سوسياليستها و آنارشيستها در تاریخ چین

پس از كنفوسيوس، مدت دو قرن جدالهاي پرشور و بدعتهاي كفرآميز درگرفت.
مرداني مانند هوي تزه و كونگ سونلونگ كه لذات فلسفه را كشف كرده بودند، منطق را به بازي گرفتند و انبوهي پارادوكس (قضية شگرف)، كه در تنوع و دقت به پاي براهين زنون يوناني ميرسيدند، اختراع كردند. در همان سدههايي كه بنارس و آتن كانون فيلسوفان بودند، فيلسوفان چيني در شهر لويانگ، پايتخت چين، گرد آمدند و، با همان آزادگويي و آزاد انديشي كه آتن را مركز عقلي دنياي مديترانه گردانيد، به بحث و فحص پرداختند. سوفسطاييان، كه تسونگهنگكيا يعني «فيلسوفان گمراه» نام گرفته بودند، در پايتخت انبوه شدند تا به تعليم و ترويج فن اغواگري بپردازند. منسيوس، وارث جبة كنفوسيوس، و چوانگتزه، بزرگترين پيرولائوتزه، و شونتزه، منادي شر نخستين و موتي، پيامبر محبت جهاني، به لويانگ شتافتند.
منبع : تاریخ تمدن , جلد اول : مشرق زمین
نویسنده : ویل دورانت
نشر الکترونیکی سایت تاریخ ما