گنج تاریخ ما

1
ای روشنی دیده دعا می رسانمت
صد بندگی به دست صبا می رسانمت
2
احرام کعبه سر کوی تو بسته ام
وانگه تحیّتی به صفا می رسانمت
3
ای سرو ناز بر چمن باغ دل بمان
کز آب دیده نشو و نما می رسانمت
4
از آرزوی لعل تو خون می شود دلم
آخر نگفته ای که شفا می رسانمت
5
پنهان مدار ابن حسام از طبیب،درد
بر وعده ای که گفت دوا می رسانمت

نظرات