هنرها در یونان باستان
هنرها كاملترين جلوههاي تمدن يوناني هستند، ولي متاسفانه قليلي از آثار هنري باقي ماندهاند. در جريان رمان، بر ادبيات يوناني لطمات بسياري وارد شده است، اما اين لطمات، نسبت به صدماتي كه هنرهاي يوناني ديدهاند، بسيار ناچيزند. دو تنديس كهن يكي مجسمه مفرغي ارابه سوار دلفي و ديگري مجسمه مرمري هرمس، اثر پراكسيتلس براي ما ماندهاند، اما حتي يك معبد سالم موجود نيست. معابد نسبتا كهنه، مانند معبد زيباي تسئوم، به هيچ وجه نماي باستاني خود را حفظ نكردهاند. از پارچهها و مصنوعات چوبي و عاجي و اشياي طلا و نقره قديمي، كه همواره مورد توجه غارتگران بوده چيزي به ما نرسيده است. از اين رو، بر ماست كه، با تخته پارههاي موجود، كشتي هنر يوناني را بازسازي كنيم.
هنر يوناني با ساختن پيكر خدايان و تزيين معابد و نمايش شخصيتهاي ورزشي شروع شد. يونانيان قديم، همچون ساير ملل ابتدايي، در مرحلهاي از تكامل خود، مجسمههايي ساختند و به جاي موجود زنده در گور مردگان گذاشتند. همچنين به ساختن پيكرهاي انساني پرداختند. پيكرهاي نياكان را در خانهها نگاه ميداشتند و پيكرهاي زندگان را به معبدها هديه ميكردند تا بدين وسيله از حمايت خدايان برخوردار شوند. دينهاي قديم كرت و موكناي مبهم و آشفته و وحشتناك بودند و از اين رو با هنرهاي زيبا پيوندي نداشتند. ولي خدايان انساني اولمپ، و معابد زميني آنها، سبب شدند كه پيكرتراشي و معماري و صدها هنر ديگر رواج يابد. ميتوان گفت كه هيچ ديني، جز مسيحيت كاتوليك، به قدر آيين يونانيان در ادب و هنر تاثير ننهاده است. تقريبا هر كتاب يا مجسمه يا ساختمان يا گلداني كه از يونان قديم به ما رسيده است، از جهتي صبغه ديني دارد.
اما تنها الهام ديني موجد هنر گرانمايه يوناني نشد. بر اثر تماسهاي فرهنگي و پيشرفت صنايع يدي، مهارت فني در يونان بسيار ترقي كرد و به تكامل هنرهاي گوناگون انجاميد. آثار هنري نزد يونانيان در شمار كالاهاي صنعتي بود، و هنرمندان به طور طبيعي از ميان كارگران و صنعتگران به وجود ميآمدند. هنر يوناني بر زيبايي، مخصوصا زيبايي انساني، تاكيد ميورزيد. پيكرسازان با رموز ساختمان بدن آشنا بودند و تناسب اندامهاي سالم و نيرومند و زيبا را مورد اعتنا قرار ميدادند و ميكوشيدند كه، با زحمات توانفرسا، زيبايي زنده را صورتي پايدار بخشند. زنان اسپارتي در اطاق خواب خود مجسمههاي آپولون، ناركيسوس، هواكينتوس، و ساير خدايان زيباروي را ميگذاشتند، به اميد آنكه فرزندان خوش سيما بزايند.
كوپسلوس در قرن هفتم مسابقه زيبايي براي زنان ترتيب داد، و بنابر گفته آتنايوس، اين مسابقات تا پيدايش مسيحيت مرتبا به طور ادواري تشكيل ميشد. تئوفراستوس ميگويد كه در برخي از نواحي، ميان زنان مسابقه حسن رفتار برقرار ميشد، و نيز در جاهايي مانند تندوس و لسبوس، مسابقه زيبايي.