زرتشت به روایت تاریخ
2-1- نام پیامبر ایرانی به شكلی كه دو هزار و پانصد سال رواج داشته، زرتشت است. یونانیان این نام «رازوراسترس» ( Zoroastres ) تلفظ كردهاند. این كلمه به زبان لاتین راه یافت و سپس به شكل مأنوس زورواستر ( Zoroaster ) در آمد. قدیمیترین اشارهی معتبری كه رد آثار یونانی به زرتشت شده است در رسالهی آلكیبادس ( Alcibiades ) افلاطون آمده است.
تاریخ ولادت زرتشت را در فاصلهی بین 600 تا 6000سال پیش از میلاد مسیح ذكر كردهاند. روایات ایرانی، كه براساس منابع پهلوی مانند بوندهشن و اردای ویرافنامه تكیه دارند و پس از زوال نفوذ آیین زرتشت، یعنی 2000 سال پس از زمان زندگی او، نوشته شدهاند، میلاد زرتشت را سه قرن قبل از اسكندر مقدونی میدانند. این روایت موهوم به وسیلهی بیرونی و مسعودی و دیگر نویسندگان اسلامی پایدار ماند و تا قرن گذشته نیز اعتبار خود را حفظ كرد.
2-2- ارسطو ( Aristotle ) و اودوكسوس ( Eudoxus ) و هرمی پوس ( Hermippus ) مینویسد كه زرتشت پنج هزار سال پیش از جنگ تروا ( Trojan War ) میزیسته است. دیوجانس لائرتیوس ( Diogenes Laertius ) از قول هردمودروس ( Hermodorus ) و كسانتوس ( Xanthus ) همین نظر را نقل میكند. از سوی دیگر، دیودووروس اریتریایی ( Diodorus of Eretria ) و آریستو كسنوس ( Aristoxenus ) میگویند كه فیثاغورس یكی از شاگردان زرتشت بوده است. از اینرو پلینی ( Pliny ) به حق شك دارد كه زرتشت خود نام یك تن بوده یا چند تن دیگر نیز همین نام را داشتهاند.
پس از زرتشت، جانشینان او كه در ری ، واقع در سرزمین ماد، عالیترین مسند روحانی دین زرتشت را در دست داشتند زراتشتر اتما ( Zarathushtratema ) یعنی زرتشت – واران نامیده شدند.
1-3- بررسیهایی كه در صد و پنجاه سال اخیر، نخست در اروپا و پس از آن در آمریكا در زمینهی ادبیات و مذاهب و زبانهای شرقی به عمل آمده به حل این مسئله كمك شایانی كردهاند. (در ادامه نظر آقای فرهنگ مهر را خواهیم آورد).
زبان اوستایی خویشاوند زبان سانسكریت است. گاتاها یا سرودهای مقدسی كه به توسط زرتشت ساخته شدهاند، طنینی عتیق همانند سرودهای ریگ – ودا، دارند. همچنین نزدیكی محسوسی بین دستور زبان و وزن و سبك سرودهای ریگ – ودا ، و دستور زبان و وزن و سبك گاتاهای زرتشت موجود است، و در حقیقت ساختمان صرفی زبان گاتاها از ساختمان صرفی سرودهای ریگ – ودا، ابتداییتر و سادهتر است. در هر حال اكنون این طرز تفكر وجود دارد كه تصنیف گاتاها نمیتواند به طور جداگانه و در یك فاصله زمانی دور از زمان تصنیف وداها صورت گرفته باشد، و بر روی هم محققان كنونی به اجماع، عصر زرتشت را حداقل یك هزار سال قبل از مسیح میدانند.
ایران؛ زادگاه فلسفه
1-4- میگویند كه آیین بودا دین نیست: بلكه فلسفه است. همدان امروز، یا اكباتانای ( Ekbatana ) ایران باستان كه در كتیبههای بابلی آگاماتانو ( Agamatanu ) خوانده شده و یونانیان آن را اكباتانا ( Ecbatana ) نامیدهاند، به معنی ملتقای چند راه آمده است. از طرفی چون ایران باستان در حقیقت راه مهمی بین اقوام گوناگون بوده، به ناچار در طول تاریخ خود محل برخورد افكار فلسفی شرق و غرب و انتقال و نشر آن فلسفهها به اكناف عالم، بوده است. در میان ایرانیان تفكراتی در زمینهی حقایق جاودان هستی وجود داشته كه فلسفهی قدیم یونان از آن متأثر شده است. همچنان كه آیین مهر و آیین مانی در ایران تحت تأثیر دین زرتشت برخاستند و بعداً وارد اروپا شدند و افكار فلسفی غرب را به شدت تحت تأثیر قرار دادند در این مورد به تأثیرات اندیشه ایرانی بر فلسفه افلاطونی مراجعه فرماید).
نخستین برخورد شرق و غرب
1-5- كوروش در سال ششصد قبل از مسیح یونیا ( Ionia ) را فتح كرد. فیلسوفان یونانی از روزگار طالس ، پایهگذار مكتب ملطی ، با شرق تماس پیدا كردند. نومینیوس ( Numenius ) از مردم آپامی ، میگوید فیثاغورس و افلاطون ، حكمت قدیم مغان ایرانی و نیز حكمت برهنمان هندی كه را به ایران آمده بودند، به یونان معرفی كردهاند.
منبع
((زوراست )) يا ((زرتشتر)) يعنى دارنده شتران زرد… مستشرقين با حقه بازى عجيبى ، تاريخ تولد ((زرتشت )) را از 329 تا 600 ق .م . به 6000 سال ق .م . و حتى 6000 سال پيش از حمله اسكندر عقب مى برند تا به يك نتيجه گيرى نژادى دست بزنند! چرا كه اروپائى (هر دين و مذهب و مكتبى داشته باشد) با نوعى ((خودپرستى )) خود را منشاء و دليل وجودى هر مذهب و مكتب و فلسفه اى مى داند…
… همچنين محل تولد او نيز مجهول مانده . بعضى گويند در ناحيه ماد (آذربايجان ) درشمال غرب ايران و بعضى گويند در باكتريا (بلخ شرق ) بوجود آمده . ولى از قرارمعلوم وى در غرب ايران زائيده شده و در شرق ايران به كار دعوت خود پرداخته است .
روايات باستانى بر آن است كه زرتشت در پانزده سالگى نزد آموزگارى تعليميافت و از او ((كشتى )) (نام كمربند مقدس زرتشتيان است ) دريافت كرد. از آغاز عمر بهخوى مهربان و سرشت لطيف معروف گرديد. در هنگام بروز قحط سالى كه در ايام جواناو اتفاق افتاد، نسبت به سالخوردگان حرمت و راءفت و درباره جانوران محبت و شفقتبعمل مى آورد.
چون به بيست سالگى رسيد، پدر و مادر و همسر خود را رها كرده براىيافتن اسرار مذهبى و پاسخ مشكلات روحانى كه اعماق ضمير او را پيوسته مشوش مىداشت ، در اطراف جهان سرگردان شد و از هر سو رفت و با هر كس سخن گفت ، شايدكه نور اشراق درون دل او را منور سازد… در منابع يونانى گفته شده كه زرتشت مدتهفت سال در بن غارى درون كوهى بسر آورده ك به خاموشى مطلق مى گذرانيد. آوازه كار اواز شرق به گوش مردم ((روم )) رسيد و شهرت يافت كه مردى مرتاض يستسال تمام در بيابانها گذرانيده و جز پنير، طعامى نخورده است . چون به سى سالگى رسيد ك زرتشت را مكاشفاتى دست داد.
روايات در اين باب بقدرى فراوان و اغراق آميزاست كه براى او ((معجزات )) عجيبه و ((كرامات )) غريبه ذكر كرده اند. گويند نخستينباركه براى او كشف و شهود دست داد، در سواحل رود ((ديتا)) در نزديكى موطن او بود.ناگهان خيال شبحى كه بلندى قامت او نه برابر انسان متعارف بود، در برابر نظرشنمودار گرديد كه او را فرشته ((وهومنه )) (= بهمن ) يعنى : ((پندار نيك )) نام نهادهاند.
پس فرشته با او گفت و شنود كرد و به او فرمان داد كه جامه عاريتى كالبد را ازجان دور سازد و روان را پاك و طاهر فرمايد ك آنگاه صعود كرده ، در پيشگاه ((اهورامزدا)) يعنى خداى حكيم حاضر گردد… از آن پس هشتسال ديگر بر زرتشت بگذشت و او در عالم كشف و شهود با شش فرشته مقرب(امشاسپندان ) يكايك گفت و شنود كرد… از آن پس دهسال تمام بر زرتشت بگذشت كه به پرستش و عبادت اهورا مزدامشغول بود و پيوسته از مردم روزگار جفا و آزار مى ديد.
پس از اين مكاشفه بى درنگتعليم خلائق را آغاز كرد. ولى در ابتدا كسى به سخنان او گوش نداد. چندين بار نوميدشده ، در معرض فتنه و آزمايش قرار گرفت … عاقبت پس از دهسال ، زرتشت به مقصود رسيد و نخستين كسى كه آئين او را پذيرفت ، عموزاده وى مردىبه نام ((ميندى نيمون ها)) بود. پس در يكى از بلاد شرقى ايران به دربار پادشاه آنديار به نام((ويشتاسپ )) راه يافت .
مدت دوسال زرتشت كوشش بسيار كرد كه اين پادشاه را به دين خود درآورد. پادشاه با زرتشتهمراه گرديد، ولى چون تحت نفوذ كارپانها (= مغان = روحانيون ) واقع بود، آنان بااقدامات شيطانى خود عليه عقايد زرتشت برخاستند و باعث شدند كه زرتشت را دستگيرساخته و به زندان اندازند.
سرانجام پس از دو سال از زرتشت معجزه اى به ظهور رسيد…
بالاخر شاه به دين او در آمد… ويشتاسپ سراسر نيروى خود را براى نشر دعوت آن پيامبر بهدين بكار برد. درباريان و امرا نيز به دنبال شاه بر او گرويدند… از مدت بيست سال ديگر كه از عمر زرتشت باقى بود، روايات و حكايات بسيارى نقل كرده اند. در سراسر اين روزگار وى به نشر دين اهورامزدا در ميان ايرانيان بگذرانيد. در اين زمان دو پيكار و جنگ با دشمنان بر پا ساخت . …. جنگ دوم در زمانى روى داد كه زرتشت به سن هفتاد و هفت سالگى رسيده بود.
در اين پيكار اگر چه پيروز گرديد، ليكن عاقبت كشته شد. نويسندگان اوستا در هزار سال بعد گفته اند كه چون تورانيان شهر بلخ را به غلبه گرفتند، يكى از آنان ناگهانى بر آن پيامبر يزدانى تاخته و او را در برابر محراب آتش در حال عبادت به قتل رسانيد.)) ((زرتشت )) را يونانيان ((زورو آسترس )) و روميان ((زوروآستر)) و اروپائيان ((زوروآستر)) مى نامند. وجود تاريخى او محل اختلاف است و اعتراض .
مفسر فرانسوى اوستا ((جميزدارمستر)) از زرتشت ((خدائى )) مى سازد و او را تظاهر ((هوم )) به شكل ((انسان ))مى داند. ((كرن )) هلندى او را افسانه اى منسوب به خورشيد مى شناسد. با وجود اين آثارى موجود است كه وى را شخصيت تاريخى مى دهد…. معمولا اين راءى رايج است كه زرتشت ميان قرن هفتم و ششم ق .م . بوده است .((افلاطون )) (429 347 ق .م ) صريحا از ((زرتشت )) نام برده و او را مؤ سس آئين ((مزديسنا)) دانسته است .
((بروسوس )) مورخ قرن سوم ميلادى ((زرتشت )) را سر سلسله پادشاهان ماد مى داند. مورخان اسلامى ، ((زرتشت )) را معاصر((گشتاسب )) يا ((ويشتاسپ )) مى دانند.
يك مححق معاصر ايرانى زمان زرتشت را قرن هشتم ق .م . مى داند.
((پيرنيا)) مورخ ايرانى نظريه جكسون را مى پذيرد ((هربرت جرج )) دوران زرتشت را به عصر هخامنشى مى برد. در فروغ مزديسنا آمده است كه زرتشت در شهر ((رى )) (به زبان اوستا: ((وغ )) و به زبان پهلوى ((راكا))) بدنيا آمده است. يونانيان زرتشت را ((زروآستر)) مى ناميدند؛ يعنى ((ستاره شناس )). ((ديوژن )) زرتشت را به معناى ((ستاره پرست )) گرفت است .
(هرمودورس )) شاگرد افلاطون زرتشت را به همين معنا گرفته است . يك خاورشناس المانى مى گويد برخى يونانيها، نام زرتشت را از كلمات ((زئيرا)) به معناى ((نياز)) و ((استر)) يعنى ((ستاره )) گرفته اند كه مى شود: ((ستاره نياز)). يك محقق آلمانى ديگر مى گويد: زرتشت را از دو كلمه ((زئوتر)) يعنى ((نيازدهنده )) و ((استر)) به معنى ((چراگاه ))گرفته اند كه مى شود ((مالك مزرعه شايسته براى نياز)).
زرتشت به معناى ((شخم كننده با شتر)) نيز آمده است . يك دانشمند انگليسى مى گويد زرتشت يعنى كسى كه شتران را مى چراند يا مى راند. محققان غربى معناى ديگرى براى زرتشت از قبيل گ ((ستاره زرين ))، ((عذاب دهنده شتران ))، ((ستاره طلائى ، ((درخشش طلائى ))، ((سلطنت زرين )) و… آورده اند. اعراب زرتشت را ((سلطنت زرين )) گفته اند.
زرتشتيان نام وى را ((سپيتامه )) مى دانند. مارتين المانى مى گويد زرتشت در اصول ((جارات اوتارا)) بوده است كه به زبان سنسكريت به معنى ((ستايش كننده عالى )) مى باشد كه چون به پيامبرى مبعوث شد، لقب زرتشت گرفته است ، زرتشت يعنى تركيبى از ((اوش )) به معنى ((سوزاندن و درخشيدن )) و ((زر)) به معنى ((زرين ))، پس ((زرت اوشتر)) يعنى كسى كه چهره اش از نور خدادادى روشن است .
((آذر گشسب )) مى نويسد كه ((اسفتمان )) پس از رسيدن به مقام روحانى به لقب ((شترپير)) يا ((زرد رنگ )) مفتخر گرديده باشد. آذرگشسب مى نويسد: شتر حيوانى نبوده كه در بين آريائيهاى ايرانى اهميت و ارزشى داشته باشد تا دارنده آن به خود مباهات كند.
پس ((دارنده شتران زرد رنگ )) به پيامبر ايران نمى چسبد.
واژه زرتشت در تاريخ به دوازده گونه ضبط گرديده است :
زردشت ، زردتشت ، زرهشت ، (اين سه ، بر وزن : انگشت )
زاردشت ، زاراهشت ، وزراتشت (اين سه ، بر وزن : خارپشت )
زرادشت ، وزراهشت ، وزرادشت (اين سه ، بر وزن ، چراكشت )
زره دشت ، زره تشت ، وزره هشت (بر وزن دره پشت )
زردشت ، زرتهشت ، وزاردهشت ، وزارتهت (به دال مهمله و تاء مضموم ).
نام پدر زرتشت ((پورشب )) و نام مادرش ((دغدويه )) آمده است .در باب تحصيلات زرتشت نيز اختلاف بسيار است ك برخى او را تحصيلكرده يونان و برخى ديگر شاگرد مكتبهاى فلسفى هند مى دانند. زرتشت با دختر ((فراشائوش ترا)) به نام ((هووى )) ازدواج كرد و شاه نيز با دختر زرتشت ((و جامناسياه )) كه از زن اول او بود، ازدواج نمود. زرتشت در سن هفتاد يا هفتاد و هفت سالگى در حالى كه در برابر محراب به عبادت مشغول بود، بوسيله يك سرباز تورانى كشته شد.
با سلام ممنونم از توضیحات خوب شما.درود خداوند بر حضرت زرتشت نبی سلام الله علیه و خاتم الانبیا محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم و تمامی انبیاء الهی صلوات الله علیهم اجمعین.امروز یک زرتشتی واقعی یک یهودی واقعی و یک مسیحی واقعی اشخاصی هستند که به فرمایش پیامبر خود گوش کند و عمل کند و مسلمان شود بعد از تحقیقات
ایران همه چیز ها را جعل کرده و بنام خود نوشته .اما روزی همه حقیقت ها برملا خواهند شد
معلومه ک از تعصب و خشم اعصابت خورد شده داری اینو میگی
عموزاده وى مردىبه نام ((میندى نیمون ها)) بود.
میشه لطفا منبع این جمله رو ذکر کنید؟
این دروغ است زردشت از ایران نیست او از افغانستان بوده و در بلخ افغانسان زاده شده او د همانجا توسط تریان کشته شده او در همانجا به خاک سفورده شده است
اریانا.ایرانوویچ.ایران زمین=خراسان یاافغانستان. پرشیا.پرسیا.پارسه.پارسیا=ایران امروز. ایران زمین درواقع کشوری است که امروزه افغانستان نامیده میشه بعلاوه مناطقی ازایران امروزواسیای میانه.
حالا تو که میگی از افغانستانه با چه سوادی داری این حرفا را میزدی افغانستان دو قرن قدمت نداره و زرتشت هم در زمان هخامنشیان بود حالا اگر صفحات تاریخ رو به هم بزنی متوجه میشی
افغانستان قسمتی از ایران بزرگ هست که هم نژادان پارت آریایی ما محسوب میشوند.ما پارسی آریایی هستیم و غرب ایران ماد آریایی هستند.زرتشت و محمد و صد و بیست و چهار هزار پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین مبعوث شدند تا ما رفتارهای جاهلی رو انجام ندیم.نه اینکه پیامبر خدا رو بازیچه افکار جاهلی کنیم.کاشکی میفهمیدیم که رفتار جاهلانه ما رو در صف دشمنان پیامبران الهی قرار داده.من نمیخوام ابوجهل باشم .درود خداوند بر حضرت زرتشت نبی و تمامی پیامبران الهی.عاشق همشون هستم و شهادت میدم که هم قرن ها و هزاره های قبل از اسلام تمامی انبیا این شهادت رو دادند و اگر زنده بشوند شهادت خواهند داد به این که اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان مولی امیرالمومنین علی ولی الله
با درود به تمامی دوستان
دوست گرامی ایرانیان دین اسلام را خودشان قبول نکردند با نگاهی به کتابهای تاریخی مانند طبری و… میبینیم که تازیان پس از تصرف ایران دست به چه جنایاتی زدند و چه اندازه ایرانی کشتند نیاکان ما را به زور شمشیر مسلمان کردند یا باید فدیه میدادند یا باید مسلمان میشدند تازیان در زمان عمر که نفرین اهورا مزدا بر او باد به خاطر ثروت ایران به کشور ما حمله کردند غارت کردند کشتند آثار به جای مانده از دوران گذشته را ویران کردند فرهنگ ریا کاری و دروغ را از خود به یادگار گذاشتند و رفتند
آقاارسلان
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هرعیبی که هست ازمسلمانی ماست
نزدیک نوروزه,حتما میدونین داریم به روز تولد پیامبر دین ازیادرفته ی سرزمینمون_پارس_نزدیک میشیم,6فروردین روز تولد زرتشت بزرگ هست
این روز پیشاپیش بر نوادگان کوروش بزرگ مبارک
درود
متن زیرتقدیم به نوادگان کوروش بزرگ
دو واژه پارسی درست
جهت آگاهی دوستان و احترام به کلمه پارس که همان فارس است, به دوستان
پارسی زبان خود اعلام نمایید که; سگ واق واق میکند نه پارس. این
ضربهای بود که از تازیها خوردهایم که میخواستند ما پارسیان را خرد و
کوچک کنند که این لقب را به صدای سگان دادندغذا در زبان عربی یعنی پساب
شتر یا همان ادرار (با پوزش فراوان) که این هم یکی دیگر از ضربههای
تازیهاست که به هنگام خوردن شام یا ناهار به ایرانیان
شکستخورده میگفتند ، بگویید: غذا میخوریم. به جای کلمه غذا از خوراک
به امید سرافرازی بیشترسرزمین آریاییمان
استفاده نمائید. خواهشمندم این دو مورد را به دوستان فارسیزبان خود
گوشزد کنید. جهت اطلاع بیشتر میتوانید به لغتنامه دهخدا مراجعه نمایید
از شما دوست خوب سپاسگذارم تمام تلاشم رو در رسوندن این مهم به دیگران انجام میدم اگراز افرادانجمن تاریخ هستید سری به پست مامیتوانیم زبانمان را نجات دهیم بزنید سپاسگذارم
عثلان شما مردم چی ربطی به اریایی دارین اریانا گشور افغانستان بود و اریایی ها هم مردم اصیل افغانستان هستن
مث اینکه شما تاریخ ایران رو مطالعه نکردی ک بدونی افغانستان و ایران بخشی از ایران بزرگه
بعدشم عثلان چیه اول املاتو درست کن بعد بیا نظر بده😐
ایشون زبان و. نگارش آریایی ایرانی بلد نیست در مقابل ما ادعای آریایی بودن میکنه سنی ناصبی افغانی پشتون
لغت پارس یعنی تکه و بخش. صدای بریده و بریده ی سگ هم برای همین پارس نامیده شده است و بار اهانتی ندارد.
سلام,من افتخار میکنم که آریایی واز نژاد آرش,کوروش…هستم.
چندوقت هست که یه دوست زرتشتی پیداکردم واو باعث شده بیشتر درباره اجدادم تحقیق کنم,بخاطر همین ازش خیلی خیلی ممنونم.
خوش به حالت ,خیلی خوبه ادم یه همچین دوست هایی پیدا کنه
آره,واقعا خوش به حالم
هرگز فکر نمیکردم داشتن ی دوست زرتشتی انقدر خوب باشه
من خیلی چیزا ازش یاد گرفتم,اون منو بیشتر با خدا آشنا کرد
ازش سپاسگذارم
خیلی خیلی زیاد…
سلفی گری و برگشت به عقب تا چه حد؟
بادرود برتمای دوستانه میهن پرستم.اگر فردا کوروش بزرگ پدر ایران زمین وزرتشت پیامبر مهربان ومهرپرورمان از ما درمورد حفظ سرزمین و دینشان پرسید.چه خواهید گفت؟آیا ما هم همانند امام حسین برای دینمان نباید ازخود گذشتگی کنیم؟بیاید باهم به دین یکتا پرستی.آزادگی.کفتار کردار رفتار نیک.وبه اصالت ایرانییمان برگردیم.راه فقط یکیست http://WWW.MEHDI–BOOROOLOO.mihanblog.com(اهورامزدا)
از مسعودی مورخ شهیر نقل است که در کتاب مروج الذهب آورده است که در خراسان و نواحی دریای خزر و طبرستان و دیلن و کرمان عده زرتشتیان بسیار زیاد است و همچنین در کتاب تذکره موضوعات اثر مقدسی امده که که در بخش غربی ایران جماعت عظیمی از خرم دینان در آیین خود باقی مانده اند و نیز از ابن حوقل امده که در کتاب صور الارض
در فارس شهری و روستایی و ناحیتی
نیست مگر آنكه آتشكده ای داشته باشد
و در جبل (شمال غربی ایران ) هنوز
زرتشتیان در ان اکثریت هستند
قران کریم در سوره حج می فرماید آیه 40
ولولا دفع الله الناس
بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و
صلوات و مساجد یذآر فیها اسم الله
آثیراً
و آگر خدا شر برخی از مردم را بوسیله دیگران دفع نمیکردد صومعه ها
و کلیساها و کنیسه ها و مساجدی که
نام خدا در آنها بسیار برده می شود سخت ویران می شد
پس این خود
مردم ایران بودند که به
تدریج آیین اسلام را
پذیرفتند و اگر مایل
نبودند همانند زرتشتیان
پیشین، بر آیین پدرانشان
استوار می ماندند چنانكه هم
اکنون گروهی از زرتشتیان
در ایران با حفظ دین خود،
به آزادی زندگی می آنند.
توصیه میکنم وضعیت جزیه ایرانی و جزیه ساسانی را در لغتنامه دهخدا بخوانید
و وضعیت فئودالیسم دهقانی را در زمان ساسانیان از کتب مستشرقین روس مطالعه کنید
کتاب کارنامه اسلام دکتر زرینکوب (چاپ سال شرکت سهامی انتشار1348)را هم مطالعه کنید می بینید که
شاید به این جمله حضرت محمد کمی توجه کنید که بزرگی انسانها
به قوم و نژاد و ثروت نیست بلکه به تقوا است
جملات دکتر شریعتی را در باره پذیرش اسلام توسط ایرانیان را نیز مطالعه کنید
بله ولى وقتى دين اسلام امد به مردم كفت اجدادتان اشتباه كردن واين در مورد ماهم صدق ميكنه – بس ما جوانان به دين زرتشت برميكرديم
سلام
خواهشمند است آدرس ایمیلی برای من بفرستید تا مقالی از شاهنامه و دیگر کتب درباره زرتشت و اصل و نصب ان برای شما بفرستم
با تشکر
bitagh93@yahoo.com
درود به تمامیه ایرانیان
تا 1400 سال قبل بهترین فرهنگ و ادب نزد ما بود
ولی از زمان ورود اسلام و مسلمان به کشورمان فقر فرهنکی اغاز شد و هرچه جلوتر میرویم به فرهنگ عربهای بادی نشین نزدیکتر می شویم
و عربها در تمام زمینه ها موفق میشوند.موفقیت انها به دلیل این است که دین خودشان (اسلام)را یافته اند و تمام ذلت های ما ایرانیان به دلیل این است که دین خودمان(زرتشت)را گم کرده ایم.به راستی که خداوند هر دینی را در سر زمین همان دین فرود اورد.اسلام را در اعراب و زرتشت را در پارس ها و…
به امید این که برای پیشرفت به دین خود بازگردیم.
کی گفته اسکندر آتش کشید؟
چرا هیچ ردی از آتش سوزی نیست
در ضمن تخت جمشید بنای اشوری و بابلی هست و طبق باورهای اونا ساخته شده احتمالا اشور بانیپال اونو ساخته
درود بر تمام دوستان زرتشتی عزیز
در جواب این دوست گرامی باید بگم كه حتی اگر این دین پیامبر و حقانیتی هم نداشته باشه (كه داره ولی مطالعه شما كمه ) با این حال اثار انسان دوستانه(كتیبه حقوق بشر از كورش كبیر ) و اصول درستی مانند (پندار نیك . رفتار نیك و گفتار نیك ) رو در میان مردمش بجا گذاشته . من خودم تا 4 سال پیش اسمم حسین بود و دینم اسلام اما الان 4 ساله كه اسمم رو به كیومرث و دینم رو به زرتشت تغییر دادم و الان احساس خیلی خوبی در زندگی دارم چون حالا دیگه یه ایرانی اصیل هستم و در هر جای دنیا كه باشم به ایرانی بودنم و دینم افتخار میكنم . این دین تاریخ 7000 ساله ی ایران عزیزم رو زنده میكنه .