گنج تاریخ ما

1
به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکلها
خیال آن لب میگون چه خون افتاده در دلها
2
مخسب ای دیده چون نرگس به خوشخوابی و مخموری
که شبخیزان همه رفتند و بربستند محملها
3
دلا در دامن پیر مغان زن دست و همت خواه
که بی سالک نشاید کرد قطعاً قطع منزلها
4
سبکباران برون بردند رخت از بحر بی‌پایان
نمی‌یابند بیرون شو گرانباران به ساحلها
5
نظر ابن حسام از ماسوی بردند و او را بین
«مَتی ما تَلقَ مَن تَهوی دَع الدنیا وَ اهمِلها»
6
ز حد بگذشت مشتاقی به جام بادهٔ باقی
«اَلا یا ایُّها الساقی ادر کَاساً وَناوِلها»

فایل صوتی شعر

نظرات


جواد در در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۰ نوشته:

مصرع دوم بیت زیر به نظر اشتباه میاد
سبکباران برون بردند رخت از بحر بی‌پایان
نمی‌یابند بیرون شو گرانباران به ساحلها
فکر میکنم درست تر این باشد :
نمی یابند بیرون شد, گرانباران ساحلها

محمد تقی صابری در در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۳۲ نوشته:

تصور میکنم ایراد جناب آذر چندان موجه نباشد زیرا اولا شعر در بسیاری از موارد ناظر به کلمات متداول در فرهنگ بیرجند است ثانیا همان ترکیب بیرون شو در زمانه ما هم به صورت راه در رو به کار میرود و کسی به راه میانبر یا راه فرار ، از فعل ماضی استفاده نمیکند : مثلا نمیگوید راه بیرون رفت ! هر چند به کار بردنش بلا اشکال است .

پریشان روزگار در در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۱۴ نوشته:

جناب صابری
راه برون رفت چه ایرادی دارد؟؟
نمی یابند بیرون شد، گرانباران به ساحلها

QPbmCRVM در 2021-11-30 07:22 نوشته:

555

wUmrLVWz در 2021-11-30 08:13 نوشته:

555