احياي دانش در چین باستان
بسط علم – كاغذ و مركب در چين – مراحل ابتدايي اختراع چاپ – قديمترين كتابها – پول كاغذي – حروف مجزاي چاپي – گلچينها، لغتنامهها، و دايرةالمعارفها
در بحبوحة همة جنگها و انقلابها و تحولات و اصلاحات اداري، زندگي اجتماعي به راه خود ميرفت. مردم هر ناحيه سر دركار خود داشتند و از حوادث ناحيههاي ديگر بيخبر ميماندند. حكومت دودمان سونگ در شمال برافتاد، ولي در جنوب دوام آورد. پايتخت از پي ين ليانگ (كايفنگ كنوني) به لينان (هانگ چو كنوني) انتقال يافت. پايتخت جديد، مانند پايتخت قديم، غرق تجمل و تزيين شد، و بازرگانان از سراسر جهان براي خريد فراوردههاي بينظير صناعت و هنر چين، به آن روي ميآوردند. فغفور هوي تسونگ (1101 – 1125) در وهلة اول هنرمندي پرشور، و در وهلة دوم سلطان كشور بود، و هنگامي كه بربريان به پايتخت او ريختند، به نقاشي اشتغال داشت. بربريان پايتخت را نمايشگاهي زيبا يافتند. مصنوعات مفرغي و تصاوير و دستنوشتهها و اشياي يشمي، كه شاهكارهاي هنري عصر سونگ به شمار ميروند، در هر سو به چشم ميخورد. كتابخانههاي بزرگ وجود داشت، و دانشمندان و هنرآفرينان همواره در كار بودند.
در عصر اين دودمان، فن چاپ، انقلابي در حيات ادبي چين به راه انداخت. اين فن كه، پس از كتابت، مهمترين اختراع تاريخ انسان محسوب ميشود، در طي قرنها تكامل يافته بود و در آن عصر به دو شيوه عمل ميكرد: چاپ با مهرهاي ثابت و چاپ با حروف مجزاي فلزي.
بر اثر تكامل چاپ، ضرورت يافت كه براي تهية كتاب چيزي مناسبتر از ابريشم و خيزران به
دست آيد، زيرا ابريشم گرانبها بود و خيزران سنگين وزن. موتي در سفرهاي خويش، براي حمل كتابهاي خيزراني كه تنها مايملك او بود، سه گاري لازم داشت، و شي هوانگ تي ناچار بود هر روز تقريباً به شصت كيلوگرم اسناد حكومتي رسيدگي كند. در حدود سال 105 ميلادي، مردي به نام تساي لون به فغفور خبر داد كه مادهاي ارزانتر و سبكتر، مركب از پوست درخت و ليف گياهان و پارچة كهنه، براي كاغذسازي ساخته است. فغفور به او عنوان و مقام مهم داد. اما وي با ملكه دست به توطئه زد و رسوا شد. پس «به خانه رفت، استحمام كرد، موي خود را آراست، و بهترين جامة خود را پوشيد و زهر نوشيد.» فن جديد بسرعت گسترش يافت. قديمترين كاغذ موجود در چين، كه به وسيلة اورل ستاين در ديوار بزرگ چين يافت شده است، به صورت سندي است رسمي مربوط به وقايع سالهاي 21 – 137 ميلادي، و ظاهراً كاغذ آن در پايان اين وقايع ساخته شده است. از اين رو آن را متعلق به حدود 150 ميلادي، يعني پنجاه سال بعد از اختراع تساي لون، ميدانند. كاغذهاي قديم چين از پارچههاي كهنه ساخته ميشد و به بعضي از كاغذهاي پردوام كنوني ميمانست. چينيان در ساختن كاغذ، سريش و سريشم و خمير نشاسته به كار ميبردند تا كاغذ استحكام يابد و مركب را به خود كشد. فن كاغذ سازي چيني، كه در قرن هشتم به وسيلة چينيان به اعراب، و در قرن سيزدهم به وسيلة اعراب به اروپاييان آموخته شد، تقريباً در حد كمال خود بود.
مركب نيز از مشرق زمين به خارج رسيد، مصريان قديم به ساختن كاغذ و مركب توفيق يافتند. ولي چين بود كه ساختن مركب از دودة چراغ را به اروپا ياد داد. آنچه بين ما به «مركب هندي» معروف است، در ابتدا از چين آمد. درگذشتههاي بسيار دور كه به عصر دودمان هان ميرسد، در چين، از سولفيد جيوه، مركب سرخ ميساختند و به كار ميبردند. مركب سياه از قرن چهارم مرسوم شد، و از آن پس مركب سرخ به مكاتب سلطاني اختصاص يافت. مركب سياه به پيشرفت و ترويج چاپ كمك كرد، زيرا نقوش و خطوط سياهي كه به وسيلة مهرهاي چوبي روي كاغذ ظاهر ميشد، دقيق و تميز بود و مدتها دوام ميآورد. كاوشگران در آسياي ميانه كاغذهاي مهرداري يافتهاند كه مدتها زير آب مانده و به صورت سنگ درآمده است، با اين وصف هنوز نوشتههاي مهرهاي آنها خوانده ميشود.
مهرهاي اسم، منشأ اصلي فن چاپ است: هنوز چينيان كلمة «مهر» را در مورد چاپ به كار ميبرند. در آغاز، در چين و همچنين در خاور نزديك، با اين مهرها روي گل اثر ميگذاشتند، اما بعداً، در حدود قرن پنجم، آنها را به مركب مياندودند. در قرن دوم، متون كلاسيك را بر سنگ نقر، و سپس از آنها نسخهبرداري ميكردند. در قرن ششم ميبينيم كه تائوگرايان براي چاپ طلسمها، مهرهاي چوبين بزرگ استعمال ميكنند. در قرن بعد، مبلغان بودايي وسايل گوناگوني مانند مهر و سنگ به كار ميبردند يا، به تقليد هنديان، به وسيلة پارچه، خطوط و نقوش را منعكس و چاپ ميكردند. قديمترين اثر چاپ مهري كه در دست است، يك ميليون طلسم است كه در 770 ميلادي به زبان سانسكريت و يا حروف چيني در ژاپن به چاپ رسيده، و نمونهاي است برجسته از تفاوت فرهنگها در آسيا. در عهد دودمان تانگ، مهرهاي چاپي بسيار ساخته شد، اما ظاهراً همة آنها در آشوب متعاقب دورة مينگ هوانگ نابود گرديد. در 1907، اورل ستاين از روحانيون تائوگراي تركستان چين اجازه گرفت كه «غارهاي هزار بودا» را در تون هوانگ ببيند. در يك از حجرات اين غارها، كه ظاهراً در حدود 1036
ميلادي مسدود گرديده و تا 1900 گشوده نشده بود، 1130 بسته، و در هر بسته چندين طومار نوشته، وجود داشت. بر روي هم، اين بستهها به منزلة كتابخانهاي بود مركب از 15000 جلد، كه بخوبي مانده و تو گويي ديروز نوشته شدهاند! در ميان همين دستنوشتهها بود كه «الماس سوترا»، يعني كهنهترين نوشتة چاپي جهان، به دست آمد. در پايان اين كتاب چنين مرقوم بود: «در تاريخ [معادل] 11 مه سال 868، به وسيلة وانگ چي يه، براي توزيع مجاني در بين مردم، به ياد و به احترام والدين او به چاپ رسيد.» سه كتاب چاپي ديگر هم در ميان آن دستنوشتهها ديده ميشد. يكي از اينها برخلاف «الماس سوترا»، شكل طومار نداشت، بلكه كتاب كوچك مجلدي بود كه ميتوان آن را اولين نمونة كتابهاي كنوني به شمار آورد. در چين نيز، مانند اروپاي قرون وسطي و جامعههاي اولية موجود، نخستين بار دين به رواج چاپ كمك كرد، و مؤمنان كوشيدند تا از اين راه نيز عقايد خود را ترويج كنند و ادعيه و طلسمها و احاديث را در دسترس همگان قرار دهند. «اوراق بازي» هم از ديرگاه پاياپاي كتب ديني به زيور طبع آراسته شد. اوراق بازي در سال 969، و حتي پيش از آن، در چين رواج داشت و در اواخر قرن چهاردهم به اروپا انتقال يافت.اين كتابهاي نخستين با مهرهاي چوبين به چاپ ميرسيد. قديمترين ذكري كه دربارة چاپ به ميان آمده است، در نامهاي است به تاريخ 870 ميلادي: «روزگاري كه من در سچوان بودم، در يك كتابفروشي ديدم كه يك كتاب دبستاني را با چوب چاپ ميكردند.» جالب توجه اين است كه چاپ در امارات غربي مانند سچوان و تركستان، كه بر اثر تردد مبلغان بودايي هند به تمدن گراييده و چند گاهي از لحاظ فرهنگي از پايتختهاي شرقي مستقل بودند، زودتر پيشرفت كرد. در قرن دهم، وزير اعظم، فنگ تائو، فغفور را برانگيخت كه كتب كلاسيك را به چاپ رساند. پس چاپ مهري به خاور چين راه يافت؛ در ظرف بيست سال، يكصدوسي جلد، كه شامل آثار كلاسيك و تفاسير آنها بود، به زيور طبع آراسته شد. انتشار اين آثار به احياي دانش و تقويت آيين كنفوسيوس در دوران سلاطين سونگ انجاميد.
يكي از نخستين وجوه چاپ مهري، چاپ پول كاغذي بود، كه اول بار در قرن دهم در سچوان صورت گرفت و، چون مورد رغبت حكومتهاي چين واقع شد، در ظرف يك قرن باعث تورم پولي گرديد. در سال 1294، ايران اين وسيلة توليد ثروت را از چين فرا گرفت. ماركوپولو، در 1297، با حيرت شرح ميدهد كه اين تكههاي عجيب كاغذ نزد چينيان حرمت بسيار دارند. اما اروپا زودتر از 1656 به اين راز پي نبرد و اسكناس انتشار نداد.
اختراع حروف مجزاي قابل تركيب نيز از آنان چينيان است. ولي استعمال اين حروف كار تجملي عبثي بود، زيرا خط چيني الفباي معدود منظمي نداشت، بلكه داراي 40000 علامت متفاوت بود. پي شنگ، در 1041، حروف مجزاي سفالين ساخت، اما اختراع او در عمل سودي نرسانيد. حروف فلزي نخستين بار در 1043 به وسيلة مردم كره ساخته شد. اينان شكل حروف را در چوب سخت حك ميكردند و سپس، با خمير چيني سازي، از آنها قالب ميگرفتند و بدان وسيله حروف فلزي توليد ميكردند. تساي تسونگ، بزرگترين سلطان كره، بيدرنگ آن اختراع را در خدمت حكومت و تمدن به كار انداخت. اين سلطان روشندل ميگفت: «كسي كه به كار حكومت
اين پول كاغذي، موسوم به «چاو»، در سال 693 هق، در عهد سلطنت گيخاتوخان در ايران مرسوم شد.-م.
راغب است، بايد با قوانين و كتب اصيل سخت آشنا شود، آنگاه خواهد توانست در بيرون بصواب رفتار كند و در درون بر شخصيتي استوار دست يابد و، بدين شيوه، كشور را از صلح و نظم متنعم سازد. سرزمين شرقي ما در وراي درياها قرار دارد، و تعداد كتابهايي كه از چين به ما ميرسد، قليل است. كتابهايي كه با چاپ مهري فراهم ميشود، غالباً ناقص است. وانگهي چاپ همة كتب موجود با آن شيوه دشوار است. بنابراين فرمان ميدهم كه از مفرغ حروف بريزند و هر چه را كه من بر آن دست دارم، بياستثنا، به چاپ رسانند تا سنتهاي مندرج در اين كتب به ديگران برسد. اين كار تا ابد به ما بركت خواهد داد. ولي هزينهها را نبايد به صورت خراج از مردم ستاند. من و خاندانم، و آن بزرگاني كه بخواهند، مخارج را تعهد خواهيم كرد.»
اختراع حروف مجزا از كره به ژاپن رفت و به چين بازگشت. اما ظاهراً اين بازگشت وقتي صورت گرفت كه گوتنبرگ در اروپا فن چاپ را كشف كرده بود. حروف مجزا تا دو قرن در كره مورد استفاده بود و پس از آن منسوخ شد. چينيان، كه حروف مجزا را گاه به گاه به كار ميبردند، سرانجام فن چاپ اروپايي را به ميانجي بازرگانان و مبلغان مغرب زمين اقتباس كردند. بدين شيوه، اروپا هدية كهن چين را باز پس داد. چينيان با آنكه، از زمان فنگ تائو تا ايام لي هونگ چانگ، براي نگارش زبان خود تنها از چاپ مهري استفاده كردند، باز توانستند تودة عظيمي از كتاب در دسترس مردم بگذارند. بين سالهاي 994 و 1063 تاريخ دودمانها در صدها جلد به چاپ رسيد. در سال 972، چاپ تمام قوانين بودايي در پنج هزار جلد به پايان آمد. بر اثر چاپ، سلاح بيسابقهاي به دست نويسندگان چين افتاد: ديگر روي سخن آنان با اشراف نبود، بلكه طبقات متوسط و قسمتي از طبقات پايين نيز به آثار آنان دسترس يافتند. پس ادبيات رنگي مردميتر به خود گرفت و تنوع بيشتر يافت. از اين رو بايد گفت كه فن چاپ مهري در ايجاد روح تازهاي كه در عصر سونگ در كالبد چين دميده شد، مؤثر بوده است.
به بركت اختراع چاپ، ادب چيني چون سيلي بيسابقه به جنبش درآمد. چين دويست سال پيش از ايتاليا مشعل نهضت «مردم گرايي» (اومانيسم) را برافروخت. آثار ديرين كلاسيك دهها بار تدوين و منتشر شد و صدها بار مورد تفسير قرار گرفت. مورخان دانشمند به زندگي گذشته پرداختند و براي ميليونها خواننده كتابها نوشتند. گلچينهاي ادبي بزرگ و لغتنامههاي عظيم و دايرةالمعارفهاي قطور به وجود آمدند. يكي از دايرةالمعارفهاي بزرگ به وسيلة وو شو (947 – 1002) تدوين شد. چون الفباي منظمي نبود، وي مطالب دايرةالمعارف را بر اساس موضوع ردهبندي كرد. در 977 ميلادي تاي تسونگ، فغفور دودمان سونگ، به تنظيم دايرةالمعارف بزرگتري فرمان داد. اين دايرةالمعارف از مطالب 1690 كتاب موجود، در سي و دو جلد تنظيم شد، ولي چون هزينة چاپ آن بسيار سنگين بود، به صورت دستنوشته باقي ماند و، در سال 1900، به هنگام «شورش بوكسرها»، همة جلدهاي آن
شورشي كه دستهاي از نظاميان چيني، معروف به «مشتهاي هماهنگ حقطلب» در آخرين سال قرن نوزدهم برپا كردند، و سرانجام، در 1901، به وسيلة نيروهاي مختلط انگليس و فرانسه و روسيه و ايتاليا و آلمان و ايالات متحدة امريكا و ژاپن سركوب شد.- م.
جز يكصد و شصت جلد، به آتش سوخت. اهل علم در هيچ عصري مانند اين عصر صاحب سلطه نبوده است.
منبع : تاریخ تمدن , جلد اول : مشرق زمین
نویسنده : ویل دورانت
نشر الکترونیکی سایت تاریخ ما