آباقاخان

اویسونجین همسر مسیحی هلاکوخان پس از فوت وی ، بدنبال آباقا که حاکم خراسان و مازندران بود و وزیر او ارغون آقا کس فرستاد تا سریعا خود را به حضور وی برسانند . پس  ازآمدن آنها امرا طی جلسه ای به جانشینی آباقا هم رای شدند و در روز سوم  «رمضان سال ۶۶۳ ه.ق»« که با صلاحدید خواجه نصیرالدین طوسی روزی خوش یمن دیده شده بود ، آباقا برتخت سلطنت ایلخانیان جلوس کرد . و قوبیلای قاآن نیز انتصاب او به پادشاهی ایلخانی تایید نمود .

به آباقا و جانشینان بعدی او که به آنها سلاطین مغول یا ایلخانان می گفتند ، و چون آنچنان تابعیتی از خوانین مغولستان نداشتند ،سلسله ای مستقل بشمار می آمدند .

نقشۀ-ایلخانیان

ایلخانیان تازه برتخت نشسته تمامی فرمان های هلاکوخان را تنفیذ کرد . آباقا برادرش یشموت را با سپاهی به حکومت دربند دشت مغان ، شروان و آلاداغ گسیل داشت تا ، آن سرحدات مرزی را حفظ نماید . همچنین برادر دیگرش توبسین را نیز با سپاهی دیگر مامور محافظت از خراسان و مازندران تا ناحیۀ جیحون نمود . شمس الدین جوینی را در پست وزارت ابقاء کرد و شمس الدین در تبریز و بهاء الدین محمد فرزند او در اصفهان به امور مملکتی گماشته شدند . آباقاخان تبریز را بعنوان پایتخت برگزید .

درسال ۶۶۴ ه.ق برکای پسر جوچی خان قسمتی از لشگریان خود را به فرماندهی نوقای به جنگ سپاه آباقاخان گسیل داشت . شیموت برادر سلطان ایلخانی از رود کر عبور کرده و در ماه صفر به نزدیکی چغان موران «رود آق سو» سپاهیان نوقای را مغلوب کرد . برکای با سیصد هزار سپاهی از دربند عبور کرد وبه کنار رود کر آمد . آباقا به رویارویی او به حاشیه دیگر رود رسید . سپاهیان از دو طرف با تیراندازی با یکدیگر مقابله می کردند برکای پس از چهارده روز در صدد برآمد به تفلیس رفته و از آنجا از آب عبور کند . لیکن در راه ناگهان به عارضه قولنج دار دنیا را وداع گفت . این موضوع سبب گردید سپاهیان وی پراکنده شدند . آباقاخان شهزاده منگو تیمور را با اولجای خاتون آنجا گذاشت و خود زمستان را در مازندران و گرگان قشلاق کرد .

نقاشی-صحنه-تیراندازی-قدمت-ایلخانی

در زمستان سال ۶۶۶ ه.ق امیر مسعود بیگ پسر محمود یلواج با سمت سفیر از سوی قایدو و براق به بهانه تسویه حساب با اینجوها به حضور آباقاخان رسید و مورد استقبال گرم قرار گرفت ، مسعود پس از یک هفته تجسس و جمع آوری اطلاعات طی چهار روز خود را به کناره رود جیحون رسانید . روز بعد از بازگشت او ، به سلطان ایلخانی اطلاع دادند که امیر مسعود جاسوس براق بوده و جهت کسب اطلاع به آنجا آمده است . لذا سریعاً در پی او تعدادی جنگجو روانه شد لیکن او را نیافتند . براق درصدد تصرف خراسان و آذربایجان بود . براق تگودار برادر ایلخان را که حاکم آرارات وارنس ونخجوان وملازم آباقاخان بود را فریفت و او را برای جنگ با آباقا به گرجستان گسیل داشت .

آباقا خان شیرامون را به جنگ شهزاده تگودار جغتای فرستاد . که در شوال۶۶۷ ه.ق در نبردی تگودار اسیر گردید .

بنابراین براق با اتحاد شهزادگان جغتایی مصمم گردید که خود با سپاهی نیرومند وسردارانی مجرب بسوی ایران روانه شود . او مبارکشاه را مغلوب ساخته و سپس ختن را غارت کرد و در کنار سیحون لشگر قپچاق و قایدو را درهم شکست اما پس از آن مصالحه نمودند زیرا قایدو به او گفت که ما همه نوادگان چنگیز بزرگ هستیم ونمی بایستی با یکدیگر ستیز کنیم .

عمارت-هارونیه-درتوس-دوره-سلجوقی-ایلخانی-عکس-از-گزارش-ابنیه-تاریخی-خراسان-مهدی-صبور-صادقزاده

در اینجا باید ذکر کنیم که چنگیز خان دارای چهار پسر بنامهای جغتای ، اوکتای ، جوچی وتولوی بوده که قایدو فرزند اوکتای ، براق فرزند جغتای ، برکچار ومنگوتیمور فرزند جوچی و قوبیلای قاآن فرزند تولوی بوده اند . براق با صلحی که با آنان انجام داد . قرار براین گذاشت که دوسوم ماوراءالنهر سهم اوباشد و یک ثلث دیگر سهم قایدو ومنگو تیمور شود .

باری براق با لشگری بسیار بسوی خراسان روانه شد و هنگام عبور از جیحون قاصدی نزد قایدو فرستاد و از وی مدد خواست . قایدو نیز دو شاهزاده مغول را سفارش کرد که با سپاه خود به یاری وی رفته و پس از عبور براق از جیحون مراجعت کنند .

ایلخان آباقاخان پس از طی کردن مسیر ری ، رادکان ، باخرز به فاریاب رسید و پیکی بسوی براق فرستاد که تسلیم شود لیکن وی این درخواست را نادیده گرفت .

مصلی-سبزوار-قرن-هشتم-عکس-از-گزارش-ابنیه-تاریخی-خراسان-مهدی-صبور-صادقزاده

آباقاخان چنین وانموکرد که از بسیاری لشگر براق به وحشت افتاده و در حال بازگشت است و به شهرهرات پیام فرستاد که روز بعد به استقبال براق نرفته و دروازه را نیز به روی او نگشایند . براق و فرماندهان او چون به منطقه مورد نظر رسیدند ، با مشاهده لشگریان سلطان ایلخانی هراسناک شده وقصد مراجعت نمودند که سپاه دشمن برآنها یورش برد و شکست سختی برلشگر وی وارد آوردند . براق با اندکی از سپاه خود از هرات گذر کرده و گریخت . وی در مسیرگریز مبتلا به فلج عضلانی گشت . لذا قایدو جهت عیادت و مذاکرات به اردوی وی رفت . لیکن به محض رسیدن صدای ناله وشیون نزدیکانش را شنید ودانست که براق جان سپرده است . به عبارتی دربرخی متون تاریخی آمده است که براق در سال ۶۶۸ ه.ق توسط قایدو مسموم شده است . آباقاخان به تبریز بازگشت و برطبق یرلیغی  «حکمی» که از سوی قاآن برایش آورده بودند ، برای دومین بار برتخت جلوس کرد .

بشقاب-سفالی-زرین-فام-دارای-کتیبه-سده-هفتم-ه.ق-محل-کشف-کاشان-موزه-.ملی-ایران

رشید الدین فضل الله آورده است : مردی بدنفس که چندی مستحفظ قلعه آمویه واز سوی براق محافظ این مرز آبی بود ، به آباقاخان القاء کرد که لشگرهای بیگانه که از آنسوی جیحون می آیند ، در بخارا تجدید قوا می کنند . لذا صلاح در نابودی این شهر است  بنابراین آباقا ییسودر اوغول حاکم خراسان را با لشگری روانه بخارا کرد تا مردم آنجا را به خراسان کوچ دهد و اگر نپذیرفتند آن شهر را تاراج کند . ییسودر در حوالی بخارا اردو زد و فرستاده ای جهت رساندن پیام ایلخان روانه کرد . در این هنگام امیر مسعود بیک به اردوی قایدو رفته بود و صدر جهان به امور شهر رسیدگی می کرد . رنود و اوباش شهر به سخن صدر جهان اعتناء نکرده و فرستادگان لشگر مغول را بقتل رساندند . سپس دروازه ها را بستند و یک روز تمام با لشگرمغول به نبرد پرداختند . و لشگر مهاجم در روز اول رجب سال ۶۷۱ ه.ق بداخل شهر رفته و دست بقتل و غارت زد و شب هنگام که خواستند شهر را به آتش بکشند ، خبر آوردند چوپای وقبان نوادگان جغتای با ده هزار سوار در حال نزدیک شدن هستند . لذا لشگر ییسودر با بردگان واسیران وچارپایان و اموال بسیار از آب گذشتند . شهزادگان جغتایی صبح زود به کنار آب رسیدند وبانگ زدند که چرا چنین کردید . گفتند فرمان آباقاخان بوده است لذا ایشان سهم و غنایم خود بستاندند وبازگشتند . دراین جنگ نزدیک به پنجاه هزار از اهل بخارا کشته شدند وتا سه سال قبان وچوپان مرتب آنجا را قتل وغارت می کردند تا آنکه شهری بدان آبادانی وعظمت تا مدتها به ویرانه ای تبدیل گشت.

ظرف-سفالی-به-شکل-پرنده-ونقاشی-زیر-لعاب-محل-کشف-گرگان-سده-هفتم-ه.ق-موزه-ملی-ایران

درسال ۶۷۴ ه.ق که آباقاخان در آران در بیشه ای سواره به شکار گاوکوهی رفته بود ، چند نفر از اهالی آنجا با شمشیر و زوبین به وی حمله ور شدند که محافظان ایلخان بر آنها تاخته وآنها را وادار به فرار کردند . در آن هنگام حاکم آنجا بیمناک شده و جهت عذرخواهی به حضور سلطان آمد و مورد عفو قرار گرفت .

در همان سال گروهی از اسماعیلیان وهواداران خورشاه با یکدیگر متحد شده و برقلعه الموت مستولی شدند و آنجا را مرکز ستاد خود قرار دادند . آباقاخان لشگری را روانه آنجا کرد و آن قلعه بکلی ویران گردید . « تاریخ جامع ایران ،هاشم رجب زاده ، ۵۷۴، ۵۷۶»

آباقاخان که شکست عین جالوت را نمی توانست فراموش کند وتلافی آن را برای نقشه های خود که شامل اتحاد با صلیبی ها بود ، لازم می دید برای رفع اهانتی که از این شکست به سپاه مغول وارد شده بود ، لشگر به شام برد . اما از بیبرس حاکم مصر شکست خورد و از پیشرفت باز ماند . « ۶۶۹ ه.ق » در ایلستان در ولایت کاپادوکیه  نیزسپاه او نتوانست از ورود بیبرس به قلمرو روم جلوگیری کند . « ۶۷۵ ه.ق»

صراحی-شیشه-ای-دمیده-در-قالب-با-تزیین-افزوده-سده-هفتم-ه.ق-موزه-ملی-ایران

این شکست با خیانت شحنه مسلمان وی «معین الدوله پروانه» که گفته شد با بیبرس تبانی داشت ، به توقیف و محاکمه و اعدام وحشیانه وی منجر گشت . جنگی که به فرماندهی برادر خود ، منگو تیمور در مصر براه انداخت منجر به پیروزی نگردید . قلاوون حاکم مصر، سپاه وی را بشدت مغلوب ومنهزم کرد .«۶۸۰ ه.ق» و بدین گونه ایلخان مغول از اندیشه جبران واقعه عین جالوت مأ یوس گشت . در اواخرعمر، آباقاخان به سعایت مخالفان نسبت به شمس الدین جوینی صاحبدیوان و برادرش عطاملک جوینی حاکم بغداد سوء ظن پیداکرد .« ۶۷۹ ه.ق» و نفوذ آن خاندان در دربار وی کاستی گرفت  امامنجربه سقوط آنها نشد وچندی بعد دومین سلطان ایلخانی آباقاخان در محرم سال ۶۸۱ ه.ق در شهر همدان بدرود حیات گفت . «عبدالحسین زرینکوب ، روزگاران ، ۵۲۸ »

وی را در جزیره شاهی در کنار پدرش بخاک سپردند .   « تاریخ ایران کمبریج ، جلد پنجم»

منابع :

تاریخ کمبریج ، جلد پنجم

دکتر عبدالحسین زرینکوب ، روزگاران ،انتشارات سخن  ۱۳۷۴شمسی

تاریخ جامع ایران ،  هاشم رجب زاده ، جلد نهم و دهم ، ۱۳۹۳ شمسی

تحقیق وپژوهش : مهدی صبور صادقزاده

ممکن است شما دوست داشته باشید
اشتراک
دنبال کردن
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات