پشوتن اساطیری همان پیسوتن ساتراپ لیدیه در عهد اردشیر اول و داریوش دوم بوده است

پیسوتن (یعنی جنگاور و ستیزگر) ساتراپ  جنگاور ایرانی که در عهد داریوش دوم در لیدیه علیه وی یاغی شده بود به شرط حفظ جانش خود را تسلیم تیسافرن (تیشَ فرنه، به معنی لفظی دارای فر ایزدی فروزان) سردار سپاه داریوش دوم نمود ولی داریوش دوم دستور داد که وی را در خاکستر خفه نمایند. با کشته شدن پیسوتن قضیه او خاتمه نیافت؛ زیرا چندی بعد پسر او آمُرگ (بیمرگ) در کاریه یاغی شد و مدتی در مقابل سپاه تیسافرن پا فشرد و آتنی ها به وی کمک میکردند. بلاخره پلوپونسی ها  او را در یاسوس یکی از شهرهای ایونی گرفته تسلیم تیسافرن نمودند، تا اگر صلاح بداند او را نزد شاه بفرستد. یوستی پیسوتن را نوه خشایارشای اول و پسر ویشتاسپ دوم که والی باختر بود دانسته است. این گفته یوستی درست به نظر میرسد چون پشوتن (پیشی شیئُثن اوستا یعنی کوبنده و زخم زن) هم که با پیسوتن (علی القاعده همان صورت یونانی پیشوتن) مطابقت دارد پسر ویشتاسپ معرفی شده است ولی در کتب پهلوی و شاهنامه به سهو این ویشتاسپ دوم هخامنشی را با ویشتاسپ اول هخامنشی پدر داریوش اول (اسفندیار فرعی) یکی گرفته اند و پشوتن را پسر ویشتاسپ اول هخامنشی گمان نموده اند. یک دلیل دیگر این امر مطابقت لقب بیمرگِ پشوتن با نام پسر پیسوتن یعنی آمُرگ است که به معنی بیمرگ می باشد. در روایات ملی خود ویشتاسپ اول هخامنشی و پسرش داریوش با مگابرن ویشتاسپ کیانی (تیگران) و برادرش سپنداته گائوماته (اسفندیار اصلی) مشتبه شده  و به جای این ها هم به کار رفته اند.

در ویکیپدیای فارسی چنین اطلاعاتی  در باره پشوتن جمع آوری شده است:

پشوتن پسر بزرگ گشتاسب و برادر اسفندیار بود. در روایتی آئینی در مورد پشوتن گفته شده‌است که وی با خوردن شیر و نان ِ درون (یعنی غذایی که بر آن دعا خوانند) از دست زرتشت، جاودان می‌شود.

پشوتن در روایات آئینی از جاودانانی است که بر گنگ دژ فرمان می‌راند و در آخرین دههٔ هزارهٔ آخر، همراه با یکصد و پنجاه هزار تن از یارانش و با ده هزار درفش، به فرماندهی خورشیدچهر که فرزند زرتشت است، به یاری سوشیانت برمی خیزد.

در شاهنامه، پشوتن پهلوانی بزرگ است و در هفت خوان رستم همراه اوست و در نقش پهلوانی فرزانه و دوراندیش نمایان می‌شود.

پشوتن یکی از شخصیت‌هایی است که در متن‌های مربوط به آئین زرتشت که در قرنهای نهم تا دوازدهم نوشته شده‌اند [از جمله در شاهنامه فردوسی ]، مورد اشاره قرار گرفته‌است. وی یکی از جاودانان زرتشتی است و دستیار سوشیانث، به شمار می‌آید که در آینده ظهور خواهد کرد و نیکی را به ارمغان می‌آورد و به بازسازی نهایی جهان خواهد پرداخت.

در شجره نامه موجود از سلسله افسانه‌ای کیانیان، پشوتن پسر گشتاسبشاه (گشتاسب یا ویشتاسب)، حامی زرتشت، می‌باشد و برادر او اسپندادات یا اسپنتوداتا یا همان اسفندیار می‌باشد.

منبع اصلی دانسته‌های ما دربارهٔ وقایع فاجعه آمیز آخرالزمان به روایت کیش زرتشت، وهمن یسنا می‌باشد که گاهی با عنوان وهومن یشت یا بهمن یشت هم شناخته می‌شود. وهمن یسن، علیرغم نام ظاهریش، نه بخشی از یسناست و نه قسمتی از یشت‌های اوستا، بلکه متنی است تفسیرگونه از اوستا به زبان فارسی میانه.

به روایت دینکرد، پشوتن یکی از هفت حاکم جاودانه ایست که در قهندز یا کهندژ که محل ناشناخته‌ای می‌باشد، به همراه ۱۵۰ نفر از پیروان خویش زندگی می‌کند.آنطور که در وهمن یسن شرح داده شده‌است، وی در پایان هزارهٔ یازدهم به عنوان محافظت کننده از مذهب برمی خیزد و به احیای ایمان می‌پردازد و این زمانی ست که دوران هزارسالهٔ حکومت دیوها طی شده‌است.

هنگامیکه زمان ظهور فرا رسید، پشوتن از قلعهٔ خویش پایین خواهد آمد و به جنگ با ارتش دیوها و شیاطین خواهد پرداخت تا ایران و مذهب آن را نجات دهد. وی در مبارزه، میان مهر (به زبان اوستایی: میترا) با دیو خشم (به زبان اوستایی : آئشما) به نفع مهر مداخله می‌کند و نیروهای شر را به عالم نابودی می‌فرستد.

 

سرانجام در لغت نامه دهخدا در باب پشوتن می خوانیم:

پشوتن . [ پ َ ت َ ] (اِخ ) در اوستا فقط یک بار به اسم پشوتن (پشوتنو) ۞ برمی خوریم آنهم در ویشتاسپ یشت که معمولاً در جزو اوستای حالیه نوشته نشده است در فرگرد اول یشت مذکور در فقره ٔ ۴ زرتشت به کی گشتاسب دعا کرده گوید: «بکند که تو از ناخوشی و مرگ ایمن بشوی چنانکه پشوتن شد». این پشوتن بزرگترین پسر کی گشتاسب است در سنت که زرتشت او را شیر و درون (نان مقدس ) بداد و او را فناناپذیر و جاویدانی کرد. در فصل ۳۲ در فقره ٔ ۵ از بندهشن آمده است «اروتدنر کشاورزی بوده و در (ور) جمشید که در زیرزمین است رئیس و بزرگ میباشد خورشیدچهر جنگ آوری بوده اینک سپهبد لشکر پشوتن پسر ویشتاسب میباشد در گنگ دیز بسر میبرد» … ریاست باغ جمشید (ورجمگرد) با اروتدنر پسرزرتشت است اینک در اینجا می بینیم که ریاست لشکر پشوتن در گنگ با سومین پسر زرتشت خورشیدچهر میباشد که بنا به سنت نخستین رزمی است . بهمن یشت که بخصوصه از آینده و از ظهور سوشیانسها و آخرالزمان صحبت میدارد مکرراً از ظهور پشوتن در آخر دهمین هزاره با صدوپنجاه تن از یارانش از گنگ دیز یاد کرده است . در فصل ۳ در فقرات ۲۵-۲۹ گوید «در انجام دهمین هزاره اهورامزدا دوپیک خود سروش و نریوسنگ را به گنگ دیز که سیاوخش ساخت خواهد فرستاد آنان خروش برآورده گویند ای پشوتن نامدار ای پسر کی گشتاسب ای افتخار کیانیان تو ای پاک و استوار سازنده ٔ دین از این کشور ایران برخیز آنگاه پشوتن با صدوپنجاه تن از یاورانش که از پوست سمور سیاه لباس پوشیده اند برخیزند» ۞ . در کتاب نهم دینکرد در فصل ۱۵ در فقره ٔ ۱۱ نیز آمده است «پشوتن پسر ویشتاسپ (گشتاسب ) با صدوپنجاه تن از یاورانش که پوست سمور سیاه در بر دارند از گنگ دیز صد کندک (خندق ) و ده هزار درفش (دارنده ) بدرآیند». از این فقرات اخیر معلوم میشود که پشوتن و یاورانش از مملکت بسیار سردی می آیند چه پوست سمور در بر دارند. (ترجمه و تفسیر یشتها از پورداود ج ۱ صص ۲۲۰-۲۲۱). در بهمن یشت فصل ۲ فقره ٔ ۱ آمده زرتشت از اهورامزدا خواست که گوپت شاه و گشت فریان و چتروک میان پسر گشتاسب را که پشوتن باشد فناناپذیر کند. (ترجمه و تفسیر یشتها از پورداود ج ۱ ص ۲۶۹). پشوتن در سنت از یاوران جاودانی سوشیانت است و با یاوران جاودانی دیگر کیخسرو و گیو و گودرز و طوس و گرشاسب سام نریمان و نرسی واغریرث در روز واپسین برخاسته رستخیز خواهند برانگیخت و سوشیانت را در کار نو کردن جهان و تازه ساختن گیتی یاری خواهند کرد و از پرتو فر ایزدی که با آنان است دروغ رخت بربسته زندگی راستی جاودانی و مینوی روی خواهد کرد، در بندهش فصل ۳۰ فقره ٔ ۱۷ پانزده تن مرد و پانزده تن زن از یاران سوشیانت شمرده شده اند که اسامی برخی از آنان ذکر شد. (ترجمه و تفسیر یشتها ازپورداود ج ۲ ص ۱۰۱ و ۲۶۱ و ۲۷۴ و ۳۴۹):

سپه را همه با پشوتن دهم

ورا تاج شاهی بسر برنهم.

دقیقی.

پشوتن دگر گُرد شمشیرزن

شه نامبردار لشکرشکن

دقیقی.

پشوتن همی رفت گریان براه ۞

پس پشت تابوت و اسب سیاه

فردوسی.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *