سامبونگ

متولد سال ۱۳۴۲ که با نام اختصاصی “” نیز شناخته می شود؛ سیاستمداری کره ای در اواخر دوران و اوایل سلسله بود که به عنوان اولین یا اولین رئیس شورای عالی سلسله از سال ۱۳۹۲ تا سال ۱۳۹۸ خدمت کرد.جونگ دو جون حامی و مشاور یی سونگ گی (موسس سلسله ) و همچنین معمار اصلی سیاست های سلسله بود که آن را به صورت سازمانی و ایدئولوژیکی بنا نهاد و با قانونی کردن چهارچوب های سیاست های کشور باعث شد حکومت بتواند پانصد سال بر کشور حکومت کند.
جونگ دو جون در منطقه یئونگ جو در خانواده ای اشرافی به دنیا آمد.خاندان وی تا چهار نسل پیش جزو افراد عادی جامعه بودند و آهسته آهسته توانستند نردبان های پست های دولتی را بپیمایند.پدر وی اولین کسی در خاندانش بود که توانست یک پست مرتبه بالای دولتی را بگیرد.مادر وی یک برده بود که همین امر دست یابی وی به یک مقام سیاسی رو دشوار می کرد.زمانی که پدر جونگ فوت کرد؛ وی هنوز یک پسر جوان بود و با وجود مقام بالای وی؛ او بعد از خودش یک خانواده فقیر بر جای گذاشت و تقریبا هیچ ارثی برای وراث خود بر جای نگذاشت.این تجربه از فقر در دوران کودکی اش به نظر می رسد تاثیر زیادی بر اندیشه های وی گذاشته است.علی رغم تمام مشکلات؛ وی به همراه اندیشمندان پیشروی مانند جونگ مونگ جو دانش جوی استادی به نام “یی جه هیون” شد و هوش نافذ وی شروع به تاثیر گذاری بر سیاست های کره کرد.
یک نقاشی واقعی از جونگ دو جون
رابطه با یی سونگ گی:رابطه جونگ دو جون با یی سونگ گی به عنوان موسس سلسله چوسون بسیار نزدیک بود.رابطه وی با یی سونگ گی با رابطه “ژیان لیان” با امپراطور گائوژو از سلسله چینی هان مقایسه می شود.ایده های سیاسی جونگ دو جون تاثیر ماندگاری بر قوانین و سیاست های سلسله داشت.این دو برای اولین بار در سال ۱۳۸۳ در قرارگاه یی سونگ گی در منطقه هامگیونگ ملاقات کردند.بعد از اینکه یی سونگ گی سلسله چوسون را در سال ۱۳۹۲ تاسیس کرد؛ وی جونگ دو جون را به طور همزمان به بالاترین مقام نظامی و غیر نظامی منصوب کرد و به وی قدرت لازم را برای استقرار سلسله جدید داد.با توجه به امور نظامی،دیپلماسی و آموزش؛ وی سیستم سیاسی چوسون و قوانین مالیاتی را تعیین کرد،کنفسیوسیسم را به جای بودایئت به عنوان مذهب رسمی کشور انتخاب کرد،پایتخت را از گائسونگ به هانیانگ (سئول امروزی) تغییر داد،و سیستم سیاسی کشور را از فئودالیسم به بوروکراسی عالی مرکزی تغییر داد.
جونگ کدهایی از قوانین را نوشت که بعدها به قانون اساسی چوسان معروف شد.او حتی تمامی قصرها،هشت منطقه و بخش های پایتخت را نامگذاری کرد.او در راه آزادی بسیاری از بردگان تلاش کرد و سیاست های مالکیت زمین را اصلاح کرد.
منازعه با یی بانگ وون(پادشاه تجونگ اینده):بعد از اینکه چوسون در جولای ۱۳۹۲ تاسیس شد؛ جونگ دو جون بر سر انتخاب ولیعهد و جایگزین آینده ی یی سونگ گی اختلاف نظر پیدا کرد.یی بانگ وون علی رغم اینکه پسر پنجم یی سونگ گی بود اما کمک های زیادی به پدرش در راه رسیدن به قدرت کرده بود و پیش بینی می شد به عنوان ولیعهد انتخاب شود.اما جونگ دو جون پادشاه تجو را متقاعد کرد که هشتمین پسر خود یعنی یی بانگ سوک که برادر ناتنی یی بانگ وون بود به عنوان ولیعهد منصوب کند.منازعه آنها زمانی شدت گرفت که جونگ دو جون چوسون را به عنوان کشوری می خواست که توسط وزرا اداره شود و پادشاه تنها یک شخصیت سمبلیک داشته باشد در حالی که یی بانگ وون می خواست پادشاهی مطلقی تشکیل دهد که مستقیما توسط پادشاه اداره شود.هر دو طرف از دشمنی بزرگ طرف مقابل آگاه بودند و برای حمله پیش دستانه آماده می شدند.بعد از مرگ ناگهانی سیندوک (همسر یی سونگ گی و مادر ولیعهد)در سال ۱۳۹۸ و در حالی که پادشاه تجو هنوز برای وی سوگوار بود؛ یی بانگ وون با یورش به قصر پیش دستانه حمله کرد و در کودتایی که به اولین نزاع شاهزادگان معروف است؛ جونگ دو جون و حامیان وی و دو پسر سیندوک از جمله ولیعهد را کشت.پادشاه تجو که ناامیدانه کشته شدن پسران و وزرای محبوبش را به دست نیروهای یی بانگ وون تماشا می کرد؛ با حالت بیزاری از مقامش استعفا داد و حتی بعد از اینکه یی بانگ وون با عنوان پادشاه تجونگ به عنوان سومین پادشاه چوسان به تخت نشست؛ از وی عصبانی بود.
برای بخش اعظمی از تاریخ چوسون در مورد جونگ دو جون علی رغم کمک هایی که وی در تاسیس آن کرده بود؛ دید بدی وجود داشت.او سرانجام در سال ۱۸۶۵ به علت آگاه شدن از نقش وی در ساخت قصر دوباره مطرح شد.پیشتر پادشاه جئونگجو (یی سان)یک جمع آوری درباره جونگ دو جون در سال ۱۷۹۱ منتشر کرد.
دوست نزدیک و رقیب جونگ دو جون یعنی جونگ مونگ جو که توسط یی بانگ وون به دلیل وفاداری به گوریو به قتل رسید؛ پس از مرگ توسط یی بانگ وون گرامی داشته شد و علی رغم دشمنی قاطعانه ای که با این سلسله داشت با عنوان نماد وفاداری در طول سلسله چوسون در یادها ماند.
تفکرات جونگ دو جون:

در اواخر قرن چهاردهم سلسله گوریو که رو به افول بود از سیستم فاسد رهبانیت بودائی رنج می برد.دیرهای بودایی از پرداخت مالیات معاف بودند و رهبران بودایئت از ثروت،قدرت و جایگاه تضمین شده در دربار لذت می بردند.در این وضعیت جونگ دو جون در چندین رساله به انتقاد از بودایئت پرداخت که واپسین رساله او به نام “آرایه ای از اعتقادات علیه بودائیت” خلاصه ای از انتقادات بر علیه بودائیت بود.وی معتقد بود که اعمال بودائیان ضد اجتماعی بود و مانع رودرویی شخص با جهان واقعی می شد و همچنین اعتقاد داشت آموزه های بودائیت انسان رو به پوچ گرایی می کشاند.
جونگ معتقد بود دولت و به ویژه پادشاه فقط به خاطر مردم وجود دارند و مشروعیت آنها وابسته به خدمات سخاوتمندانه عمومی می باشد.به همین دلیل بود که وی براندازی گوریو را قانونی می دانست زیرا حکام گوریو مشروعیت خود را برای حکومت از دست داده بودند.
جونگ جامعه را به سه کلاس اجتماعی تقسیم کرده بود:جامعه بزرگی شامل نیروی کار کشاورزی و صنعتگران که رده پایین اجتماعی بودند،دانشمندان که در رده متوسط اجتماعی بودند و ماموران دولتی که مرتبه بالای اجتماعی بودند.وی هر کسی خارج از این سیستم شامل راهبان بودایی،شامان ها (متصدیان مذهب شامانیسم) و بازیگران را به عنوان خطری بالقوه برای بافت جامعه تلقی می کرد.
پایان.
مجسمه ی جونگ دو جون

دسته بندی مطلب: تاریخ تمدن کره باستان

امیر سیروس پور

امیر سیروس پور هستم.علاقمند به تاریخ شبه جزیره ی کره.امیدوارم بتونم کمکی در شناخت تاریخ این منطقه ی کهن بکنم.

دیدگاه بگذارید

3 نظر در "سامبونگ"

دنبال کردن
avatar
مرتب کردن بر اساس:   جدیدترین | قدیمی‌ترین | بیشترین رای
محمد حسین سروپایین
مهمان
محمد حسین سروپایین

نویسنده با فهم بسیار و با هوشیاری از تاریخ شرق کهن گفته و نظر مخاطب را به چالش می کشه.سپاس از این مطب بسیار جالب

پوریا
مهمان
پوریا

سلام اقا امیر خوبی؟ما هم رو میشناسیم.لطفا از اشعار وی هم بگذار(جونگ دو جئون رو میگم)

wpDiscuz