تاثیر قطر میلگرد در تناژ اسکلت

در مقاله قصد داریم به تاثیر انتخاب سایز میلگرد در کاهش تناژ میلگرد مصرفی سازه بپردازیم :

مقدمه :

در طراحی سازه بحث انتخاب سایز میلگرد در مقدار تناژ نهایی حائز اهمیت است. با انتخاب سایز میلگرد مناسب (با رعایت مقاومت کافی مدنظر مقاطع) در مقدار تناژ نهایی میلگرد می توان صرفه جویی کرد.

در مدل مطالعه شده، یک سازه ۷ طبقه در حالت های مختلف به شرح زیر مورد برسی قرار گرفته است :

حالت① میلگرد همه ستون ها و تیرها نمره ۲۰ می باشد.

حالت② میلگرد ستون ها و تیر ها نمره ۱۶ می باشد.

حالت③ میلگرد ستون های طبقات پایین نمره ۲۰ و طبقات بالا ۱۶ و تیر ها ۲۰ می باشد.

حالت④ میلگرد همه ستون ها نمره ۲۰ و تیر ها نمره ۲۰ و ۱۶ می باشد.

حالت⑤ میلگرد تیر و ستون های بالا ۱۶ و تیر و ستون های پایین نمره ۲۰ می باشد.

حالت⑥ میلگرد همه تیر ها نمره ۲۰ و ستون ها نمره ۲۰ و ۲۵ می باشد.

جدول انتخاب میلگردهای مختلف و تاثیر آن در وزن اسکلت

شکل ۱

در شکل بالا وزن میلگرد شامل تمامی میلگردهای طولی و عرضی می باشد.

نمودار انتخاب میلگردهای مختلف و تاثیر آن در وزن اسکلت

شکل ۲

نتیجه گیری :

  • از مقایسه نمودار های فوق می توان به این نتیجه رسید که استفاده از دو تیپ میلگرد ۲۰ در طبقات پایین و در طبقات بالا از ۱۶ (حالت ۵) می تواند کاهش زیادی در مقدار میلگرد مصرفی داشته باشد، علت این موضوع استفاده از آرماتور حداقل در ستون های بالا می باشد که میلگرد ۱۶ می تواند جایگزین میلگرد ۲۰ شود.
  • در ستون استفاده از کمترین تعداد میلگرد منجر به کاهش سنجاقی و کارایی بتن ریزی می شود. این موضوع به خصوص در قاب خمشی ویژه خیلی موثر می باشد.
  • مزیت استفاده از حالت ۵ این است که مشکلات اجرایی به مراتب کمتر از حالت های دیگر است و دارای صرفه اقتصادی است.
  • در بررسی ها متوجه شدیم اگر از میلگرد سایز کوچکتر برای میلگرد سراسری تیرها بهره ببریم و سایز تقویتی ها را بیشتر بگیریم از حالت برعکس این موضوع (سراسری سایز بزرگ و تقویتی سایز کوچک) به تناژ کمتری دست خواهیم یافت.
  • در اکثر پروژه ها، با فرض ثابت ماندن تناژ مصرفی میلگرد، کاهش قطر میلگرد، باعث افزایش تعداد میلگرد توسط آرماتوربند و صرف زمان و انرژی بیشتری خواهد شد که به صرفه نمی باشد.

جمع بندی :

یکی از راه حل های بهینه سازی بکارگیری تعدد میلگردها در سازه است. می توان سازه را بر حسب ارتفاع به سه بخش طبقات تحتانی، میانی و فوقانی بخش بندی کرد. سپس میلگردهای قطور در بخش تحتانی، میلگردهای متوسط در طبقات میانی و میلگردهای باریک در طبقات فوقانی استفاده گردند.

در بخش هایی که حداقل میلگرد نیاز است جهت کنترل تنش حرارتی از میلگردهای باریک و در المانهایی که مقاومت نیاز است از میلگردهای میانی و قطور استفاده کرد. برای مثال میلگردهای سراسری میلگرد باریک و میلگردهای تقویتی میلگردهای قطور النتخاب گردند. این موضوع در دال های سقف و فونداسیون مشهودتر است.

جهت راهکارهای بهینه سازی بیشتر می توانید به وبلاگ سایت سر بزنید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.