گنج تاریخ ما

1
شبی کان کودکم آید در آغوش
کنم صبح جوانی را فراموش
2
غلام لعبت حوری نژادم
که شد غلمان بخلدش حلقه در گوش
3
اگر نوشم چو خضر آب حیاتش
نخواهم گفت حرف از چشمه نوش
4
اگر چون دوش بر چشمم زنی تیر
نمیگیرم دو چشم از آن بر دوش
5
اگر خیر است در کیش تو قربان
منت قربان شوم در خیر میکوش
6
پریشان بر رخ او زلف مشکین
بمهر از غالیه بنهاده سرپوش
7
نخواهد اوفتاد از جوش خونم
زنند اغیار تا در بزم تو جوش
8
چه گلزار است یا رب عشق کانجا
لب بلبل بود چون غنچه خاموش
9
حریفان مست می سرخوش زباده
من آشفته زساقی مست و مدهوش
10
چه ساقی ساقی بزم محبت
علی کاوراست امکان حلقه در گوش

نظرات