تاریخ ما
گزیده‌ای از تاریخ و تمدن جهان باستان

سلسله ساسانیان و عشق

بخش اول :سلسله ساسانیان و عشق

آیا شگفت آور نیست که سلسلۀ ساسانی با بر سر کار آید، ادامه اش از باشد و پایانش با . شاهنامه که داستانی است چنین گواهی می دهد.

چشمۀ اوّل:

به روایت کتاب فردوسی ، ، آخرین اشکانی کنیزکی دارد به نام گلنار که آرام جان اوست. این دختر چنان زیباست که اردوان هر صبح که از خواب بر می خیزد، باید چشم به روی او بگشاید تا روز بر او فرّخ شود. دیدار او را به شگون می گیرد. در همین زمان، ، پسر بابک ساسانی، جوانکی است که به صورت تبعیدگونه یا گروگان در دربار اردوان به سر می برد. گلنار به این جوان دل می بندد، و سروسرّی عاشقانه میان این دو پدید می آید. اردوان اخترشناسان را فرا می خواند تا آیندۀ او را پیشگوئی کنند. آنان می گویند که بنده ای از درگاه او فرار خواهد کرد و پادشاهی را از دست او خواهد گرفت. کنیزک که محرم راز پادشاه است، این پیشگوئی را به گوش می رساند. می اندیشد که: این بنده چرا او نباشد؟ و آمادۀ فرار می گردد.

آنگاه به کنیزک پیشنهاد می کند که با او همراه شود، و او می پذیرد. کنیزک که گنجور پادشاه است و کلید خزانه را در دست دارد، درِ خزانه را می گشاید و زرها و گوهرها را برمی دارد، و شبانه، به همراه جوان بر دو اسب به سوی فارس روانه می شوند. روز بعد، اردوان چون از خواب بیدار می شود، بر خلاف رسم هر روزه، دختر را در برابر خود نمی بیند. سبب را می پرسد. جستجو می کنند و می بینند که او و ارد شیر راه فارس در پیش گرفته اند. اردوان بی درنگ به دنبال آنها می تازد، ولی بیهوده است. اردشیر از دسترس آنها خارج شده است. به قول سعدی: عشق بچربید بر فنون فضائل! اردشیر به فارس می رسد و کنیزک که تجسّم زیبائی و نیکبختی است به همراه اوست. در نبردی که میان اردشیر و اردوان درمی گیرد، پادشاه شکست می خورد و بدینگونه سلسلۀ ساسانی سربرمی آورد. در همین زمان، اردشیر، پسر بابک ساسانی، جوانکی است که به صورت تبعیدگونه یا گروگان در دربار اردوان به سر می برد. گلنار به این جوان دل می بندد، و سروسرّی عاشقانه میان این دو پدید می آید.

چشمۀ دوّم:

مطالب خواندنی:

اوگاریت

و آن مربوط به دوم ساسانی، معروف به «» است. موضوع باز می گردد به جنگ میان ایران و روم که از آغاز دورۀ پارتی تا پایان عصر ساسانی نزدیک نهصد سال به تناوب ادامه داشته است. خامی به خرج می دهد و می خواهد شخص خود در کسوت یک بازرگان به روم برود و نیروی جنگی رومیان را برآورد کند. در روم نیز برحسب اتّفاق یک فراری ایرانی در دربار قیصر است که شاه را باز می شناسد و آن را به گوش قیصر می رساند. بدیهی است که را دستگیر می کنند. قیصر دستور می دهد که او را در لای یک چرم خر بگذارند و بدوزند و آنگاه در یک سیاهچال بیندازند.

سلسله ساسانیان و عشق

سپس رومیان با دستگیری شاپور، چون کشور را بی سرپرست می بینند به ایران لشکر می کشند و قتل و غارت بسیار به بار می آورند. از حسن اتّفاق، این بار نیز نگهبان شاپور کنیزک زیباروئی است که اصل ایرانی دارد. این دختر دلبستۀ شاپور می شود و درصدد بر می آید که راهی برای رهائی او بیابد. چارۀ کار چنین اندیشیده می شود که هر روزه مقداری شیر داغ، به عنوان غذا، برای شاپور درخواست کنند و آن را به زیر چرم خر بریزند، تا بتدریج نرم شود و تن را رها کند. چنین می کنند و پس از پانزده روز، چرم جدا می گردد و شاپور از میان آن بیرون می آید.

روزی که یک جشن ملّی در روم برپاست و همۀ مردم برای تفرّج از شهر بیرون رفته اند، شاپور و کنیزک بر دو اسب می نشینند و به سوی ایران راه فرار در پیش می گیرند.

شاپور به ایران می رسد، لشکر گرد می آورد و به روم می تازد. این بار قیصر اسیر می شود و به زندان می افتد، تا در آنجا زندگیش به سر رسد. رومیان در تازشی که به ایران کرده بودند و کشتار و خرابی بسیار به بار آورده بودند، مجبور می شوند که غرامت سنگینی به ایران بپردازند.

(این نگاره ادامه خواهد داشت)


برگرفته از آثار : محمّدعلی اسلامی ندوشن

خرید مجموعه کتاب های تاریخی

ممکن است شما دوست داشته باشید

خرید مجموعه کتاب های تاریخی

7
دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
دنبال کردن
leila
مهمان
leila

سلام.خیلی داستان قشنگی بود.اقای انی میشه چندتا کتاب جذاب تاریخی بهم معرفی کنید؟خیلی دوست دارم وارد این وادی بشم.

میترا
مهمان
میترا

سلام جالب بود من خودم دانشجوی تاریخم و به شدت به تاریخ علاقه دارم ولی این داستان نشنیده بودم بازم منتظر داستانهای تاریخی هستیم

mostafa
مهمان
mostafa

kheyli jaleb bood iran be vojood kasani mesle shoma eftekhar mikone

میلاد
مهمان
میلاد

سلام
البته اینها از فرهنگ اصیل و عامی ما سرچشمه میگیره ولی این داستانها بیشتر به افسانه شبیه اند تا داستان حقیقی ! نباید تاریخ را با افسانه آمیخت چون نتیجه خوبی نمیده و جای داوری ای در حوادث گذشته باقی نمیگذارد .
با تشکر

amanda
مهمان
amanda

voooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo

طوبی
مهمان
طوبی

بسیار جالب بود ممنون از زحمات بی دریغ شما