمنمحت سوم

۱۸۰۰-۱۶۰۰: تسلط هیکسوسها

۱۵۸۰-۱۱۰۰: ج- امپراطوری

۱۵۸۰-۱۳۲۲: سلسله هجدهم

۱۵۴۵-۱۵۱۴: تحوطمس اول

۱۵۱۴-۱۵۰۱: تحوطمس دوم

۱۵۰۱-۱۴۷۹: ملکه حتشپسوت

۱۴۷۹-۱۴۴۷: تحوطمس سوم

۱۴۱۲-۱۳۷۶: آمنحوتپ سوم

۱۴۰۰-۱۳۶۰: عصر نامه‌های تل‌المعارنه؛ عصیان آسیای باختری در برابر مصر

۱۳۸۰-۱۳۶۲: آمنحوتپ چهارم (اخناتور)

۱۳۶۰-۱۳۵۰: توت عنخ‌آمون

۱۳۴۶-۱۲۱۰: سلسله نوزدهم

۱۳۴۶-۱۳۲۲: حارمحب

۱۳۲۱-۱۳۰۰: ستی اول

۱۳۰۰-۱۲۳۳: رامسس دوم

۱۲۳۳-۱۲۲۳: مرنپتاح

۱۲۱۴-۱۲۱۰: ستی دوم

۱۲۰۵-۱۱۰۰: سلسله بیستم: شاهان به نام رامسس

۱۲۰۴-۱۱۷۲: رامسس سوم

۱۱۰۰-۹۴۷: سلسله بیست و یکم: شاهان لیبیایی

۹۴۷-۷۲۰: سلسله بیست و دوم: شاهان بوبسطه

۹۴۷-۹۲۵: ششنک اول

ق‌م آسیای باختری

۱۹۲۶-۱۷۰۳: دومین سلسله بابلی

۱۹۰۰: ظهور تمدن حتی

۱۸۰۰: تمدن در فلسطین

۱۷۴۶-۱۱۶۹: تسلط کاسیها بر بابل

۱۷۱۶: طلوع دولت آشور به دست شمشی اداد دوم

۱۶۵۰-۱۲۲۰: بندگی یهودیان در مصر (؟)

۱۶۰۰-۱۳۶۰: تسلط مصر بر فلسطین و سوریه

۱۵۵۰: تمدن میتانی

۱۴۶۱: برا – بوریاش اول، شاه بابل

۱۲۷۶: وحدت آشور به دست شلمنصر اول

۱۲۰۰: تسخیر کنعان به دست یهودیان

۱۱۱۵-۱۱۰۲: توسعه دولت آشور به دست تیگلت – پیلسر اول

۱۰۲۵-۱۰۱۰: شائول، پادشاه یهود

۱۰۱۰-۹۷۴: داوود، پادشاه یهود

۱۰۰۰-۶۰۰: دوره طلایی فنیقیه و سوریه

۹۷۴-۹۳۷: سلیمان، پادشاه یهود

۹۳۷: تجزیه، دولت یهود: یهودا و اسرائیل

۸۸۴-۸۵۹: آسور نصیرپال دوم شاه آشور

۸۹۵-۸۲۴: شلمنصر سوم ،شاه آشور

۸۱۱-۸۰۸: سامورامات(«سمیرامیس»)در آشور

۷۸۵-۷۰۰: عصر طلایی ارمنیه («اورارتو»)

۷۴۵-۷۲۷: تیگلت –پیلسر سوم

۷۳۲-۷۲۲: استیلای آشور بر دمشق

a51e8392a6b35a6014b5f6e0a545c1cd.jpg (300×296)

ق‌م مصر

۹۲۵-۸۸۹: اوسورکون اول

۸۸۰-۸۵۰: اوسورکون دوم

۸۵۰-۸۲۵: ششنک دوم

۸۲۱-۷۶۹: ششنک سوم

۷۶۳-۷۲۵: ششنک چهارم

۸۵۰-۷۴۵: سلسله بیست و سوم، شاهان طیوه

۷۲۵-۶۶۳: سلسله بیست و چهارم، شاهان ممفیس

۷۴۵-۶۶۳: سلسله بیست و پنجم، شاهان حبشی

۶۸۹-۶۶۳: تاهارکا

۶۸۵: تجدید حیات بازرگانی مصر

۶۷۴-۶۵۰: تسخیر مصر به دست آشوریان

۶۶۳-۵۲۵: سلسله بیست وششم، شاهان سائیس

۶۶۳-۶۰۹: پسامتیک («پسامتیخوس») اول

۶۶۳- ۵۲۵: رونق هنر مصری در دوره شاهان سائیس

۶۱۵: آغاز مهاجرت یهودیان به مصر

۶۰۹- ۵۹۳: نیکو («نخو»)ی دوم

۶۰۵: آغاز وارد شدن فرهنگ یونانی به مصر در زمان نیکو

۵۹۳-۵۸۸: پسامتیک دوم

۵۶۹-۵۲۶: احمس («آماسیس») دوم

۵۶۸-۵۶۷: حمله بختنصر دوم به مصر

۵۶۰: ازدیاد نفوذ یونان در مصر

ق‌م آسیای باختری

سامره

۷۲۲-۷۰۵: سارگن دوم، شاه آشور

۷۰۹: دیااکو(دیوکس)، شاه ماد

۷۰۵-۶۸۱: سناخریب، شاه آشور

۷۰۲: اشعیای اول

۶۸۹: غارت بابل به دست سناخریب

۶۸۱- ۶۶۹: اسرحدون، شاه آشور

۶۶۹-۶۲۶: آسوربانی پال («ساردانا پالوس»)، شاه آشور

۶۶۰-۵۸۳: زره توشتره («زورو آستر»)؟

۶۵۲: گوگس، شاه لیدیا

۶۴۰-۵۸۴: هووخشتره (کوآکسار)، شاه ماد

۶۳۹: سقوط شوش، انقراض عیلام

۶۳۹: یوشع، شاه یهود

۶۲۵: بازگشت استقلال بابل به دست نبوپولسر

۶۲۱: آغاز («اسفار پنجگانه»)

۶۱۲: سقوط نینوا؛ انقراض آشور

۶۱۰-۵۶۱: آلوآتس، شاه لیدیا

۶۰۵-۵۶۲: بختنصر دوم، شاه بابل

۶۰۰: ارمیا در اورشلیم؛ سکه زدن در لیدیا

۵۹۷-۵۸۶: تسخیر اورشلیم به دست بختنصر

۵۸۶-۵۳۸: اسارت یهود در بابل

۵۸۰: حزقیال در بابل

۵۷۰-۵۴۶: کرزوس، شاه لیدیا

ق‌م  مصر

۵۲۶-۵۲۵: پسامتیک سوم

۵۲۵: تسخیر مصر به دست پارسیها

۴۸۵: شورش مصر بر ضد پارس

۴۸۴: تسخیر مجدد مصر به دست خشیارشا

۴۸۲: اتحاد جنگی پارس و مصر برضد یونان

۴۵۵: شکست حمله آتنیان به مصر

۳۳۲: تسخیر مصر به دست یونانیان؛ تأسیس اسکندریه

۲۸۳-۳۰: شاهان بطالسه

۳۰: انحلال مصر در امپراطوری روم

ق‌م آسیای باختری

۵۵۵-۵۲۹: کوروش اول، شاه ماد و پارس

۵۴۶: تسخیر ساردیس به دست کوروش

۵۴۰: اشعیای دوم

۵۳۹: تسخیر بابل به دست کوروش و تأسیس امپراطوری ایران

۵۲۹-۵۲۲: کبوجیه، شاه پارس

۵۲۱-۴۸۵: داریوش اول، شاه پارس

۵۲۰: ساختن هیکل دوم د ر اورشلیم

۴۹۰: نبرد ماراتون

۴۸۵-۴۶۴: خشیارشای اول، شاه پارس

۴۸۰: نبرد سالامیس

۴۶۴-۴۲۳: اردشیر اول، شاه پارس

۴۵۰: کتاب ایوب(؟)

۴۴۴: عزرا در اورشلیم

۴۲۳-۴۰۴: داریوش دوم، شاه پارس

۴۰۴-۳۵۹: اردشیر دوم، شاه پارس

۴۰۱: شکست کوروش کوچک در کوناکسا

۳۵۹-۳۳۸: اوخوس، شاه پارس

۳۳۸-۳۳۰: داریوش سوم، شاه پارس

۳۳۴: نبرد گرانیکوس و دخول اسکندر به اورشلیم

۳۳۳: نبرد ایسوس

۳۳۱: تسخیر بابل به دست اسکندر

۳۳۰: نبرد اربیل؛ خاور نزدیک قسمتی از امپراطوری اسکندر می‌شود.

منبع : , جلد اول : مشرق زمین

نویسنده :

نشر الکترونیکی سایت

دسته بندی مطلب: تاریخ باستان
تصویر پروفایل بابک زارع

بابک زارع

بابک زارع هستم | نویسنده و مدیر وب‌سایت تاریخ ما | از ایام کودکی علاقه بخصوصی به تاریخ (بخصوص تاریخ ایران) داشتم | امیدوارم با مطالبی که با دیگر دوستان در سایت تاریخ‌ما قرار می‌دهیم مثمر ثمر واقع شود.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

دنبال کردن
avatar
wpDiscuz
X

Pin It on Pinterest

X