سرنوشت تلخ بردگان در روم باستان

بعد از یونان باستان روم باستان یکی از کانون هایی است که تمدن غرب به وجود آن افتخار می نماید اما باید توجه کرد که در پشت پرده تمدن روم یا مصر یا یونان باستان چه چیزی وجود داشته است و همه این اهرام بناها و شهرهای بزرگ تمدن ها و مدنیت بروی شهرهای ویران شده سایر ملل و اجساد بردگان بنا شده اند که روی دیگر سکه تمدن می باشد،در ایران نیز زمانی که فئودالیزم وجود داشت رونق کشاورزی تا حدی زیاد بود و هم اکنون تعدادی از زمین های کشاورزی که در دوران خوانین زمین های آبادی بوده اند و بعد از بین رفتن خوانین و فئودالیسم هم اکنون تبدیل به زمین های بدون مصرف شده اند اما باید توجه کرد که هیچ چیزی گران بها تر از گوهر وجودی و آزادی انسان نیست و تمام پیشرفت هایی که بخواهد در اثر استعمار بقیه مردم بدست بیایید در نهایت محکوم به نابودی است و هم اکنون هیچ اثری از قدرت و اقتدار تمدن های بزرگی مانند یونان مصر و روم باستان نیست و حتی این کشور ها در اقتصاد و متاسفانه مسائل پزشکی و درمانی خود فرو مانده اند.

،ف. پ. کوروفکین مورخ در کتابی که تحت عنوان تاریخ روم باستان نوشته است به موارد جالبی درباره سرنوشت تلخ بردگان در روم باستان و رفتار رومیان متمدن با بردگان می کند که در اینجا بخش هایی از آن را آورده ایم

رومیان با بی رحمی تمام تمام کشورهای شکست خورده را غارت میکردند،فرمانده لژیونی که شهری را میگرفت معمولا آن را برای چپاول در اختیار نیروهایش قرار میداد،بخشی از غنائم غارت شده به خزانه روم راهی میشد و مابقی بین فرماندهان و سربازان تقسیم میشد.

اسیران نیز غنیمت جنگی به حساب می آمدند،به دنبال ارتش تجار برده نیز وارد میشدند تا مردم اسیر را برای فروش در بازار برده خریداری کنند تنها پس از یک اردوکشی رومیان صد و پنجاه هزار اسیر بعنوان برده فروخته میشدند،در میان اسیران زنها و کودکان نیز مشاهده می شدند،رومیان سکنه کشورهای اشغال شده را وادار به پرداخت مالیات های سنگین می نمودند،کسانی که قادر به پرداخت مالیات نبودند با تمامی افراد خانواده شان به بردگی گرفته می شدند.

دربازار اصلی برده فروشان که در یکی از جزایر دریایی اژه واقع بود روزانه تا ده هزار انسان به فروش می رسید،قریب به پنجاه هزار برده در معادن نقره اشتغال داشتند صد الی دوبیست برده درهر یک از کشتی های بزرگ پارو می زدند هر یک از این برده ها پنج الی شش نفر به حرکت در می آورد،بردگان صبح تا شب کار می کردند اگرکاری برای انجام نبود مباشر ملک مشغله دیگری برای آنها می تراشید تا فرصت نیابند با هم صحبت کنند،گاهی بر گردن بردگانی که گندم را آرد می کردند قلاده چوبی می زدند تا برده گرسنه نتواند خود را به آرد گندم نزدیک کند.ارباب سالی یک تن پوش به برده میداد.

شبها بردگان را در سیاهچال هایی که روزنه کوچک داشت می انداختند که بلندی سقفش به قد یک انسان می رسید زندانی میکردند و بسیاری از بردگان درغل و زنجیر های سنگین می خفند و غل و زنجیر هایی که پوست بدنشان را میسایید و زخمی میکرد.

بدان جهت که بردگان بسیارارزان فروخته میشدند برده داران تا سرحد مرگ از آنها کار می کشیدند،یک برده جوان و نیرومند بعد از مدتی به موجودی مفلوک و چلاق و علیل مبدل میشد،بردگانی که از توان می افتادند و دیگر به درد کار نمی خوردند در یک جزیره خشک و بی آب و علف رها می شدند تا از گرسنگی بمیرند.برده داران رومی برای ترساندان برده ها بردگان سرکش و نافرمان را بطور وحشتناکی شکنجه می دادند شلاق می زدند میسوزاندند دست و پا می شکستند.

رومیان برای سرگرمی خود بردگان را وادار میکردند تا با یک دیگر و با حیوانات درنده به مبارزه برخیزند،گلادیاتورهایی که تمایلی به این کار نداشتند و به ضرب شلاق و نک نیزه به میدان نبرد می راندند،سرنوشت گلادیاتور زنده ولی شکست خورده را تماشاگران معین میکردند.

برده داران رم بردگان را آدم نمی دانستند و میگفتد برده ابزاری است که سخن میگوید.نام مستعاری به او می دادند که اغلب مفهومی تحقیر آمیز داشت و به گردن برده قلاده می افکندند،در هیچ یک از کشورهای جهان باستان به این اندازه به بردگان ظلم و ستم نشده بود.

منبع کتاب تاریخ روم باستان
ممکن است شما دوست داشته باشید
اشتراک
دنبال کردن
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات