پادشاه جانگسو

پادشاه
بیستمین پادشاه (شمالی ترین امپراطوری کره در زمان سه امپراطوری)بود.او در سال ۳۹۴م به دنیا آمد و بزرگ ترین پسر پادشاه بود.

او در سال ۴۰۸م ولیعهد شد و بعد از فوت پدرش در سال ۴۱۳ و در سن نوزده سالگی پادشاه شد.او بر قدرتمندترین گوگوریو که توسط پدرش و با گسترش وسعت کشور ساخته شده بود؛ فرمانروایی کرد.او همچنین به خاطر ساختن ستون یادبود گوانگ گتو مورد توجه است.معنی لقب پس از مرگی ” طول عمر دراز” می باشد.

سال های اولیه سلطنت:در ابتدا جانگسو بیشتر تمرکز خود را معطوف به تثبیت امپراطوریی کرد که رشدی سریع و ناگهانی را تجربه کرده بود.این رشد نتیجه مستقیم پیروزی های پدرش بود.جانگسو همچنین یک مقبره باشکوه برای پدرش و همراه با آن سنگ قبر با ابهتی به ارتفاع چهار متر که خدمات پدرش بر روی آن حکاکی شده است را ساخت(اکنون این سنگ قبر با عنوان ستون یادبود گوانگ گتو شناخته می شود).برای مراقبت از چنین مقبره ی با ابهت و زمین های آن ۳۳۰ نفر تمام وقت نیاز بودند.جانگسو ۳۳۰ مرد از مناطق مختلف و قبایل باتجربه را برای محافظت و تمیز نگه داشتن دائمی آن فراخواند.این موضوع نشان دهنده ی تقویت موثر امپراطوری گوگوریو و استحکام قدرت پادشاه در زمان جانشینی جانگسو بود.در سال ۴۲۷م وی پایتخت گوگوریو را از دژ گانگ نائه (منطقه امروزی جیان در مرز کره و چین)به پیونگ یانگ منتقل کرد.دلایل مختلفی برای این تغییر مکان وجود داشت:آماده سازی برای تهاجم علیه و در جنوب و ایجاد پایتختی بزرگ تر و باشکوه تر که برای امپراطوری که گسترش زیادی را تجربه کرده است مناسب باشد.بعد از انتقال پایتخت به سمت جنوب پادشاه جانگسو تصمیم گرفت فتوحات پدرش را ادامه دهد.

لشکر کشی های شمال غربی:در آن زمان چین به وسیله پنج نژاد خارجی مورد هجوم قرار گرفته و به شانزده پادشاهی تقسیم شده بود.سلسله یان که در منطقه لیائونینگ کنونی حضور داشت؛ به سختی توسط پادشاه گوانگ گتو شکست خورد و سرانجام در سال ۴۰۸م منقرض شدند.بعد از سقوط امپراطوری یان،چینی های هان طایفه مارونگ از نژاد ژیان بی را به سمت شمال بیرون راندند و پادشاهی “یان شمالی” را در منطقه تاسیس کردند.اما یان شمالی با سلسله “وی شمالی” از لحاظ قدرت همتا نبود.وی شمالی بیشتر مناطق شمال چین را متحد کرده بود.سپس یان شمالی در جستجوی ائتلافی با گوگوریو که قدرت بیشتری از یان شمالی داشته و می توانست نبرد برابری با وی شمالی انجام دهد بود.در سال ۴۳۶م سواره نظام گوگوریو به یان شمالی رسید و سرانجام ژیانگ بی ها را از آنجا بیرون راند.سلسله سونگ که در آن زمان دشمنی دیرینه ای با وی شمالی داشت؛ هر دو کشور یان شمالی و گوگوریو را به عنوان رقبای وی شمالی ترغیب می کرد.اما این نقشه به نتیجه نرسید زیرا جانگسو بر علیه آنها اقدام کرد و در سال ۴۳۸م یان شمالی را نابود کرد.او بر کل منطقه غلبه کرد و پادشاه سابق آن را اسیر گرفت.دربار سونگ خشمگین شد و به پادشاه جانگسو هشدار داد که مرگ پادشاه یان به معنی جنگ بین دو کشور خواهد بود اما جانگسو هشدار را رد کرد و پادشاه را اعدام نمود.سربازان سونگ سپس به گوگوریو حمله کردند اما به آسانی شکست خوردند.سال آتی صلح بین دو کشور زمانی که جانگسو هشتصد اسب را به عنوان هدیه به پادشاه سونگ فرستاد؛ از سر گرفته شد.امپراطوری سونگ برای جنگ بر علیه وی شمالی آماده می شد بنابراین گوگوریو توانست نیروهای خود را بر علیه شیلا و باکجه متمرکز کند زیرا دو قدرت چینی در حال جنگ بر علیه هم بودند.جانگسو مجددا امپراطوری سونگ را با فرستادن محموله های “کمان های زنبورکی” و فراهم کردن طلا و نقره برای حمله به “وی” ترغیب کرد. دولت “وی ” از این عمل ناخرسند بود اما به خاطر ادامه جنگ با “سونگ” و “”(کشوری دیگری در چین امروزی)مجبور بود صلح با گوگوریو را حفظ کند.جانگسو همچنین در جستجوی روابط با “وی” برای آغاز جنگ بر علیه باکجه بود. بر این اساس دو امپراطوری روابط رسمی خود را در سال ۴۳۵م آغاز کردند.

گسترش به سمت جنوب:در سال ۴۷۲م پادشاه گائرو از باکجه نامه ای به امپراطور وی شمالی فرستاد.او در آن نامه اظهار کرد که مشکلات او با “امپراطوری وی” به علت مداخلات مکرر گوگوریو بوده است و درخواست عکس العمل نظامی بر علیه گوگوریو را نمود.پادشاه جانگسو به علت اینکه دو پادشاهی چینی “وی شمالی” و “سونگ” با یک دیگر در حال نبرد بودند ؛ در حال جستجوی موقعیتی برای حمله به شیلا و باکجه دو پادشاهی جنوبی کره بود.در نتیجه پادشاه جانگسو به طرز مخفیانه نقشه حمله به باکجه را که علیرغم شکست هایش در مقابل حمله پادشاه گوانگ گتو کبیر هنوز هم مرکز قدرت مهمی در شبه جزیره کره بود؛ کشید.برای خلع سلاح باکجه وی یک راهب بودایی به نام “دوریم” را به دربار پادشاه گائرو فرستاد.این کار با هدف ایجاد فساد در کشور قبل از حمله گوگوریو انجام شد.پادشاه گائرو دوریم را مورد لطف قرار می داد و هر روز با وی”بادوک”(بازی در روی صفحه چوبی)بازی می کرد.دوریم توانست پادشاه گائرو را متقاعد کند تا مقادیر زیادی پول را برای پروژه های ساختمانی خرج کند که این کار باعث ضعف عمومی بودجه کشور شد.در سال ۴۷۵م پادشاه جانگسو تهاجمی طبق برنامه و همه جانبه را از دریا و خشکی بر علیه باکجه که در شرایط سیاسی ناپایداری قرار داشت؛ انجام داد.دوریم در بدست آوردن اطلاعات در مورد باکجه موفق بود و در نتیجه پادشاه گائرو در مقابل حمله ای که توسط پادشاه جانگسو و گوگوریو طرح ریزی شده بود؛ اصلا آمادگی نداشت. در حالی که شرایط بر وفق مراد او بود و دوریم به سلامت از شهر فرار کرده بود؛ جانگسو به سمت پایتخت باکجه پیش رفت و به راحتی شهر ویریه سونگ را تصاحب کرد و پادشاه گائرو را کشت.پادشاه جانگسو پایتخت را به همراه چندین شهر که از باکجه تصرف کرده بود با خاک یکسان کرد. بعدها باکجه پایتخت خود را به اونگجین(گونگجو کنونی)منتقل کرد تا پادشاهی اش زنده بماند.
این جنگ کمابیش باعث کنترل کلی گوگوریو بر دره ی رودخانه هان شد.این منطقه برای قدرت نظامی و تجاری در شبه جزیره کره ضروری بود.باکجه به دلیل اینکه کنترل این منطقه را برای حدود ۵۰۰ سال در اختیار داشت؛ توانسته بود به کشوری ممتاز در شبه جزیره تبدیل شود اما زمانی که مالکیت آن تغییر کرد؛ باکجه کنترل شبه جزیره را از دست داد.بعد از نتیجه موفقیت آمیز نبرد با باکجه پادشاه گوگوریو توجه خود را معطوف به دومین پادشاهی شبه جزیره یعنی شیلا کرد و با تصرف بخشی از آن یک بنای یادبود سنگی را در شهر چونگ جو ساخت.این بنا دستاوردهای خودش و پدرش را مورد تمجید قرار می دهد.این بنای یاد بود مرز بین پادشاهی های جنوبی و گوگوریو را مشخص می کرد و هم اکنون در همان مکان باقی مانده است.

روابط با چین و روران ها :در سال ۴۷۰م جانگسو نماینده ای به روران (کشوری در چین) برای برقراری روابط دوستانه فرستاد.در نتیجه “خاقان” روران سرزمین وسیعی که تا مغولستان کنونی وسعت داشت را تسلیم کرد.بعد از برقراری صلح با روران ها،جانگسو به “خیتان ها” حمله کرد.سپس وی به شاخه های مختلف اتحادیه قبایل ژیان بی نیز حمله کرد.بعد از اینکه خیتان ها تسلیم گوگوریو شدند ؛جانگسو هدایایی برای هر دو کشور “وی شمالی” و “ژی جنوبی” که نیمه جنوبی چین را بعد براندازی سونگ در سال ۴۷۹م در اختیار داشتند؛ فرستاد.”ژی” و “وی” سعی کردند تا روابط خودشان را با گوگوریو مستحکم تر کنند.امپراطور وی با فرستاده های گوگوریو مانند فرستاده های چینی برخورد می کرد.اما پادشاه جانگسو روابط خوب با ژی را نیز ادامه داد.این نگرش دوباره باعث عصبانیت “امپراطور ژیائوون” پادشاه وی شمالی شد و سرانجام او دستور داد فرستاده گوگوریو قبل از رسیدن به پایتخت ربوده شود.اما جانگسو بار دیگر فرستاده هایی به ژی فرستاد و “وی شمالی” نتوانست از تحریک سلسله های جنوبی توسط جانگسو برای حمله به “وی” ممانعت کند.همزمان با رابطه با هر دو کشور او هدایایی که ها به سلسله های جنوبی فرستاده بودند را غارت کرد.همانند پادشاه گائرو که نامه ای را به دربار “وی” برای درخواست سرباز فرستاد؛ حکام شیلا،گایا و نیز از قدرت گرفتن گوگوریو در شرق اسیا واهمه داشتند.به واقع در آن زمان گوگوریو کل روابط خارجی منطقه را تحت کنترل خود داشت.

مرگ و میراث:پادشاه جانگسو در سال ۴۹۱م و در سن نود و هفت سالگی فوت کرد.معنی نامی که معبد برای وی انتخاب کرده بود در زبان هانجا “طول عمر دراز” می باشد.در طی دوران سلطنت وی گوگوریو در دوران طلایی خود بود و از مغولستان تا چونگجو وسعت داشت.همراه با پدرش پادشاه گوانگ گتو کبیر،بعضی اوقات از وی با عنوان پادشاه جانگسو کبیر نام برده می شود.

دسته بندی مطلب: تاریخ تمدن کره باستان

امیر سیروس پور

امیر سیروس پور هستم.علاقمند به تاریخ شبه جزیره ی کره.امیدوارم بتونم کمکی در شناخت تاریخ این منطقه ی کهن بکنم.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

دنبال کردن
avatar
wpDiscuz