گنج تاریخ ما

1
ای کعبه تحقیق سر کوی تو ما را
محراب دعا قبله ابروی تو ما را
2
آن زلف کمند افکن و آن غمزه خونریز
بستند و بکشتند به یرغوی تو ما را
3
هرچند ز بیراه به راه آوَرَدَم دل
از ره ببرد غمزه جادوی تو ما را
4
من معتقد پیر مغانم که در این راه
ارشاد طریقت بکند سوی تو ما را
5
از ظلمت گیسوی تو بیرون نتوان رفت
گر مشعله داری نکند روی تو ما را
6
دی چشم تو با غمزه به تاراج دل آمد
بردند سراسیمه به انجوی تو ما را
7
بر پای دل ابن حسام است کمندی
زان طرّه که بسته است به یک موی تو ما را

فایل صوتی شعر

نظرات