گنج تاریخ ما

1
شب وداع و غم هجر و درد تنهایی
دل شکسته و محزون کجا شکیبایی
2
سواد دیده ی من روشنی ز روی تو یافت
مرو مرو که ز چشمم برفت بینایی
3
چنان که عمر گرامی به کس نمی ماند
تو نیز عمر عزیزی از آن نمی پایی
4
حدیث قد تو نسبت به سرو ناید راست
و گر به سرو کنم نسبتش تو بالایی
5
دوای درد دل دردمند من لب توست
مفَّرَح است علاج مزاج سودایی
6
گره ز کار پریشان بسته بگشاید
اگر گزه ز سر زلف بسته بگشایی
7
به بوی زلف تو دل در پی صبا می رفت
بخنده گفت چه بر هرزه باد پیمایی
8
نگار کرده ام از خون خیال خانه چشم
مگر به خانه رنگین دمی فرود آیی
9
بیان حسن تو ابن حسام با گل گفت
که بلبلان به چمن واله اند و شیدایی

نظرات


مهدی در در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۵ نوشته:

اگر گزه ز سر زلف بسته بگشایی

گزه= گره

گره صحیح است.