زندگینامه پروکوپیوس – مورخ

St_Procopius_Icon_Sinai_13th_century.jpg (1032×1438)

نام این مورخ نیز همانند بسیاری مورخان دیگر اصولاً بدون پسوند یونانی- رومی آن توسط برخی از نویسندگان «پروکوپ»[۱] نوشته شده است. وی از برجسته ترین تاریخ نویسان بیزانس (روم شرقی) بود. زمان تولد او را اخلافش اواخر سدۀ پنجم میلادی گزارش کرده اند. وی همانند دیگر نویسندگان و علم گرایان رومی پس از سپری کردن دوران تحصیلات خود، به کار نویسندگی پرداخت و به خدمت بلیزاریوس[۲] سردار سپاه روم درآمد. به استناد منابع تاریخی انتصاب او در این مقام در سال ۵۲۷ میلادی بوده است که پروکوپیوس تقریباً سی سال از عمرش می گذشته است. علاقمندی وی به تاریخ نگاری و ثبت رویدادهای مهم تاریخی از جمله وقایع نظامی از آنجا سرچشمه گرفت که او در سفرهای جنگی، بلیزاریوس سردار سپاه بیزانس را همراهی می کرد.

    نبردهای رومیان شرقی در آن مقطع زمانی عمدتاً تا مناطقی بسیار دوردست کشانده می شده و نزدیکترین میدان مصاف آنها در ایتالیا با واندالها[۳] و گُتها[۴] بوده و با ایرانیان نیز پیکارهایی طولانی با وقفه های کوتاه داشته اند. سال وفات این مورخ را بسیاری ۵۶۰ میلادی نوشته اند. پروکوپیوس در ثبت رویدادهای نظامی بسیار دقیق و در عین حال رومی گرا بوده است. کتابهای متعدّدی را به عنوان آثار وی در زمان حیاتش گزارش کرده اند، ولی هشت کتاب از مجموعه آثار وی دربرگیرندۀ رویدادهای مهم نظامی بوده است. دو کتاب اول او به ویژه نخستین کتاب او پیرامون نبردهای ایرانیان و رومیان (بیزانسیها) بوده. دو کتاب بعدی وی یعنی کتابهای سوم و چهارم و بخصوص سومین کتاب پروکوپیوس دربارۀ نبرد بیزانسیها با واندلها و سه کتاب بعدی یعنی کتابهای پنجم، ششم و هفتم دربرگیرندۀ روند پیکار رومیان با گُتها و تشریح نتایج و پیامدهای این نبردها و هشتمین کتاب وی که دنباله و مکمل کتابهای پیشین اوست حاوی ارزیابیهای جنگها و ثبت اضافات و مطالب فراموش شده و از قلم افتاده کتابهای اول تا هفتم اوست.  بدیهی است که همان گونه که در بالا اشاره شد، وی نسبت به روم تعصّب خاص داشته و در حفظ احترام ولینعمت خود بلیزاریوس از هیچ گونه قلم فرسایی دریغ نورزیده است. صاحب نظران و تحلیل گران بر این باور بوده اند که وی فقط شرح نبردها و پیروزیهای بلیزاریوس را ثبت کرده است، زیرا او در همۀ کتابهایش لحظه ای از ستایش و بزرگنمایی سردار فوق الذّکر کوتاهی نکرده است و از جمله در نیرومند جلوه دادن لشگریان تحت فرمان وی غافل نبوده است. به سخن دیگر می توان گفت که در این مجموعه از آثار بلیزاریوس شرح زندگانی به ویژه زندگی نظامی سردار رومی به طور کامل آورده شده است. پروکوپیوس وی را نامی ترین سردار بیزانس نامیده و او را سلحشورترین فرمانده قلمداد کرده است.

    وی از ثبت برخی رویدادها و اسرار دربار رومیان نیز غفلت نورزیده و کتابی نیز در این زمینه به رشتۀ تحریر درآورده است که به کتاب «تاریخ سرّی» معروف بوده است. از آنجایی که وی در عصر ژوستی نین[۵] قیصر نیرومند و جنگجوی روم شرقی می زیسته است، برگهایی از زندگی این قیصر نیز بخشهایی از نوشته های پروکوپیوس را تشکیل داده اند. او در این زمینه از نقاط ضعف و ویژگیهای اخلاقی زشت قیصر و انحرافات و آلوده بودن به فساد همسر قیصر پرده برداشته. اتهام خودکامگی و استبداد او به ژوستی نین و فساد اخلاق به زن او، موجب شده است که بلیزاریوس نیز به عنوان یکی از سرداران بسیار نزدیک و مورد اعتماد قیصر خود و خانواده اش را در مظان اتهام و بدنامی بداند و از پروکوپیوس رنجیده خاطر شود. این آخرین اثر پروکوپیوس پس از مرگ وی انتشار یافت، زیرا مورخ تا واپسین روز حیات خود مطالب لازم را حتی الامکان به آن افزود.

    مطلبی نیز در این خصوص از قول مورخان گزارش شده است و آن این است که برخی از پژوهشگران تاریخ جهان باستان محتوای این آخرین کتاب پروکوپیوس را به قلم خود او نمی دانند، بلکه شخص دیگری که با خاندان قیصر دشمنی و کینه دیرینه داشته این مطالب را نگاشته و به نام این مورخ منتشر کرده است. زیرا آنان که به شیوۀ نگارش پروکوپیوس آگاه بوده اند، تفاوت را دریافته اند و این اثر متأخر را از دستاوردهای وی ندانسته اند. در این خصوص محقق و مورخی به نام «دان»[۶] پس از مطالعات دقیق و کنجکاوانه دریافت که اظهارات فوق با واقعیت قرین نیست و کتاب تاریخ سری نیز نگارش خود پروکوپیوس است و این احتمال وجود دارد که وی این مطالب را در واپسین سالهای زندگی اش به صورت گردآوری در نزد خویش نگهداشته و پس از فوتش آن را تنظیم کرده و به نام او نگاشته و منتشر کرده اند. از سویی با توجه به محتوای کتاب تاریخ سرّی و نوع مطالب مستتر در آن پذیرفتنی است که پروکوپیوس این گونه اسرار و اطلاعات خصوصی و خانوادگی قیصر را همراه با رویدادهای نظامی به حق نیاورده است. ناگفته نماند که رومیان صاحب نظر و آشنا به زندگینامه قیصران، بسیاری از ادعاهای پروکوپیوس را در کتاب مزبور مغرضانه و دور از واقعیت دانسته اند.

    در اثر دیگر که از تألیفات کم حجم پروکوپیوس است، وی دربارۀ اقدامات و اصلاحات ژوستی نین مطالبی در مدح وی نگاشته و دربارۀ بناها، کاخها و سایر تأسیساتی که به فرمان قیصر ساخته شده، وی را قیصری دلسوز، مردم دار و قابل احترام دانسته و در ستایش او سخنان زیادی گفته است.

    مجموعه کتابهای پروکوپیوس درباره جنگهای رومیان با سرزمینهای دیگر هیستوریکُن[۷] نام دارد و در حقیقت این جامع و کامل ترین تألیفی است که دربارۀ رویدادهای نظامی یونان و روم در جهان باستان به دست مورخان و پژوهشگران تاریخ نظامی و جنگها رسیده است.

    پروکوپیوس شیوۀ نگارش خود را از مورخان یونان باستان همانند هرودت و توسیدید[۸] تقلید کرده و در واقع ادیبی توانا و مسلط به زبان یونانی بوده است. گفتنی است که زبان یونانی تا قرن ششم میلادی به عنوان زبان علمی مورد استفاده دانشمندان و نویسندگان رومی بوده است و به تدریج جای خود را به زبان رومی که با زبان یونانی تفاوت چشمگیری نداشته داده است.

    ارزیابی محققان و مورخان دربارۀ آثار پروکوپیوس به این صورت است که چون نویسنده خود بخشهای قابل توجهی از رودادهایی را که ثبت کرده به چشم خویش دیده است، می توان دریافت که وی صادقانه و بی طرفانه نسبت به تاریخ جنگها داوری کرده است و آثار وی را می توان به عنوان سند و مآخذ معتبر در تحقیقات مورد استفاده قرار داد. از نظر کرونولوژیک[۹] می توان چنین استنباط کرد که آثار پروکوپیوس متعلق به مقطع زمانی و دورۀ انتقالی قرون قدیم به قرون وسطای تاریخ است، از اینرو محتوای آثار وی در این مرحله انتقالی از ارزش والایی برخوردار است.

    دربارۀ این مورخ دیدگاههای متفاوتی اظهار شده است، ولی اکثر کرونیستها[۱۰] و تاریخ نگاران و آنان که به نقد و بررسی منابع تاریخ جهان باستان پرداخته اند. او را مورخی توانا دانسته که بر ادبیات روم باستان و شیوۀ نگارش عصر خود تسلطی تحسین برانگیز داشته و فنون و رموز سپاهیگری رومیان را به درستی ترسیم کرده و در ثبت رویدادهای نظامی و توصیف و تشریح جنگها دقیق و محتاطانه عمل کرده و به هیچ وجه جانب اقدام نسبت به اقوام و ملل دیگر که طرف مخاصمه با رومیان بوده و از جمله ایرانیان را رها نکرده و ایرانیان را مردمانی هوشیار، سلحشور، وطن پرست و دشمن ستیز قلمداد کرده است. پروکوپیوس در ترسیم و نگارش رویدادهای جنگی ایرانیان را مانعی جدی برای توسعه طلبی امپراطوریهای یونان و روم دانسته و بر این باور بوده است که زمام داران یونان باستان، روم و بیزانس علاقمند به این بوده اند که پیوسته یک امپراطوری جهانی را به وجود آورند، هر چند ایرانیان نیز به ویژه در عصر هخامنشی و تا حدودی در دورۀ ساسانی این شیوه را دنبال می کرده اند، ولی پیوسته سد راه قدرت طلبیهای امپراطوری فوق بوده اند. یونانیان در عصر هخامنشی به پارسیان می گفته اند: این ایرانیان چه مردمانی ماجراجو و ضدّ یونانی هستند و همیشه و همه جا به منافع و اهداف یونانیان زیان وارد کرده و مانع پیشرفت یونانیان هستند.

[۱]. Prokope.

[۲]. Blizarius.

[۳]. Vandalen.

[۴]. Goten (Goth’s).

[۵]. Justinianus.

[۶]. Dane.

[۷]. Herodotus.

[۸]. Tocidides (Tossidides).

[۹]. Chronologik.

[۱۰]. Chronisten.

منبع : کتاب تاریخ ایران در دوره ساسانیان

نویسنده : دکتر اردشیر خدادادیان

نشر الکترونیکی سایت

ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
دنبال کردن