گنج تاریخ ما

1
رخ زرد از آن روی شویم به اشک
که تا آبرویی بجویم به اشک
2
از آن مرد خواهم بر آن خاک کوی
که باشد کند شستو شویم به اشک
3
چو بر کشته ی خویشتن بگذری
بر آور یکی آرزویم به اشک
4
عبیری برآموی بر من به موی
گلابی بر افشان به رویم به اشک
5
بر آنم که بر ره نمانم غبار
که سقّای آن خاک کویم به اشک

نظرات