گنج تاریخ ما

1
کَالبَدر مَحیَّاک مِن الحُسنِ تلآلآ
الله ُ مَعَک زادکَ حُسناً و جَمالا
2
هر کس به جهان در پی حالی و خیالیست
مائیم و خیال رخ زیبای تو حالا
3
مشتاق ترا حال چو زلف تو پریشان
عشاق ترا کار چو بالای تو بالا
4
آزادی قد تو کند سرو خرامان
ای سرو سهی بنده آن قامت و بالا
5
لعل لب دلجوی تو دُرجیست گهر پوش
یا حقه یاقوت پر از لؤلؤ لالا
6
خاک قدم از دیده اغیار نگهدار
شرط است که ندهند ره دزد بکالا
7
بر خاک درت ابن حسام از چه نشسته است
قَد کان لَه مِنک تمنَّی َ و مآلا

نظرات