گنجینه تاریخ ما

شعر پارسی یا شعر کلاسیک فارسی به شکل امروزی آن بیش از هزار سال قدمت دارد. شعر فارسی بر پایه عروض است و عمداً در قالب های مثنوی، قصیده و غزل س روده شده است. در گنج تاریخ ما به اشعار شاعران نامی ایران زمین به رایگان دسترسی خواهید داشت. همچنین به مرور زمان امکانات مناسبی به این مجموعه اضافه خواهد شد.

سیف فرغانی:بکرشمه اگر از عاشق خود جان ببری تو براهل دل ای دوست زجان دوستری

❈۱❈
بکرشمه اگر از عاشق خود جان ببری تو براهل دل ای دوست زجان دوستری
بود معشوقه پرویز چو شکر شیرین ای تو شیرین تر ازو خسرو بی داد گری
❈۲❈
پای آن مسکین چون دست سلاطین بوسید که تو باری ز سر زلف بدو درنگری
چون نبخشید بآتش اثری زآب حیات خاک راهی که تو چون باد برو می گذری
❈۳❈
در هوای مه روی تو بشب هرکه بخفت روز وصل تو بیابد بدعای سحری
دیده عقل چو اعمی رخ خوب تو ندید ور برافروخت چراغی ز علوم نظری
❈۴❈
آدمی وار اگر انس نگیری چکنم تابدست آرمت ای دوست بافسون چو پری
بنده از عشق تو گه عاقل وگه دیوانه خاک از باد گهی ساکن وگاهی سفری
❈۵❈
روح مرده است اگر دل نبود زنده بعشق مرد کورست چو در چشم بود بی بصری
بلبل مهر تو در باغ دلم دستان زد چه کند بنده که چون گل نکند جامه دری
❈۶❈
چون توانم رخ تو دید چومن بی دولت (بخت آیینه ندارم که در او می نگری)
سیف فرغانی چندانکه خبر گویی ازو تا ترا از تو خبر هست ازو بی خبری
❈۷❈
تا ننوشی (چو) عسل تلخی اندوهش را دهنی از سخنت خوش نشود گر شکری

فایل صوتی دیوان اشعار شمارهٔ ۵۲۲

صوتی یافت نشد!

تصاویر

تصویری یافت نشد!

کامنت ها