تاریخچه شب یلدا
بار دیگر یلدا با آبشار گیسوان سیاه و شال قرمز اناریاش ، میهمان دورههمی شبهای سرد خانوادههای ایرانی شده است و گرما را به خانهها هدیه کرده وصد البته نوید یک زمستان سرد و آبی دیگر را میدهد.
یلدا میآید تا هق هق خداحافظی پاییز در صدای خندهی کودکان محو شود. یلدا میآید تا با سخاوت خویش، کوتاهی روز را جبران کند. یلدا خبر از طلوع خورشیدی را میدهد که فردا روز ، دمی بیشتر بر تن سرد و یخ زده زمین میتابد.
یلدا ، چشمان چروکیده و منتظر پیرزن تنها را تسلی میبخشد و میهمان تنهایی او میشود. یلدا دگر بار به درختان میگوید که از برگهایشان خداحافظی کنند و در فراموشی این جدایی ، زمستان را در خواب فرو روند تا در بهار جانی دوباره بگیرند .
یلدا به سان دنبالهی لباس عروس بر تن زمین کشیده میشود و تمام برگهای زرد افتاده بر زمین را جارو میکند و در عوض بلورهای برفی را بر زمین مینشاند.

تاریخچه شب یلدا
دیر زمانی است که مردمان سرزمین ایران و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان و در پایان فصل خزان مراسمی را جشن می گیرند که در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام میبرند که همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به علت دقت گاه شماری ایرانی و انطباق کامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذر و بامداد یکم دی است.
خورشید در حرکت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد که موجب کوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریکی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگربار بسوی شمال شرقی باز میگردد که نتیجه آن افزایش روشنایی روز و کاهش شب است. به عبارت دیگر، در ششماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانهروز خورشید اندکی پایینتر از محل پیشین خود در افق طلوع میکند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایینترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد.

از این روز به بعد، مسیر جابجاییهای طلوع خورشید معکوس شده و دوباره بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز میگردد. آغاز بازگشتن خورشید بسوی شمالشرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته میشد به طوری که آن را گرامی و فرخنده میداشتند.
کلمه یلدا به معنای ولادت و تولد است. در واقع منظور از کلمه یلدا تولد خورشید است. ابوریحان بیرونی از این جشن با نام میلاد اکبر نام برده و منظور از آن را میلاد خورشید دانسته است.
شب چله، شب یلدا، میلاد مهر، خورشید شکستناپذیر، یا هر آنچه آن را بنامید، آخرین شب پاییز و دیرپاترین شب سال است. ساکنان فلات ایران، از چندین هزار سال پیش این شب را گرامی داشتهاند. درحالیکه در هیچ دورهای از تاریخ ایران، هیچ حکومتی اصراری به گرامیداشت این شب نداشته است، اما همچنان ایرانیان این شب را پاس میدارند و در زنده نگهداشتن این آیین میکوشند. تداوم دیرگاه این جشن، سخن از کهنسالی و قدمت آن دارد.
در گذشته، آیینهایی در این هنگام برگزار میشده است که یکی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی که از لازمههای آن، حضور کهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراکیهای فراوان برای بیداری درازمدت که همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکردهاند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است. این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانههایی از آفریدگار بود، در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانههایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر میبرند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاهتر نشانهای از غلبهٔ تاریکی.
بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میتـرا (و بعدها با نام کیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه کارکرد خود را در تقویم میلادی که ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه میدهد. فرقههای گوناگون عیسوی، با تفاوتهایی، زادروز مسیح را در یکی از روزهای نزدیک به انقلاب زمستانی میدانند و همچنین جشن سال نو و کریسمس را همچون تقویم کهن سیستانی در همین هنگام برگزار میکنند.

امروزه میتوان تولد خورشید را آنگونه که پیشینیان ما به نظاره مینشستهاند، تماشا کرد. در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده که یکی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر کاشان است. پژوهشها نشان میدهد که این بنا بگونهای طراحی و ساخته شده است که میتوان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است که تولد خورشید بگونهای ملموس و قابل تماشا در آن دیده میشود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیکی روستای رباط سفید، نیز داراست که البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید میشود. هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر ه با حضور دوستداران باستانستارهشناسی ایرانی و دیگر علاقهمندان، در شهر نیاسر کاشان برگزار میشود.

.
رسوم رایج در شب یلدا
معمولاً در شب یلدا رسم بر این است که صاحبخانه، دیوان حافظ را به بزرگتر فامیل میدهد. سپس هر یک از میهمانان نیت کرده و بزرگِ مجلس، این جمله را میگوید و تفعلی به گنجینه حافظ میزند: «ای حافظِ شیرازی/ تو محرم هر رازی/ بر ما نظر اندازی/ قسم به قرآن مجیدی که در سینه داری…» یا هر چیزی شبیه به این.
جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آیندهگویی میکنند.
همه ای جهان را ما تمدن بردیم و ساخته ایم همه ای سرزمین های جهان استان ها و ایالت ها و فرمانداری ها و ساتراپی های ما هستند
همه ای نامهای جهان را ما به آنها دادیم همه اش پارسی کهن ایرانی از تمدن کهن جیرفت است سرخپوست ها ایرانی از تمدن آتلانتیس هستند که امروزه بومی آمریکا کانادا و استرالیا هستندکه بدست باندهای جهانی کشته میشوند که این راز آشکار نشود که این ها ایرانی هستند
ایران آریایی کهنسال سرزمین کشور زرخیز با گنجینه های بی پایان است نام کهن و گرانبها و مگدس و سپنتا ایران = ایر = بلندی ران = برکت پربار است ایران سرزمین بلند کوهستانی و سرسبز و پر برکت و پر بار است ایزد اهورا میترا همه چیز را به ایران داد زمانی که ایران بود هیچ کس در جهان نبود بجز بومی های 40 و 50 هزار ساله که آنها هم با کشتن همدیگر جایگزین یکدیگر میشدند ایران آریایی کهنسال کشور پاک باشکوه بزرگ والا و سپنتاست
جهان هیچ چیز از خودش ندارد همه را از تمدن کهنسال ایران آریایی دزدیده اند و به دروغ برای 1500 سال به خورد مردم جهان داده است که نکند آشکار و نمایان پدیدار و روشن بشود که همه ای تاریخ و تمدن از ایران است
تمدن کهن آتلانتیس از 15 هزار تا 12 هزار سال پیش در یک دوران 3 هزار ساله به زیر آب رفت تمدن کهن جیرفت پدیدار شد که همه ای ایرانی های آریایی جیرفتی هستند و از رگ و ریشه و خون و از یک نیاکان هستند با هم عموزاده هستند وانگهی پس از اینکه در تمدن کهن جیرفت آدم ها افزایش پیدا کرد ایرانی ها از آنجا بیرون آمده در ایران پخش شده شده و سپس تمدن کهن و فرهنگ آیین ها زبان گویش ها جشنها خوراک و پوشاک را به سرتاسر جهان برد که بربرها و بومی های 40 و 50 هزار ساله زندگی میکردند که وانگهی آنها با خون ایرانی آریایی کهنسال درآمیخته شدند و سرزمینهای دگر را ایرانی ها پدید آوردند
تاریخ و تمدن کهنسال از یکجا ایران آریایی کهن 15000 ساله آغاز شد از دو تمدن کهن ایرانی نخست تمدن کهن آتلانتیس که و سپس تمدن کهن جیرفت که هر دو آنها در پایین ایران بود نخستین کوچ از پایین ایران آغاز شد 15 هزار سال پیش
درود جهان گیتی همه برای ایران آریایی کهنسال با تمدن 15000 هزار ساله است که از پایین ایران آغاز میشود ایران اوسا رییس تاجدار و تاجگذار جهان است سرزمین های جهان را ما پدیدار کردیم اون سرزمین ها هیچ چیز از خودشان ندارند تهی و دروغی هستند تمدن کهن ایرانی از ایران به همه جهان رفت تا آنها را از بربریت و درنده خویی در بیاورد درباره جشن کهن یلدا که برای 7 هزار سال پیش دوران کهن ایران آریایی است شب زادروز آیین مهر است یلدا = یل = بزرگ پهلوان دا = بلند که دامن از آن بیرون میآید ایزد مهر نخستین دامن پوش شلیته پوش در جهان بود