گنجینه تاریخ ما

شعر پارسی یا شعر کلاسیک فارسی به شکل امروزی آن بیش از هزار سال قدمت دارد. شعر فارسی بر پایه عروض است و عمداً در قالب های مثنوی، قصیده و غزل س روده شده است. در گنج تاریخ ما به اشعار شاعران نامی ایران زمین به رایگان دسترسی خواهید داشت. همچنین به مرور زمان امکانات مناسبی به این مجموعه اضافه خواهد شد.

محتشم کاشانی:شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت شهر را بر من ز هجر خویش زندان کرد و رفت

❈۱❈
شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت شهر را بر من ز هجر خویش زندان کرد و رفت
وقت رفتن داد تیغ غمزه را زهر آب ناز وان نگه کردن مرا صد رخنه در جان کرد و رفت
❈۲❈
من فکندم خویش را از خاکساری در رهش او ز استغنا مرا با خاک یکسان کرد و رفت
غایب از چشمم چو میشد با نگاه آخرین خانهٔ چشم مرا از گریه ویران کردو رفت
❈۳❈
روز اقبال مرا در پی شب ادبار بود کز من آن خورشید تابان روی پنهان کرد و رفت
باد یارب در امان از درد بی‌درمان عشق آن که دردم داد و نومیدم ز درمان کرد و رفت
❈۴❈
دوزخی تا بنده شد بهر عذاب محتشم دوش کان کافر دلش تاراج ایمان کرد و رفت

فایل صوتی دیوان اشعار غزل شمارهٔ ۱۳۱

صوتی یافت نشد!

تصاویر

تصویری یافت نشد!

کامنت ها