گنجینه تاریخ ما

شعر پارسی یا شعر کلاسیک فارسی به شکل امروزی آن بیش از هزار سال قدمت دارد. شعر فارسی بر پایه عروض است و عمداً در قالب های مثنوی، قصیده و غزل س روده شده است. در گنج تاریخ ما به اشعار شاعران نامی ایران زمین به رایگان دسترسی خواهید داشت. همچنین به مرور زمان امکانات مناسبی به این مجموعه اضافه خواهد شد.

حافظ:به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم

❈۱❈
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
❈۲❈
ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم
❈۳❈
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز که غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم
❈۴❈
شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد همانا بی‌غلط باشد که حافظ داد تلقینم

فایل صوتی غزلیات غزل شمارهٔ ۳۵۴

تصاویر

کامنت ها

دکتر ترابی
2015-09-16T15:03:43
انوش گرامینک که لا غیر است ، در بر هرگفتگو بسته است. انوشه بوید.
انوش
2015-09-16T14:01:32
دکتر ترابی عزیزجهان پیر است و بی بنیاد درست است و لاغیر.اگر داستان مرگ فرهاد رو بوسیله ان پیر زن در نظر داشته باشید مطمین میشوید که منظور حافظ داستان مرگ فرهاد بدست پیر زن است نه چیز دیگر.
کسرا
2015-07-07T20:53:19
شعری ست زیبا و خوش آهنگ ... خصوصا بیت اول و بیت یکی مانده به آخر.. اوج هنرمایی شاعر در این شعرست...
احسان
2015-10-18T17:13:03
من شعر زیبا را با صدای استاد افتخاری گوش دادم،البته به صورت خصوصی با استاد بدیعی اجرا کردند،فوق‌العاده است
حبیب ....
2015-10-08T11:00:34
خیلی زیبا و پر محتوا
حبیب ....
2015-10-08T11:02:43
عاشق بیت یکی مانده ب اخر هستم واقعا فوق العاده هست
آرش
2015-11-11T08:17:25
اگر با صدای جاودان استاد شجریان این شعر را شنیده بودید اسمی از دیگر خواننده ها به میان نمی اوردید
کیوان
2015-11-12T01:05:58
یکی از زیبا ترین غزل های حضرت حافظ با معنیه بسیار زیبا ... وفتی که این غزل رو با صدای استاد شجریان در البوم یاد ایام گوش میدم به گذشته ها میرم و .... بیت ها هم عاشقانست و هم عارفانه
دکتر ترابی
2014-12-03T21:47:16
جناب گهرویی هرگز مباد که دلگیر شده باشم و گستاخی اگر کرده ام امید که ببخشایید. من سست را ازین رو بیش می پسندم که با است موسیقی دلنشین تری می آفریند و در ذهن من با بی بنیادی همخوان تراست. همین و باقی بقایتان.
چنگیز گهرویی
2014-12-03T13:26:49
اقای دکتر ترابی .ما نگوییم بد میل به نا حق نکنیم.جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم **عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است . کار بد مصلحت انست که مطلق نکنیم .سرور عزیزم اقای دکتر ترابی .اگر بساط ناجور گسترانیده واسباب رنجش خاطر شده ام .تقصیرم را در دریاکرم و مهر بانیت رهایش کن .(که گفته اند نکویی کن و در اب انداز .استدعا دارم در نوشتن یادداشتها مداقه بیشتر مبذول بفرمایید چه بسا ملاک بسیار ی از بازدید کننندگان باشد .و اتفاقا جهان علی رغم پیری بی بنیاد نیز میباشد.ببخشید .برقرار و مستدام بویدتیام .
الیما
2015-05-29T12:51:41
"اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوستحرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم"اگر در جامعه امروز ما اندیشه نهان و آشکار در همین بیت رعایت میشد بسیاری از مشکلات حل میشد.
رحمت
2015-06-20T02:32:02
جانانمصراع های سمت راست بیانی است از دید الهی و خارج از دنیا به وجود ما در دنیا و چیره بر دنیا.مصراع های سمت چپ از دید موجود در دنیا به الوهیت میباشد.عرق چین منظور دستگاه تقطیر عرق گل میباشد.عرق در مصراع قبلی اشاره دارد به عطر گل ، نهاد خوش اذلی.
علیرضا
2015-03-31T08:06:37
سلام من فکر می کنم منظور از عرق چین یعنی بیا و عرق من را برچین، از بین ببر و منظور حافظ از پیر واقعا همان کهنسالی است و در ادبیات ما کهنسالی با سستی و بی بنیانی همراه می آید.
دکتر ترابی
2015-04-23T17:09:46
مرسده بسیار گرامی،من بی مایه که باشم ؟ سزاوار این سخنان مهر آمیز! ؟ ، سپاسگزارم .و اما :آنرا که کار ز ابروی جانان گشاده استاز درد زخم تیر ملامت گزیر نیستتندرست و شادکام بوید.کشتزار دلتان سبز و سیراب ، خجستگی نوروز و فرخندگی بهار هماره با شما باد. بیش باد، کم مباد (من هنوز از حال و هوای نوروز به در نیامده ام!)
merce
2015-04-22T22:09:58
جناب دکتر ترابی گرامیمااز جنابعالی بسیار آموخته ایم اگر چه گاهی نظرات باهم تفاوت دارد ولی این صفای دل و اغماض شمارا در مورد مخالف گویی دیگران بسیار می ستایم اگر چه معنای خوشایندی از شعر حافظ نقل کنندهمچنانکه فرمودید اینجا محفل ادیبان است و ما از ادب جنابعالی ادب می آموزیمباز هم منتظرم نظرات شما را بخوانمبا ادای احتراممرسده
پویا
2015-04-22T09:03:29
دروداز ذستان مطلع کسی میتواند شرحی برای فهم بهتر بر بیت آخر بگوید؟حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد .همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم
آقاگل
2016-12-10T00:40:16
با سلام.این غزل لسان الغیب در گروه موسیقی طفیل عشق در دانشگاه کاشان اجرا و در دستگاه ماهور خوانده شده است. که به احترام تقدیم دوستان می گردد.:پیوند به وبگاه بیرونی
سیدعلی ساقی
2016-11-14T23:17:54
به مـژگــان سـیـه کــــــــردی هــــــزاران رخـنـه در دیـنــمبـیـا ! کـز چـشــم بـیـمـارت هــــــــــــزاران درد بـرچـیــنــمخطاب به معشوق:جذابیّتِ مـژگانِ سیاهِ تو آنقدراثربخش است که همانند تـیـر هایِ نابودگر، دیـن وایمانِ مـراهدف قرارداده، نـفـوذ کرده وبرباد داده است . سیاهیِ مژگانِ معشوق،سیاهی وظلمتِ کفری راتداعی می نمایدکه روشناییِ دین وایمانِ شاعر را ازبین برده است. درجایِ دیگری بجایِ "سیاهیِ زلف" ازواژه یِ "کفرِزلف" استفاده کرده ومی فرماید:زِ کفرِ زلفِ توهرحلقه ای وآشوبیزِسحرِچشم توهرگوشه ای وبیماری"خماری " معمولن سببِ زیبایی وفریبندگیِ چشم است امّاحافظ درمصرعِ دوم بیتِ بالا خماریِ چشمِ معشوق را باهدفی رندانه "بیماری و درد" محسوب کرده تا به بهانه یِ برچیدنِ بیماری ازچشمانِ معشوق، به اونزدیکتر شده و ضمنِ آنکه بلاگردانِ اوشود!توانسته باشد ازاین طریق ویابه عبارتی به این حیله ازوجودِ او کامیاب گردد.هزارحیله برانگیخت حافظ ازسرفکردرآن هوس که شودآن نگار رام ونشدالآ ای هـمــنـشیـن دل کــــــــــه یـارانــت بـرفــــت از یــادمـرا روزی مـبـاد آن دم کــه بــی یـــاد تــــــــــو بـنـشـیـنـمای مـونـس وهمنشینِ همیشگیِ دل،ای که دردلِ من فقط یادِتو ومهرِتو جاریست، ای توکه تنهایارِمن هستی..........مرا وهمه یِ کسانی که توراازصمیمِ دل دوست دارنداز یـاد بـرده‌ای !!!"روزی" ایهام دارد وبه دومعنی بکارگرفته شده است : 1-قسمت – نصیب 2- یک روز1-:برمن قسمت ونصیب نگردد،مباد آن لحظه ای که بی یادِ بوده باشم،2-هرگز برمن روزی نخواهدگذشت که درآن روز یک لحظه بـی یـاد تـو باشم .البته بایدتوّجه داشت که درعالمِ عشق ، جور وجفایِ حاصل از نازِمعشوق وبی توّجهیِ اوبرعاشق،نه تنهاخالی ازهرگونه کینه وعقده وانتقامجوئیست و هیچگونه بارِ معناییِ منفی وغیرِ اخلاقی ندارد،بلکه این عینِ عنایت ولطف و اراده یِ معشوقِ ازلی وابدی یعنی همان ذاتِ پاکِ باریتعالیست که شاملِ حالِ مخلوقات شده است.وهمین خصلتِ زیبا،فریبا و تعالی بخش است که موجبِ فَورانِ احساسات وجوششِ عاطفه یِ عشّاق شده وزمینه یِ ظهورِ هنرهایِ خیال انگیزِ شعر،موسیقی، خط ،نقّاشی وسایرِ هنرهارافراهم ساخته وصحنه یِ زندگانی رااین چنین جذّاب کرده است. درحقیقت چرخه یِ توسعه،تمدّن وتکاملِ هستی برمدارِناز ومحورِعشوه یِ معشوقِ لایزال بنانهاده شده وتنهاعاملِ برانگیختگیِ حسِّ کمالجوییِ آدمی درهمین نکته یِ سِحرآلودنهفته است.حضرت حافظ نیز بادرکِ این حقیقت است که می فرماید:حاشاکه من ازجور وجفای توبنالم"بیدادِ لطیفان همه لطف است وکرامت"جـهـان پـیـر سـت و بی بـنـیـاد ، از ین فـرهـادکـُش فـریـاد !کـه کـرد افـسـون و نـیـرنـگـــش مـلـول از جـان شـیـریـنــممعماری وچیدمانِ واژه ها یِ این بیت بسیارزیبا وحافظانه است جهانِ پیر سست وبی بنیادمعرفی شده ،پیربدان سبب که کهن سال وکهنه کاراست و درکشتنِ عشّاق تجربه یِ فراوان دارد وسست بنیادبدان علّت که همانگونه که پیر بی بنیاداست وناتوان _ فرهاد و فریـاد هم آوا وهم وزن هستند و داستان خسرو و شیرین و فرهاد رابه یادمی آورند _ پایانِ مصرع اوّل "فرهاد" وپایانِ مصرع دوّم "شیرین است.گرچه "شیرین" درمصرعِ دوم درنگاهِ اول ارتباطِ معنایی با"فرهاد" ندارد،امّا شنیده شدنِ همین دو واژه کافیست تا شنونده ومخاطب، ناخودآگاه درذهنِ خویش کلیّاتِ ماجرایِ شیرین و فرهاد رامرورکند .عاشقان همیشه نسبت به "دنیا وجهان" به رغمِ دلربایی وافسونگریِ آن، بی التفات بوده وآن را بی ارزش وبی پایه واساس می دانند ودل بستن برآن را کاری بی سرانجام وبیهوده.جهان پـیـر و سست بنیاداست وتاکنون هزاران عاشق همچون فرهاد ومجنون و....را ازمیان برداشته وتنها نامی ازآنها باقی مانده،وچه بسیارعاشقانی که خون دلها خورده ورنج ومشقّاتِ فراوان کشیده لیکن نامی ازآنها نیزباقی نمانده است.شاعربایادآوری ازعاشقانِ ازدست رفته،وتأکیدبربی مهریِ روزگار ونیرنگ وبدعهدیِ جهان، ملول(آزرده خاطر - تـنـگـدل) شده به فریاد می آیدو به آنهاکه بجایِ عشق (معنویّت)، جهان (مادّیات) راانتخاب کرده اند؛این نکته راگوشزدمی نماید که جهان فناپذیر وسست بنیاد وکج خُلق است وبرکسی وفانخواهد کرد:مـجـو درستیِ عـهـد از جهانِ سست نـهـادکــه ایـن عـجـوزه عـروسِ هزار دامـاد استز تـاب آتـــش دوری شــــــــــــــــدم غـرق عـرق چـون گـلبـیـار ای بـاد شـبــگـیـری ! نـسـیـمـی ز آن عرق‌چـیــنـــماز تحمّلِ جداییِ معشوق، آتشی بر جانم افتاده که همانند گل غرقِ عرق گشته‌ام.از شدّتِ حرارتِ آتشِ هجران همچون گل غرقِ عرق شدم ، ای بـاد سحرگاهی (صـبـا) خبر خوشی از آن "عرق چینم"(کسی که باآمدنِ او آتشِ دوری فروکش کرده ومن بانسیمِ نویدِآمدنِ او آرام می شوم ) برایـم بـیـاور !شاعرتلمیحی نیز به کارِ عرق گـیـری ازگل ها نیز کرده است ؛ وقتی می‌خواهند گلاب بـگـیـرنـد گلبرگ ها را در دیـگ ریخته و بـر آن آب می‌ریـزنـد و سرِ دیگ را محکم می‌بندند و زیر دیگ آتش می‌افروزنـد و بعد بخـار آن به وسیله‌یِ لوله‌ای به ظرفی که در آبِ خنک قرار دارد منتقل می شود و این بخارِ سرد شده به صورتِ عرق خوشبو درمی آید.پشتِ صحنه یِ این بیت چنین است که:معشوق درنقشِ گلابگیری فرورفته که بادوری کردن ازعاشق وبی توجّهی به او، آتشی برمی افروزد تاعاشق(گل) رابجوش آورد وناخالصی هایش جداگردد وعصاره یِ ناب وخوش بویی (گلاب) حاصل شود.لیکن ازبداقبالیِ شاعر ظاهرن گلابگیر فراموش کرده وباآنکه عرقِ گل درآمده،حاضر نیست که عرق گل رابچیندوبابرداشتِ حاصل،آتش راخاموش نماید.بنابراین گل همچنان ازحرارتِ آتش در جوشش است.! ازبادصبا می خواهدخبرآمدنِ معشوق(گلابگیر _ عرقچین) رابدهد واوراخلاص کند.گل بر رخِ رنگینِ توتالطفِ عرق دیددرآتشِ شوق ازغمِ دل غرقِ گلاب استجـهـان فـانـی و بـاقـی ، فـــــــــــدای شـاهـد و ســاقــیکـــه سـلـطــــانـیّ عـالـَـم را طـُـفـیـْـل عـشـق می‌بـیـنـمدنیـایِ فانی وجهانِ گـذران و آخـرت هردوفدایِ شاهـدو ساقی (معشوق) بادا.هیچ متاعی درنظرگاهِ عاشق دربرابرِ معشوق ارزشی ندارد.عاشقِ عارف به طمع بهشت وترس ازدوزخ، عشقورزی نمی کند اوشیفته یِ خودِ معشوق است وفقط اوراطلب می کند."سـلـطـانیِّ عالـَم" کنایه از "خـلـیـفـة اللّهیِ انسان دررویِ زمین است"آدمی که به عبارتی جانشینِ باریتعالی وپادشاه کره یِ خاکیست.حافظ این سلطانی وحکومتِ انسان را پرتوی بسیارکوچک ازمنبعِ لایزالِ عشق می داند.این سلطانِ عظیم الشأن درعالمِ عشق همچون طفلی بسیارکوچک وضعیف است.طفیل هستیِ عشقند آدمی وپریارادتی بنما تاسعادتی ببریاگـر بـر جـای مـن غـیـری گـُزیـنـد دوست ، حـاکـم اوستحـرامـم بـاد ! اگـر مـن جـان بـه جـای دوسـت بـگــزیـنــماگر معشوق کس دیگری را به جای من انتخاب کند،من به انتخابِ اواحترام گذاشته ومطیع و فرمانبردارم ، امّـا بر من حرام باشد اگر من جان را بر معشوق ترجیح دهم.عاشقان رابرسرِ خودحکم نیستهرچه فرمانِ تو باشد آن کنند.صـبـاح الـخیــر زد بـلـبـل ، کجـایی سـاقـیـا ؟ بـرخـیـــــز !کـه غـوغــــا می‌کـنـد در سـر ، خـیـال خـواب دوشـیـنــمای ساقی کجایی؟صبح شده ،بلبل با آواز "صبحت به خیر باد" می گوید،ازخواب برخیز وبکارِخویش مشغول شو، شرابی بریز که ازاثرِ خوابی که دیشب دیده ام وخیالی که درسرداشتم، حالی عجیب پیداکرده ام،شوروشعف درسر دارم ای ساقی درچنین شرایطی به تونیازمندم مرا دریاب.بارجوع به دیوانِ حافظ ، می توان گمانه زنی کردکه اوچه خوابی دیده که در سرش غوغابه پاشده است؟.سَحر کرشمه‌یِ چشمت به خواب می‌دیـدمزِهـی مـراتـبِ خوابـی که بـه ز بـیـداری ستشـب رحـلـت هـم از بـسـتــر روم در قـصــر حـور الـعـیـناگـر در وقـت جـان دادن ، تـو بـاشــــی شـمـع بـالـیــنــم "رحلت" : کوچ کردن،فوت و مـرگخطاب به معشوق: اگـر هنگامِ مرگ وجان سپردنِ من ، تـو همانندِ شمع فروزنده ای در کنارِ بسترم حضورداشته باشی ،بی هیچ تردیدی به یمنِ حضورِ تو ،بی درنگ از بستر به بهشت می‌روم .روزمرگم نفسی وعده یِ دیداربدهوانگهم تابه لحد فارغ و آزادببرحـدیـث آرزومـنـــــــــــــدی کـه در ایـن نـامـه ثـبـت افـتـادهـمـانـا بی غـلـط بـاشـد ، کـه حـافـــــظ داد تـلـقـیـنـمقصه یِ عشق و آرزویِ دیدارِ معشوق به شرحی که در این غـزل ثبت و ضبط گردید، بی هیچ شکی همه درست وبرحق است چرا که اینها را حـافــظ فرموده واو به من آموزش داده است.غزل سراییِ ناهیدصرفه ای نبرد درآن مقام که حافظ برآورد آواز
یوسف فلاح
2016-05-18T10:28:31
با درود به همراهان گرامی ؛سرور امیر عزیز:استاد شجریان در یاد ایام این شعر رو در دستگاه شور خوانده اند و در یک مجلس خصوصی به همراهی کمانچه استاد شاپور نیاکان در بیات اصفهان اجرا کردند . و آواز بیات اصفهان از مشتقات دستگاه همایون است و هیچ ارتباطی به دستگاه چهارگاه ندارد.
سیمین
2016-04-28T10:59:46
عرق چین باید یک بخش از دستگاه تقطیر گلابگیری باشه که چون گلاب روی اون جمع میشه خوشبو هستش.
امیر
2012-11-27T00:49:33
این غزل حافظ با صدای استاد شجریان در دو آلبوم یاد ایام و دیگری آلبوم قدیمی تر چهارگاه اصفهان بسیار شنیدنی است.
رضا ببری
2011-11-13T19:07:54
در بیت چهارم، «عرق چین» یک واژه مستقل است و باید بدون فاصله یا با نیم‌فاصله بصورت «عرق‌چین» تایپ شود. مراجعه کنید به لغتنامه دهخدا، فرهنگ معین و فرهنگ عمید.
علی امیری
2013-12-19T10:15:43
با سلامجناب ببری؛ بله کلمه ی عرق‌چین وجود دارد؛ ولی احتمالا منظور شاعر اینجا این بوده که "آن عرق را بچین" نه "عرق‌چینم"؟
دکتر ترابی
2014-01-14T00:14:06
صورت درست مصراع اول از بیت سوم، به گمانم باید چنین باشد : جهان سست است و بی بنیاداز این فرهاد کش فریاد که.....پیر در زبان خواجه چنان ارج و احترامی دارد که با فرهاد کشی به هیچ رو نمی خواند.
محمد
2014-05-25T03:15:29
اجرایی زیبا نیز از اساتید: افتخاری و بدیعی در سالیان گذشته از این غزل وجود دارد.
ابراهیم
2014-07-14T22:18:48
چقدر این مصرع ماندگار حافظ ( بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم ) ..، با این مصرع ماندگار از شعر مولانا مقارن و نزدیک است که می فرماید : بازار چنین خوش تر خوش بدهی و بستانی ..در هر دو اوج دبلستگی به محبوب و انتهای فنای در دوست مشهود است.
چنگیز گهرویی
2014-07-26T19:43:25
اقای دکتر ترابی .منظور از پیر ,پیر زمان میباشد .پیر بی بنیاد و ترکیب بینهایت زیبا یپیر رعنا در بیت ذیل .شاهکار میباشد .,.جهان پیر رعنا را ترحم بر جبلت نیست..زمهر او چه میپرسی در او همت چه میبندی
چنگیز گهرویی
2014-07-23T10:17:54
اقای دکتر ترابی .باعرض ادب و احترام .عجیب میباشد ابشخور فکر و اندیشه شما کجاست .در بیت مذکور مراد از پیر فقط سالخورده بودن جهان میباشد اینکه این جهان هزاران سال پا بر جاست نه انچه مد نظر شماست و ان پیری که مورد قبول و احترام حافظ و همگان میباشد .تمام زیبایی و ظرافت این شعر به همین کلمه میباشد یادمان باشد شعر تصنعی و دستور زبانی نیست بلکه از سر چشمه افتاب دل و عشق بیرون میزند و با متر های شما جور در نمی اید .پس رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم ...سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم ...قبلا نیز در غزل درخت دوستی بنشان که ...نقصان فکر وذوق شما بسیا دیده ازاری و دل ازاری میکرد
ناشناس
2014-07-27T11:20:17
منظور حافظ از عرق جین شخص مونث فرضی استکه ازاتش دوری ا یشان عرق کرده -عرقچین در این مصرع شخص موینثی است
دکتر ترابی
2014-08-01T18:07:41
جناب چنگیز خان گهرویی:میتوانیم با دیدگاه یکدیگر همراه نباشیم ، اما به گمانم نباید به هم ناسزا بگوییم و یا واژگان ناشایست به کار بریم .این کمترین ادعای حافظ شناسی نداردتنها نظرخویش نوشته است که پیری با بی بنیادی همراه نیست سستی است که بی بنیاد اسیت، همین و فراموش نکنیم تاریخ ما جای ادبیات است و ادب معنای دیگری هم در زبان شیرین ما دارد باقی و برقرار بوید.
یا حق
2014-06-23T17:44:49
یا حق
محسن
2020-04-18T11:22:25
سلام جناب فلاح، آیا اطلاعی دارید که استاد شجریان در یک محفل خصوصی، این شعر را با هابیل علی اف استاد کمانچه اجرا کرده اند؟ یا تصور من اشتباه است و کمانچه شاپور نیاکان است و من به اشتباه افتادم؟
محسن
2020-04-18T11:25:28
سلام جناب فلاح، آیا استاد شجریان با هابل علی اف هم این شعر را اجرا کرده اند؟ یا صدای کمانچه شاپور نیاکان است و من به اشتباه فکر میکردم با استاد هابیل علی اف اجرا کرده اند؟
سعید
2020-03-21T10:57:53
در تکمیل جناب ساقی ؛ عرقچین خود حلقه ای پارچه است برای گلابگیری؛ که میان سرپوش و دیگ میگذارند تا از خروج بخارات عطر گل ممانعت کند؛ و چه بسا عطر گل به خود میگیرد و و خوشبوست و با ذهن جور‌تر است که حافظ نسیمی از آن بطلبد که این نظر توسط دکتر خانلری و خرمشاهی مورد تایید است
محمدحسن خانی
2019-06-05T22:34:19
در مورد عرق چین بالا نوشتند که جسم هندسی است یا نوشتند دستگاه گلاب گیری و یا بالاتر نوشتند منظور بیا عرق مرا برچین اینها هیچکدام نیست و اینقدر هم پیچیده نیست عرق چین نوعی کلاه بسیار نازک از جنس نخ یا ابریشم است که قدیم از زیر کلاه اصلی یا زیر دستار استفاده می شده است و کلاه اصلی را که بر می داشتند ضمن خشک شدن عرق خنکی نسیم را احساس می کردند
رضا بسطامی
2017-08-09T21:32:01
حافظ امده در مصرع اخر مشخصا کسی دیگری است نه خود حافظ و این ابیات زمینی نیستا
مجتبی
2017-08-16T00:44:33
حضرت آقای معین هم بیت "به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم"رو در آهنگ کعبه خوندن
علی سجادی
2018-01-11T08:32:07
سپاس از همه دوستان فرهیخته که با ارائه نقطه نظرات خود، دریچه های مختلف و متنوعی را برای درک و فهم هر چه بهتر و بیشتر این غزل بی بدیل خواجه گشوده اند. سپاس ویژه از آقایان دکتر ترابی و سید علی ساقی. بهروزی و کامیابی نصیب جاودانه همگان باد.
نادر..
2017-03-16T18:36:50
درود بر دوستانآواز محفلی استاد شجریان با همراهی ویولن شاپور نیاکان در بیات اصفهان که برخی دوستان نیز به آن اشاره نموده اند و با غزل زیبای "صنما با غم عشق تو ..." آغاز و با این غزل دلکش خاتمه می یابد، به خصوص در ابیات پایانی این غزل، شاید از بهترین نمونه های تلفیق شعر و موسیقی است ..
نادر..
2017-03-16T18:42:23
زنده یاد شاپور نیاکان ..
ارشک
2017-03-06T10:03:31
عرق چین یک حجم هندسی شبیه نیم کره است که در معماری اسلامی نیز کاربرد دارد. در طاق بازارچه های سرپوشیده از این سبک استفاده می نمایند که در بالای آن جهت تهویه هوا دارای یک روزنه می باشد و با عنایت به این مطلب، مصرع "بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم" معنی واضح تری پیدا می نماید.
حمید شیبانی
2018-10-10T11:52:53
.........سعدی تو کیستی که در این حلقه کمندچندان فتاده اند که ما صید لاغریم !!با سلام و کسب اجازه از اساتید فن......اینجانب مصرع دوم از بیت آخر (فارغ از بیت اول)را اینگونه تفسیر می کنم :......همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم...... واژه تلقین را می توان به دعای تلقین نیز نسبت داد. دعائی که هنگام دفن میت (خاکسپاری) توسط فرد دیگری از زبان تازه متوفی خوانده می شود احتمالا همه شنیده ایم. شخص تازه فوت شده می فرماید :وقتی استادی مانند لسان الغیب دعای تلقین را از زبان من (برای من)بخواند، حتما بدون غلط بوده و مورد قبول واقع می شود. در عین حال واژه تلقین با تلقین (دعا) آرایه جناس را می سازد که بسیار گوشنواز و فرحبخش می باشد.
حمید شیبانی
2018-10-10T11:50:37
.........سعدی تو کیستی که در این حلقه کمندچندان فتاده اند که ما صید لاغریم !!با سلام و کسب اجازه از اساتید فن......اینجانب مصرع دوم از بیت آخر (فارغ از بیت اول)را اینگونه تفسیر می کنم :......همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم...... واژه تلقین را می توان به دعای تلقین نیز نسبت داد. دعائی که هنگام دفن میت (خاکسپاری) توسط فرد دیگری از زبان تازه متوفی خوانده می شود احتمالا همه شنیده ایم. شخص تازه فوت شده می فرماید :وقتی استادی مانند لسان الغیب دعای تلقین را از زبان من (برای من)بخواند، حتما بدون غلط بوده و مورد قبول واقع می شود. در عین حال واژه تلقین با تلقین (دعا) آرایه جناس را می سازد که بسیار گوشنواز و فرحبخش می باشد. با تشکر .......شیبانی 97/7/17
پدرام صفاری
2018-12-24T17:51:27
پرسشی از دوستان فرهیخته داشتم؟ آیا در مصرغ ...[ که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم]، میشود از واژه {جدا از یار شیرینم}استفاده کرد یا خیر؟ و اینکه، آیا این تغییر در مفهوم و وزن تاثیری دارد یا خیر؟
nabavar
2018-12-24T22:02:56
آری پدرام جان میان : که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینمو که کرد افسون و نیرنگش جدا از یار شیرینمتفاوت از زمین تا آسمان استجان را اگر به مانای یارِ شاعر بگیریم ، از یار دلگیر شده ، ولی هنوز از او جدا نیست ، تنها دلخوری در میان استممکن است نیز که شاعر از خویشتن ملول باشدولی در تغییری که شما می دهی دو یار رااز هم دور می کنی .دو عاشق را از هم جدا مکن که بسی سنگین است.نظر شما وزن مصرع را تغییر نمی دهد
ما را همه شب نمی برد خواب
2018-12-24T21:11:26
درودپدرام جان مشکل وزنی ایجاد نمی کنه ولی این دو کلمه بار معنایی متفاوتی دارند ملول به نظر من زیباتره
کاوه
2018-04-26T22:35:32
آیا در مصراع دوم درد به معنای رنج و محنت صحیح است یا درد با ضمه اول دُرد (شراب)؟
برگ بی برگی
2021-07-07T06:46:39.879704
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم  بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم  مژگان سیاه از اصطلاحات  ادبیات عرفانی ست و کنایه از نظر لطف حضرت معشوق  به سالک کوی حضرتش میباشد که با تیرهای مژگان خود در دین سالک هزاران روزن و رخنه بوجود می آورد ، دین در اینجا به معنی جهان بینی ست که تا پیش از این سالک مانند دیگران جهان را با دید مادی و عینک جسمی و ذهنی خود به نظاره نشسته  بود ، پس خداوند که چنین جهان بینی را بر  انسان که قرار بوده گنج مخفی او را در زمین فرم آشکار کند بر نتابیده ،  بنا بر طلب سالک ، تیرهای مژگان خود را بسوی جهان بینی جسمی سالک  روان میکند تا بااین نظر لطف خود ، حقیقت جهان را از رخنه ایجاد شده در این دید جسمی به او بنمایاند  ، این نگاه سالک از روزنه های ایجاد شده جهان بینی جدید خدایی او را شکل داده و پنجره ای نو بر روی دیدگان سالک می گشاید .مولانا  نیز میفرماید  ؛ دوزخ است آن خانه کان بی روزن است // اصل دین ای بنده روزن کردن است  مژگان سیاه ، زلف سیاه ، خال سیاه ، همه از رموز و اصطلاحات عرفانی و سیاهی آنها نشانه کثرت و بینهایت  ذات خداست . تابش پرتوهای نور حق بر  دل سالک نیز همان تیرهای مژگان سیاه حضرتش میباشد . در مصرع دوم چشم بیمار ، نظر حضرت معشوق  بر سالک راه معرفت با دیده اغماض بر خطاها و در عین حال نمایان ساختن تعلقات دنیوی و ذهنی او میباشد  ، پس حضور حضرت معشوق با این چشم و نگاه ویژه به سالک موجب شناسایی هزاران دردی ست که او را مانند هر انسان دیگری احاطه کرده اند و اکنون وظیفه سالک برچیدن همه آن دردها از مرکز خود میباشد ، دردهایی مانند بخل ، کینه ، حسادت ، خشم ، ترس ، طمع ، تنفر ، حرص ، انتقام جویی و برتری طلبی  تنها گوشه محدودی از دردهای بیشمار انسان هستند و مادام که این دردها از وجود سالک رخت بر نبسته  و تک تک آنها چیده نشوند ، سالک در مسیر راه راست رسیدن  به مقصود نهایی خود قرار نخواهد  گرفت و بیماری او علاج نخواهد شد .  
فریگیس
2021-07-17T18:01:05.1113079
با سلام، من منظور مصرع "که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم" را به درستی متوجه نمی‌شوم. آیا شاعر می‌گوید که دنیا جان شیرینش را ملول کرده است یا اینکه دنیا باعث شده از جان شیرین و زندگی ملول شود و در واقع انگار به نوعی آرزوی مرگ می‌کند؟  
متین بشیری
2022-03-29T02:58:08.9013881
دوستان عزیز جهان پیر، تبیه جهان به پیرزنیست که به دروغ به فرهاد گفت شیرین مرده است و فرهاد تیشه را بر فرق سرش کوبید (منظور فتنه گری جهان است که از جان شیرین خسته ام کرده) و البته ایهام هم میتونه باشه و اشاره به تکرار دنیا و کهنه بودن آنست، ولی معنی اصلی فتنه بودن جهان است 🙏
متین بشیری
2022-03-29T02:59:11.462676
فتنه گری جهان مرا از جان شیرینم خسته کرده است
محمد مهدی ستاری
2022-05-06T19:42:42.8185758
روزی در بیت دوم به معنی رزق و روزی است یا به معنی یک روز ؟؟؟
در سکوت
2022-07-11T21:26:37.6338851
این غزل را "در سکوت" بشنوید
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳
2022-09-05T00:41:05.74491
ایهام دارد و در هر دو معنا درست است مرا نصیب و روزی مباد که بی یاد تو بنشینم یک روز مبادا که بی یاد تو بنشینم یعنی هیچگاه چنین نخواهد شد
مشتاق
2023-02-11T09:26:42.5391135
درود بی کران بر همه تاریخ مایان. از خدای حافظ طلب همنشینی با دردانه های عالم معنی حافظ و سعدی و مولانا را برای شما دارم.از حاشیه نویسان بی حاشیه همچون سید علی ساقی نیز کمال سپاس و امتنان دارم . غرق نور عشق باشید.
یوسف شیردلپور
2023-10-03T21:26:04.2652134
جهان پیر است وبی بنیاد از این فرهاد کش فریاد که کرد افسون نیرنگش ملول ازجان شیرینیم   چه غزل نابی چه بیت نابی شب هجران استادان یاحقی پایور  واستاد شجریان  فوق‌العاده است 👍👍💕💕🙏🙏
Hadi Golestani
2023-10-24T01:07:19.2055618
بانو زهرا عالمی صدای شما واقعا زیباست، کاش لطف می‌کردید  غزلیاتی بیشتر رو میخواید،لذت دوچندان می‌بردیم از غزلیات خواجه عزیز