گنج تاریخ ما

1
ای ملک طراوت به تو زیبنده ولایق
روی تو و گلبرگ طری هر دو مطابق
2
از طرّه ی تو بوی برد عنبر سارا
وز چهره ی تو رنگ برد برگ شقایق
3
وصف سر مویی ز میان تو نکردیم
چندانکه نمودیم بسی فکر دقایق
4
هر تیر که ابروی کمان تو بپیوست
بگشای و بزن بر هدف سینه ی عاشق
5
زاهد که جز ابروی تو اش قبله ی رازیست
بیچاره نکرده است یکی سجده ی لایق
6
خواهی که کنی دست بکش در کمر دوست
ای دوست بکش دست تعلُّق ز علایق
7
تا رنج تو اندر طلب راه مجاز است
کی راه دخندت به سر گنج حقایق
8
درد دلم از پیر خرابات بپرسید
زیرا که طبیب است درین مسئله حاذق
9
گر ابن حسامت به سر کوی مغان خواند
تا سر نکشی از سخن مرشد صادق

نظرات