آفرينش در آيين هندو به روايت منوسمرتى
اشاره[1]
تكثّر و تنوّع متون مقدّس و اصلى هندو فراوان است و تقریباً در بیشتر آنها مسئله آفرینش طرح شده است. این نوشتار بر آن است تا آفرینش در آیین هندو را از منظر «منوسمرتى»، كه یكى از منابع اصلى آیین هندوست، ارائه دهد.
كتاب طرحى كامل از آفرینش، ترتّب و ترتیب آفرینش موجودات، نقش هر یك در آفرینش و ربط و نسبت هر یك از آنها را با وجود قائم بذات و دیگر موجودات ارائه مى دهد. این طرح نمودار درخت وارونه اى است كه ریشه و تنه درخت در بالا و شاخه هاى آن به سمت پایین اند، چرا كه ریشه اصلى از دلِ خود، شاخه و شاخه هاى فرعى بیرون مى دهد، و آنها هم هر یك به نوبه خود چنین مى كنند; این حركت نوعى تنزل است یعنى آن ذات مطلق خود را در برهما فرومى كاهد و او را مأمور امر آفرینش مى كند، از این رو پس از انهدام هر دوره بازسازى و آفرینش مجدّد از برهما و به دست او آغاز مى شود.
نویسنده : محمدصادق ابوطالبى
مقدمه
در یك تقسیم بندى كلى متون هندویى را به دو بخش تقسیم كرده اند: 1. شروتى[3]ها، به معناى به یادآمده، متون غیرالهامى یا سُنت.
وده[12] در شمار متون سمرتى قرار مى گیرند.
شاستره عنوانى است كلى كه بر قواعد و احكام یا مجموعه قوانین پس از دوره وده اطلاق مى شود.[15]را نام برد.
هر چند منوسمرتى از جمله قانون نامه هاست و در نگاه نخست كتابى فقهى ـ حقوقى به نظر مى آید اما جاى جاى كتاب از نكات اخلاقى و حكمى پُر است و حتى بخش اعظم فصل اول از فصول دوازده گانه كتاب، به مبحث آفرینش اختصاص یافته كه در این نوشتار قسمت هایى از آن ترجمه و در اختیار قرار گرفته است; متن اصلى كتاب به زبان سنسكریت است و تاكنون چندین ترجمه انگلیسى از آن منتشر شده است.
یكى از ترجمه هاى انگلیسى این اثر در مجموعه گرانسنگ متون مقدس شرق[18] آمده است. ترجمه حاضر از روى این نسخه بوده و البته در موارد متعدد و به ویژه مواردى كه احتیاج به دقت نظر بیشتر داشته، به ترجمه هاى دیگر از جمله “The Ordinances of Manu” و تفسیر ده جلدى معتبر و مهم مدهاتیتهى به نام tithi”¦”Manu Smrti with the Manubhasya of Medha و نیز در مواردى به ترجمه عربى كتاب به نام منوسمرتى كتاب الهندوس المقدس ترجمه احسان حقى مراجعه كرده و بهره برده ام.
ذكر این نكته ضرورى است كه متون مقدس و اصلى آیین هندو نیز همانند دیگر عناصر و مؤلفه ها و نیز مذاهب آن بسیار متنوّع و متكثّر است. مبحث آفرینش نیز روایتى واحد و یگانه ندارد و به حسب متون مختلف و اندیشه هاى طرح شده در آنها متفاوت است، چنان كه ریگوده آفرینش عالَم را به سه صورت تصویر مى كند.
1. همچون سازه اى از چوب كه نجارى الوهى و اسطوره اى، تْوَشْتَر[20] سر هم مى كند;
2. همچون تناسل و توالد كه در آن چیزى از چیز دیگر زاده مى شود، در این نظریه ویشوه كرمه[21] به مثابه پدر همه موجودات مطرح است;
3. به مثابه قربانى جهانى كه از اجزاى آن، اجزاى جهان ساخته مى شود; البته ریگوده این سه را با هم جمع مى كند و از جمع دو یا سه روایت از آفرینش در كنار هم، احساس ناسازگارى نمى كند.[22]
در اندیشه اوپه نیشدى، برهمنْ جوهر هستى است كه جهان را از خود پدید مى آورد، او هم علّت فاعلى عالم و هم علّت مادى آن است. و در آموزه هاى گى تا[24] به مثابه زهدانى است كه خدا همچون پدر كیهانى تخمه موجودات را در آن مى نهد تا به صورت هاى مختلف درآیند.
گویا منوسمرتى در پى جمع میان این روایت هاست و مسئله را به گونه اى طرح كرده و به پیش مى برد كه نه تنها با روایت هاى متون دیگر تعارض ندارد، بلكه با چینشى واضح و شفاف تا حدودى هر یك از روایت ها را تبیین مى كند; بر ماست تا هر بخش از روایت منوسمرتى را با یكى از روایت ها تطبیق دهیم. به نظر نگارنده مى توان تمام روایت هاى آفرینش هندو را در منوسمرتى و در كنار هم یافت، امید آنكه این تحقیق در آینده تحقق پذیرد.
مطالب داخل پرانتز ( ) افزوده هاى مترجم انگلیسى به متن و مطالب داخل كروشه [_] افزوده هاى مترجم فارسى به متن مى باشد، و سخن آخر اینكه متن به صورت فقرات پشت سر هم آمده و عنوان گذارى از سوى راقم این سطور انجام شده است.
فصل اول: آفرینش
]پرسش فرزانگان[
1. فرزانگان بزرگ به مَنو[25] كه با خاطرى جمع نشسته بود، تقرب یافتند، و او را نیایشى سزاوار كرده، چنین گفتند:
2. اى یگانه الاهى! لطف فرما دقیق و به شیوه اى مناسب، قوانین دینى هر یك از طبقات (چهارگانه اصلى، ورنه[27] را بر ما بنما.
3. زیرا خدایا! تنها تویى آگاه ترین به مقصود، (یعنى) آن آیین ها و معرفت نفس كه در قالب این احكام كامل مربوط به وجود قائم به ذات[29] آموزش داده شده)، و ناشناختنى و دست نایافتنى است.
]پاسخ مَنو[
4. او كه قدرتش را حدّ و اندازه نیست، چون این گونه از سوى بزرگ فرزانگان عالى جاه موردپرسش قرارگرفت، آنان را به شایستگى حرمت نهاد وپاسخ فرمود، «گوش فرا دهید!»
]منشأ عالم[
5. این (عالم) به هیئت سیاهى، غیر قابل رؤیت، فاقد نشانه هاى خاص، دست نایافتنى با عقل، ناشناختنى، گویى مستغرق در خواب عمیق بود.
6. آنگاه وجود قائم به ذات الاهى (سْوَیَمْبْهوو كه خود)نامحسوس ]است[، امّا (همه) اینها، عناصر اصلى و بقیه، را محسوس مى سازد با قدرت (خلاّق) و مقاومت ناپذیر ظاهر گشت، ]و[ آن سیاهى را زدود.
7. اوكه (تنها) بااندام درون مى توانش درك كرد، اوكه لطیفْ غیرقابل تشخیص وازلى است، اوكه درك ناشدنى و دربرگیرنده همه مخلوقات است، ]به [(اراده) خویش جلوه كرد.
]آفرینش آب[
8. او كه میل داشت انواع مختلف موجودات را از جسم خود بیافریند، در ابتدا با یك تأمل، آب را آفرید و تخم خود را درون آن جاى داد.
]زایش برهما[
9. آن (تخم) تخمى طلایى شد، به لحاظ درخشندگى بسان خورشید; خود او در مقام برهما،[30] پدر و بنیان گذار كلِّ عالم، از آن (تخم) زاده شد.
10. آب ها را ناراه[34] نامیده اند.
]ماهیت برهما[
11. از آن علّت (نخست)، كه غیر قابل تشخیص، ابدى و واقع و ناواقع است، آن شخص (پوروشه)[35] متولد شد كه در این جهان به برهما مشهور است.
12. آن شخص الوهى،[36] یك سال تمام بر روى آن تخم خوابید، آنگاه خودِ او (تنها) با قوه مفكّره خویش آن ]تخم[ را به دو نیم تقسیم كرد.
]آفرینش آسمان و زمین[
13. و او از آن دو نیمه، آسمان و زمین را شكل داد ]و[ در بین آنها عالم میانى، ]یعنى [جهات هشتگانه افق، و جایگاه ابدى آب ها را ]قرار داد[.
]آفرینش جهان از تنزلات مَهَت[[37]
14. او همچنین از خویشتن خویش (آتمنه[38]) عقل را بیرون كشید كه هم واقع و هم ناواقع است، وبه همین صورت ازعقل انانیّت را كه كاركردخود ـ آگاهى دارد (و) متفرعن (است).
]آفرینش خدایان[
15. به علاوه آن یگانه اعظم، نفس و همه (مخلوقات) پوشیده به كیفیات سه گانه و پنج اندامى را كه شناسه هاى حسى را درك مى كنند، با نظم ]خاص [خودشان ]بیرون كشید[.
16. او پس از چسباندن اجزاى بسیار كوچك، حتى آن شش كه قدرت لایتناهى دارند به اجزاى خود، همه موجودات را آفرید.
17. به دلیل اینكه آن شش (نوع) اجزاى بسیار كوچك، كه كالبد (مخلوقات) را شكل مى دهند، وارد (آ ـ شرى[40] (جسم) مى نامند.
18. آن عناصر مهم همراه با كاركردشان وارد مى شوند و عقل به واسطه خود از كالبد همه موجودات ]و[ آن یگانه فناناپذیر جدا مى شود.
19. و این (جهان) از اجزاى جسمانى بسیار كوچكِ این هفت پوروشه بسیار نیرومند بیرون جهید، فانى از جاودانه.
20. در میان آنها هر (عنصر) بعدى، ویژگى عنصر قبلى را به دست مى آورد، و (در این زنجیره) هر یك از آنها جایگاهى اشغال مى كنند، حتى گفته اند صفات بسیار زیادى را دارا خواهند بود.[41]
21. اما در آغازْ او نام ها، اعمال و احوالى را بر طبق كلمات وده، براى همه (موجودات مخلوق) تعیین كرد.
22. او، خداوند، همچنین طبقه خدایان ـ آنان كه از نعمت حیات برخوردارند و سرشتشان فعّال است ـ را آفرید; و ]نیز[ طبقه نامحسوس سادهیه ها[42] و قربانى ابدى را.
]آفرینش وده ها[
23. امّا او براى اجراى صحیح قربانى از آتش،[47] را بیرون كشید.
24. زمان و تقسیم بندى هاى آن، ماه هاى قمرى و افلاك، رودها، اقیانوس ها، كوه ها، دشت ها، زمین ناهموار،
25. زهدپیشگى، قوه ناطقه، رضا، میل و غضب ]و[ تمام این مخلوقات را او به همین صورت آفرید، چون علاقه مند بود به این موجودات هستى بخشد.
]تمایز میان فضیلت و رذیلت[
26. بعلاوه، براى تمایز میان اعمال، او شایستگى را از ناشایستگى جدا ساخت و باعث شد مخلوقات به جفت ها(ى متضاد) نظیر تألّم و رضا مبتلا باشند.
27. و با اجزاى بسیار كوچك فانى از پنج (عنصر) كه ذكر شد، كل این (جهان) به ترتیبى خاص شكل مى گیرد.
28. اما خداوند در آغاز براى هر (نوع موجود) روشى را معین كرد، در آفرینش هاى بعدى تنها همان روش به طور ناخواسته برگزیده شده است.
29. هر آنچه را در آفرینش (نخست) به هر یك از موجودات تخصیص داد ]اعم از [ضرر یا فایده، مهربانى یا بى رحمى، فضیلت یا گناه، صدق یا كذب، آنها پس از ]آفرینش [ناخواسته ]نیز[ به آن ]موجودات[ چسبیدند.
30. همان گونه كه در تغییر فصول سال، هر فصل پذیراى علائم خاص خود است، موجودات مادى هم (در زندگى جدید)، مسیر اعمال معین خود را (از سر مى گیرند).
]آفرینش طبقه براهمنه ها و دیگر طبقات[
31. و براى پیشرفت عوالم، او براهمنه ها، كشتریه ها، ویشیه ها و شوودره ها را از دهان، بازوان، ران ها و پاهاى خود آفرید.
]آفرینش مذكر و مونث[
32. با تقسیم بدن خود، خداوندْ نیم مذكر ونیم مونث شد; او باآن (مونث) ویراج[48] را آفرید.
]آفرینش مَنو[
33. و اى مقدّس ترین در میان دوبار زاده شدگان![50] آفریدگار كلّ این (جهان)ام كه آن ویراج مذكر با اجراى ریاضت، خودش ]مرا [آفرید.
]آفرینش فرزانگان[
34. پس من، در حالى كه شوق آفرینش موجودات را داشتم، ریاضت هاى بسیار شاق به جا آوردم، و (با این كار) ده فرزانه عالى جاه، خدایان موجودات مخلوق را آفریدم،
35. مَرى كى،[60]
36. آنان هفت مَنوى دیگر را كه داراى هوش و ذكاوت بسیار بودند، خدایان و طبقات خدایان و فرزانگان عالى جاه داراى قدرت بى حدوحصر، آفریدند،
]آفرینش موجودات نیمه الوهى[
37. یَكشه[69]ها و طبقات متعدد ارواح، ]را آفریدند[،
]آفرینش ابرها و غیره[
38. آذرخش، رعد و برق و ابرها، رنگین كمان هاى ناقص (رُهیته)[70] و كامل، شهاب ها، صداهاى فوقِ طبیعى، ستارگان دنباله دار، و انواع گوناگون نورهاى آسمانى ]را آفریدند[،
]آفرینش پرندگان و حیوانات[
39. (اسب سانان) كینَّره[71]ها، میمون ها، ماهیان، انواع گوناگون پرندگان، گاو، گوزن، انسان، و حیوانات گوشت خوارِ داراى دو ردیف دندان ]را آفریدند[،
]آفرینش حشرات، خزندگان و جمادات[
40. كرم ها و سوسك هاى بزرگ و كوچك، پروانه ها، شپش ها، مگس ها، حشرات، جمیع حشرات گزنده و نیش زننده، و انواع مختلف اشیاى ثابت ]را آفریدند[،
41. بدین سان كلِّ این (موجودات)، ثابت و غیرثابت، به دست آن افراد عالى جاه از طریق ریاضت و به فرمان من، ]و[ (هر موجود) بر اساس (نتایج) اعمال خود، آفریده شد.
42. و هر عمل مقرّر (مربوط) به (هر یك از) مخلوقات روى زمین، و نیز شیوه تولّدشان را دقیقاً به شما اعلام مى كنم.
]آفرینش بچه زایان، تخم گذاران، و گیاهان[
43. گاو، گوزن، حیوانات گوشتخوار داراى دو ردیف دندان، راكشسهها، پیشاكهها، و انسان از رحم، زاده مى شوند.
44. پرندگان، مارها، سوسمارها، ماهیان، لاك پشت ها، نیز (حیوانات) آبزى و خاكزىِ مشابه، از تخم تولّد مى یابند.
45. حشرات گزنده و نیش زننده، شپش ها، مگس ها، حشرات و همه (موجودات) دیگر از این دست كه در گرما تولیدمثل مى كنند، از رطوبت شدید بیرون مى جهند.
46. تمام گیاهان از طریق بذر یا قلمه تكثیر مى شوند، ]و[ از جوانه رشد مى كنند; گیاهان یك ساله (آنهایى هستند) كه گل و میوه بسیار مى دهند، ]و [پس از رسیدن میوه شان نابود مى شوند;
]گونه هاى مختلف گیاهان[
47. (آن درختانى) كه بدون گل میوه مى دهند وَنَس پَتى،[73] خوانده مى شوند.
48. و گیاهان گوناگون با ساقه هاى بسیار، از یك یا چند ریشه رشد مى كنند، ]و [گونه هاى مختلف علف، گیاهان بالارونده و خزنده همگى از بذر یا از جوانه سربرمى آورند.
49. این (گیاهان) كه تَمس[74] متعددالشكل، نتیجه اعمالشان (در زندگى هاى قبلى)، آنها را احاطه كرده است، داراى آگاهى درونى و تجربه لذّت و درد هستند.
50. اوضاع (گیاهان) در این چرخه همواره ترسناك و دائم التغییر زندگى و مرگ كه موجودات آفریده شده در معرضِ آن اند، ]این چنین[ توضیح داده مى شود كه آغاز آن با (آغاز) برهماست و پایان آن با (پایان) این (موجودات غیرمتحركى كه اخیراً ذكر شد).
]غیب شدن برهما[
51. وقتى او كه قدرتش درك ناشدنى است، بدان سان جهان را و مرا آفرید، در حالى كه به طور مكرر یك دوره را به وسیله دوره دیگر فرو مى خورد، در خود غیب شد.
52. وقتى كه آن یگانه الوهى برخیزد آنگاه این عالم به حركت در مى آید; وقتى كه او به آرامى مى آرمد آنگاه این عالم به خواب فرو مى رود.
53. و وقتى كه او در خواب آرام است، موجودات مادى كه سرشتشان فعل است از اعمال خویش دست مى كشند و نفس بى عمل مى شود.
]انحلال عظیم[
54. وقتى آنان همه به یكباره در آن نفس كبیر منحل شوند، آنگاه او كه نفس همه موجودات است، فارغ از هر دغدغه و مشغله اى به آرامى به خواب مى رود.[75]
]خروج روح فردى[
55. وقتى كه این (روح) وارد ظلمت شده است،[76] براى مدت زمانى طولانى با اندام هاى (حسى) متحد مى ماند، امّا كاركرد خود را به اجرا نمى گذارد; سپس كالبد جسمانى را ترك مى كند.
]تناسخ روح فردى[
56. آن ]روح[ در حالى كه (فقط) با اجزاى بسیار جزئى پوشیده است، وارد بذر سبزى یا تخم حیوان مى شود،آنگاه متحد(باجسمى نیك)،كالبدجسمانى(جدید)ى به خودمى گیرد.[77]
]آفرینش امور با بیدار و خواب برهما[
57. بدین سان او، یگانه زوال ناپذیر، با بیدارى و خواب (متناوب) ]خود[، پیوسته كلّ این (مخلوقات) متحرك و ثابت[79]
]منشأ قانون[
58. و او چون این قانون نامه هاى (قانون قدسى[81]، در آغاز تنها به من آموخت; سپس من (آنها را) به مَرى كى و دیگر فرزانگان (آموختم).
]توصیه به آموزش از بْهریگو[
59. این بْهریگو این قانون نامه ها را كاملاً براى تو قرائت مى كند; زیرا آن فرزانه، كلیّت آن ]قانون [را از من آموخت.
]آغاز سخن بْهریگو[
60. سپس بْهریگو آن فرزانه بزرگ، چون مَنو آنسان بدو خطاب كرد،[83]
]مَنْوَنْتَره و هفت منو[
61. شش عالى جاه دیگر، منوهاى بسیار قدرتمند، به نسل این منو، زاده آن قائم بذات (سِوَیَمبْهو) كه به طور مكرر موجودات خلق شده را آفریده است، تعلق دارند،
62. (آنان عبارت اند از:) سِوارُكیشه،[89]
63. سوایَمبهووَه[90] كه در میان این هفت منوى جلیلْ نخستین آنان است، كلّ این (مخلوقات) متحرك و غیرمتحرك را آفرید، و در طى دوره اى (كه به او اختصاص دارد) آنها را محافظت كرد.
]فقرات 64 تا 74 به مبحث ادوار جهانى و نام گذارى دوره هاى جهان اختصاص دارد، لذا ارتباط مستقیم با آفرینش ندارد و در اینجا نیامده است[.
]برهما عقل را مى آفریند و آن را در آفرینش به كار مى برد[
74. در پایان آن روز و شب، او كه خواب بود برمى خیزد و پس از بیدارى، عقل[91] را كه هم واقع و هم ناواقع است، مى آفریند.
]گرایش عقل به آفرینش و آفرینش اتر[
75. عقل كه به واسطه شوق برهما وادار به آفرینش شده بود، از طریق تغییر خویش به عمل آفرینش دست زد و از اینجا اتر[93]
]آفرینش باد[
76. و با تغییر خود، از اترْ باد نیرومند، پاك، ناقل تمام رایحه ها را بیرون مى ریزد; آن را داراى صفت لامسه مى دانند.
]آفرینش نور[
77. پس با تغییر خود، از بادْ نور درخشان منبعث مى شود كه پرتو مى افكند و تاریكى را مى زداید; آن را داراى صفت رنگ اعلام مى كنند.
]آفرینش آب[
78. و با تغییر خود، از نورْ آب (به وجود مى آید) كه داراى صفت طعم است، از آبْ زمین كه صفت بویایى دارد. در آغاز آفرینش چنین است.
]مَنْوَنتره[
79. دوره پیش گفته خدایان،(یا) دوازده هزار (سالِ آنان)، كه در هفتاد و یك ضرب مى شد (دوره اى را مى سازند كه) در اینجا دوره یك مَنو (مَنونَتره[94])نامیده مى شود.
]منَونتره ها بى شمارند[
80. منونَتره ها، ]یعنى[ آفرینش ها و انهدام هاى (این جهان) بى شمارند; به عبارتى برهما بارها و بارها این عمل را تكرار مى كند.
كتاب نامه
_. Sacred Books of The East, The Laws of Manu, tr. by Bدhler, Georg, ed by Mدller, Max, Curzon Press, 2001.
_. The Ordinances of Manu, tr. by Hopkins, Munshiram Manoharlal, New Delhi, 1995.
_. Manusmrti: with the “Manubha¦s¨ya of Medha¦tithi”, Motilal Banarsida¦ss, Delhi, 1999.
_. A Dictionary of Hinduism, Stutley, Margaret and Stutley, James, Routledge & K. Paul, 1985.
_. The Cosmology of the Regveda, Cosmo Publications, 1999.
_. A Sanskit – English Dictionary, Monier – Williams, Oxford, 1998.
[1] مشخصات كتاب شناختى این اثر از این قرار است:
The Laws of Manu in “Sacred Books of the East”, tr. by Bدhler, Georg, ed by Mدller, Max, Curzon, 2001.
[2]. S¨ruti
[3]. Smrti
[4]. Veda
[5]. Upanis¨ad
[6]. Bra¦hmana
[7]. A¦ranyaka
[8]. S¨a¦stra
[9]. Su¦tra
[10]. Puraha
[11]. Maha¦bha¦rata
[12]. Ra¦ma¦ya¦na
[13]. A Dictionary of Hinduism, Margaret and James Stutley.
[14]. Dharmas¨astra
[15]. The Laws of Manu
[16]. Sacred Books of the East
[17]. Max Mu«ller
[18]. Bu«hler
[19]. Tvas¤tar
[20]. Rbhus
[21]. Vis¤vakarma
[22]. Wallis H. W., The Cosmology of the Rig Veda, Cosmo Publications, India, 1999.
[23]. Gi¦ta¦
[24]. Prakriti
[25]. Manu.
[26]. Varna
[27]. منظور از طبقات میانى طبقات ممزوج است یعنى كسانى كه به واسطه تعلق پدر به یك طبقه و مادر به طبقه دیگر، مى توان آنها را از دو طبقه دانست. بحث طبقات ممزوج (mixed Castes) در فصل دهم كتاب به تفصیل آمده است.
[28]. Self-existent
[29]. Svayambhu¥
[30]. با توجه به محتواى متن كه او را خالق مى داند، عنوان برهما (Brhma¦) صحیح است. مترجم انگلیسى در جاى جاى ترجمه از واژه برهمن (Brhman)كه در اصطلاح هندویى اشاره به ذات مطلق دارد استفاده كرده است. ترجمه هاى دیگر واژه برهما را به كار برده اند و ما نیز از این پس برهما را به كار مى بریم مگر اینكه محتواى متن نشان دهنده عنوان برهمن باشد.
[31]. Na¦ra¦h
[32]. Nara به معناى مرد، نرینه.
[33]. ayana
[34]. Na¦ra¦yana; اشاره دارد به فقره نهم همین فصل.
[35]. purus¨a، در انگلیسى معادل هایى نظیر male، man،mankind براى پوروشه به كار مى برند، به نظر مى رسد در اینجا معادل فارسىِ شخص، مناسب ترین باشد زیرا ناظر به شخصى بودن اوست.
[36]. منظور برهماست.
[37]. Mahat
[38]. A¦tmana
[39]. A¦ – S¨ri
[40]. S¨arira
[41]. این عبارت اشاره دارد به این آموزه كه عنصر نخست، اتر، تنها یك صفت دارد آن هم صوت; دومین عنصر، باد، دو صفت دارد صوت و لمس پذیرى; سومین عنصر، آتش یا نور، سه صفت دارد، الى آخر.
[42]. Sa¥dhya، طبقه وجودهاى آسمانى نیمه الوهى .(A Dictionary of Hinduism)
[43]. Agni، اگنى در سنسكریت به معناى آتش است و طبق بند فوق یكى از وجودهاى نیمه الوهى است. مترجم كتاب واژه fireرا به جاى Agniآورده است امّا در برخى ترجمه ها اگنى آمده است.
[44]. مترجم انگلیسى واژه wind را معادل Va¥yu (وایو)ى سنسكریت كه به معناى باد است و در سنّت هندویى یكى از وجودهاى نیمه الوهى است، قرار داده است.
[45]. مترجم انگلیسى معادل sun را براى Ravi (رَوى) برگزیده است; رَوى در سنسكریت به معناى جنبه یا صورتى خاص از خورشید است، گاه به معناى مطلق خورشید یا خداى ـ خورشید نیز مى آید. (Sanskrit-English Dictionary)
[46]. Veda، آوانویسى صحیح این واژه «وده» است كه در ترجمه هاى فارسى بیشتر آن را ودا آوانویسى مى كند.
[47]. Rik،Yagus،Saman; همان ریگ (= رگ)، یجور و سامه وده هستند.
[48]. Vira¦g، ترجمه هاى دیگر آن را Vira¦jضبط كرده اند.
[49]. Twice-born (دوبار زاده شدگان) در سنّت هندویى به سه طبقه نخست از طبقات چهارگانه اطلاق مى شود و مقدّس ترین و برترین در میان آن سه براهمنه ها هستند.
[50]. منظور مَنو(Manu) است.
[51]. Mari¦ki; ضبط دیگر آن Mari¦ci (مَرى چى) مى باشد، مرى چى در متون ودایى به معناى جزئى از نور آمده است و در متون غیر ودایى به نام پَرجاپَتى (parja¥pati) است كه او را یكى از گونه هاى زیر مى انگارند:
ـ پسر سوَیَمبهو (برهما);
ـ یكى از هفت رشى (r¤si) بزرگ;
ـ نخستین پرجاپتى از ده پرجاپتى یا مخلوقات رده دوم;
ـ و پدر كشیپه (kas¨yapa);
در این متن مراد گونه سوم است.
[52]. Atri
[53]. Angiras
[54]. Pulastya
[55]. Pulaha
[56]. Kratu
[57]. Praketas
[58]. Vasistha
[59]. Bhrigu، در متون ودایى او را پسر ورونه، یا ایندره، یا پرجاپتى مى دانند. (A Dictionary of Hinduism)
[60]. Na¦rada
[61]. Yaks¨a
[62]. Kubera
[63]. Ra¦ks¨asa
[64]. Pis¨a¦ka
[65]. Gandharava
[66]. Asura
[67]. Na¦ga
[68]. Sarpa
[69]. Suparna
[70]. Rohita
[71]. Kinnara
[72]. Vanaspati
[73]. Vriks¨a
[74]. tamas، یكى از گونه هاى سه گانه; در فرضیه گونه [guna]هاى سه گانه عالم ماده، سَتوه[sattva] كیفیت روشنایى، رَجَس [rajas]كیفیت حركت و فعالیت، تَمس كیفیت تاریكى است; لذا مترجم در ترجمه انگلیسى از تعبیر Darknes استفاده كرده است.
[75]. در مورد این فقره به لحاظ محتوا و مفهوم، تفاسیر و برداشت هاى متفاوتى شده است. كه مجال ذكر آنها در اینجا نیست، امّا به لحاظ ساختارعبارت، مفسرشهیرمدهاتیتى مى گوید: باید جاى جمله پایه و پیرو را عوض كرد كه دراین صورت با قسمت اخیر فقره پنجاه و دو نیز سازگارى دارد (مدهاتیتى ج 3 ص 96)، براساس این نظریه ترجمه بند چنین مى باشد: آنگاه او كه نفس همه موجودات است فارغ از هر مسئولیت و مشغولیت به آرامى مى آرمد، آنان به یكباره در آن نفس بزرگ مستغرق مى شوند.
[76]. این فقره اتفاقاتى را كه براى روح فردى ]شخصى[ (Individual) پس از مواجهه با مرگ رخ مى دهد، بیان مى كند.
[77]. روح پس از مرگ بدن مادى و مفارقت از آن كه در فقره پنجاه و پنج بیان شد، در حالى كه مجموعه عوامل هشتگانه اولیه تشكیل دهنده بدن آن را احاطه كرده اند، وارد بذر یك نبات یا نطفه یك حیوان مى شود و كالبد جسمانى جدیدى متناسب با آن عناصر هشتگانه شكل مى یابد. اویدیا(avidya¦)، بودهى (Buddhi)، كرمه(Karma)، بهووته(bhu¥ta)، ایندْریه (Indriya)، مَنَس(manas)،واسَنا(Va¦sana¦)، و وایو (Va¥yu) هشت عنصر مذكور هستند.
[78]. منظور از مخلوقات متحرك جانوران و مراد از مخلوقات ثابت، نباتات است. (مدهاتیتهى ج 3، ص 101)
[79]. این فقره جمع بندى فقرات پیشین است.
[80]. مترجم به جاى دهرمه (dharma) معادل قانون قدسى (sacred law) را نهاده است، در ترجمه هاى دیگر دهرمه آمده است.
[81]. با دقت و از روى توجه.
[82]. در واقع این عبارت اشاره دارد به فقره پنجاه و نه و منظور این است «چون مَنو به فرزانگان گفت من قانون را به بهریگو آموخته ام و او نیز تمام آن را براى تو مى خواند»، سپس بْهریگو نیز با خرسندى وظیفه خود را كه همانا قرائت قانون است، آغاز كرد.
[83]. این فقره پایان بخش مقدماتى است كه خاستگاه حقیقى این قانون را بیان مى كند و از این پس متن اصلى رساله از زبان بْهریگو و در پاسخ به پرسش فرزانگان (بندهاى 1 تا 3) خواهد آمد. (مدهاتیتهى، ج 3 ص 14)
[84]. Sva¦rokis¨a
[85]. Auttami
[86]. Ta¦masa
[87]. Raivata
[88]. Ka¦ks¨us¨a
[89]. Vivasvat
[90]. Sva¦yambhuva
[91]. Mind، مترجم این واژه را معادل واژه مَنَس (manas) سنسكریت كه به معناى قوه عاقله و دانستگى است نهاده است.
[92]. ether، مترجم اینواژه را معادلواژه آكاشه (a¥ka¦s¤a) سنسكریت به كاربرده است; درتوضیح آكاشه آورده اند: فراگیر درهمه، فضا، تهى بودن، و گویند آكاشه لطیف ترین عنصر از عناصر پنجگانه و در راس آنها است. (A Dictionary of Hinduism)
[93]. از ظاهر عبارت چنین بر مى آید كه صوت كیفیتى جدا از اتر است كه بعداً از آن سخن خواهد گفت، لكن طبق ترجمه هاپكینز منظور این است كه این فضا همان چیزى است كه دانشمندان براى آن كیفیت صوت قایل هستند.
(The ordinances of Manu, pp.10-11)
[94]. Manvantrah.
نویسنده : محمدصادق ابوطالبى – کپی برداری با ذکر نام نویسنده و لینک به منبع بلامانع است