گنج تاریخ ما

1
خط مشکین که برگرد رخت چون عود می گردد
بدان ماند که در بالای آتش دود می گردد
2
زتاب مهر تابان جمالت پرتوی دارد
شب این مشعل که بر ایوان دود اندود می گردد
3
صباگویی که از چین سرزلف تو می آید
که از بویش نسیم باغ مشک آلود می گردد
4
دل بیمارم از گوی زنخدان تو می گوید
به گرد سیب سیمین از پی بهبود می گردد
5
نه بر گردم نگردانم سر از تیغ تو گردانم
که دست و تیغ تو از من به سر خشنود می گردد
6
ایا ابن حسام از سر قدم کن در ره جانان
ایازی هر که کرد اوعاقبت محمود می گردد
7
زبور عشق تو روح القدس درگوش می گیرد
چه خوش مرغی به گرد نغمه ی داوود می گردد

نظرات