چوی سوک بین

بانو سوک از طائفه چویی هجو، یکی از شناخته شده ترین صیغه های سلطنتی پادشاه سوکجونگ از سلسله چوسون بود.بانو سوک در ششمین روز از یازدهمین ماه قمری در سال ۱۶۷۰ و در خلال سلطنت پادشاه هیون جونگ به دنیا آمد.او جوان ترین دختر چوی هیو وون و بانو هونگ از طایفه نامیانگ بود.او یک برادر بزرگ تر (چوی دونگ جو)داشت که با بانو “آن” از طائفه سان هونگ ازدواج کرد.او همچنین یک خواهر بزرگ تر داشت که با شخصی به نام سو جون ازدواج کرد.او در سن هفت سالگی به قصر وارد شد.او از طبقه اجتماعی چون مین که پائین ترین طبقه اجتماعی در سلسله چوسون بود می باشد.چگونگی اولین دیدار وی و پادشاه نامعلوم است.پذیرفتی ترین احتمال در مورد او این است که وی یک “ماسوری”(واژه ای کره ای به معنی پیش خدمت زنی که وظایف گوناگونی نظیر آب کشیدن از چاه،برافروختن آتش در آتش گاه و نظافت را در قصر در طول سلسله های چوسون و گوریو بر عهده داشت)بود.

آن زمان که ملکه اینهیون برکنار و تبعید شده بود و یکی از همسران پادشاه به نام جانگ های بین (بانو جانگ) جایگاه ملکه را به دست آورده بود، یک شب چوی سوک بین برای سلامتی ملکه اینهیون دعا می کرد.در آن هنگام که پادشاه سوکجونگ در حال برگشت از یک سفر بود، صدای وی را شنید و به سوی کلمات او جذب شد.کتاب “سامون لوگ” که توسط یی مون جونگ نوشته شده است، وقایعی که به اعدام جانگ های بین منتهی می شود را شرح می دهد.نویسنده که در دوران سلطنت سوکجونگ زندگی می کرد این ملاقات را به صورت زیر شرح می دهد:
” شبی پادشاه سوکجونگ نمی توانست بخوابد و از بی خوابی رنج می برد. به همین دلیل تصمیم گرفت به بیرون برود.موقع برگشت به قصر و گذر از اتاق خدمه او ناگهان صدای گریه ای که از اتاق کوچکی می آمد را شنید.از روی کنجکاوی او مخفیانه نگاهی به اتاق انداخت سپس در کمال تعجب او اتاق تمیز و مرتبی را دید که هدایایی برای یک مهمان رسمی در آن تعبیه شده است.او سپس یک ماسوری جوان قصر را دید که لباس رسمی خود را پوشیده و در پشت یک میز که برای مراسم مذهبی یادبود آماده شده بود ، شدیدا گریه می کند.لوح یادبودی نیز برای ملکه سابق (اینهیون) آماده و برپا شده بود.به دلیل اینکه ملکه اینهیون معزول شده بود، پادشاه با دیدن آن صحنه شگفت زده شد.لوح یادبود به دلیل اینکه ملکه اینهیون عزل شده خودش را به خاطر پادشاه قربانی کرده بود برپا شده بود.به دلیل ترس از نفوذ ملکه ” جانگ های بین” کسی جرات نمی کرد تا برای ملکه اینهیون معزول مراسم بزرگداشت به پا کند و کسی نمی خواست متهم و اعدام شود.پادشاه از اینکه کسی حتی در این شرایط خطرناک جان خود را برای ادای احترام و دعا برای سلامت ملکه اینهیون به خطر انداخته شگفت زده شد و شروع به صحبت با وی کرد.آن ماسوری (بعدها چوی سوک بین)صدای پادشاه را شنید،برگشت و از دیدن پادشاه بهت زده شد.با شناختن هویت پادشاه او در مقابل پادشاه زانو زد.سپس پادشاه از وی توضیح خواست .آن ماسوری با صدای لرزان پاسخ داد:” سرورم،من به عنوان خدمتکار برای ملکه اینهیون زمانی که او ملکه بود استفاده می شدم.امروز روز تولد اوست و من نمیتوانم مهربانی هایی که او در حق من کرده است را فراموش کنم به همین دلیل مخفیانه مراسم یادبودی برای وی برپا کرده ام.لطفا با مرگ مرا مجازات کنید.
با شنیدن این درخواست ناگهانی پادشاه جا خورد و شگفت زده شد.دیگران در موقعیت وی در جستجوی آرامش بودند و خودشان را در درخطر قرار نمیدادند اما آن ماسوری خطر مرگ را برای ادای احترام به ملکه سابق به جان خرید. پادشاه شخصا وی را زنی قابل ستایش و پرهیزگار یافت سپس او آن ماسوری جوان را به حلقه خدمتکاران خود اضافه کرد.احساس او از ترحم به علاقه و سپس به عشق تبدیل شد و پادشاه شب های زیادی را با وی گذراند.بعدها آن ماسوری با نام چوی سوک بین شناخته شد.بعد از بدنیا آوردن یک شاهزاده که جوان از دنیا رفت، وی که محبوب پادشاه شده بود در چهارمین ماه از نوزدهمین سال سلطنت پادشاه سوکجونگ (۱۶۹۳) با مرتبه”سوک وون” صیغه سلطنتی پادشاه شد.در سال ۱۶۹۴ در بیستمین سال سلطنت پادشاه سوکجونگ بعد از بدنیا آوردن یک پسر (شاهزاده یونینگ) وی به مرتبه سوک یو (همسر شریف پادشاه،مرتبه دوم)ارتقا یافت.در سال ۱۶۹۵ او دوباره به مرتبه “گوای این” ترفیع یافت.در سال ۱۶۹۸ او شاهزاده دیگری بدنیا آورد که در حال زایمان آن شاهزاده از دنیا رفت.در سال ۱۶۹۹ او مجددا به مقام “بین” (رتبه اول در میان همسران پادشاه)با لقب سوک که به معنی خالص و پاک می باشد ترفیع یافت. بانو چوی بدون پرده پوشی از ملکه اینهیون حمایت و با جانگ های بین که تاریخ از وی به عنوان زنی خبیث و سنگدل یاد می کند مقابله کرد.از سال ۱۶۹۳ پادشاه از رفتار جانگ های بین و حزب جنوبی سرخورده شده بود.در سال ۱۶۹۴ پادشاه سوکجونگ ملکه اینهیون را به قصر برگرداند و جانگ را به مرتبه ” های بین “تنزیل عنوان داد.در سال ۱۷۰۱ میله اینهیون به علتی نامشخص فوت کرد.بعضی مورخین معتقدند که وی مسموم شده بود اما این موضوع تایید نشده است.بر طبق برداشت دیگری سوکجونگ جانگ های بین را در اتاقش همراه با یک شامان (جادوگر)یافت.آنها در آن اتاق استفاده از جادوی سیاه را در تسریع و وقوع مرگ ملکه اینهیون جشن گرفته بودند.
تفسیر دیگری از این موضوع بر قطعه ای مبهم از “یادداشت های سالیانه سلسله چوسون مبتنی است.در این قطعه ذکر شده است که چوی سوک بین به پادشاه گفته است که استفاده از جادوگری باعث صدمه رسیدن به ملکه شده است.این موضوع از آنجا روشن می شود که در وصیت نامه ملکه نوشته شده است:” چوی سوک بین با متانت همیشگی خود به ملکه ادای احترام کرد و برای کسی که نتوانسته بود قلب پادشاه را تصرف کند گریست.او پادشاه را از رازهایی آگاه کرد.”
این موضوع می تواند این معنی را بدهد که چوی به تنهایی آخرین کلمات ملکه را دریافت کرده است.شایعات در قصر نشان می دهد که جانگ های بین از جادوگری برای نفرین ملکه استفاده می کرد.بر طبق اظهارات “مین چین وون ” ملکه اینهیون قصد کرد که از این شایعات آگاهی یابد و بر طبق یادداشت های سالانه سلطنتی چوسون که در سال ۱۷۱۰ ثبت شده است ، “مین چین وون” و “مین چین هو”(دو برادر نزدیک به ملکه اینهیون)به دلیل اینکه به آخرین درخواست وی قبل از مرگ وفادار بودند، استفاده جانگ های بین از جادوگری را به پادشاه اطلاع دادند.صرفنظر از چگونگی آگاه شدن پادشاه از موضوع او تصمیم گرفت جریان را به دقت بررسی کرده و حقیقت شایعات در مورد ساخت یک میز جادوگری مابین محل اقامت ملکه جایی که عروسکی با نام ملکه در آن پیدا شد را کشف کند.بعدها ندیمه های جانگ اقرار کردند که او به آنها دستور داده بود روزانه سه مرتبه بر تصویر ملکه اینهیون تیری پرتاب کنند و حیوانات مرده را در باغ قصر محل اقامت ملکه دفن کنند.علی رغم درخواست های فوری متعددی برای بخشش وی از سوی حزب جنوبی،پادشاه سوکجونگ متوجه گناه کار بودن جانگ شده بود و در سال ۱۷۰۱ دستور داد که او و همه کسانی که در این قضیه دخیل بودند باید با زهر کشته شوند.
بعد از محکومیت وی ،پادشاه سوکجونگ قانونی را وضع کرد که در آن ملکه شدن صیغه های سلطنتی با مرتبه “بین”ممنوع شد.سو تفاهمی وجود دارد در رابطه با اینکه چوی سوک بین گزینه بعدی برای ملکه شدن بود اما این موضوع بی اساس است.گزینه بعدی برای ملکه شدن همسر شریف سلطنتی،بانو یونگ از طایفه کیم بود.بعلاوه صیغه سلطنتی دیگری با نام بانو میونگ از طایفه میریانگ پارک که دختری از مرتبه یانگبان بود، شاهزاده ای در سال ۱۶۹۹ به دنیا آورد و احتمالا گزینه مناسبی برای عنوان ملکه بعد از بانو کیم شد.مرتبه اجتماعی پایین چوی سوک بین به عنوان یک ماسوری مانع از ملکه شدن وی می شد زیرا جامعه کنفسیوسی مبتنی بر نظام طبقاتی بود.این موضوع را می توان به وضوح در زندگی پادشاه یونگ جو (پسر چوی سوک بین)که در ابتدای سلطنتش تا اندازه ای به دلیل مرتبه اجتماعی مادرش تهدید می شد دید.بعدها که حکمرانی وی تثبیت شد، او ذکر گذشته مادرش را به عنوان برده یک توهین شخصی تلقی می کرد.تنها پسر وی که زنده ماند شاهزاده یونینگ (یی گئوم و بعدها پادشاه یونگ جو)بود که به عنوان یک کودک اعجوبه شناخته می شد و به یکی از بزرگترین پادشاهان چوسون تبدیل شد.پادشاه سوکجونگ و بانو چوی به پسرشان بسیار مغرور بودند و طرز برخورد پادشاه با وی حتی به ولخرجی هم متمایل شد اما به دلیل اینکه یونینگ از یک صیغه سلطنتی با مرتبه اجتماعی پائین متولد شده بود ، تمامی مقامات که در خانواده های اشرافی متولد شده بودند و همسران اشرافی داشتند بر دیدگاه خودپسندانه خودشان به شاهزاده و مادرش ادامه دادند و پادشاه را به سرد بودن و کم خرجی در مورد شاهزاده تشویق می کردند اما پادشاه آنها را رد کرد.در سال ۱۷۰۴ پادشاه مراسم عروسی شاهزاده یونینگ را با عظمت و ولخرجی تمام برگزار کرد اما دوباره وزرا نسبت به علاقه بیش از حد پادشاه به شاهزاده ابراز ناراحتی کردند.بعدها در همان سال پادشاه خانه زمستانی خود،قصر ایهیون(جایی که سوکجونگ روزهای جوانی خود را در آن گذرانده بود )را به عنوان هدیه به چوی سوک بین بخشید.
اگرچه یونگ جو در دوران بزرگسالی نسبت به اصالت مادرش بسیار آگاه بود اما نمی توانست عشق عمیقی که وی به مادری که اورا بدنیا آورده بود داشت را انکار کند.احترامی که وی به مادرش قائل بود حد و حدودی نداشت.او شعرهای زیادی برای مادرش سرود و در یکی از آنان گفت:” پدرم مرا به وجود آورد،مادرم به من غذا داد،مرا هدایت کرد،مرا تربیت کرد،مرا پرورش داد،از من پشتیبانی کرد،چشمانش را بر من دوخت،از من مراقبت کرد و در هر حال به من کمک کرد.من باید کردار خوب آنها را تلافی کنم.” یونگ جو در دربار تلاش کرد تا مادر خودش(چوی سوک بین)را به عنوان “مادر نسبی” در اختیار داشته باشد اما او به مانند دیگر صیغه های سلطنتی که مادر پادشاه نیز بودند به عنوان”مادر نسبی “مورد توجه قرار گرفت.ولی یونگ جو می خواست این موضوع را عوض کند و او را به عنوان مادر نسبی در اختیار داشته باشد اما مقامات به دلیل اینکه تحت این شرایط باید به چوی احترام می گذاشتند و به پادشاه اجازه می دادند تا به عنوان بخشی از مراسمات سلطنتی اغلب از مقبره او بازدید کند ، با اطلاق وی به عنوان والده نسبی مخالفت کردند.
در خلال زمانی که او بر سر این موضوع تلاش می کرد، دو واقعه جالب در مورد احساس وی به این شرایط رخ داد.در سال ۱۷۳۹ یک روز قبل از برنامه بازدید مقبره چوی سوک بین ،نارضایتی هایی در مورد میز تشریفات مراسم به وجود آمد.پادشاه دومقام رسمی را که مستقیما مسئول آنها بودند سرزنش کرد.کتاب سیلوک این تدبیر را اینگونه شرح میدهد:”پادشاه مودبانه به به مادر سببی خود (چوی سوک بین) خدمت می کرد اما او به مقاماتی که از میل و ارده او پیروی نمی کردند مشکوک شده بود.بنابراین هنگامی که درگیری ناگهانی به وجود می آمد به ناچار با یک سخنرانی رنج آور سلطنتی همراه می شد.”

مطالب خواندنی:

نبرد قلعه مسو

یون جیونگ

در اتفاق دیگری وی مقبره مادرش را به سمت قصر ترک می کرد.در حوالی کوه پالانکوین وی وزیر امور نظامی خود را احضار کرد و در حالی که بغض خود را داشت می شکست گفت:”از سال ۱۷۳۷ این اولین باری بود که برای ادای احترام به مادرم اینجا آمده ام.در طی این سال ها قلبم آکنده از غم بود.زمانی که فرزندان ناموفق می شوند آنها به طور خودکار مادرشان را صدا می زنند.این طبیعت بشر است.در زمان پیشگویی اگر شخص آگاهی برای پیشگویی وجود نداشته باشد چگونه پیشگویی ممکن است؟ من باید نظام طبقاتی را از بین ببرم(برای دادن عنوان مادر نسبی یا مادر قانونی به مادری که او از وی متولد شده است)اما دیوان مسئول آن باید آنها را رد کند.درست است که پادشاه اجازه ندارد نگرانی های شخصی داشته باشد اما از دست دادن اعتماد به مقامات صحیح نیست.آنها نمی توانند از آسمان افتاده باشند یا از زمین در آمده باشند.” در انتها او به آنچه می خواست رسید و چوی سوک بین به عنوان مادر سببی یونگ جو رسید.از سال ۱۶۹۲ تا ۱۷۰۲ بانو سوک بین از طائفه چوی که همسر سلطنتی پادشاه بود، ریاست امور خیریه تالار “گاک هوانگ جون” در معبد هواومسا را بر عهده گرفت.در سال ۱۷۰۳ ملکه اینوون شاهزاده یونینگ گئوم را به عنوان پسر مورد علاقه و فرزند خودش مورد توجه قرار داد و به فرزند خواندگی پذیرفت.در سال ۱۷۰۴ یادداشت های روزانه سلطنتی تصریح می کند که برای مراسم ازدواج یونینگ پادشاه دستور یک مراسم پرهزینه را داد.اشراف زاده ها در مورد هزینه گزاف این مراسم شکوه کردند (زیرا او حتی ولیعهد هم نبود و پسر یک صیغه سلطنتی بود).
در سال ۱۷۰۴ یادداشت های روزانه سلسله چوسون اظهار می کند که سوکجونگ قصر ایهیون را به چوی سوک بین اعطا کرد.چوی بعدها این قصر را به پسرش برای اتمام مراسم ازدواجش در سال ۱۷۱۱ اعطا کرد.گفته می شود آن یک بنای بزرگ و جادار در سئول بود.در سال ۱۷۱۱ ملکه اینوون به دلیل ابله تنزیل رتبه یافت.چوی به گونگ نیو دستور داد تا از قصر خارج شود و در میان مردم عادی برای نجات ملکه دنبال درمان بگردد.در انتها ملکه زنده ماند.در سال ۱۷۱۶ چوی سوک بین در حالی که بیمار بود از قصر بیرون برده شد.بعدها در همان سال سوکجونگ پیامی از یونینگ گئوم دریافت کرد مبنی براینکه وضعیت جسمانی مادرش رو به وخامت گذاشته است و تقاضای کمک پزشکی بیشتری کرد.در سال ۱۷۱۷ سوکجونگ از سیاست کنار کشید و به پسرش (ولیعهد)اجازه داد تا بر بیشتر امور دولت نظارت کند.در سال ۱۷۱۸ بانو چوی در سن چهل و نه سالگی در قصر ایهیون فوت کرد.در همان سال سوکجونگ ولیعهد گیونگ جو را که به طور دائمی حکومت می کرد رسما به عنوان نائب السلطنه معرفی کرد.
در لوح یادبود چوی (در مقبره سلطنتی وی)در ذیل توصیفی از شخصیت وی این مورد نوشته شده است:”خوی و منش وی و جایگاه اجتماعی وی کاملا از او جدایی ناپذیر بود.او بیم و تردیدی نسبت به مردم نداشت.او قابل احترام بود و همواره به ملکه اینهیون و بعدها ملکه اینوون خدمت می کرد.هوش و فرزانگی وی در تعامل او با دیگران می درخشید.او بر وظایف و امور خود تمرکز می کرد و هرگز به مشاجرات قصر ورود نمی کرد .او روزهای خود را در صلح و سازگاری سپری می کرد.”
او در مقبره ای به نام سوریون گوان در شهر پاجو دفن شده است.سوکجونگ در سال ۱۷۲۰ و احتمالا بعد از اینکه به “یی یی مونگ (یکی از درباریان)گفته بود تا شاهزاده یونینگ را به عنوان وارث گیونگ جونگ معرفی کند ، فوت کرد.وقتی پسر چوی پادشاه شد، یونینگ یک زیارتگاه را به نشانه تاثر از مرگ وی در نزدیکی مقبره مادرش و برای نشان دادن پرهیزگاری فرزندی خود تاسیس کرد.علاوه بر ساختن اتاقک هایی با لوح های یادبود در چهار نقطه اطراف مقبره وی،او سنگ قبرهایی که محتوای آنها توسط پادشاه و در یادبود چوی نوشته شده بود را بنا کرد.لوح یادبود وی به زیارتگاهی تبدیل شده است.این مکان جایگاه هفت لوح یادبود متعلق به هفت صیغه سلطنتی است که مادران پادشاه ها بودند ولی هرگز نتوانستند به عنوان ملکه دست یابند.چوی پس از مرگ عنوان “بانو هوا گیونگ”(به معنی احترام و سازگاری) را دریافت کرد.او بار دیگر به عنوان “هوی دوک”(فضیلت باشکوه) و “آن سان”(خلوص و آرامش)را دریافت کرد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
اشتراک
دنبال کردن
guest
88 Comments
بیشترین رای
جدیدترین قدیمی‌ترین
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات
ناشناس

وقتی کشور های دیگه ب تاریخ ما احترام نمیزارن چرا ما باید احترام بزاریم؟وقتی اونا ب تاریخمون احترام نمیزارن و تحریفش میکنن بازم باید احترام بزاریم؟وقتی که آمریکا و قزاقستان فیلم های تحریفی در مورد تاریخمون می‌سازن ما باید ب تاریخشون احترام بزاریم؟ الان همین کره که دارین ازش دفاع می‌کنین هزار بار ب تاریخ ما دستبرد زده یا همین ترکیه ادعا می‌کنه ابوعلی سینا ترک بوده آیا باز هم باید ب تاریخشون احترام بزاریم؟ آیا نباید خون گریست؟

ناشناس

جواب بدی ها رو با خوبی بدین مگر این حرف خدا در قرآن نیست ما که خدا یکتا نمی پرستیم
خب ما هم بهتر نیست که ما جواب بدی ها با خوبی ها بدیم

رویا

اینکه ماتاریخ خودمونو نمیدونیم بخاطر کم کاری فیلم سازامون هست نه مردم!مردم بعد دیدن سریال دونگ یی علاقه مند به خوندن بیوگرافیش شدن.تواگه دلسوزی پاشو برو فیلمی چیزی بساز نه اینکه توهین کنی.وقتی تنها سریال تاریخی درست حسابی ما سالهای مشروطه و تبریز در مه هست و بقیه تاریخ اعراب و اسلامه توقع چیزی دیگه نداشته باش!

ناشناس

بله شما ب دونگی علاقه مندید. اصلا فیلم سازامون فیلم نسازن دلیل نمیشه که تاریخمون رو ول کنیم. آیا شما ایرانی هستید؟ایا شما وطن پرست هستید؟ الان برید از یک تاریخ دان بپرسید می‌گوید حرف های من منطقی است!!!

Last edited 2 ماه قبل by ناشناس
رویا

شما از کجا فهمیدی اینایی که اینجان تاریخ کشور خودشونو نمیدونن؟علم غیب داری؟بهت وحی میشه؟چی باعث شده شما بفهمی کی وطن فروشه وکی وطن پرست؟قبل قضاوت کردن بهتره شرایط و بسنجی!

ناشناس

باشه همه وطن پرست ولی جواب کامنت اولیم رو ندادی

رویا

ایرانی هستم.ولی متعصب؟خیر.چون خیلی احمقانس به چیزی که خودم در بوجود اوردنش نقشی نداشتم تعصب داشته باشم.مسلما خود شما اگه جای دیگه ای بدنیا میومدی برای تاریخ اونجا اینطوری جامه میدریدی.دونستن تاریخ خوبه.اما فخر فروشی بابت نژاد و پیشینه ای که داشتی نه.واقعگرا باشید الان ایران واقعا هیچکدوم از اون شکوه و جلال چندین هزارسال پیش رو نداره.دلایل زیادی هم داره.خیلی از این وطن پرست ها!!رو دیدم که سراینکه توتاریخ چی بوده و چیشده مجادله و دعوا میکننن ولی وقتی صحبت ازاینکه خب اقا تاریخ گذشته رفته الان چی؟الانو دریاب.گرونی هارو دریاب.حال هموطنتو دریاب. تاریخ برای عبرت گرفتن و تجربه… مطالعه کامل... »

ناشناس

شما گفتید که اگه تو کشور دیگه متولد میشدم سنگ کشور خودمو ب سینه می زدم بله میزدم. هر کشوری تمدن و خوبی های خودشو داره و من هم خوبی هاشو می‌دیدم ن بدی هاشو.الان همین اروپا که تاریخ خوبی داشته شوالیه هاشو از روی سواره نظام آهنین ایران کپی کرده. من هم نگفتم که در مورد تاریخ کشور های دیگه ندونید بدونید ولی ن در حدی که تاریخ خودتونو ول کنید

عرفان

داداش شما خیلی جوگیری،نادرشاه اگه میدونس شما قراره به وجود بیاین،عمرا برای گسترش مرز ها به هند حمله نمیکرد😐

ناشناس

اتفاقا کاملا بر عکس گفتی نادر شاه اگه میدونست تو ب وجود میای ب هند حمله نمی‌کرد

Last edited 1 ماه قبل by ناشناس
عرفان

حاجی انقد شبیه گوگل ترنسلیت حرف نزن بهت شک میکنم
ما کی تاریخمون رو ول کردیم؟ ما که غنی ترین تاریخ و فرهنگ بشریت رو داریم،ولی با حضور افرادی مثل شما،اثبات این موضوع به جهانیان خیلی سخته

علی

خیلی ممنونم از شما
و یه سوال داشتم واقعا ۶ سال بیرون قصر نبوده دونگی و اگه نبوده چرا کارگردان اصلا تو فیلم همچین چیزی گذاشته

بهار

درسته وقتی سریال های خوبی نمیسازن ما زیاد برامون جالب نیس تاریخ ولی دونگی چون جذابه ادم دلش میخواد ببینه چی شده

ناشناس

من که بالاخره متوجه نشدم دونگی خوب بوده یا جانگ :/ هر کس یه چیزی می گه … چه قدر بد بوده که پادشاها اینهمه همسر داشن ! اخه مگه می شه عشق رو تقسیم کرد؟؟

امیر

امروز دونگی به پایان رسید😭😭😭
یادش بخیر چندسال پیش هم نشون میداد😭
چرا اون دختره قسمت اخر هم اسمش دونگی بود؟
بعد لحظه اخر که اون دختره سرشو برگردوند
و دونگی و عالیجناب کنار هم بودن خیلی صحنه قشنگی بود😭😭
و در اخر هم پایان😭😭

Last edited 1 ماه قبل by امیر
ناشناس

خیلی ترسناک بود 😂😂

Fateme

ممنون از مطالب خوبتون ولی یه سوال پسر بانو جانگ چیشد ؟ پادشاه نشد ؟؟؟

ناشناس

آقا سیروس پور وطن فروش و کره دوست ها یه نگاهی ب نقشه کره در بزرگترین وسعت خودش بندازید یعنی شما کل وسعت سه امپراتوری رو هم بزاری اندازه کرمان نمیشه چقدر شما بدبخت هستید مطمئن باشین دونگی از شما متنفره!!!!یکم ب عظمت ایران هم نگاه کنین ببینین چقدر عظمت داشتیم! حالا امیر سیروس پور احمق و وطن فروش باز هم از تاریخ کره خوشت میاد؟؟؟ایا میخوای که ب کار های وطن فروشانت ادامه بدی؟؟؟یا شایدم کره هستی ما خبر نداریم!!!!التماس کمی وطن پرستی

صدف

طرف علاقه داره به تاریخ کره به توچه اخه.تو اصلا اگه انقد وطنتو تاریختو دوست داری چرا تو این صفحه ای؟! بهتره سرتو از ماتحت دیگران بکشی بیرون!

ناشناس

من اینجا نیومدم که مطلب بخونم.من اینجا اومدم که کامنت هارو بخونم. از کامنت ها فهمیدم همتون وطن فروشید. بله ب من چه چون اهمیتی ندارم دوست ندارم وطن فروش باشید. من مجادله نمیکنم خود دانی

ناشناس

تو داری جوری میگی که وطنتو تاریختو دوست داری که انگار وطن تاریخمون از هم جداست.تو اگه خیلی دونگی رو دوست داری برو کره که لااقل بدونیم کره هستی.پس چرا تو ایرانی؟پس تو باید از ایران بری ایرانی های وطن پرست میمونن ایرانی های وطن فروش میرن

صدف

به تو چه من کجام؟مملکت مگه ارث باباته؟دوست دارم همینجا میمونم میخوام ببینم فضولش کیه.وطن فروش کسیه که به ضرر هموطنش عمل میکنه.زورت به اون دزدای اختلاس گر نرسیده اینجا داری شکر خوری بقیرو میکنی؟به توچه من دوست دارم تاریخ کره بخونم؟در ضمن از تو وصدتا دیگه تاریخ ایران و خوندم و بلدم و پیگیرترازتوام.ولی مثل تواطلاعاتمو نمیکنم تو چشم اینو اون.

ناشناس

باشه ب من چه اگه مملکت ارث بابای من نیست ارث بابا تو هم نیست.همینایی که میگن در مورد تاریخ ایران میدونن هیچی نمی‌دونم و حتی………من فقط خلاصه گفتم چون قصد توهین دعوا نداشتم خب من میرم موفق باشی

عرفان

داداش خیلی بی معنی حرف میزنیا،من خودم تاریخ ایران رو تا حد بالایی از ورود آریایی ها تا همین الان بلدم،آیا حق ندارم تاریخ کشور های دیگه رو بدونم؟ضمنا شما خودت چجوری از سه امپراطوری خبر داری؟ کره ای چیزی هستی؟😂😂😂

ناشناس

ن نیستم. فقط شنیدم رفتم وسعت این سه امپراتوری گذاشتم حتی اندازه کرمان نمیشه

امیر

اگه این نظر تو هست پس هرکسی که زبان های مختلف توی درس رو حفظ میکنه مثلا زبان انگلیسی اونم وطن فروشه چون زبان خودشو حفظ نمیکنه ولی چسبیده به زبان انگلیسی حالامثلا سه تا امپراتوریشونم کوچیکتر از کرمانه حالا که چی حالا بریم خودمونو دار بزنیم؟ خود پیامبر فرمودند که از شهرها سفرکنید و همه جا را بگردید تا از قدرت خداوند پی ببرید البته اگه حدیث رو درست گفته باشم حالا من ایران رو خیلی دوست دارم و خیلی هم دوست دارم در کشورهایی چون کره هم اطلاعات داشته باشم اسمشم هیچی وطن فروشی نیست کار بد رو… مطالعه کامل... »

حسین

نبود که…

حانیه
امتیاز :
     

سلام ، خسته نباشید ، ببخشید میخواستم بپرسم مقبره این بانو الان هم هستش؟یعنی تخریب نشده؟
من هرچی به زبان فارسی و کره ای و انگلیسی سرچ کردم تا عکسی از مقبره‌ش ببینم نتیجه ای بدست نیاوردم
ممنون میشم راهنمایی کنید

R.z
امتیاز :
     

سلام وقت بخیر
مرسی از مقاله تون
من عاشق تاریخ کره هستم . اصلا نظیر نداره .🌹🌹
تاریخ اش پر از داستان های زیبا و خواندنی است .
مخصوصا زندگی نامه بانو سوک که بینظیره👌
و همین طور فیلمش که از نظر من بهترین فیلم تاریخی هست.
تشکر ویژه🌺🌺🌺

محمد مهدی سهیلی
امتیاز :
     

بسیار خوب بود …. متشکرم ?

درسا

سلام خسته نباشین، ممنون بابت مطالب خوبتون
ببخشید یه سوال، با توجه به متن و چیزی که من تو سریال دونگ یی دیدم، زمان مربوط باید بین ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰ باشه که حدودا میشه ۳۰۰ ،۴۰۰ سال پیش، اما یه سوال برام پیش اومده، مگه سجونگ کبیر، خط کره ای رو اختراع نکرد؟ چیزی حدود ۵۷۷ سال پیش، اما چرا تو اون زمان از خط چینی استفاده میکردن؟ تو سریال هم خط مورد استفاده چینی بود!!!

درسا

که این طور.. ممنون

امیر
امتیاز :
     

سلام اقای سیروس پور
میخواستم بدونم ملکه کیم کی بوده و یونینگ بعدش چیمیشه
خیلی ممنون میشم جواب بدین

امیر

ممنون اقای سیروس پور❤❤🌹

پاییز

سلام
بابت اطلاعاتی که قرار میدن ممنونم
توی سریال دونگی ۶ سال به جرم کمک به شمشیر زنان از قصر اخراج میشه،این درسته یا ساخته ذهن کارگردان؟
و در اخر سریال هم قصد ترک قصر رو داره واقعیت داره؟

علی
امتیاز :
     

اونجایی که شما میگین عشق امپراطور تقسیم شدنی نیس درسته پس معلومه امپراطور به دونگی علاقمند بوده چون دونگی که خانواده قدرتمند نداشته
و اینکه یه جا دیده بودم بعد مرگ پسر اولش چند سالی میره بیرون قصر که شما میگین نرفته بیرون درسته؟

جانگ هی بین

من طرفدار دونگی بودم تا اینکه سریال زندگی برای عشق که زندگینامه بانو جانگ هست رو دیدم. دونگی یک فرد حسود و تجمل گرا بود مه آ زو داشت مقامی بالاتر از بانو جانگ داشته باشه و با دسیسه ها باعث اعدامش شد. باید سریال رو ببینید تا بفهمید که چی میگم.

ناشناس

تا آخر دیدیم اینجور نبود که…😐😐😐

تینا

منم هم دونگی رو دیدم هم زندگی برای عشق بنظر من کارگردان های سریال دیدگاه های متفاوتی داشتن نسبت به شخصیت دونگی و بانو جانگ شاید زندگی برای عشق به واقعیت تاریخ نزدیک تر باشه اما دونگی رو خیلی بد نشون داده بود که هیچ دلیلی نداشت اما همون طور که تو زندگی برای عشق نشون داد و تو اوایل سریال دونگی هم نشون داد بانو جانگ آدم بد ذاتی نبوده اما به دلیل دشمنی های ملکه ی مادر باهاش تبدیل به یه آدم بد ذات و حریص میشه اما در هر صورت کاراکتر دونگی از نظر من معصوم تر… مطالعه کامل... »

اسما

من عاشق بانوجانگ توسریال زندگی برای عشقم بینهایت ازش خوشم میاد،ولی درموردسریال دونگی چراانقدپیچیدس چرا احساسات پادشاه رونمیشه فهمید کاملاواضح بودکه به بانوجانگ علاقمندبودوبعدازاون بشدت عاشق دونگی شد،ولی طبق اتفاقاتی که توفیلم افتادانگارعلاقه ی شاه طی اعمال بانوجانگ بهش کم شدوزمان اعدامم خیلی ناراحت شدخب توفیلم امپراطورحتی بخاطردونگی میخواست کناره گیری کنه حتی بهش گفت بیاباهم فرارکنیم وازاین حرفا،چرازمان اعدام اونطوری شدچرا مگه علاقه ی وافری به دونگی نداشت،من درموردتاریخ یااون یکی سریال نظرنمیدم فقط وفقط منظورم سریال دونگ یی هستش؟؟؟؟؟؟؟

تینا

من هر دو سریال رو دیدم و از نظر من سریال افسانه ی دونگی قشنگ تر بود اینم که شما میگید دلیلش این بود که درسته امپراطور واقعا تو تاریخ بیشتر از سه تا زن داشته و زنانی اصلیش ملکه ودونگی و بانو جانگ بودن و حرمسرا داشته یه جورایی و به بانو جانگ علاقه مند بوده ولی عاشقش نبوده هر علاقه ای که اسمش عشق نیست به بانو جانگ علاقه ی زیادی داشته ولی وقتی متوجه توطئه و دسیسه های اون میشه و بعد از شناختن و دیدن دونگی علاقش به بانو جانگ از بین میره چون خود بانو… مطالعه کامل... »

عرفان

سلام، ببخشید یک سریال بنام دونگ یی(محصول سال ۲۰۱۰ کره) بود که در سال ۹۱ از شبکه ۳ سیما پخش شد، در این سریال، دونگ یی و ملکه اینهیون، شخصیت های مثبت سریال و بانو جانگ، شخصیت منفی سریال بود اما تا جاییکه اطلاع دارم دو سریال دیگر بنام های جانگ اوکی جونگ(سال ۲۰۱۳) و جانگ هی بین (سال ۲۰۰۲) در کره ساخته شده است که در این دو سریال، شخصیت اصلی سریال ، بانوجانگ است و نقشش مثبت است و شخصیت های ملکه اینهیون دونگ یی منفی هستند، همچنین سریال دیگری بنام ملکه اینهیون در سال ۱۹۹۸ در کره… مطالعه کامل... »

ناشناس

ببخشید جناب سیروس پور چرا ایران بیشتر سکانس های کره ای را حذف می‌کند خوب وقتی هم را بقل می‌کنند یا می‌بوسند مگر اشکالی هست

تینا

شاید چون شخصیتش خیلی خوب و مثبت بوده بهش لقب افسانه رو دادن و افسانه رو بهش اضافه کردن من هر دو سریال رو دیدم برداشت کلی من این که دونگی شخصیت مثبتی داشته و بانو جانگ هم اول شخصیتش مثبت بوده ولی بعد تغییر کرده و بد ذات و خبیث شده

ناشناس
امتیاز :
     

خواهش میکنم بی احترامی نکنید

ناشناس
امتیاز :
     

واقعا برای همتون متاسفم مخصوصا تو امیر سیروس پور. بجای اینکه بیاین تاریخ ایران رو بچسبین رفتین تاریخ کره رو چسبیدین

یکتا

آقا چ ربطی داره داریم اطلاعات عمومیون رو بالا میبریم لطفا شما ک چیزی نمی دونید خفه شید ممنون

ناشناس

ن خواهر من تو کلا نفهمیدی منظورم چیه منظورم اینه که آقا چرا ما در مورد تاریخ روم و کره اینا میدونیم ولی در مورد تاریخ خودمون هیچی!میگید اطلاعات عمومی رو می‌بریم بالا!اطلاعات عمومی یعنی در مورد تاریخ خودمون بدونیم ن اینکه تاریخ کره

Tttt

چه بی منطقی شما.هر کس تو هر زمینه ای بخواد مطالعه میکنه.خیلی خارجی ها هستن در رشته زبان و تاریخ فارسی و ایران تحصیل میکنن.آیا به تاریخ خودشون توهین شده؟ به هر حال باید برای علایق دیگری احترام قائل بشیم هرچند مورد پسند ما نیست.

ناشناس

اونا باز ب تاریخشون خیانت نکردن اول در مورد تاریخ خودشون میدونستن بعد تاریخ کشور دیگه باز ما در مورد تاریخ خودمون هم نمی‌دونیم!!! حالا بگویید حرف های من درست است یا شما؟

سجاد

چه ربطی داره الان؟من تاریخ کشور خودمو می‌دونم اما اومدم در مورد تاریخ کشورهای دیگه اطلاعات به دست بیارم شدم خائن وطن فروش؟شما چقدر در مورد تاریخ کشورمان که ایرانه میدونی؟الان یه آمریکایی میاد تاریخ ایرانو بخونه باید بگیم به تاریخ کشور خودش پشت کرده؟ما یه چی داریم به نام تاریخ ایران و تاریخ جهان اگه من ندانم رم چه کارها کرده تاریخ خودمو نمی‌دونم یا همین کره در زمان حکومت شیلا با ایران روابط دوستانه و تجاری داشته یا چین هم همینجور از طریق راه ابریشم چون من میرم تاریخ اینا رو میخونم شدم وطن فروش؟حاجی یه چی بگو… مطالعه کامل... »

ناشناس

اگه که میدونی که خیلی خوب است ولی من این حرفو ب کسایی گفتم که تاریخ خودشون
رو کلا ول کردن و رفتن تاریخ کره رو چسبیدن شما باید درمورد تاریخ خودتون ۸۰تا۹۰درصد بدونید و در مورد تاریخ کشور دیگه ۱۰درصد بدونید

سجاد

من خودم دوره دبیرستان انسانی خوندم یه درسی داشتیم به نام تاریخ ایران و جهان اونجا بود که فهمیدم تموم دنیا به هم تو تمدن خودشون مرتبطن نمونه کلمه دیو در مهابهاراتای هندی تا ایلیاد و اودیسه هومر که مال یونان باستانه از اینورم تو شاهنامه خودمون که فردوسی گفته پس میبینیم که تاریخ های ملل همه چه در اسطوره چه در واقعیت به هم مرتبط بوده؛ در دوره هخامنشیان خوندیم که ۴۴ درصد مردم جهان جزو کشور ما بودن و مرزمون از شرق تا چین و از غرب تا رم و یونان بوده حالا یه سوال دارم از شما… مطالعه کامل... »

ناشناس

من اینو ب شما نمیگم ب کسایی میگم که تاریخ خودشونو کلا ول کردن و هیچی هم نمی‌دانند.برای مثال در کیش به نماد ایرانی نصب شد که قیافش شبیه چهره چینی بود. خودتون یادتونه چه جار جنجالی بپا شد گفتن که این چینی است در حالی که ایرانی بود این نشون میده که هیچی از تاریخ ایران نمی‌دانیم

یکتا

من خودم رشته ام علوم انسانی است علاوه بر اینکه تاریخ کشور خودمون رو میدونم دوس دارم تاریخ کشور دیگ هم بدونم اخه شما میگید فقط حق داریم ۱۰درصد از دیگر تاریخ ها ی کشور های دیگ بدونیم …. این واقعا حرف مزخرفیه هرکی هرچی دوس داره ۲۰درصد و بیشتر میتونه از تاریخ دیگر کشور ها بدونه و دانستن علم جرم نیس برای آموختن علم به چین هم بروید این هم فرموده ی پیامبر (ص) ست

هستی

سلام دوستان این سریال خیلی زیباست بخصوص آقای چان چانسوکه خیلی زیبا بازی می‌کنند فقط من یک سوال دارم چرا امپراطور دونگ یی را صیغه کرد و امپراطور که دونگی را صیغه کرده بود چطور دونگی باردار شد؟؟؟؟؟ ممنون و لطفاً بی احترامی نکنید

یکتا

سلام بله این سریال یکی از بهترین سریال های تاریخی کره اس و حتی دوبلر ها ی کشورمون واقعا تمیز دوبلری کردن نقش زن هان هیجو بسیار تمیز این نقش و ایفا کرد و همچنین نقش مرد جی جین هی واقعا عالی بودن و اینکه میخواستم جواب سوال شمارو بدم همونطور ک میدونی دونگی از طبقه ی پایین بوده پس امپراطور همین اول نمی تونسته اون رو همسر رسمی خودش انتخاب کنه چون با مخالفت های بسیاری روبه رو میشد و بچه ی اول دونگی امپراطور ک به دنیا اومدن اون دوتا باهم ازدواج کردن!!! و همسر قانونی هم دیگ… مطالعه کامل... »

پاییز

سلام
ممنون بابت اطلاتاتی که قرار میدین
توی سریال دونگی به گروه شمشیر زنان کمک میکنه و ۶ سال از قصر اخراج میشه این درسته یا نه یا ساخته ذهن کارگردانه؟
و اخر سریال هم میگه قصد ترک قصر رو داره چقدر با واقعیت ارتباط داره؟

یکتا

سلام اصلا گروه شمیر زنان مبارز واقعیت نداره و این ها همه ساخت ذهن کارگردان درفیلم‌ بوده تا بتونه مخاطب بیشتری رو جذب فیلم کنه در آخر هم که دونگی از قصر میره و اینا هم با تاریخ واقعی دونگی مطابقت نداره امپراطور در تاریخ واقعی وقتی از قصر خدمتکار را رد میشه و میبینه ک دونگی داره برای ملکه اینهیون سالگرد میگیره آخه اون زمان بانو جانگ نمیزاشته که کسی این کارو کنه و اگر کسی این کارو میکردم مجازاتش میکرده امپراطور هم از این شجاعت دختره (دونگی) خوشش میاد اول برای ترحم اون رو خدمتکار شخصی قصر خودش… مطالعه کامل... »

اسما

خب توسریال دونگی امپراطورواقعاعاشق کدوم همسرش بود،خیلی پیچیدس این اواخرنسبت به بانوجانگ سردشده بودولی موقع اعدامش اونطورمتاثرمیشه همه چی مبهمه واقعانمیتونم به نتیجه برسم،سوالم فقط مربوط به سریال دونگیه،نه تاریخ یاسریالای دیگه

تینا

به بانو جانگ علاقه مند بوده اما عاشقش نبوده هر علاقه ای که عشق نیست،به بانو جانگ علاقه مند بوده ولی وقتی متوجه دسیسه ها و توطئه های اون میشه علاقش بهش از بین میره این خود بانو جانگ بود که شخصیتش به کل تغییر میکنه و بعد دیدن و آشنایی دونگی به اون علاقه مند میشه و واقعا عاشقش میشه و کاملا واضح که عاشق دونگی بوده اشک هاش هم موقع مرگ بانو جانگ بخاطر عشق به بانو جانگ نبود بخاطر این بود که قرار بود اعدام بشه و بالاخره یه پسر داشت بنظرم واسه همین گریه کرد موقع… مطالعه کامل... »

تینا

بله این که شما میگید بر اساس تاریخ درسته نحوه ی آشنایی امپراطور با دونگی اما من تو چند تا سایت خوندم که معتبر هم بود که گفته بود گروه شمشیر زنان مبارز نبوده و تخیل خود کارگردان لوده اما پدر دونگی جزوه ضعیف ترین قشر تو اون زمان بوده از نظر جایگاه و مرتبه ی اجتماعی و اینکه به مرده ها کمک میکرده

کیم وون هه

عزیزم اون در حال کمک بوده که امپراطور میبینتش
وگادورا دوستش بوده چرا کمک نکنه

تینا

میگن واقعا واسه یه مدتی قصر رو ترک کرده درباره ی گروه شمشیر زنان مبارز هم که تو سریال بود اسم گروه تخیل خود کارگردان بوده اما تو تاریخ کره هم اومده پدر دونگی شغلش جزوه کم ترین رتبه های تاریخ بوده تو اون زمان و اینکه به برده ها و مقرا کمک میکرده

محمد امین

آره موافقم
ولی کاشکی سریال دونگی بیشتر بود تموم نمیشد😭😭😭😭😭😭😭😭

یکتا

دیگ بقول‌ قدیما هر آغازی پایانی داره و کاریشم نمیشه کرد..

آرین

عزیزم خوندن درباره تاریخ کشورهای دیگه خیانت به تاریخ خودمونه؟دوست عزیز به امثال شما میگن ناسیونالیسم
شما ته نژادپرستی هستی و به نظر من کسی که نژادپرست باشه هرگز اسمش وطن پرست نیست
از این کار به شدت متنفرم،آخه یعنی بقیه کشورها انسان نیستن،واقعا برات متاسفم

ناشناس

آقا بگو که رفتی از شعار های ضد نژاد پرستانه مردم آمریکا اسکی رفتی. بابا اسکی نرو بزار یخ ها آب شه کوه نوردی کن خخخخخ

عرفان

داداش به سیروس بدبخت چیکا داری😂😂😂
بر اساس حرف تو،آدمایی که تاریخ وایکینگ ها و ژرمن ها و چینی ها و سرخ پوست ها و از همه جذاب تر،رومی ها و مصری هارو میدونن،فوق وطن فروشن

احساس وطن فروشی دارم،کمممممککککککک😫😫😭

ناشناس

ن حرفامو درست نفهمیدی منظورم اینه که تاریختان را ول نکنید در مورد تاریخ کشور های دیگر هم بدانید ولی…….

زنده باد ایران و ایرانی

سلام وعرض ادب خدمت شما از قدیم گفتن که اگه تاریخ نخونید مجبور هستید تاریخ را تجربه کنید ما هم علاوه بر اینکه تاریخ کشور عزیز خودمون را کامل میدونیم و از سیاست های کشور مون آگاهی داریم این خیلی خوبه که تاریخ کشور های دیگه رو هم بدونیم و از سیاست های اون ها هم آگاهی پیداکنیم اینطوری اطلاعات ما هم افزایش پیدا میکنه و بقول معروف لازم نیست تاریخ را تجربه کنیم وبرای آینده کشورمون مفید خواهیم بود اگه که هنرمند های عزیز وقابل احترام کشور عزیزمون بتونن درک بهتری از تاریخ را در ذهن ما بگنجاین که… مطالعه کامل... »