تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

انحطاط سیاسی و نظامی بیزانس و آخرین سال‌های حیات آن  

دوره ۱۴۵۳-۱۲۶۱ میلادی در حقیقت دوره انقراض امپراتوری بیزانس بود. توسعه دولت و پیشرفت آن به طرف اروپای شرقی را به سوی انقراض و پرتگاه نیستی سوق داد و اگر موانع جغرافیایی و برج و باروی مستحکم شهر قسطنطنیه کمک نمی‌کرد، می بایستی مدتی پیش از قرن چهاردهم منقرض شده و تنها نامی در از خود باقی گذاشته باشد (شیبانی، ۱۳۱۴، ص ۳۹۴).

عثمانیها از سال ۱۳۵۴ میلادی به بعد در اختلافات داخلی بیزانس، که بر سر تصاحب تاج و تخت در گرفته بود، مداخله می‌کردند و سرانجام در سال ۱۳۵۳ میلادی ۷۴۵ هجری قمری در قلعه چیمپی، که در ازای کمکشان به کانتاکوزن دریافت داشته بودند، جای گرفتند. می‌توان گفت که این جایگیری آغازی بود برای استقرار واقعی عثمانیها در داخل بیزانس. کانتاکوزن که تمامی موفقیتهای خود را مدیون ترک‌ها بود، پس از آنکه موقعیت خود را در تراکیا و ماکرونیا مستحکم کرد، در ۱۳۵۳ میلادی، امپراتور اصلی، یعنی یوانیس را که اوقات خود را به بیکاری و ولنگاری سپری می‌کرد، از سلطنت خلع و او را به بزجه آطه تبعید کرد.

کانتاکوزن هنگامی که آخرین هدف خود یعنی امپراتوری را به دست آورد، تازه دریافت که حضور عثمانیها در اروپا تا چه حد برای امپراتوری ممکن است خطرناک باشد، ولی چه سود که کار از کار گذشته بود. ترک‌ها که، در ۱۳۵۴ میلادی، گالیپولی را تصرف کرده بودند، موفق شدند سواحل دریای مرمره را تا بولاییر و تکیر طاغ تصاحب کنند (حقی اوزون چارشی لی، ۱۳۶۸، ص ۱۶۲).

انحطاط سیاسی و نظامی بیزانس و آخرین سال‌های حیات آن  
ورود محمد دوم و عثمانی‌ها به قسطنطنیه

امپراتور واقعی یوانیس، که در جزیره تنه دوس (بزجه آطه) زندانی بود، به کمک فرانچسکو، که از خاندان معروف «کاتیلوزیوی» جنوا بود و وعده کرده بود خواهر خود، ماریکا را به عقد ازدواج او درآورد، موفق به فرار شد و در یک روز زمستانی سال ۱۳۵۴ میلادی توانست وارد استانبول شود. با ورود او، قیامی همگانی ضد کانتاکوزن، که مورد نفرت مردم بود، در شهر برپا شد. یوانیس را مردم با شادی استقبال کردند و بار دیگر تاج امپراتوری بر سر نهاد.

کانتاکوزن امپراتور غاصب، که دیگر امکان مقابله با وضع موجود را نداشت، پیشنهاد حکومت مشترک را نپذیرفت و به همراه همسرش به صومعه پناه برد و به سلک رهبانان پیوست (۱۳۵۵ میلادی) و تاریخ معروف خود را طی سی سال حیات رهبانیتش نوشت. امپراتوری کانتاکوزن چهارده سال، از ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۵ میلادی به طول انجامید (اوزن چارشی لی، ۱۳۶۸، ص ۱۶۳).

بدین ترتیب کشاکش و درگیری بر سر تصاحب مقام امپراتوری بین رقبا در و درخواست یاری هر یک از طرفین مخاصمه از دولتهای عثمانی،  صربستان و بلغارستان و واگذاری اراضی امپراتوری به یاری کنندگان، در ازای کمک،  سقوط امپراتوری را تسریع کرد. از این جنگ قدرت بیش از همه عثمانی بهره برد.

١. مانوئل دوم (۱۴۲۵-۱۳۹۱ میلادی)       

یحیی پنجم در ۱۳۹۱ میلادی درگذشت و پسرش مانوئل دوم به‌جای او نشست. پیشرفت ترکان در این وقت سریع بود. سلطان بایزید اول (۱۴۰۲-۱۳۸۹ میلادی)، عیسویان را به سرداری سیگیسموند، پادشاه مجارستان، در جنگ نیکوپولیس شکست داد (۱۳۹۶ میلادی) و قسنطنطنیه را به محاصره درآورد (شیبانی، ۱۳۱۴، ص ۴۰۴).

بایزید اول معروف به ایلدروم (صاعقه)، همه اسیران را کشت و سپس بسنی را گرفت و قسطنطنیه را که دفاع آن به عهده مانوئل دوم امپراتور شرقی بود در محاصره گرفت. ولی حمله امیر تیمور گورکان به آسیای صغیر، ترکان را ناگزیر ساخت که دست از محاصره بردارند و خود را برای مقابله با تیمور آماده کنند.

تیمور از قراباغ اران سفیری نزد بایزید فرستاد و تسلیم قرایوسف ترکمان و عده‌ای دیگر از ترک و تاتار را که به علت سرکشی و تمرد به بایزید پناهنده شده بودند خواستار شد. بایزید پاسخ تیمور را به میدان جنگ محول کرد.

انحطاط سیاسی و نظامی بیزانس و آخرین سال‌های حیات آن  
مانوئل دوم

سپاهیان طرفین در شمال شرقی آنقوره (آنکارا) با یکدیگر روبه رو شدند و با آنکه بایزید و سپاهیان ینی چری او دلیرانه مقابله کردند. هزیمت به لشکریان او روی آورد و بایزید دستگیر شد و به اسارت تیمور در آمد. او را در قفس آهنی چندان نگاهداشت تا بمرد (۱۴۰۳ میلادی) (ممتحن، ۱۳۷۰، ص ۷۴۰).

امپراتوری مستقل مانوئل سی و چهار سال طول کشید و محاصره آنکارا سبب شد نیم قرن دیگر به عمر امپراتوری افزوده شود. امپراتور مانوئل، که در اواخر ۱۳۹۹ میلادی به منظور دریافت کمک به اروپا رفته بود، وقتی خبر اسارت بایزید و محاصره آنکارا را شنید، در پاریس بود. پس بلافاصله اروپا را که مدت دو سال در آن به منظور دریافت کمک سرگردان بود ترک گفت و از طریق ونیز و موره به شتاب به استانبول بازگشت (۱۴۰۳ میلادی)  (اوزون چارشی لی، ۱۳۶۸، ص ۱۷۲). امپراتور مانوئل دوم، با شتاب سفیرانی نزد تیمور فرستاد و با اظهار اطاعت از او راضی و خرسند ساخت؛ و بدینسان تیمور خود را با کشورهای بالکان درگیر نکرد (تاریخ ایران کمبریج، ۱۳۷۹، ص  ۸۸).

در این گیرودار، تیمور ازمیر را تصاحب کرده و به مانوئل پیغام فرستاده بود که به منظور ورود او به بیزانس کشتی آماده کند. امپراتور، با شنیدن این پیغام، سخت دستپاچه شد و دریافت که اشغال استانبول حتمی است، پس از پاپ و دولت ونیز درخواست کمک کرد.

تقسیم دولت عثمانی و بروز جنگ بین شاهزادگان بر سر کسب قدرت سبب شد که امپراتوری نفس راحتی بکشد و درنتیجه توافق با امیر سلیمان چلبی بعضی از نواحی اطراف استانبول را به انضمام مناطق ساحلی دریای سیاه تا بالکان و نیز سلانیک و تسالیا را تصاحب نماید (اوزون چارشی لی، ۱۳۶۸، صص ۳-۱۷۲).

انحطاط سیاسی و نظامی بیزانس و آخرین سال‌های حیات آن  
امپراتوری بیزانس سال ۱۴۰۰ میلادی

در دوران فرمانروایی مانوئل دوم، بیشتر نواحی یونان و قسمتی از تراکیا را دوباره به دست آورد. اما سلطان محمد اول، دیگر بار، ارتش ترک را نظام بخشید و سلطان مراد دوم، پس از شکستی بزرگ، آن را به سوی پیروزیهای درخشانی رهبری کرد. در ۱۴۲۲ میلادی، سلطان مراد دوم، حمله به قسطنطنیه را از نو آغاز کرد. اما شورشی که در بالکان درگرفت او را واداشت که دست از محاصره بکشد (دورانت، ۱۳۷۳ الف، ص ۲۲۱).

در آغاز سلطنت سلطان مراد دوم، مانوئل دوم امپراتور بیزانس تا توانست برای او مشکل ایجاد کرد و برای این کار از مصطفی، عموی سلطان مراد، بهره گرفت. به تحریک امپراتور و با کمک یونانیها، مصطفی توانست شهر گالیپولی را به منظور تسخیر و استفاده از آن برای پایگاه نظامی محاصره کند؛ اما مراد دوم توانست محاصره این شهر مرزی مهم را بشکند و مصطفی را دستگیر کند و بکشد. امپراتور بیزانس، که همچنان در پی توطئه های دیگری بود، برادر مراد دوم را، که او نیز نامش مصطفی و سیزده ساله بود، بر ضد مراد دوم تحریک و بسیج کرد. وی نیرویی در اختیار او گذاشت تا بر شهر نیقیه در تسلط یابد. مراد به سوی او تاخت و در نهایت توانست با وارد کردن مصطفی به تسلیم او را بکشد (احمد یاحقی، ۱۳۷۹، ص۴۲).

زندگی پرماجرا و ناخوشایند مانوئل دوم در ۲۱ جولای ۱۴۲۵ میلادی به سر رسید و فرزند ارشدش، ژان هشتم (۴۸-۱۴۲۵ میلادی)، به امپراتوری رسید (هاسی ۱۹۶۶، بخش اول، ص ۳۸۰).

 

مطالب خواندنی:

۲. ژان هشتم (۴۸-۱۴۲۵میلادی)     

ژان هشتم، پس از به سلطنت رسیدن، مسافرتهای زیادی به ونیز و هنگری برای کمک برای مقابله با ترکان عثمانی کرد. همچنین برای متحد کردن عیسویان از پاپ کمک خواست و باب مذاکره را با روم باز کرد (بریتانیکا، اینترنت، ۲۰۰۴).

با توجه به اینکه او نتوانست جبهه متحدی بر علیه عثمانیها به وجود بیاورد، هیئتی را به ادرنه فرستاد و با مراد دوم پیمانی منعقد کرد. به‌موجب این معاهده، امپراتوری متعهد شده بود که سالیانه به دولت عثمانی سی هزار سکه طلا خراج بپردازد و نیز اراضیی را، که قبلاً در اختیار عثمانی بود و سپس به دست بیزانس افتاده بود، از سیلیوری تا طرقوس، به دولت عثمانی باز پس بدهد.

به این ترتیب، در این ناحیه از ساحل دریای سیاه چند شهر چون آخیولی و میسیوری در تصرف امپراتوری باقی ماند. امپراتور یو انیس هشتم (ژان) که هنوز امیدوار بود بتواند از اروپا کمک بگیرد نماینده ای به نزد پاپ فرستاد.

انحطاط سیاسی و نظامی بیزانس و آخرین سال‌های حیات آن  
ژان هشتم

پاپ مسئله را موکول به اتحاد دو کلیسا کرد. در ۱۴۴۲ میلادی که پاپ تمام هزینه راه و کشتیهای موردنظر را تأمین کرده بود، یوانیس با افراد سرشناس و کشیشانی که تمایل به عزیمت داشتند به ایتالیا رفت و همگی، به استثنای سر اسقف ارتدوکس افس، در مورد اتحاد دو کلیسا به توافق رسیدند، ولی هنگام بازگشت به استانبول با اعتراض مردم روبه رو شدند (اوزون چارشی لی، ۱۳۶۸، ص ۱۷۶).

رفتن امپراتور به ایتالیا، که برخلاف موافقت سلطان مراد بود، این شک را در دل سلطان عثمانی برانگیخت که سفر مزبور به منظور عقد پیمان اتحاد ضد عثمانیهاست. ازاین‌روی، درصدد محاصره استانبول برآمد، ولی وزیراعظم چندرلی زاده خلیل پاشا، ضمن بحث درباره بی نتیجه بودن این عمل، سلطان مراد را از تصمیم خود منصرف کرد.

پس از شکست عثمانیها از ژان هونیاد (قهرمان ملی مجارستان) و به دنبال معاهده ادرنه که در سگه دین به امضاء رسید، امپراتور یوانیس فرصت را غنیمت شمرد و برای جلوگیری از عقد پیمان به پاپ پیغام فرستاد و با ناوگان اعزامی از سوی پاپ و متحدانش تنگه جناق قلعه را بست. ولی سلطان مراد دوم از طریق بغاز به روملی رفت و در جنگی که در وارنه اتفاق افتاد پیروز شد و امپراتور در اجرای نقشه خود ناکام ماند. از آن گذشته، اراضی امپراتوری واقع در موره شمالی نیز به تصرف عثمانیها درامد.

امپراتور یوانیس در اکتبر ۱۴۴۸ میلادی در سن پنجاه و هفت سالگی بی آنکه فرزندی از خود به‌جای بگذارد درگذشت و با وجود تحریکات و تبلیغات طرفداران برادرش، دیمیتریوس، کنستانتین دراگازس اسقف و حاکم موره با اکثریت قابل توجهی به‌جانشینی او برگزیده شد (اوزون چارشی لی، ۱۳۶۸، ص ۱۷۷).

انحطاط سیاسی و نظامی بیزانس و آخرین سال‌های حیات آن  
دومین محاصره اسلامی پروتستان ها.

٣. کنستانتین دراگاس (۱۴۵۳-۱۴۴۸ میلادی)    

پس از مرگ ژان هشتم در ۳۱ اکتبر ۱۴۴۸ میلادی، کنستانتین دراگاس، که از طرف مادرش هلنا دختر کنستانتین دراگاس بود، تاج امپراتوری را بر سر گذاشت. او در ۶ ژانویه ۱۴۴۹ میلادی در موره تاجگذاری کرد و دو ماه بعد به پایتخت، استانبول رسید (هاسی، ۱۹۶۶، بخش اول، ص ۳۸۵).

دولت او به شهر قسطنطنیه و چند میل اطراف شهر مزبور از قسمت شمال غربی و مغرب منحصر بود. برادرانش دیمتریوس و توماس در قسمتی از پلوپونز (شبه جزیره کوهستانی در جنوب یونان) حکومت می‌کردند (شیبانی، ۱۳۱۵، ص ۷۹). به منظور آگاه ساختن سلطان مراد دوم از این انتخاب، فرانچس، مورخ معروف بیزانس، در مقام ایلچی، به ادرنه اعزام شد که این انتخاب پسند سلطان مراد دوم قرار گرفت.

آخرین امپراتور بیزانس حامی پروپا قرص و وفادار به مذهب ارتدوکس یونانی بود و قلبا نسبت به زعمای واتیکان کینه می ورزید و از آنان متنفر بود، چه با سوءاستفاده از گرفتاری بیزانس شرایط ناجوانمردانه خود را به کلیسای ارتدوکس تحمیل کرده بودند. با این حال، ترکان همچنان در پشت دیوارهای قسطنطنیه بودند و اهالی بیزانس مجبور به قبول خفت و تسلیم در برابر ترکان شدند، زیرا پاپ شرط کمک احتمالی خود را موکول به اجتماع کلیساهای ارتدوکس و کاتولیک کرده بود.

انحطاط سیاسی و نظامی بیزانس و آخرین سال‌های حیات آن  
سلطان محمد

در ۱۴۵۲ میلادی، فرستاده روحانی عالیرتبه ای از طرف پاپ به قسطنطنیه آمد و گشایش اجتماع موردنظر پاپ با مراسم و تشریفات عظیمی در کلیسای سنت صوفی اعلام شد. امپراتور شخص در این مراسم پرشکوه حضور یافت. لکن بیرون از کلیسا مردم زیر لب غرولند می‌کردند و حتی به فشار و خطری که از جانب ترکان متوجهشان بود وقعی نمی گذاشتند و به هیچ وجه حاضر نبودند از معتقدات مذهبی خویش دست بکشند. بنابراین، دلیلی نداشت که امپراتور از انعقاد موافقت نامه ای با روم شادمان باشد، بلکه این موضوع برایش عذاب وجدانی شده بود و او را مورد نفرت رعایایش می ساخت.

منتهای بدبختی در این بود که با تمام این تفاصیل، به رغم وعده و وعیدهایی که داده شده بود، هیچ‌گونه کمکی از جانب غرب به بیزانس نشد و پاپ هم هیچ قدمی برای مساعدت و یاری قسطنطنیه برنداشت و در چنین موقعیت بأس آوری حتی جمهوری ونیز هم از اعزام نیروهای تقویتی خودداری کرد. زیرا شورای عالی این شهر اعلام کرد که بدون دستور شخص پاپ حاضر به هیچ‌گونه کمکی نخواهد بود. وانگهی، پادشاه فرانسه مکتوبی بسیار محنت آمیز برای امپراتور فرستاد و در آن همدردیش را با او بیان داشت،  ولی اطلاع داد که اعزام نیروی جنگی برایش میسر نیست (گریمبرگ، ۱۳۶۹، صص ۹-۱۶۸).

ازاین‌روی، سلطان محمد دوم (محمد فاتح)، که در ۱۴۵۱ میلادی به سلطنت رسید، در آوریل ۱۴۵۳ میلادی تعداد زیادی نیروی نظامی در پای دیوارهای قسطنطنیه گرد آورد. نیروهای بیزانس تعداد کمی یونانی بودند و از آن کمتر هم تعداد سرباز لاتین (هاسی، ۱۹۶۶، بخش اول، ص ۳۸۶).

بدین ترتیب، پس از تهیه مقدمات امر و آمادگیهای لازم در ۱۴۵۳ میلادی، استانبول را سلطان محمد دوم فتح کرد. کنستانتین امپراتور بیزانس، که با وجود خیانتهای گوناگون بسیاری از رجال و ارکان مملکت، به دفاع از استانبول برخاسته بود، درحالی‌که لشکریان خود را سرپرستی می‌کرد، جان خویش را از دست داد. به این ترتیب، امپراتوری بیزانس منقرض و به تاریخ سپرده شد. مدت امپراتوری کنستانتین ۵ سال بود (اوزون چارشی لی، ۱۳۶۸، ص ۱۷۹).

منبع:

  • ، نوشته محمد امیر شیخ نوری و محمدرضا نصیری
  • انتشارات پیام نور، چاپ شده در ۱۱ مهر ۹۷
  • تهیه الکترونیکی: سایت ، اِنی کاظمی

 

خرید مجموعه کتاب های تاریخی

ممکن است شما دوست داشته باشید

خرید مجموعه کتاب های تاریخی

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
دنبال کردن