مچانگ

مقبره مچانگ

هنرمندان حرفه ای در چوسون:

گیسنگ هنرمندان زنی بودند که برای اضافه نمودن هیجان به ضیافت ها و مهمانی های نوشیدن به کار گرفته می شدند. آنها متعلق به پائین ترین طبقه اجتماعی در عهد چوسون بودند. آنان همواره هنرمندان آگاهی به شمار می رفتند که در ادبیات، موسیقی و رقص مهارت داشتند. آنها دارای استعداد، هوش و کمال شخصی بودند زیرا با اشراف زاده ها سر و کار داشتند. غالبا گفته می شود که هوانگ جین یی در شمال و مچانگ در جنوب به فعالیت می پرداختند. نام این دو در میان تعدادی از چهره های زن ادبی مشهور سرزمین چوسون به چشم می خورد. خصوصا مچانگ  مورد ستایش بسیاری قرار گرفته و حتی با ژو تائو بزرگترین شاعر زن سلسله تانگ چین مقایسه می شود. هنرمندان زن بی شماری در خلال پادشاهی چوسون وجود داشتند ولی نام بیشتر آنان در تاریخ ثبت نشده است. پس چرا مچانگ به صورت گسترده ای شناخته شده است؟

پرتره ای از مچانگ

زندگی و اشعار مچانگ:

مچانگ در سال ۱۵۷۳ در شهر بوسان واقع در منطقه جولا شمالی به دنیا آمد. پدرش یی تانگ جونگ نام داشت که مقامی سطح پائین در شهر ایالتی به حساب می آمد، و مادرش یک برده بود. نام واقعی او هیانگ گیوم است.

اگرچه وی از سطح پائین جامعه به پا خواسته بود، زمانی که کوچک بود توانست کتب کلاسیک چینی مانند گلچین ادبی کنفسیوس و منسیوس را بخواند. او حتی در سن بسیار کم نه سالگی اشعار چینی می نوشت. سرانجام مچانگ نام خویش را در فهرست زنان هنرمند ثبت کرد زیرا یک قاضی محلی در بوسان از وی خواست تا این کار را انجام دهد. او به خود نام مستعار ” مچانگ ” را داد و شروع به زندگی کردن به عنوان یک گیسنگ کرد.

قاضی مچانگ را عمیقا دوست داشت اما وی زمانی که قاضی به سئول منتقل شد تنها ماند. او اشعاری در باب تسلی غم و اندوه ناشی از جدایی سرود. وقتی که این اشعار متاثر کننده به شهرت رسید، مچانگ به چندین ضیافت دعوت شد. وی به زودی به عنوان یک هنرمند و سرگرم کننده به شهرت دست یافت در حالیکه با اشراف زادگان اشعاری تبادل می کرد و مهارت های رقاصی و خوانندگی درخشان خویش را به نمایش می گذاشت. او به خاطر استعدادش در اجرای گومونگو ( یک ساز سنتور مانند) شهره گشته بود. مچانگ به عنوان یکی از سه شگفتی بیوکسان شناخته می شود.

بزرگترین گیسنگ شاعر در چوسون:

مچانگ برای گیسنگ شدن مختار نبود و این سرنوشت مثل بسیاری دیگر از هنرمندان زن آن زمان به خاطر اصل و نسب محقرش برای او مقرر شده بود. اما استعداد ادبی اش توانایی شکوفایی داشت زیرا وی با تعداد کثیری از محققین و مقامات ملی به مانند هو گیون و کوان پیل که از شعر و هنر لذت می بردند در ارتباط بود. هو به عنوان یکی از بهترین شخصیت های ادبی در قرن شانزدهم میلادی اشتهار داشت و کوان به خاطر اشعار و مهارت های نویسندگی عالی خویش شناخته می شود.

آن هو گیون بود که مچانگ را یک شخصیت مشهور در سطح ملی کرد. نویسنده رمان مشهور ” هونگ گیل دونگ ” در حقیقت طغیان گری بود که از جامعه انتقاد می کرد. او استعداد مچانگ را می ستود و این دو یک دوستی حقیقی را به اشتراک گذاشتند که ماورای یک رابطه ساده مرد و زن در جریان بود. هو گیون در مورد شعر، نویسندگی، و نقاشی با مچانگ به بحث می پرداخت و آثار او را به صورت گسترده ای تبلیغ می کرد. یک مورد از آثار اینچنینی گونه شعری سنتی سیجو با عنوان ” زمانی که گل های گلابی مثل باران شکوفه می زنند ” می باشد:

زمانی که گل های گلابی مثل باران شکوفه می زنند، من با گریه از عشقم جدا می شوم،

با افتادن برگ ها در باد پائیزی، شگفت زده می شوم اگر او به من فکر کند،

تنها  رویایی فردی یک راه طولانی را سرگردان است.

این سیجو مشهور که عطش اندوهناک مچانگ را برای شخص معشوق توصیف می کند، در کتب درسی امروزی آمده است. معشوقی که وی به شدت دلتنگش بود شخصیتی واقعی به نام یو هی گیونگ نام داشت.

زمانی که گل های گلابی مثل باران شکوفه می زنند:

یو از نظر ولادت در سطح پائین اجتماع قرار داشت اما او به لطف اشعار شگفت انگیزیش با اشراف مخلوط شد. این شاعر زمانی که مچانگ ۲۰ ساله بود، در سال ۱۵۹۲ با وی دیدار کرد.

زمانی که یو در اطراف مناطق جنوبی در حال سفر بود، برای دیدن زن هنرمند مشهوری که استعداد خوانندگی و شعری وی تا سئول نیز شناخته شده بود، از بوسان دیدن کرد. او کاملا شیفته و درگیر مچانگ شد، زنی که به اندازه یک پری که از آسمان فرستاده شده است زیبا بود و همچنین استعداد هنری بی نظیری داشت.

مچانگ نیز مجذوب این شاعر مشهور شده بود. وی ۲۸ سال از یو جوان تر بود ولی با تمام قلبش آن مرد را دوست می داشت. آن دو احساسات محبت آمیز خویش را از طریق اشعار به اشتراک می گذاشتند. حدود ده شعر در یک مجموعه از آثار یو از مچانگ الهام گرفته شده است. اثر مچانگ به نام ” زمانی که گل های گلابی به مانند باران شکوفه می زنند ” توصیفی دارد که نشان می دهد او این شعر را در حال اندیشیدن به یو نوشته است.

زمانی که ژاپن در سال ۱۵۹۲ به چوسون حمله کرد، یو به عنوان عضوی از ارتش چریکی به میدان نبرد رفت و مشارکت مهمی در جنگ داشت. مچانگ مجددا  تنهایی خویش را با نوشتن تسکین داد.

این دو عاشق همدیگر را گم کردند ولی آنها راه مجزایی را در پیش گرفتند. ۱۵ سال بعد از اولین ملاقات آنان، این دو مجددا با یکدیگر ملاقات کردند. اما عمر تجدید دیدار آنها بسیار کوتاه بود زیرا یو به سئول بازگشت. سه سال بعد و در سال ۱۶۱۰، مچانگ در ۳۸ سالگی درگذشت. یو بابت مرگ او افسوس خورد و گفت: ” ما برای ملاقات مجدد به اندازه کافی خوش شانس بودیم و سه سال قبل از بحث در مورد اشعار لذت بردیم، اما حال لباس های من با اشک هایی تلخ خیس شده اند.”

گیسنگ بد طالع  رنج جدایی را تحمل کرد، اما نامه های مملو از اشک وی به قطعات ادبی ممتازی تبدیل شد و به نویسندگان بسیاری الهام بخشید تا از آرامگاهش بازدید کنند. ۴۰۰ سال میگذرد ولی زندگی و اشعار مچانگ که به صحنه گل های گلابی معطر شده اند، همچنان احساسی از اشتیاق و شگفتی را برمی انگیزاند.

مقبره مچانگ
منبع رادیو جهانی کی بی اس ویکی پدیا انگلیسی
ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
دنبال کردن