گنج تاریخ ما

1
روز الست جرعه عشقت چشیده ایم
قالو بلی به گوش ارادت شنیده ایم
2
ما شاهباز گلشن قدسیم و عمرهاست
با طایران عالم علوی پریده ایم
3
منزلگه خرابه نه ارامگاه ماست
اینجا مقیِّدیم از آن آرمیده ایم
4
هر دل هوای دانه و دامی دگر کنند
ما دام زلف و دانه خالت گزیده ایم
5
زآنجا که از کرام امید کرامت است
ما را عزیز دار که مهمان رسیده ایم
6
در پرده هوای تو بر کارگاه چشم
نقش خیال روی تو نیکو کشیده ایم
7
ما را ز دل چه جای شکایت که ما بلا
از دل ندیده ایم که از دیده دیده ایم
8
ابن حسام را به کمند بلای عشق
بر یاد زلف سرکشت اندر کشیده ایم

نظرات