گنج تاریخ ما

1
شب است و خال تو اندر خیال چشم سیاه
کمند زلف تو دامست و بخت من گمراه
2
میان این همه ظلمت خیال سودایی
چگ.نه راه برد لا اله الا الله
3
دلم به زلف تو بسته است امید لیک چه سود
که آن امید دراز است و عمر من کوتاه
4
ز حصرت دهنت غنچه را جگر خون است
ز رشک زلف تو دارد بنفشه زلف دو تاه
5
بر آستان تو امشب ز آب دیده من
برست لاله رنگین و بر دمید گیاه
6
حدیث شوق تو پنهان نمی توانم کرد
که هست برزخ زردم سرشک سرخ گواه
7
ز آفتاب عذارت بسوخت ابن حسام
کنون به سایه سرو قد تو برد پناه

نظرات