مرور رده

تاریخ اکد باستان

 

اکدیان در شمال خاک میانرودان و در حوالی بغداد کنونی در سال‌های (2500 ق،م 2300 ق،م) زندگی می‌کردند. حکومت اکدیان 300سال به طول انجامید که در نهایت سپاه کاسی به پادشاهی گانداش برای فتح اکد حمله کرد و پیروز شد .در نتیجه کاسی ها حکوت دولت اکد را گرفتند که حدود 500 سال به طول انجامید .

عقاید قوم های سومر و آکاد و ماد

قوم سومر و آكاد تاريخى بس طولانى دارند كه پيشينه تاريخى عقيدتى آنان بدرستى معلوم نيست .اين دو قوم از قرن نهم قبل از ميلاد به بعد تاريخ مشخصى دارند.

سارگون اکدی

(حدود 2334 -2279 پیش از میلاد) مؤسس سلسلۀ سارگونی، که نخستین امپراتوری وسیع را در بین‌النهرین بنیان نهاد و ین امپراتوری از «دریای بالا تا دریای پایین» گسترده بود. سلطنت طولانی او، کیفیات ناشناختۀ شغل پیشین او عملی شدن فوق العاده و جاه طلبی…

انهه دو آنا ، دختر سارگون

انهه دو آنا /Enheduanna/ دختر سارگون از اکّد (حدود 2334 – 2279 پیش از میلاد) این دختر کاهنۀ عالی رتبه ماه-خدا، نانّا دراور بود. این شاهزاده خانم نیز به سبب کوشش‌های ادبی خود شهرت داشت؛ از او در چندین پایان نوشت به‌عنوان مصنف مجموعه‌ای از…

اکدی

اکدی /Akkadian/ در آغاز زبان اکد، در مقابل زبان سومری در استفاده کنونی اکدی برای گویش های گوناگون سامی های شرقی باستانی به کار می‌رود، که اسناد بابلی و آشوری بدان زبان نوشته می‌شد. اکدی باستانی به متون نوشته شدۀ در طی دورۀ سارگونی اشاره…

اکّد

اکّد /Akkad/ (آگاده Agade) شهری در شمال بابل که تاکنون اثری از آن یافت نشده است. این شهر پایتخت یک امپراتوری بود که به‌وسیلۀ سارگون (حدود 2334 – 2279) تأسیس شد. تا زمان اورسوم نیز نام ناحیۀ شمالی در مقابل ناحیۀ جنوبی بود که سومر نامیده…

مامی تو ، الهه اکدی

مامی تو/ Manitu/ _الهۀ اکدی این نام از مامی توم Mamitum اکدی مشتق شده است که به معنای« سوگند» است و این الهه به نظر می‌رسد که در آغاز تجسم سوگند بود که ناقض سوگند را تعقیب و تنبیه می‌کند. سپس این الهه، جنبه‌های خدای جهان فرودین را به دست…

زابابا، خدای سومریان و اکدیان

زابابا / Zababa/_خدای سومری و اکدی (_ تصویر ۱۰) ریشۀ نام او معلوم نیست و در دورۀ سومری کهن، مورد پذیرش است و در نام‌های شخصی پیش _ سارگونی به چشم می‌خورد ‌ او شهر _ خدای کیش بود و یک خدای جنگجو به شمار می‌رفت که بعدها، با نین گیر سو نی…

ااِ ، خدای اکدی

  اا /EA/ همچنین آی( ی) آ Ay(y)a؛ خدای اکدی  نام این خدا احتمالاً سامی است، هرچند هیچ ریشه شناسی قابل‌اعتمادی در دست نیست. دبیران بابل باستان  آن را از ااِEa سومری به معنای « خانه آب» مشتق  می‌دانستند. در متون ادوار سومری و سارگونی…

آمورّو خدای اکدی

آمورّو /Amurru/خدای اکدّی / Akkadian/ این نام ازلحاظ هجایی می‌تواند به‌صورت اختصاری « MAR.TU» نوشته می‌شود که قرائت سومری را نشان می‌دهد. قوم آمورو غالباً در کتیبه‌های بین‌النهرینی به‌عنوان «قومی از دشت» و بدوی یادشده‌اند که از تپه‌ها…

ساراگون کبیر اولین بنیانگذار اولین امپراتوری روی زمین

اولین تمدن های بشری در ناحیه بین النهرین در بین دو رود دجله و فرات پدیدآمدند.اولین تمدن بزرگی که به وجود آمد سومر نامیده شد که توسط تمدن دیگری فتح شد.سومری ها توانسته بودند نخستین خط نوشتاری و چرخ و سیستم آبیاری و کتابخانه ها را در طول…

خرید مجموعه کتاب های تاریخی و مذهبی

سلسلۀ سوم اور و احیای مجدد سومـر

در حدود (220 ق.م) اکد و سومر مورد هجوم گوتی ها که اهالی میانرودان آن ها را « اژدهای کوهستان » می نامیدند، قرار گرفت. گوتی ها سرزمین اکد را با خاک یکسان کردند و شهرهای آن بویژه شهرهای شمالی را ویران ساختند و خراج سنگینی بر اهالی تحمیل کردند.…

داستان گیلگمش بخش۱ : فرارسیدن انکیدو (Enkidu)

بخش دوم داستان باستانی گیلگمش : گیلگمش به جهان برون رفت. اما کسی را که در برابر بازوان او یارای ایستادن داشته باشد نیافت، تا به اروک بازگشت. اما مردان اروک در خانه خود زمزمه کردند:« گیلگمش ناقوس خطر را برای سرگرمی خویش می…

داستان گیلگمش بخش۲ : سفر جنگل

بخش دوم داستان باستانی گیلگمش : اِن لیل کوهستان، پدر خدایان سرنوشت گیلگمش را تعیین کرده بود. از این رو گیلگمش خوابی دید و انکیدو گفت:« معنای خواب این است: پدر خدایان به تو فرمانروایی داده است و تقدیر این است. زندگی جاوید تقدیر تو…

داستان گیلگمش بخش۳ : ایشتر و گیلگمش و مرگ انکیدو

بخش دوم داستان باستانی گیلگمش : گیلگمش طره های بلند گیسوانش را شست و سلاح هایش را تمیز کرد. موهایش را از روی شانه ها به پشت افکند. لباسهای لکه دارش را بدور افکند و جامه نو به تن کرد، ردای شاهی خود را پوشید و آن را محکم به خود پیچید. وقتی…

داستان گیلگمش بخش۴ : جستجوی زندگی جاوید

بخش چهارم داستان باستانی گیلگمش : گیلگمش به تلخی برای دوستش انکیدو گریست. چون یک شکارچی آواره بیابان شده در دشتها خروشید و با آزردگی گفت:« چگونه می توانم بیارامم، چگونه می توانم در آرامش باشم. اندوه، در قلب من جای گرفته است. برادرم اکنون…