گنج تاریخ ما

1
ای کرده همچو نرگس خوشخواب خواب خوش
بر گل کشیده از خط مشکین نقاب خوش
2
کتّابیان دور قمر خوش نبشته اند
بر گرد عارض تو ز عنبر کتاب خوش
3
در چشمه ی عُذوبه ی لعلت نهفته اند
اندر سواد ظلمت زلف تو آب خوش
4
دوش از عتاب چشم تو کردم شکایتی
چشمت به غمزه گفت مرنج از عتاب خوش
5
چشم خراب کار تو کارم خراب کرد
خوش وقت آن خراب که باشد خراب خوش
6
ابن حسام ساقی دور الست ریخت
اندر مذاق جان تو جام شراب خوش
7
طبعم در این مقاله شکر ریخت تا مگر
طوطی مقالتی بنویسد جواب خوش

نظرات