جنایات اعراب در فتح ایران

حملات اعراب مسلمان به ایران، تقریبا یکسال بعد از رحلت پیامبر اسلام شروع شد. طی ۱۹ سال حملات مداوم اعراب به خاک ایران و جنگ های بسیار، اعراب توانستند در سال ۳۱ هجری مطابق با ۶۵۱ میلادی، ایران پهناور آن زمان را اشغال کنند…

جنگ نهاوند (جنگ ایران و اعراب)

 در سال بیست و یکم هجری (۶۴۱) بین سپاه ایران و اعراب در حمله اعراب به ایران در نزدیکی نهاوند که در منطقهٔ کوهستانی واقع شده اتفاق افتاد. جنگ نهاوند که مسلمین آن را فتح‌ الفتوح نامیدند یکی از مهم ترین جنگ‌ هایی است که بین اعراب مسلمان و ایرانیان اتفاق افتاده‌ است. ابن اثیر در خصوص علت این نام‌ گذاری می‌ نویسد: مسلمین فتح نهاوند را «فتح‌ الفتوح» نامیدند زیرا بعد از آن ایرانیان نتوانستند جمع شده و در برابر اعراب بایستند و پس از این جنگ بود که مسلمین سراسر کشور ایران را تصرف کردند، و امپراطوری ساسانی فروپاشید.
پس از پیروزی در جنگ قادسیه و ورود عرب‌ها به مدائن (تیسفون) خبر رسید که «مهران» در جلولاء (نزدیک حلوان) سپاهی گرد آورده‌ است و بر حسب نامه خلیفه «سعد» در تیسفون اقامت گزید و هاشم بن عتبه را با قعقاع بن عمرو و دوازه هزار نفر به جانب جلولاء «نزدیک حلوان» گسیل ساخت و پس از جنگ سختی که درآن حدود رخ داد فتح تصیب لشکر عرب شد. «جلولاء» بدست اعراب افتاد و خزاین اطراف به یغما رفت. در یکی از چادرها شتری یافتند از طلا باسواری زرین.
فتوحات پی در پی تازیان
یزدگرد پس از جنگ «جلولاء» از حلوان بوی شتافت و خسرو سوم که مأمور دفاع از حلوان بود در مقابل سپاه قعقاع رفته در قصر شیرین از عرب شکست خورد و تازیان داخل حلوان گردیدند، خلاصه تا انتهای سال ۱۶ هجری قمری تسلط عرب از نینوا تا حدود شوشتر رسید.
أما «هرمزان» که رییس یکی از هفت خانوادهٔ بزرگ ایرانی بود پس از جنگ قادسیه بجانب خوزستان شتافت و در ۱۷ هجری قمری «عتبه» حکمران بصره لشکری به شوش فرستاد وتازیانی که در آن حدود اقامت داشتند با لشکر عرب همدست شدند و «هرمزان» در دو جنگ شکست خورده مجبور گردید شهر اهواز و یک قسمت از زمین‌ های خوزستان را از دست بدهد.
با این فتوحات و پیروزی پی در پی لشکر اعراب در جنگ‌ های متعدد، باز عمر خلیفهٔ دوم، از جنگ با ایرانیان اندیشناک بود و در دو مورد اظهار داشت، مایلم بین ما وایرانیان کوهی از أتش باشد که نه دست ما به آن ها رسد، ونه دست ایشان برما. ولی ضعف دولت ساسانی، پریشانی اوضاع داخلی کشور، اتقال شهریار ایران یزدگرد از محلی به محل دیگر، رقابت سرداران عرب بایگدیگر که هر کدام می‌ خواستند لیاقت خودرا ابراز داشته غنائم جدیدی بچنگ آورند، موجب جنگ های دیگری شد.
علاء الحضرمی که در بحرین اقامت داشت و خود را از سعد پسر ابی وقاص کمتر نمی‌ دانست بدون اجازهٔ خلیفهٔ مسلمین عمر، از خلیج فارس عبور کرده وارد خاک ایران شد. «شهرک» حکمران فارس در مقابل او شتافت و علاء بازحمت زیاد و مساعدت «عتبه» که لشکری از بصره بکمک او فرستاد توانست جان بسلامت بدر برده، حتی «شهرک» را شکست دهد. یزدگرد در مقابل این پیش آمدها و برباد رفتن زمین‌ های خود نمی‌ توانست راحت نشیند.
«هرمزان» و «شهرک» بدستور او بر لشکر عرب حمله آوردند ونزدیک دیوار شوشتر جنگی رخ داد و چون براه نمائی فردی که طلب أمان می‌ کرد، لشکر عرب وارد آن شهر گردید. «هرمزان» به قلعهٔ آن پناهنده گشت و به «ابوسیره» سردار عرب چنین پیغام داد که تا یک تیر در ترکش دارد خواهند جنگید، مگر آنکه او را نزد خلیفهٔ مسلمین فرستند تا هرچه حکم کند اجرا شود. «ابوسیره» این پیشنهاد را پذیرفت و هرمزان تسلیم شد، و او را باغل و زنجیر نزد عمر فرستاد. بعضی از تاریخ نویسان وقایع شوش را در سال بیستم هجری قمری می‌ دانند.

عزل سعد

در این احوال سعد پسر ابی وقاص در کوفه بنای عمارت عالی نهاد، و از آن مکان متصرفات آنحدود را اداره می‌ کرد. در همین هنگام شکایات متوالی از «سعد» نزد عمر شد و بالآخره خلیفهٔ دوم امر داد قصر کوفه را ویران سازند و سعد را احضار کرده عمّار پسر یاسر را بجای او گماشت. عزل سعد بن وقاص یزدگرد را بأین خیال انداخت که متصرفات از دست رفتهٔ خود را مجدداً بچنگ آورد، و همینطور سرداران عرب که همواره مایل بودند غنائم جدیدی بدست آورند خلیفه دوم را متقاعد ساختند که مادام سلسلهٔ ساسانی منقرض نگردیده مستملکات عرب در آنحدود در خطر خواهد بود. بدین جهت طرفین مایل جنگ بودند.
نبرد نهاوند و فروپاشی امپراطوری ساسانی
پیروزی در این جنگ می‌ توانست راه ورود اعراب را به مناطق داخلی ایران هموار کرده و غنایم زیادی نصیب مسلمانان سازد. نهاوند شهر بزرگی است که در سمت قبله همدان واقع است و بین این شهر تا همدان ۱۴ فرسخ راه است. امروزه این شهر میان چهار شهر خرم‌ آباد ، همدان ، اراک و کرمانشاه قرار دارد.
یزدگرد در سال بیست و یکم هجری قمری گماشتگان خود را از ری به خراسان ،گرگان ، طبرستان ، مرو ، سیستان ، کرمان و فارس فرستاده حکام را بجمع آوری لشکر تشویق و ترغیب نمود، و قریب یکصد هزار نفر به ریاست «فیروزان» یکی از نجبای ایرانی که در جنگ قادسیه حضور داشت در نهاوند گرد آمدند.
نقشهٔ آن بود که حلوان و تیسفون را فتح کرده ، کوفه و بصره را که مهمترین سنگرهای عرب در آنحدود بود تسخیر سازند. بفرمان عمر نعمان بن مقرن سردار عرب در اهواز نیروی عراق، خوزستان و سواد را گرد آورده به نزدیکی «نهاوند» آمدند. فیروزان خود را در سنگر محکمی قرار داد و قصد داشت لشکر عرب را خسته کند و چون دو ماه بدین منوال گذشت عرب ها تدبیری اندیشیدند تا فیروزان را بجنگ و ادارند. بنا براین خبر دروغینی منتشر ساختند که عمر در گذشته‌ است، و فوراً خیمه‌ های خود را برداشته شروع به عقب نشینی کردند، فیروزان از سنگر خارج شده آنان را تعقیب کرد. روز سوم جنگ سختی واقع شد و در بین کار زار «نعمان» سردار عرب کشته شد، أما در نهایت لشکر وی پیروز شد.
مؤرخین عرب این پیروزی را فتح الفتوح نامیدند. چون بعد از این فتح ایرانیان قادر بجمع و هم‌ گروه شدنی نبودند. غنائم بیشماری بدست عرب افتاد و از آنجمله‌ است دو صندوق بزرگ پر از مروارید (لؤلؤ) و زبرجد و یاقوت که شخصی در مقابل طلبیدن امان آنرا بهسائب بن الأقرع نشان داد. عده زیادی از لشکر فیروزان کشته شد، و خود فیروزان هم بدست «قعقاع» به قتل رسید. پس از نهاوند همدان بدست عرب افتاد. جنگ نهاوند امید یزدگرد را مبدل بیأس کرد، ولی این پادشاه ساسانی دست از مطالبه تاج و تخت خود برنداشت و تازنده بود کوشش نمود تاشاید کاری از پیش ببرد، پس از اینکه خبر «جنگ نهاوند» بأو رسید، از ری به اصفهان و از آنجا به کرمان رفت، و در آخر در مرو اقامت گزید، و از دولت‌ های همجوار کمک خواست.
«امیر سعد» در ابتدا حاضر گردید به او مساعدت نماید، ولی بعد از یزدگرد رنجیده باماهوی حکمران ایرانی مرو همدست گردید، و قراولان اورا نابود ساخت. یزدگرد چاره جز ترک آنحدود ندید و در همان نزدیکی بدست آسیابانی که طمع در جامهٔ زرین و فاخر او نمود کشته شد. پسر یزدگرد فیروز سوم از امپراطور چین کمک طلبید، ولی درخواست او باجابت مقرون نگردید، و در کوه‌ های تخارستان در نزدیکی جیحون پناهنده شد و بیهوده تاج وتخت خود را مطالبه می‌ کرد. خلاصه اعقاب یزدگرد کاری از پیش نبردند، و شهرهای ایران بتدریج بدست عرب افتاد و دورهٔ جدید آغاز شد …
آیا امام علی ـ علیه السّلام ـ به ایران حمله کرده و بسیاری را کشته است؟
فتوحات مسلمانان در ایران در عصر عمر بن خطاب صورت گرفته است و این فتوحات در دوران خلفای بعدی در اطراف جهان اسلام ادامه داشته است. امّا هیچ منبعی از شرکت علی ـ علیه السّلام ـ در این جنگ‌هاگزارش نداده.
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ با خلفای عصر خویش در مواقع حساس و آنجا که به اساس اسلام مربوط می‌شد همکاری داشته‌اند، ولی این چنین نبود که همواره امام ـ علیه السّلام ـ مسئولیت‌های محوّله خلفاء را بپذیرند.
عمر در جریان سفر به شام، از امام(ع) خواست که اورا همراهی کند امّا امام(ع) نپذیرفت . در جریان جنگ قادسیه که مبارزین مسلمان از عمر طلب کمک خواستند. خلیفه از امام(ع) خواست که به عنوان فرمانده جنگ به سوی جبهه جنگ با ایرانیان حرکت کند، ولی امام(ع) نپذیرفت و از این رو خلیفه، سعد بن ابی وقاص را به فرماندهی برگزید.
امّا با توجه به دلاوری‌ها و سابقه تجربیات جنگی علی ـ علیه السّلام ـ، خلیفه از راهنمایی‌ها و همکاری‌های ایشان بهره می‌گرفت، ولی به طور مستقیم حضرت حاضر به همکاری و شرکت در فتوحات نبوده ولی از آنجا که حضرت، نسبت به سرنوشت مسلمانان و اسلام نمی‌توانست بی‌تفاوت باشد، تنها در قالب مشورت و ارایه نظرات خویش، لشکر اسلام را یاری می‌داد. این راهنمایی های امام به خاطر تکلیف ووظیفه ی شرعی بود از این جهت که وظیفه ی امام درمرحله ی اول حفظ دین است وامامت وظیفه ی الهی بود که ازطرف خدا به عهده اوبود. ازاینروی در هیچ یک از منابع دیده نشده که خلیفه از حضرت نظری مشاورانه خواسته باشد و ایشان ارائه نکرده باشد.
مورّخین اهل سنّت هم به مشاورت عمر با علی ـ علیه السّلام ـ معترفند و گفته‌اند: عمر کاری را بدون مشورت با علی ـ علیه السّلام ـ انجام نمی‌داد، زیرا به علم وخردمندی و دقت نظر و دینداری او معتقد بود و مشهور است که بیش از هفتاد مرتبه عمر گفته است «لولا علی لهلک عمر».
لذا اصحاب و یاران امام علی ـ علیه السّلام ـ هم به پیروی از حضرت، در مواردی که به نفع اسلام و مسلمین بود با خلفاء همکاری می‌نمودند، ودرحقیقت به وظیفه ی شرعی خود درقبال اسلام عمل می کردند. و به عنوان استاندار یا نیروی نظامی و یا حتی فرمانده سپاه اسلام با دستگاه خلافت همراهی می‌کردند. چنانچه سلمان و عمار به ترتیب استانداری مدائن و کوفه را در عصر عمر پذیرفتند. و براء بن عازب به عنوان فرمانده نیروی اسلام در عهد خلیفه ثانی قزوین را فتح کرد.
بدیهی است که اگر علی ـ علیه السّلام ـ نمی‌خواست یارانش در هیچ زمینه‌ای با خلافت همکاری داشته باشند، آنان هیچ اقدامی انجام نمی‌دادند و امام می‌توانست آنان را از شرکت در امور نهی کند ولی این کار را هرگز نکرد.

واقعیت های شنیده نشده از حملات اعراب به ایران

زمان شروع حملات اعراب به ایران، یزد گرد سوم آخرین پادشاه ساسانی به تازگی بر تخت نشسته بود و پایتخت زمستانی ساسانیان، شهر تیسفون ( طاق کسری، ایوان مداین) در ۳۷ کیلومتری جنوب بغداد و در شرق رود دجله واقع بود و کل کشور عراق، متعلق به خاک ایران.
حضرت محمد (ص) پیامبر اسلام در سال ۱۱ هجری یا ۶۳۲ میلادی رحلت کردند. در آن زمان خسرو پرویز، سی و سومین پادشاه ساسانی از دنیا رفته بود و چون کسی از خانوادهٔ سلطنتی ساسانیان باقی نمانده بود، یزد گرد سوم را بر تخت نشاندند. یزد گرد سوم، سی و چهارمین پادشاه ساسانی، پسر شهریار و نوهٔ خسرو پرویز، آخرین پادشاه ساسانی بود که قلمرو وسیع و با عظمت ایرانی در زمان او از بین رفت.
قبایل عرب در شبه جزیره عربستان، از تجربه جنگهای قبیله ای یی که در گذشته با ایرانیان داشتند(در منطقه عراق امروزی)؛ می دانستند که غنایم ایرانی بسیار با ارزش است و خاک ایران پر از نعمت و فراوانیست. (منطقه عراق همان خاک ایران محسوب می شد و ملک ری در قلب ایران، به آبادانی و زیبایی شهرت بسیار داشت)
ما به سلسله جنگها و حملات اعراب به ایران می پردازیم که مهمترین آنها، ۹ جنگ است که از جنگ ذوقار، که گفته می شود احتمالا قبل از بعثت پیامبر اکرم (ص) در سال ۶۰۳ میلادی بوقوع پیوسته، شروع می شود و به فتح ری و گرگان و اشغال ایران توسط اعراب مسلمان در سال ۶۵۱ میلادی و اتمام حکومت ساسانیان می انجامد.
لازم به ذکر است، کلیه جنگ های اعراب مسلمان با ایران و حملات اعراب به خاک ایران، بعد از رحلت پیامبر صورت گرفته است. همچنین در زمان امویان و عباسیان در عربستان، همواره ایران و ایرانی، اپوزوسیون حکومت اموی و عباسی بودند. ایرانیان در حمایت از امامان شیعه بسیار کوشیدند و ایران همواره جایگاه امن نوادگان پیامبر بود. این روابط آنچنان بود که امام حسین (ص) دختر یزد گرد سوم آخرین پادشاه ساسانی را به همسری خود برگزید. کوهی نزدیک ری، به نام بی بی شهربانو، نام دختر یزد گرد سوم و همسر امام حسین است.
منبع استوار
ممکن است شما دوست داشته باشید
اشتراک
دنبال کردن
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات