گنجینه تاریخ ما

شعر پارسی یا شعر کلاسیک فارسی به شکل امروزی آن بیش از هزار سال قدمت دارد. شعر فارسی بر پایه عروض است و عمداً در قالب های مثنوی، قصیده و غزل س روده شده است. در گنج تاریخ ما به اشعار شاعران نامی ایران زمین به رایگان دسترسی خواهید داشت. همچنین به مرور زمان امکانات مناسبی به این مجموعه اضافه خواهد شد.

پروین اعتصامی:صبحدم، تازه گلی خودبین گفت کاز چه خاک سیهم در پهلوست

❈۱❈
صبحدم، تازه گلی خودبین گفت کاز چه خاک سیهم در پهلوست
خاک خندید که منظوری هست خیره با هم ننشستیم، ای دوست
❈۲❈
مقصد این ره ناپیدا را ز کسی پرس که پیدایش ازوست
همه از دولت خاک سیه است که چمن خرم و گلشن خوشبوست
❈۳❈
همه طفلان دبستان منند هر گل و سبزه که اندر لب جوست
پوستین بودمت ایام شتا چو شدی مغز، رها کردی پوست
❈۴❈
جز تواضع نبود رسم و رهم گر چه گلزار ز من چون مینوست
نکنم پیروی عجب و هوی زانکه افتادگیم خصلت و خوست
❈۵❈
تو، بدلجوئی خود مغروری نشنیدی که فلک، عربده‌جوست
من اگر تیره و گر ناچیزم هر چه را خواجه پسندد، نیکوست
❈۶❈
گل بی خاک نخواهد روئید خاک، هر سوی بود، گل زانسوست
خلقت از بهر تنی تنها نیست چشم گر چشم شد، ابرو ابروست
❈۷❈
همگی خاک شویم آخر کار همچو آن خاک که در برزن و کوست
برگ گل یا بر گلرخساری است خاک و خشتی که ببرج و باروست
❈۸❈
تکیه بر دوستی دهر، مکن که گهی دوست، دگر گاه عدوست
مشو ایمن که گل صد برگم که تو صد برگی و گیتی صد روست
❈۹❈
گرچه گرد است بدیدن گردو نه هر آن گرد که دیدی، گردوست
گوی چوگان فلک شد سرما زانکه چوگان فلک، اینش گوست
❈۱۰❈
همه، ناگاه گلوگیر شوند همه را، لقمهٔ گیتی به گلوست
کشتی بحر قضا، تسلیم است اندرین بحر، نه کشتی، نه کروست
❈۱۱❈
کوش تا جامهٔ فرصت ندری درزی دهر، نه آگه ز رفوست
تا تو آبی به تکلف بخوری نه سبوئی و نه آبی به سبوست
❈۱۲❈
غافل از خویش مشو، یک سر موی عمر، آویخته از یک سر موست

فایل صوتی دیوان اشعار شمارهٔ ۱۳۲ - گل و خاک

تصاویر

تصویری یافت نشد!

کامنت ها