گنجینه تاریخ ما

شعر پارسی یا شعر کلاسیک فارسی به شکل امروزی آن بیش از هزار سال قدمت دارد. شعر فارسی بر پایه عروض است و عمداً در قالب های مثنوی، قصیده و غزل س روده شده است. در گنج تاریخ ما به اشعار شاعران نامی ایران زمین به رایگان دسترسی خواهید داشت. همچنین به مرور زمان امکانات مناسبی به این مجموعه اضافه خواهد شد.

بیدل دهلوی:تو محو خواب و در سیرکن‌فکان بازست مبند چشم‌که آغوش امتحان بازست

❈۱❈
تو محو خواب و در سیرکن‌فکان بازست مبند چشم‌که آغوش امتحان بازست
درین طربکده حیف است ساز افسردن گره مشوکه زمین تا به آسمان بازست
❈۲❈
کجا دمید سحرکز چمن جنون نشکفت تبسمی که گریبان عاشقان بازست
به معبدی‌که خموشان هلاک نام تواند چو سبحه بر دریک حرف صد دهان بازست
❈۳❈
به هر طرف‌گذری سیر نرگسستان‌کن به قدر نقش قدم چشم دوستان بازست
به پیش خلق ز انداز عالم معقول زبان ببند که افسار این خران بازست
❈۴❈
درین هوسکده غافل ز فیض یأس مباش دری‌که بر رخ ما بسته شد همان بازست
ز جا نرفته جنون هزار قافله‌ایم جرس بنال‌که بر ما ره فغان بازست
❈۵❈
به جاده‌های نفس فرصت اقامت عمر همان تأمل شاگرد ریسمان بازست
به‌کنه سود و زیان‌کیست وارسد بیدل متاعها همه سربسته و دکان بازست

فایل صوتی غزلیات غزل شمارهٔ ۶۴۹

صوتی یافت نشد!

تصاویر

تصویری یافت نشد!

کامنت ها