ژنرال چویی یونگ

:
چویی یونگ یا همان در زبان لاتین ژنرال ای بود که در “هونگ سئونگ” یا “چئور ون” در به دنیا آمد. او در خانواده اشرافی و صاحب نام چوئه به دنیا آمد.وی نواده پنجم چوئه یو چانگ استاد بزرگ آکادمی سلطنتی “جیب هیون جئون” و پسر چوئه وون جیک بود.وی با ظاهری زیبا و قدرتمند به دنیا آمد.او در سبک زندگی ساده و منضبطی که در خور یک خانواده اشرافی در کره بود ؛ پرورش یافت.او مقدار اندکی بابت لباس ها و وعده های غذاییش هزینه می کرد و از لباس های خوب و راحتی های دیگر حتی هنگامی که مشهور شده‌ بود و می توانست به راحتی از آنها لذت ببرد؛ اجتناب می کرد. او اشخاصی را که اجناس گران قیمت را آرزو می کردند؛ سرزنش می کرد و سادگی را یک فضیلت می پنداشت.پند و حکمتی به او از پدرش گفته شده بود:”با طلا جوری رفتار کرده و دید داشته باش گویی آن یک تخته سنگ است.”مدیریت وی در امور نظامی فقط به امور اساسی مربوط می شد و قدرت را در امور فرعی به دیگران واگذار می کرد.چهره وی تنها برای تعداد اندکی از مردانش قابل شناسایی بود.او هرگز به امور ماوراء الطبیعی اعتقادی نداشت.در یک مورد او بر روی بعضی از راهبان بودایی که در حال اجرای مراسمات خرافی در انظار عمومی بودند پرخاش کرد.

دوران نظامی:این چنین مردی برای امور نظامی بسیار مناسب بود و چوی به سرعت اعتماد مردان و پادشاهش را در خلال چندین نبرد با دزدان دریایی ژاپنی که در حدود سال ۱۳۵۰ شروع به غارت سواحل کره کردند؛ به دست آورد.در سن ۳۶ سالگی وی بعد از اینکه به طور موفقیت آمیزی شورش “جو ایل شین ” را در هنگامی که شورشیان قصر را محاصره، تعداد زیادی از مقامات را کشته و جو ایل شین را به عنوان پادشاه اعلام کرده بودند سرکوب کرد؛ به عنوان یک قهرمان ملی شناخته شد.به دلیل اینکه گوریو از سال ۱۲۵۹ “بوماگوک” یا کشور خراج گذار امپراطوری مغولی یوان بود؛ چویی یونگ برای کمک به نیروهای یوان در فرونشاندن شورش چینی های بومی هان که با عنوان” شورش عمامه قرمزها” در شمال چین بر علیه سلسله یوان برخاسته بودند؛ فرستاده شده بود.در سال ۱۳۵۴ و در سن ۳۹ سالگی چویی با دو هزار تیرانداز سواره نظام کره ای که با بیست هزار سرباز با تجربه اهل گوریو در “کانبالوک” تقویت شده بودند؛ به سمت شمال چین حرکت کردند.آنها با هم با موفقیت شورش عمامه قرمزها را سرکوب کردند و به خانه در گوریو برگشتند.موفقیت وی در نزدیک به سی نبرد مختلف حتی باعث شهرت و مقبولیت هر جه بیشتر وی در گوریو شد. بعد از بازگشت به کره او به طور وظیفه شناسانه ای پادشاه گونگ مین را از مشکلات داخلی که سلسله یوان آنها را تجربه می کرد آگاه کرد و این ایده را در ذهن پادشاه به وجود آورد که زمان خوبی برای پس گرفتن بعضی مناطق شمالی که قبل ها توسط مغول ها تصرف شده بود؛ فرا رسیده است.چویی شخصا هشت شهر بزرگ در غرب رودخانه یالو را پس گرفت.او داروغه مغول- کره ای منطقه سانگ سئونگ را با حمله ای در منطقه وون سان کنونی دستگیر کرد.داروغه تسلیم شده سانگ سئونگ کسی نبود جز “یی جاچان” که پسرش معاون داروغه یعنی (پادشاه تائجو از )موسس آینده سلسله بود.چندین سال بعد وی صدها کشتی دزدان دریایی ژاپنی را که در حال حمله به سواحل غربی بودند و همچنین “راهزنان چینی با روپوش های قرمز” که تعدادشان بیشتر از صد هزار نفر بودند را شکست داد.او مختصری به عنوان شهردار پیونگ یانگ خدمت کرد. تلاش های وی در افزایش تولید محصولات و فرونشاندن قحطی باعث توجه فزاینده به وی به عنوان یک قهرمان ملی شد.در سال ۱۳۶۴ وی زمانی که یک وزیر قدرتمند با نام” کیم یونگ آن” سعی در براندازی حکومت پادشاه گونگ مین به دلیل اعلام استقلال گوگوریو از یوان داشت ،بیشتر متمایز شد.چوی یو (یک کره ای خائن و دوست کیم یونگ آن در دربار مغول،با اشتباه نشه)که به وسیله یوان منصوب شده بود؛ با ده هزار سواره نظام مغول به قصد براندازی پادشاه یاغی به کره هجوم برد. نیروهای خود را جمع کرد و واحد نظامی ده هزار نفری مغول ها را شکست داد.این پیروزی نهایی باعث استقلال سلسله گوریو از مغول ها در سال ۱۳۶۴ شد.در سال ۱۳۶۸ زمانی که سلسله جدید مینگ پیشنهاد ائتلافی بر علیه مغول های یوان را داد؛ پادشاه گونگ مین به چویی یونگ دستور داد تا به باقی مانده گروه سربازان محافظ مغول در منچوری حمله کند.چویی یونگ در شمال رودخانه یالو عملیات نظامی انجام داد و دژ “اورو” و شهر لیائویانگ را در سال ۱۳۷۰ تصرف کرد اما این پیروزی به یک توافق دائمی نینجامید.

افشاگری و رستگاری:بر طبق خوابی که پادشاه دیده بود پیش گویی شده بود که یک راهب بودایی زندگی وی را نجات خواهد داد.بر این اساس وی راهبی به نام “شین دون” را ترفیع مقام داده و به وی اجازه تاثیر گذاری قابل ملاحظه ای در دربارش را داد.در ابتدا تلاش های طاقت فرسای شین دون برای بهبود زندگی کشاورزان و روستائیان با مخالفت های شدید وزرا مواجه شد اما با حمایت پادشاه بعدها شین دون فساد و ظلم را گسترش داد.چویی که قطعا با فساد در کشور مخالف بود؛ خودش را در تضاد با شین دون یافت و بعدها شین دون با طرح ریزی اتهام غلط بدرفتاری بر علیه چوی یونگ وی را محکوم به تبعید شش ساله کرد و حتی او را تا آستانه اعدام پیش برد.اما بعد از فوت شین دون در سال ۱۳۷۴،پادشاه چوی یونگ را دوباره به مقام قبلی اش منصوب کرد و از وی خواست تا با آماده سازی یک ناوگان به نبرد با دزدان دریایی ژاپنی و حذف باقی مانده نیروهای مغول در جزیره ججو بپردازد.او با مقاومت سرسختانه ای از مدافعین مغول که در بالای صخره های بلند و مرتفع در طول خط ساحلی مستقر بودند مواجه شد.به دلیل شکست های متعدد در تصرف صخره به دلیل تیر اندازی دشمن گفته می شود چوی با نفوذ از عقب به وسیله اولین استفاده از کایت های بزرگ حامل چتر بازان سرباز در جهان موفق شد جزیره ای که مدت ها تحت اشغال بود را پس بگیرد.سپس در سال ۱۳۷۶ دزدان دریایی ژاپنی در گوریو پیش رفتند و شهر گونگجو را تصرف کردند.با دستور العمل ساخت باروت های جدید و اولین استفاده از تفنگ های دریایی در جهان که توسط دانشمندی به نام چوئه مو سئون به دست آمده بود؛ ژنرال چوی یونگ و ژنرال زیر دستش (یی سئونگ گی)توانستند دشمن را تار و مار کرده و سرانجام با شکست دادن دزدان دریایی گونگجو را پس گرفتند.
سال های اخر:در سال ۱۳۸۸ به ژنرال یی سونگ گی دستور داده شد تا از ارتش خود در جهت بیرون راندن باقی مانده نیروهای مغول از شبه جزیره لیائودونگ که گوریو آن را به عنوان سرزمین از دست رفته خود از سلسله گوگوریو قلمداد می کرد استفاده کند.یی سونگ گی با اعزام گروه نظامی به شمال مخالفت کرد و چهار دلیل را برای دفاع از رفتار خود عنوان کرد.اولا:یک کشور کوچک نباید به یک کشور بزرگتر حمله کند زیرا آن در تضاد با نظم جهان در مکتب کنفسیوس است.دوما:نبرد در فصل کشاورزی(تابستان)نامطلوب است و باعث برداشت ضعیف محصولات توسط کشاورزان می شود.سوما:با حجم زیادی سربازانی که راهی شمال می شوند دزدان دریایی ژاپنی در جنوب آزادی عمل زیادی خواهند یافت.چهارما: باران های موسمی کارایی کمان های ترکیبی که سلاح اصلی ما هست را کاهش می دهد و باعث گسترش بیماری های واگیر دار در کمپ نظامیان می شود.
با این حال ژنرال چویی با حمایت پادشاه دستور حمله را صادر کرد.با دانستن این نکته که وی از حمایت مقامات رده بالا و ژنرال های ارتش برخوردار است؛ یی سونگ گی تصمیم گرفت به پایتخت (کائه سونگ ) برگشته و یک کودتا را راه اندازی کند.این اتفاق بعدها با عنوان “عقب نشینی ویهوادو” مشهور شد و اولین نشانه تغییر حکومت از گوریو به چوسون نیز بود.

زمانی که یی سونگ گی به پایتخت برگشت چویی یونگ نبردی شجاعانه در قصر انجام داد اما به وسیله نیروهای یی از پای در آمد.چویی شکست خورده و دستگیر شد و به گویانگ تبعید شد.بعدها سر چوی یونگ به دستور یی سونگ گی از بدنش جدا شد.قبل از اعدام او جمله ای بر زبان آورد:”هیچ چمنی بر بالای مقبره من رشد نخواهد کرد زیرا من بی گناه هستم و هیچ چیزی برای پنهان کردن از آسمان ندارم.”
چویی به خوبی پیش بینی کرده بود که به علت مرگ ناعادلانه وی چمن ها هرگز بر بالای مقبره وی رشد نخواهند کرد. به طرز شگفت انگیزی چمن ها تا سال ۱۹۷۶ (چهل سال پیش!) هرگز بر بالای مقبره وی رشد نکردند و این موضوع با نام “جئوک بان” (مقبره قرمز) به خاطر خاک قرمز مقبره وی شناخته می شود.
چویی یونگ همچنین نام ناوشکنی کره ای است که هم اکنون در نزدیکی آب های لیبی حضور دارد.این ناوشکن اخیرا موفق شد نفت کش نروژی را که به وسیله دزدان دریایی سومالیایی ربوده شده بود نجات داده و برگرداند.همچنین این ناوشکن برای تخلیه سی و دو کره ای که در آب های لیبی در یک کشتی به گل نشسته بودند استفاده شد.
پایان

دسته بندی مطلب: تاریخ باستان + تاریخ تمدن کره باستان

امیر سیروس پور

امیر سیروس پور هستم.علاقمند به تاریخ شبه جزیره ی کره.امیدوارم بتونم کمکی در شناخت تاریخ این منطقه ی کهن بکنم.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

دنبال کردن
avatar
wpDiscuz