ماجرای دست به دامان شدن پادشاه یمن به پای انوشیروان چه بود؟

آیا تنها هزار سرباز ایرانی از پس سی هزار حبشی بر می آیند؟ در زمان انوشیروان، دولت حبشه از طریق دریا به یمن حمله آورد و حکومت این منطقه را بر انداخت. سیف بن ذی یزن پادشاه یمن به دربار انوشیروان آمد تا از وی یاری جوید و حبشیان را از یمن بیرون کند. مورخین‏ نوشته اند سیف مدت هفت سال در تیسفون(مدائن) اقامت نمود تا اجازه‏ یافت که با انوشیروان ملاقات کند.

 

سیف بن ذی یزن به انوشیروان گفت:

مرا در جنگ با حبشیان یاری کن و گروهی از سربازان خود را با من بفرست‏ تا مملکت خود را بگیرم.

انوشیروان گفت:

در آیین من روا نیست که لشکریان خود را فریب دهم و آنها را به کمک افرادی که با من هم عقیده نیستند بفرستم.

پس از مشورت‏ با درباریان و مشاورینش قرار شد که گروهی از زندانیان محکوم به اعدام را همراه سیف بن ذی یزن به یمن بفرستند تا حبشیان را از آنجا اخراج کنند. این رأی به تصویب رسید و مورد عمل قرار گرفت.

تعداد این جماعت را در حدود هزار نفر نوشته‏ اند و همین جماعت اندک‏ توانستند حبشیان را که عدد آنها از سی هزار هم بیشتر بود از پا در آورند و همه را هلاک کنند. فرماندهی ایرانیان در یمن به عهده پیرمردی به نام وهرز دیلمی بود. پس از شکست حبشیان و مردن سیف بن ذی یزن، همین وهرز دیلمی که نام حقیقی آن خرزاد یا فرزخ‌ زاد بود در یمن به حکومت رسید و از دولت ایران‏ متابعت می کرد.

بدینگونه تا ظهور اسلام مردم یمن تبعیت از حکمرانان ایرانی می‌ کردند و بازماندگان گروهی که انوشیروان به یمن فرستاد را اعراب ابناء (جمع ابن) می‌ نامیدند.

منبع تمدن ما
ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
دنبال کردن