گنج تاریخ ما

1
گران جانی مکن جانا و بشنو
مکن تکیه برین چرخ سبک رو
2
میفکن عشرت امشب به فردا
که روز نو بیارد روزی نو
3
چو نتوان خورد بیش از روزی خویش 
رها کن تا توانی این تک و دو
4
بقا و ملک اگر پاینده بودی 
که دادی تخت کیخسرو به خسرو
5
تو چون طبل تهی دایم بفریاد
زمانه می زند طبل روا رو
6
دلا بیرون شو ار کاری نداری 
برون شو بایدت از خود برون شو
7
غلام همت آنم که پیشش
نسنجد حشمت دنیا به یک جو
8
شب ار در زاویه نبود چراغت
بمان تا مشعل ماه افکند ضو
9
بس است ابن حسام اینک که افتاد
ز مهر ماه رویان بر تو پرتو

نظرات