گنج تاریخ ما

1
خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست
خیال کج نرود طین سر خیال پرست
2
نظر به چشم تو گفتم مگر نظر دارم
خیال چشم تو بر گوشه نظر بنشست
3
سواد خامه پرگار گردش قمری
چو خورده دهنت نقطه خیال نبست
4
گرفت غالیه گون سنبل تو دامن گل
کشید زلف تو مه را چو ماهی اندر شست
5
کدام جان که ز داغ محبت تو نسوخت
کدام دل که به درد جراحت تو نخست
6
به ناز اگز بنشینی چو گل به پهلوی سرو
بود هر آینه در جنب اعتدال تو پست
7
ز دست رفتم و هیچم ز دست بر نامد
ز دست رفته خود را چرا نگیری دست
8
چو دست ها همه در دامن عنایت اوست
بدار دست ملامت ز دامن من مست
9
کنون که نرگس مخمور جام زر برداشت
بیار باده که ابن حسام توبه شکست

نظرات


محمد ملکشاهی در در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۰۲ نوشته:

سلام
مصرع دوم زین سر خیال پرست
با تشکر