گنج تاریخ ما

1
تاقامت چو سرو تو بالا کشیده اند
درچشمم آن خیال چه رعنا کشیده اند
2
دامن کشان به باغ گذر کن که سرو را
دامن ز رشک قد تو در پا کشیده اند
3
نقش خیال ابروی شوخ کمان وشت
برکارگاه حسن چه زیبا کشیده اند
4
مستوفیان کشور خوبی چو خطّ تو
حرفی دگر به دور قمر ناکشیده اند
5
کارم به جان وکارد سوی استخوان رسید
از بس زبان طعن که در ما کشیده اند
6
این مردمان دیده ی خونین سرشک من
هردم زگریه رخت به دریا کشیده اند
7
ابن حسام لؤلؤ نظم خوشاب تو
چون رشته در حمایل جوزا کشیده اند

نظرات