مورّخان و نویسندگان تاریخ ساسانیان در نخستین سده های اسلامی-بخش چهارم

     -بخش چهارم

ژ ) جاحظ (Gahiz) :

    جاحظ مورخی است که پژوهشگران او را با اثر آموزنده و تحقیقی اش به نام کتاب «التاج» می شناسند کمتر پژوهشگری در تاریخ ساسانیان با این اثر ارزشمند آشنایی ندارد. نه تنها این کتاب، بلکه دیگر آثار جاحظ نیز در نزد محققان مغرب زمین دارای ارزش والایی است و به همین دیگر آثار جاحظ از جمله به زبانهای آلمانی، انگلیسی، فرانسه، روسی و… ترجمه شده است.

    نام او ابوعثمان عمروبن بحرالکنانی البصری، معروف به جاحظ است. او در سال ۱۶۰ هجری- قمری در سرزمین عراق و در شهر بصره چشم به جهان گشود و دوران طفولیت، نوجوانی و جوانی خود را در آن سامان گذراند. وی نخست به مطالعۀ ترجمه های آثار تاریخی و نوشته های مورخان از جمله سُریانی پرداخت. از جمله کتابهایی که از زبان سریانی و پارسی به عربی ترجمه شده بود را دقیقاً مورد مطالعه و بررسی کنجکاوانۀ خود قرار داد. جاحظ مدّت زمانی را در شهر بغداد سپری کرد. در بغداد از دیرباز کتابخانه ها و مراکز علمی بیشماری وجود داشت. او پس از مطالعاتی چند در کتابخانه ها و مراکز علمی بغداد به بصره بازگشت و دنبالۀ مطالعات و تحقیقات علمی خود را به ویژه در قلمرو علم تاریخ گرفت.وی به عللی که هنوز معلوم نشده است به بیماری فلج دچار شد و در سنّ ۹۵ سالگی به سال ۲۵۵ هجری- قمری در زادگاه خود بصره چشم از جهان فروبست. از جاحظ تحقیقات و تألیفات زیادی در تاریخ به ثبت رسیده است که برجسته ترین آنها «البیان و التبیین» است. در این اثر کم نظیر گونه های مختلف بیان و برگزیده (غرر) احادیث و خطبه های گردآوری شده و در بخشهایی از این کتاب آگاهی هایی دربارۀ نوشته های عصر ساسانی را می توان به دست آورد. جاحظ مورد توجه و احترام مورخان و محققان برجسته ای چون مسعودی بوده است، چنان که علی بن حسین مسعودی در مروج الذهب، جاحظ را فصیح ترین نویسنده پیش از عصر خود دانسته است.

    آن گونه که در منابع آمده است، ابن خلدون نیز از جاحظ به نیکی یاد کرده است. ابن خلدون از قول بزرگان و صاحب نظران زمان خود، آثار جاحظ را ارزشمند دانسته و آنها را ستوده است. به طور کلی اطلاعات جاحظ دربارۀ تاریخ عصر ساسانیان از اهمیت زیادی برخوردار است.

    جاحظ شیوۀ تاریخ نگاری پیچیده ای ندارد و آثار او برای پژوهشگران از روانی و سادگی ویژه ای برخوردار است. در زمینۀ تاریخ ساسانیان، وی بیشتر به روایات و اطلاعاتی متکی بوده است که دربارۀ زندگی پادشاهان ساسانی، اوضاع اجتماعی جامعه طبقاتی ساسانی، معیشت و مشاغل مردم و تا حدودی به عملکرد دولت ساسانی در عرصه سیاست و مناسبات خارجی پرداخته است. دوران زمام داری خسرو یکم (انوشیروان، ۵۳۱ تا ۵۷۹ میلادی) برای جاحظ اهمیت زیادی داشته است و دور از انتظار نیست که پژوهشهای جاحظ دربارۀ تاریخ ساسانیان دربرگیرندۀ اطلاعات نسبتاً درستی است که هم اکنون نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

    همان گونه که در بالا آمد، مورخان و محققانی چون مسعودی و ابن خلدون جاحظ را تأیید و آثار او را تحسین کرده اند و به این ترتیب برخی خرده گیریها دربارۀ جاحظ و آثار او را که گاه بی گاه توسط برخی مورخان آمده است، دور از واقعیت است. اصلاح چنین برداشت و نظری غیر منصفانه دربارۀ جاحظ مستلزم مطالعۀ آثار او و بررسی دیدگاههای مورخانی چون مسعودی و ابن خلدون و دیگر صاحب نظران دربارۀ این محقق و مورخ قرن دوم و سوم هجری- قمری است. ذوق و علاقه جاحظ در ترسیم و به تصویر کشیدن رویدادهای تاریخی، پژوهشگران را به یاد پلوتارک (Plutarchos) نویسنده کتاب حیات مردان نامی می اندازد که چهره های برجسته تاریخ را با عملکرد آنان را مورد توجه و زمینه کار نگارش اثر بی مانند خود قرار داده است.

    تاریخ نگاران و پژوهشگران مسلمان در عرصه علم تاریخ، فلسفه، جامعه شناسی و دانشهایی از این دست در سده های پنجم تا نهم هجری- قمری نیز خوب درخشیده اند. از این دست مورخان می توان از محمدبن احمد البیرونی خوارزمی و ابومنصور عبدالملک بن محمدبن اسمعیل الثعالبی نیشابوری، المطهربن طاهر المقدیسی، اسماعیل بن علی بن محمودبن عمربن شاهنشاهی بین ایوب الشافعی کردستانی، ولی الدین عبدالرحمن بن محمدبن خلدون التونسی و شرف الدین ابوعبدالله بن عبدالله بن محمدبن ابراهیم بن یوسف اللواتی ثم الطبخی نام برد که آثار این مفاخر نیز زینت بخش کتابخانه ها، پژوهشکده ها و بایگانیهای تاریخی در کشورهای مسلمان و غیر مسلمان است. در مراکز علمی و دانشگاهی بدون تیکه بر آثار و دستاوردهای این محققان و مورخان نمی توان اثری علمی که مبتنی بر تحقیقات اساسی و عمیق باشد ارائه کرد.

    مورخان فوق الذکر و آنان که در سده های نخستین اسلامی یعنی از قرن نخستین تا پایان قرن چهارم هجری- قمری می زیسته و تحقیق می کرده اند، عملکردی کم نظیر دارند که پیش از آنان همانند و همتاهایی را در قلمرو پژوهشهای تاریخی نمی توان یافت. برخی از آنان مانند ابن مسکویه در سده های نخستین و جاحظ در مقطع زمانی فوق شیوه های بدیعی در امر تحقیق داشته و ارائه کرده اند و از مورخان دیگر تقلید نکرده، بلکه سبکهای آنان را اصلاح کرده اند. روشهای تاریخ نگاری و تحقیقات تاریخی آنان نه تنها امروز رنگ باخته نشده، بلکه معمول، متداول و مورد احترام نیز می باشد. شیوه تاریخ نگاری جاحظ، شیوه ی بدیع و نوین و در قرون پنجم تا نهم هجری- قمری کم نظیر بوده است. برخی بهره مندی جاحظ از کتابخانه ها و مراکز علمی عربی از جمله بغداد، بصره، قاهره، دمشق و غیره را عواملی دانسته اند که جاحظ را مورّخی برجسته کرده است، ولی در کنار این ابزار و امکانات، نبوغ و علاقه جاحظ کارسازترین عامل در موفقیتهای او بوده است.

س ) ابوریحان بیرونی :

    ابوریحان بیرونی که به خاطر شهرتش اهل فضل و کمال او را ابوریحان و نیز بیرونی می خوانند. از نظر علمی و پژوهشی در شمار برجسته ترین دانشمندان، نویسندگان و مورخان جهان اسلام قرار دارد. نام او محمدبن احمدالبیرونی است و بر بسیاری از دانشهای روزگار خود اشرافی کم نظیر داشته است. بیرونی در خوارزم چشم به جهان گشود و هفتاد و هفت ساله بود که چشم از جهان فروبست. مورخان و بیوگرافی نویسان دربارۀ تاریخ تولد یا به سخن دیگر سال تولد و سال درگذشت وی اتفاق نظر ندارند. در این زمینه حاجی خلیفه شش زمان مختلف را از سال ۴۲۳ تا ۴۵۰ هجری- قمری دربارۀ سال وفات وی ذکر کرده است که آن نیز مورد تأیید همگان نیست. برجسته ترین اثر وی که مطالب ارزشمندی دربارۀ تاریخ سرزمینها از جمله ایران زمین دارد «آثار الباقیه عن قرون الخالیه» است که افزون بر مطالب و اطلاعات تاریخی، آگاهیهایی دربارۀ علم هیئت، نجوم و گاهشماریهای (تفاویم) اقوام، ملل و فرهنگ و تمدنهای عهود باستان دارد.

    آثار الباقیه ابوریحان بیرونی دربرگیرندۀ فهرستهایی از سلسله های پادشاهان از جمله مشرق زمین و فراعنه مصر دارد. در این فهارس جداولی از شاهان کلده[۱] (بابل)، آشور[۲]، ایران، یونان (مقدونیه)[۳]، روم[۴] و غیره وجود دارد. بخشهایی از این فهرستها برگرفته از اسناد و مدارک و مآخذ غربی است، ولی پاره ای از نامها تصحیف شده است. محتوای آثارالباقیه برخلاف انتظار پژوهشگران و مورخان خالی از اشکال هم نیست. ابوریحان برخی از پادشاهان و زمام داران متعلق به سرزمینی را به کشور و سرزمین دیگر نسبت داده و به موازات این لغزش نظام زمان بندی شده (کرونولوژی)[۵] و سلسله مراتب و طبعاً نام پادشاهان و فرمانروایان را به ترتیب واقعی آنان رعایت نکرده و به رشتۀ تحریر در نیاورده است.

    برخی از صاحبنظران این ناهماهنگی و لغزش را دلیلی بر ضعف و بی دقّتی ابوریحان نمی دانند، بلکه آن را ناشی و مآخوذ از منابع و مدارکی می دانند که ابوریحان بیرونی در تألیف آثار الباقیه مورد استفاده قرار داده است. علیرغم چنین لغزشها و کاستیهایی، پژوهشگران این اثر را بسیار سودمند در عرصه پژوهشهای تاریخی برای مورخان جهان می دانند.[۶] از دیگر آثار ارزشمند او کتاب معروف «تحقیق ماللهند» که برخی این نام و عنوان را «کتاب ماللهند» می نویسند. محتوای این اثر حکایت از مناسبات، علمی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ایران عصر ساسانی با سرزمین هندوستان دارد و ابوریحان کوشیده است تا در این اثر آنچه را که ایرانیان عصر ساسانی از فرهنگ و جامعه هند اقتباس کرده اند، تسلیم کند. برخی از مورخان نگارش این اثر را از ابتکارات ارزنده و بسیار سنجیده و عالمانه بیرونی می دانند، زیرا این مورخ کوشیده است تا مناسبات فرهنگی و اجتماعی ایرانیان و هندیان که دارای نژادی مشترک هستند و سازگاری فرهنگی قابل توجهی با یکدیگر در طول تاریخ داشته اند را برای نسلهای پس از خویش به یادگار بگذارند.


[۱]. Chalde (Babylon).
[۲]. Assur (Asur, Sssyrien).
[۳]. Griechenland (Makedonien).
[۴]. Rom.
[۵]. Chronologie.
[۶] . نگاه کنید به: براون، ادوارد، تاریخ طبی اسلامی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ترجمه مسعود رجب نیا.

منابع نوشته:
کتاب تاریخ ایران در دوره ساسانیان، اثر دکتر اردشیر خدادادیان
وبسایت تاریخ ما، اِنی کاظمی

ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
دنبال کردن