گنج تاریخ ما

1
دیدم نبشته از قلم مشکبار دوست
خطی سیه چو سنبل تر بر غذار دوست
2
بر صفحه حریر کشیده به مشک ناب
حرفی ز نوک خامه عنبر نگار دوست
3
صد جان من فدای تو پیک خجسته پی
کآورده ای به من خبری از دیار دوست
4
خوش باد وقت باد سحرگه که دم به دم
مشکین کند مشام ز بوی نثار دوست
5
چشم رمد رسیده من روشنی گرفت
زان توتیا که می رسد از رهگذار دوست
6
روی نیاز ما و در بی نیاز دوست
چشم امید ما و نثار غبار دوست
7
بلبل به انتظار که هنگام گل رسد
ابن حسام دلشده در انتظار دوست

نظرات