تحولات فرهنگی- دینی و سیاسی دورۀ زمامداری آمنوفیس سوم

4464cc5b49c1b0219d3e576c85afe07f.jpg (300×452)

منابع دورۀ زمام داری این را دورۀ شکوه و پیشرفت و تحول  همه جانبه در مصر دانسته و او را «» و سازش نام نهاده اند. آمنوفیس سوم[۱]  از سال ۱۴۰۲ تا ۱۳۶۴ پیش از میلاد مسیح سلطنت کرد. کرونیست ها و کارشناسان تاریخ مصر باستان سی و هشت سال زمام داری این فرعون را عصر آرامش برای مصریان قلمداد کرده اند. ابتدا بر منطقۀ «کاروی»[۲]  واقع در ناحیه «نپاته»[۳] تا مرز «نهرینه»[۴] که دیوار به دیوار سرزمین میتانی بود، صلح و آرامش حاکم بود، ولی این آرامش را همسایگان سوری وهیتی برهم زدند. فرمانروایان هیتی جهت پیوستن و سهیم شدن در قدرت فرعون مصر، دو شاهزاده (پرنسس) و هدایای ارزشمند را به حرمسرای آمنوفیس سوم فرستادند. این دو شاهزاده هیتیایی عبارت بوده اند از : «گیلوخپا»[۵] و «تادوخپا»[۶]. فرعون این هدایا را پذیرفت وخیال مصریان را از ناحیۀ کشور هیتی آرام و راحت کرد، ولی سوری ها به مزاحمت های خود ادامه داده و اقوام دریایی را نیز با خود همراه کرده و با فرعون و منافع او به مقابله پرداختند. اقوام دریایی  دارای استحکاماتی در سواحل نزدیکی سوریه بوده و کاروان های تجاری و کشتی های باربری را پیوسته زیر نظر داشته و آنها را به ضرورت غارت می کرده اند. این اقوام اظهار می کرده اند که با این کار از تجاوز کشتی ها به حریم دریایی  قلمرو خود جلوگیری می کنند و این استحکامات حفاظتی را برای حفظ امنیت سواحل دریا برقرار کرده اند. این دزدان دریایی به این ترتیب منطقه را به کلی ناآرام کرده بودند بر سواحل سرزمین لیبی نیز قتل و غارت حاکم شده بود.

در به شخصی با نام «ماش وش»[۷]  نام برده شده استکه از اهالی (مرمره)[۸] بوده و زمام داران آنها پانصد سال بعد بر مصر فرمانروا شدند. این علامت تهدید کننده ای برای فرعون به شمار می آمد که علی رغم روحیۀ ورزشکاری اش، به دنبال ماجراجویی نبوده است. فرعون این مزاحمت ها را ناچیز تلقی می کرد و عکس العملی  در برابر آن از خود نشان  نداد. فرعون آمنوفیس سوم دارای توان جسمی فوق العاده و ورح و روانی سالم بود و این امر از روی تندیس های  سنگی او به آسانی قابل تشخیص بوده است. در آن زمان مصر تحول و شکوفایی اقتصادی قرار داشت و راه پیشرفت و ترقی را می پیمود. نقشی از آمنوفیس سوم در دست است که وی در شکارگاه میان چند شیروگاو های وحشی  در حال پیکار پیروزمندانه  بوده است. با تمام این تفاصیل او را نمی توان جنگجو نامید و به میدان مبارزه کشاند. این فرعون غفلتاً خود را فرمانروای جهان نامید بود، علی رغم اینکه روحیۀ او با چنین ادعایی سازگاری نداشت، ولی به وی این نسبت اغراق آمیز را داده اند. بدیهی است که کسب منافع جاری مصر، یک برنامۀ سنتی برای بود و قابل چشم پوشی نبود. فرعون برآن شد که هرجا مصریان زندگی می کنند، معابد خدایان مصری ساخته شود وهر جا که در قلمرو فرعون قرار دارد، قوانین مصریان به وسیلۀ مأموران مصری به اجرا درآید.

در رفتار مصریان با زمام دارانی که باجگزاران فرعون شده بودند، هیچ گونه تغییری به وجود نیامد. در این فاصلۀ زمانی میتانی ها که پیوسته نسبت به فراعنه سرجنگ داشته و انتقامجویی می کرده اند، به متابعت فرعون درآمده و فرمانروای هیتی نیز همانگونه که اشاره شد به فرعون پیوسته بود. در یادداشت ها، اسناد تاریخی و شرح فتوحات این فرعون هیچگاه سخن از توطئه ای جمعی علیه او در آسیا به میان نیامده است. ثروت بیکران مصر، موجودی زیاد طلا در گنجینه های فرعون، مناسبات سیاسی خوب و کنترل و نظارت مستقیم بر تردد کالاها در بنادر فنیقیه، کفایت می کرد که فرعون دیگر به جایی از جمله کشور های مستقل آسیایی برای کسب غنایم و گرفتن باج و خراج حمله نکند. حتی او مشکلات داخلی نیز نداشت و در دربار علیه او کسی دست به اقدامی توطئه آمیز نمی رد. تعادل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی – دینی  میان تب و ممفیس یعنی مصر علیا و مصر سفلا نیز برقرار بود.

بر ممفیس یک صاحب منصب درباری مورد اعتماد فرعون فرمانروا بود و مقابر بزرگان مصر در ساکارا که تعطیل شده بود، دوباره باشکوه و احترام کامل بازگشایی شد. ممفیس به این ترتیب با آنهمه توانایی و تحول و زیبایی به صورت دومین پایتخت فرعون درآمد.

قدرت حکومت با احتیاط فراوان برآن شد که ملکۀ مصر را با آمنوفیس سوم در ادارۀ امور کشور شریک کند. این فرعون بانو در واقع همسر آمون نیز تلقی می شد و به این وسیله مشرویت دینی نیز در کنار مسئولیت سیاسی به دست می آورد. آمون در رأس خدایان قرار داشت و در بتخانه های مصریان تندیس آمون پیوسته در ردیف نخستین ایستاده بود. دو تن از پسران پادشاه به رهبری امور دینی در ممفیس و هلیوپولیس انتخاب شدند و فرعون بالاترین مقام دینی را به کاهن اعظم ممفیس اعطا کرد و به این ترتیب تعادل میان تب و ممفیس با این اقدام فرعون برهم خورد. فرعون هوشیار و صلح طلب یعنی آمنوفیس سوم پیوسته با تصمیم گیری های به موقع خود، این بار نیز اجازه نداد که معادلات اخلاقی، دینی و فرهنگی جامعه به سود یا به زیان یکی از بخش های مصر یعنی مصر علیا و یا مصر سفلا برهم خورد.

آمنوفیس سوم گرچه وارث مشکلات و مسائلی از دوره های گذشته بود، ولی خود مشکلاتی را برای اخلاف خود باقی نگذاشت. او به همۀ شئونات جامعه و کلیۀ اقشار مردم توجه داشت و در برابر کاهنان اعظم نیز ضمن  حفظ احترام به آنان به عنوان متولیان معابد و امور مربوط به خدایان ، قلمرو اختیارات و مسئولیت های آنان را به طور مستمر زیرنظر داشت. آمنوفیس سوم شمار قابل توجهی از متخصصان و صاحبنظران را به عنوان کارشناسان همه امور لشکری، کشوری ، فرهنگی، دینی، اقتصادی … در کنار خود داشت و پیوسته با آنان پیرامون مسائل فوق به رایزنی می پرداخت. فرعون مورد بحث به اموردیوانی توجه داشت و قوانین مصریان را عادلانه برای آحاد مردم مصر به اجرا درآورد. وی بر مالیات های کشاورزان، دامپروران و دیگر تولیدکنندگان چیزی نیفزود و پیوسته می کوشید تا کلیۀ اقشار جامعه را از فرعون و اطرافیانش راضی نگه دارد.

سیاست های جدی او در زمینۀ ساخت و ساز آنچنان موفق بود که مورخان آن را تحسین انگیز و به یادماندنی  دانسته اند. وی از دوران زمام داری خود آثار ارزشمندی در این زمینه به یادگار گذاشته است. این سیاست با شکوفایی اقتصاد زمان وی سازگاری و هماهنگی کامل داشته است . وی همانگونه که پیشتر اشاره شد، بر بسیاری از امور اقتصادی و فرهنگی همانند امور سیاسی اش اشراف داشت و در امر ساخت و ساز و به ثمر رساندن برنامه های عمرانی اش صاحب نظر بوده است. آمنوفیس سوم هنرمندانه بر ادارۀ امور سیاسی و حکومتی نظارت می کرد و به رفاه و آسایش همۀ اقشار جامعه عمیقاً می اندیشید. کارگاه ها و مراکز تولیدی را فعال نگهداشت و به ویژه صنعت شیشه را در مصر رونق داد. زنان در کارگاه های لوازم زینتی و صنایع ظریف و دستی نقش اساسی داشته و برخی از زنان به مقام استادی و سرپرستی کارگاه محل کار خود رسیدند. آمنوفیس سوم صنایع کوچک و مراکز تولیدی ساده رابه صورت کارگاه های بزرگ و تولید کننده های  برجسته درآورد که بخش قابل توجهی از اقلام صادرات مصر را تأمین می کرده اند. او سیاست تاکنون بی سابقه ای را در عرصۀ اقتصاد تولیدی مصر به اجرا درآورد، بدین صورت که تولید کنندگان  کالاهای مرغوب و کارگران مبتکر و پر تلاش را به طور مرتب مورد تشویق قرار می داد و برخی از آنان را به صورت سهام داران و مسئولان کارگاه های محل کارشان درآورد. سیاست های تحول گرایانه و اصلاح طلبانۀ وی از ابتکارات تنها این فرعون برجسته نبود، بلکه دیگر فراعنۀ مصر نیز کم و بیش در این رمینه ها اقداماتی را صورت داده اند که تاریخ مصر باستان آنها را در خود ثبت کرده است. وی در برخی معابد اقدام به مرمت های اساسی و تکمیل ساختمان های این اماکن نمود. در معبد لوکسور، صحن معبد را توسعه داد و چندینراهرو در فاصله و مسیر ستون های اصلی معبد احداث کرد و به این وسیله گنجایش معبد را برای پذیرفتن زائران بیشتر افزایش داد. ملاک و معیار کار آمنوفیس سوم در متحقق کردن این طرح ها و به اجرا درآوردن آنها بهره گیری از ذوق و سلیقه و ابتکار طراحان و هنرمندان مصری بوده است. وی به ساختن بناهای بزرگ و پاکسازی مصر از خرابه ها و بناهای آسیب دیده معروف شده بود. او در همین شهر لوکسور که خیلی مورد توجهش بود، تأسیساتی را به معبد افزود و در ساختن نمای بیرونی آنها از سنگ گرانیت استفاده کرد. این اقدامات بعد ها مورد تحسین از سوی رامسس دوم قرار گرفت و به آن می بالید. او بنای غول آسایی را در کارناک ساخت که مصریان آن را در فهرست تأسیسات فرهنگی زمان آمنوفیس سوم ثبت کرده اند.پیرامون این بنا خیابان عریض احداث شده و بر زیباسازی آن فرعون شخصاً نظارت می کرد. در چند نقطه اطراف این بنا و محل درهای ورودی مجسمه های زیبایی از سنگ های محکم و زیبا چون کوارتس[۹]  برقرار کرد. وی یکی از معابد قدیم مصریان به نام معبد مونتو[۱۰]  را از نو ساخت و نام آن را زنده کرد. سرتاسر بولوار شهر تب را با بناهای کوچک و بزرگ تنوع و تازگی داد که بعدها جزو یادمان های زمان وی به شمار آمده اند. در درۀ معروف به «کورنت- مورای» خانه های زیبا ساخته شد که جلوه ویژه ای به آن دره می داده است. این دره بعدها به عنوان گورستان ویژۀ کارمندان دولت مورد استفاده قرار گرفت. این نخستین بار بود که کارمندان دولت دارای گورستان منحصر به خود می شدند. در محل این گورستان باشکوه و زیبا معبدی به نام آمون که از عظمت و جلال کم نظیری برخوردار بود، ساخته شد. زیارتگاه پیرامون معبد در همان زمان در مصر و بین النهرین مانندی نداشته است.

[۱۱] خدای مردگان ممفیس نیز گسترش یافت و زیباسازی شد. زیبایی این معبد از سوی کارشناسان افسانه ای توصیف شده است. بر دیوارهای بلند این معبد کتیبه ها و الواحی با رعایت ارتفاع از سطح زمین نقر و نصب شده است که محتوای الهی – عرفانی دارند. در آنجا صدها مجسمه از ارباب انواع که شماری از آنها متعلق به «سخمت»[۱۲]  «الهه شیر»[۱۳] در فرم ها و جهات مختلف و صحنه هایی که مصریان در برابر این الهۀ خشمگین و خطرناک ادای سوگند می کنند، به چشم می خورد.

ده ها مجسمه از انواع سگ ها، تندیس های زمام داران و هیولاهای عجیب و غریب و شماری تصاویر و چهره های شگفت انگیز این محوطه را پر کرده است. تندیس های جانوران غول آسا که بر سکوهایی مستقر شده اند، مسئولیت نگهبانی را به عهده داشته اند. تندیس دوتا از این نگهبانان که از آن عظمت حفاظت می کرده اند، هنوز هم وجود دارد. در فاصلۀ معبد متعلق به دورۀ زمام داری آمنهوتپ[۱۴]  و معبد کوچک زمان فراعنه توتموزیس ها (توتمس ها)، مناطق مسکونی احداث شده اند. در همین فضا کارگاه های تولیدی نیز احداث شده که شاغلان ساکن در این مناطق مسکونی در آنها به کار تولیدی مشغول بوده اند. فضای بیرونی و دیوارهای سرتاسر این معبد که در زمان آمنوفیس دوم ساخته شده بود، به وسیلۀ آمنوفیس سوم به مناسبت سالگرد به تخت نشستن این فرعون مرمت و زیباسازی شد.

تقریباً دو کیلومتر دورتر به طرف جنوب بنای مخصوص و زیبایی برپا شد بود که دربار پادشاه بوده است و فرعون به هنگام حضورش در این منطقه در آنجا بار عام می داده است.نام این بنا «خانۀ کرۀ فروزان و درخشان خورشید» بوده است. در کنار این بنا دریاچۀ مصنوعی زیبایی ساخته شده بود که به «»[۱۵] معروف است. در جوار این بنای کاخ مانند، ساختمان زیبا و باشکوهی ساخته بودند که جایگاه زنان فرعون بود، نه اقامتگاه دائمی آنان. زنان فرعون تنها به مناسبات هایی در آن ناحیه حضور پیدا می کرده اند. نام این ساختمان «خانۀ شادی و شادمانی» بوده است.

در برابر این ساختمان که مردم با رعایت فاصلۀ نسبتاً قابل توجهی از کنار آن عبور می کرده اند، معبدی که تندیس عظیمی در آن از آمون مستقر بود و چهارمتر ونیم ارتفاع داشته است، بنا شده بود. این تندیس از جنس سنگ دیورنت[۱۶] بوده است. شکوه و جلال این مجموعه به هنگام برگزاری مراسمی چون سالگرد به قدرت رسیدن فرعون و یا موفقیت ها و مناسبت های دیگر، بیشتر جلوه گر می شده است. جشن های سوکاریس نیز انگیزه و مناسبتی بود که این مکان با عظمت میزبان شرکت کنندگان در آن جشن می شد. بر دیواره ها و ستون ها و نقوش حک شده بر صفحات، سنگ های گرانیت خاکستری رنگ و نقوش و تصاویر زیبا در اندازه های مختلف که همگی پدید آوردۀ دست هنرمندان با ذوق و مورد تأیید آمنوفیس سوم بوده است، نصب گردیده بود.

150px-Anc_Egyp-Osiris.png (150×240)

هر زمان این بناها و فضاهای پیرامون آن گسترش داده می شد، مجسمه های جدیدی نیز به این مجموعه افزوده و تعداد نقوش و تصاویر حک شده بر سنگ های زیبا از جمله بر صفحات گرانیت خاکستری بیشتر می شده است. بناهای غول آسا در روزگاران باستان در ناحیۀ اسوان[۱۷] و جبل احمر[۱۸] امروزی بوده است. ناحیۀ امروزی جبل احمر همان هلیوپولیس قدیم بوده است و برپا کردن چنین عظمت و فضای باشکوه نشان می دهد که نبوغ و ابتکار طراحان و سازندگان این آثار تا چه اندازه بوده است. پیش از ایرانیان، بابلیان، سومریان و مقدونیان، مصریان عناوین «خورشید فرمانروایان»، «فرمانروای فرمانروایان»… و مانند آن را به کار می برده اند، به ویژه در زمان هایی که فراعنۀ مصر پیروزی هایی را کسب می کرده اند. در هر ناحیه ای که پروژه های ساختمانی بزرگ توسط فرعون در نظر گرفته می شد، آن ناحیه دارای رونق اقتصادی و اجتماعی بیشتری می شد. نیروی کار زیباسازی خیابان ها و گسترش تأسیسات رفاهی و ساختمان های دولتی و… موجب رفت و آمدهای بیشتر شده و طبعاً آن ناحیه هم مورد توجه فرعون قرارمی گرفت و هم مردم آن ناحیه از امکانات بیشتری نسبت به گذشته برخوردار می شده اند.

فراعنۀ مصر تنها به زیباسازی، گسترش فضای عمومی و ساختن بناهای جدید و عظیم در سرزمین مصر بسنده نمی کرده اند، زیرا فرعونی چون آمنوفیس سوم در سرزمین دیگری نیز که به زیر فرمان مصر قرار داشته یا حتی تحت الحمایۀ مصر بودند، نیز چنین اقداماتی را انجام می داده اند. مورخان و کرونیست ها این امر را تبلیغ برای حکومت فراعنه به شمار آورده و آوازۀ فرعون وقت، در راستای عمران و آبادانی و پرداختن به مسائل و مشکلات سرزمین های دیگر، بدینوسیله گسترش می یافته است.

از جملۀ این سرزمین ها نوبی را می توان نام برد. چنین اقداماتی در سودان، لیبی و حبشه نیز توسط فراعنه در پیش گرفته شده است. در سرزمین نوبی به دستور آمنوفیس شهر جدید و زیبایی به نام «سولب»[۱۹] ساخته شد و خدایگونه آمون- رع را به عنوان نگهبان آن در نظر گرفتند. مصریان به استناد اسناد و مدارکی که از بایگانی های کاخ فراعنه و معابد به دست داده اند، در این هنگام از خدایگونۀ ماه در هماهنگی با نام فرعون آمنوفیس پس از خدایگونۀ خورشید تحت نام آمون- رع نام برده اند. در شهر سولب در نوبی به دستور فرعون آمنوفیس معبد باشکوه و عظیمی که از نظر زیبایی و جلال کم نظیر معرفی شده است به نام «خدایگونۀ ماه»[۲۰] ساخته شد. در یک جمع بندی کوتاه می توان گفت که سلسله اقدامات عمرانی و تأسیس بناهای با عظمت در هر عرصه ای توسط این فرعون بی شمار گزارش شده است.

کرونیست ها، مورخان و مصر شناسان همه براین باورند که آمنوفیس سوم در طول ۳۸ سال زمام داری اش به اندازه ای اقدامات بزرگ و اساسی  در مصر انجام داده است که از حد و شمار بیرون است. ساختمان های مجلل و شکوهمند، معابد با عظمت و زیبا و دیگر یادمان های متعلق به دورۀ زمام داری این فرعون بیشترین صفحات فهارس کارهای عمرانی فراعنه را به خود اختصاص داده است.

در دربار این فرعون دو شخصیت برجسته و نامدار، به طور ویژه درخشیده اند، یکی از آنها ملکۀ «تژه»[۲۱]  که دختر یکی از صاحبمنصبان بزرگ مصری به نام «اخمیم»[۲۲] بود. پیوسته نام او بر روی ظروف و اشیاء مورد استفادۀ درباریان و بزرگان مصر در کنار نام فرعون آمنوفیس سوم حک شده و نقش بسته بود، و حتی زیور و زینت آلاتی که مصریان و به ویژه زنان مصری از طبقات اشراف، نجبا و ثروتمندان استفاده می کرده اند، مزین به نام او بوده اند. نام او همیشه بر روی آثار و یادمان های رسمی کشور حک شده بود. این ملکه و همسرش معبدی در شهر سدینگا[۲۳] در حومۀ شهر سولب ساختند که ویژۀ ستایش و نیایش این ملکه بود. اعضای درجه یک خانوادۀ او و به طور دقیق پدر و مادر این ملکه اجازه یافتند که جسدشان در درۀ سلاطین و گورستان مخصوص درباریان که ویژۀ خانوادۀ فرعون بود، دفن شوند. در این مقطع از تاریخ مصر آمنهوتپ پسر هاپو[۲۴]  از نسل های پیشین خانوادۀ وی و منتسب به دودمان فرعون را، ابتدا یک چهرۀ مقدس و سرانجام او را در حد یک رب النوع ارتقاء مقام دادند. آمنهوتپ برخاسته از شهر آتری بیس[۲۵] واقع در مصر سفلا بود. وی در زمینۀ ساختن تندیس های عظیم تخصص داشت. او تندیس های خود را از کوارزیت[۲۶] می ساخته است.

وی  (آمنهوتپ) به عنوان یکی از دوستان خانوادۀ فرعون که خود برخاسته از تباری خوشنام و آبرومند بود یکی از معدود متخصصان مصری در زمینۀ حرفه خود بود که پیوسته او را به رایزنی می خوانده اند. وی در اندرزهای خود گویا به اسراری در زمینۀ هنر و آیین های مصریان آگاه بوده است، که دیگران نمی دانسته اند. او در زمان خود از شخصیت های نادر مصر به شمار آمده است. آمنهوتپ از نظر دینی انسانی عمیقاً متعصب بوده است. او خود را به تدریج به عنوان واسطه و رابطۀ میان آمون و مردمان مصر در اساطیر مصر باستان گنجاند.  

او نخستین کسی بود که خارج از خانوادۀ فرعون حاکم و زمام دار وقت مصر به عنوان وارث تاج و تخت[۲۷] مصر به رسمیت شناخته شد. از دورۀ آمارنا[۲۸] به بعد چنین شخصیت نیرومند، متنفذ و هنرمندی که به مقام وراثت فرعون برسد در مصر شناخته نشده است. فرعون وقت به اندازه ای به او دلبستگی پیدا کرده و وی را گرامی داشت که اجازه داد در جوار آرامگاه خود، مدفنی برای آمنهوتپ بسازند و سرانجام آن را به معبدی مبدل سازند که «معبد آمنهوتپ متوفی» نامیده شود. وی بیش از هشتاد سال زندگی کرد و از دنیا رفت و مصریان را در سوک عظیم و عمیق خود نشاند. وی در سال ۱۳۷۱ پیش از میلاد مسیح مصادف با نخستین مراسم جشن های به تخت نشستن فرعون،  از دنیا  رفت. آمنهوتپ در همین موقع مسئولیت برگزاری این جشن ویژه و با شکوه را به عهده داشته است و به یقین در کمال هوشیاری و توان جسمانی توانسته است بر کلیۀ امور این مراسم مجلل نظارت کرده و خاطر فرعون و فرعونیان را شاد و خورسند نماید.

آمنهوتپ متخصص و کارشناس برجسته ای در زمینۀ کتیبه ها و کتاب های دینی مصریان باستان بوده است . در یکی از روایات  مصریان آمده است که وی مؤلف متنی دینی و اخلاقی در زمان آمنوفیس سوم بوده است و توان مطالعۀ نوشته ای در زمینۀ آیین ها و مراسم ویژۀ مردگان را که در اهرام نگهداری می شده داشته است. این متن و نوشته های فوق در ابیدوس نگهداری می شده است.  توان و به اصطلاح سواد ادبی او در کتیبه هایی که بر مجسمه و دیگر یادمان ها نصب کرده اند، منعکس شده است. وی از سوی مصریانی که در زمینۀ ادبیات کلاسیک مصر تبحر، تجربه و مهارت داشته اند عمیقاً ستوده شده است. از مهمترین آثار منتسب به او که دبیران و نویسندگان پس از وی به هنگام بازنویسی و تکثیر آنها از او یاد کرده اند عبارتند از: دانش و آموزش مریکاره[۲۹]  و تاریخ سینوهه[۳۰].

کاربرد زبان امپراطوری میانه (زبان مصری میانه)[۳۱] از زمان آغاز اصلاحات خاندان آمازیس ها (آموزیس ها) برای نقر الواح و کتیبه ها متداول شده و کاربرد پیدا کرده بود. این خط  و زبان مصر میانه به تدریج در امور دیوانی و اداری و مکاتبات خصوصی مردم مصر نیز مورد استفاده قرار می گرفت، اگر چه برخی از نامه های شخصی مصریان و دیوانیان به زبان کلاسیک مصری که آمیخته ای از زبان و خط مصری جدید[۳۲] و زبان کلاسیک مصریان بود، به رشتۀ تحریر در می آمده است. از سویی برای پی بردن به تخصص و توانایی های بی نظیر آمنهوتپ باید به یادمان های و آثار مکتوب متعلق و منتسب به آمنوفیس سوم مراجعه کرد تا مطالعه کننده دریابد که این شخصیت در تاریخ ادبیات ، هنر و اندیشۀ مصریان بی همتا بوده است. آنگاه که وی به قدرت رسید (آمنوفیس سوم) نخستین اقدامش  بزرگداشت آیین های مربوط به خدایان مصر بوده است. وی بر آن شد که فرهنگ و هنر مصریان را در قالب سنتی و تحسین برانگیز خود جای دهد. او از سقوط اخلاق مصریان  و تضعیف و کم رنگ شدن معیارهای اخلاقی مصریان به شدت جلوگیری کرد.

_4j2200759014259arc_pht.jpg (832×590)

آمنوفیس سوم طی سی و هشت سال زمام داری اش خدماتی را به مصریان ارزانی داشت که تاریخ مصر و مصریان هرگز آن را از یاد نبرده اند. ناگفته نماند که چهره هایی مانند آمنهوتپ در کنار این فرعون به عنوان شخصیتی  با فضیلت، دانشمند و هنرمند با دلسوزی ، فرهیختگی و صداقت، فرعون را در همۀ ابعاد هدایت و حمایت می کرده اند. آمنهوتپ با مرگ خود در سال ۱۳۷۱ پیش از میلاد مسیح، فرعون و خانواده اش را بیش از هر مصری دیگر اندوهگین کرد. این همکار و دوست دانشمند فرعون در فهرست نوابغ تاریخ علم و هنر در جهان باستان قرار گرفته بود و آمنوفیس سوم بخش قابل توجهی از پیشرفت ها و موفقیت های خودش را مرهون و مدیون او می دانسته است. کاهنان معابد مصر در بخش شمالی و جنوبی مصر او را مظهر خرد، انسانیت ، هنرمندی و… به شمار آورده اند.

پیشرفت های هنری و فرهنگی مصریان در زمان این فرعون به مرحله ای از تعالی و تکامل رسیده بود که قرن ها پس از وی هرگاه مصریان به فرهنگ و سنن ملی  و منزه خود اشاره می کرده اند، به این عناصر در دورۀ آمنوفیس سوم می اندیشیده اند.  وی به جای جنگ با حوریان ، با آنان مناسبات فرعنگی و تجاری داشته. هم اکنون  نامه هایی که میان وی و زمام داران حوری  مبادله شده و در زمینۀ ساختن ارابه های جنگی و واگن های حمل و نقل کالا بوده است[۳۳] ، در دست پژوهشگران و مورخان می باشد. این نامه ها و مکاتبات نشان می دهد که حوریان نیز در صنایع فلزی دارای پیشرفت و در نتیجه همکاری با مصریان بوده اند. در نزد مورخان و مصر شناسان آمنوفیس سوم به فرعون اعتلادهندۀ هنر و فرهنگ مصر باستان معروف شده است[۳۴]. در منابع تاریخی مصر باستان آمده است که این فرعون بیشترین پیمان صلح را میان مصر و دولت های دیگر منعقد کرده و ثروت، سرمایه و نیروی انسانی مصریان را در جبهه های جنگ به هدر نداده، بلکه این عناصر را در راه پیشرفت کشور و رفاه مردم مصر به کار گرفته است.

وی افزون بر آمنهوتپ که وزیری فرهیخته ، هنرمند، و در چندین زمینه صاحبنظر و متخصص بود، دانشمندان ، شاعران، نقاشان و اندیشمندان دیگری را نیز در کنار خود داشته و به تشویق و ترغیب آنان در گسترش و پیشبرد علم دریغ نکرده است. آثار ادبی به جای مانده از زمان این فرعون بیانگر واقعیات بالا می باشد که فرعون مورد بحث از خود به یادگار گذاشته است.

مصریان در دورۀ زمام داری او هم دین خود را داشته و هم دنیای خود را داشته اند. نه تنها مردم مصر بلکه روحانیان مصر نیز به خاطر خدماتی که این فرعون به معابد و اماکن دینی کرده است، برایش  احترام فوق العاده قائل بوده اند. مصرشناسان براین عقیده اند که زمام داری او و خدمات هنری، فرهنگی اش و رساندن مصریان به زندگی مطلوب و متعالی نشان می دهد که فراعنۀ سلف وی تا چه اندازه  در این زمینه ها سستی و قصور به خرج داده اند. افزون بر روابط تجاری و صنعتی، مناسبات فرهنگی وی نیز با سرزمین های دیگر از جمله با کشورهای بین النهرین دارای عمق و پیشرفت قابل ملاحظه ای بوده است. کرونیست ها در این زمینه  سخن از همکاری های علمی در زمینه های هیئت، نجوم، پزشکی، ریاضیات و حتی فلسفه و دیگر علوم عقلی و انسانی به میان آورده اند.

[۱] . Amenophis III. (1402-1364 v.Ch)

[۲] . Karoy

[۳] . Napata

[۴] . Nahrina

[۵] . Giluhepa

[۶] . Taduhepa

[۷] . Masch wesch

[۸] . Mormarica

[۹] . Quarz

[۱۰] . Monthu – Tempel

[۱۱] . Sokaris

[۱۲] . Sachmet

[۱۳] . Lowengottin

[۱۴] . Amenhotep

[۱۵] . Briket Habu

[۱۶] . Dioritstein

[۱۷] . Assuan

[۱۸] . Gebel Ahmar

[۱۹] . Soleb

[۲۰] . Mondgottheit

[۲۱] . Teja

[۲۲] . Achmim

[۲۳] . Sedeinga

[۲۴] . Hapu

[۲۵] . Atribis

[۲۶] . Quarzit

[۲۷] . (به زبان قبطیان Erpa (

[۲۸] . Amarna – Zeit

[۲۹] . Merikare (Lehre fur Merikare)

[۳۰] . Geschichte  des  Sinuhe

[۳۱] . Mittelagyptisch

[۳۲] . Neuagyptisch

[۳۳] . Schmockel, Hartmut: Sternstunde der Archaologie, Berlin, 1963.S. 112

[۳۴] .Fischer Weltgeschichte, A. a. O. S. 247

منبع : کتاب تاریخ مصر باستان

نویسنده : دکتر اردشیر خدادادیان

نشر الکترونیکی سایت

دسته بندی مطلب: تاریخ تمدن مصر باستان

بابک زارع

بابک زارع هستم | نویسنده و مدیر وب‌سایت تاریخ ما | از ایام کودکی علاقه بخصوصی به تاریخ (بخصوص تاریخ ایران) داشتم | امیدوارم با مطالبی که با دیگر دوستان در سایت تاریخ‌ما قرار می‌دهیم مثمر ثمر واقع شود.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

دنبال کردن
avatar
wpDiscuz