قدرت نظامی ارمنستان در طول تاریخ
آرامشی که در حدود یک سده در سر تا سر ارمنستان حاکم شد فرصتی مناسب در اختیار شاهان دودمان باگراتونی قرار داد تا به بهترین شیوههای ممکن به آبادانی و پیشرفت شهر آنی همت گمارند. آشوت سوم اولین پادشاه باگراتونی بود که تغییراتی اساسی در شهر آنی به وجود آورد. او در داخل شهر اقدام به ساخت استحکامات و قلعههای نظامی کرد و قصد داشت این استحکامات را به منزلهٔ سد دفاعی کاخها و اقامتگاههای سلطنتی به کار برد اما با درگذشت وی ساخت بناهای سلطنتی نیز نیمه تمام ماند. پس از آشوت، سمبات دوم، جانشین او، کار ساخت و ساز شهر را ادامه داد اما او پیش از ساخت اقامتگاههای عظیم سلطنتی اقدام به ایجاد دیوارهایی در اطراف شهر به طول ۲/۵ کیلومتر کرد تا شهر را در برابر حملات احتمالی حفاظت کند.
ژاک دو مورگان مینویسد:
«ما در اروپا تعدادی شهر داریم که هنوز به دورشان آن استحکامات و برج و باروهای قرون وسطی دیده میشود؛ ولیکن هیچ منظرهای قابل مقایسه با منظره آنی از لحاظ تأثیر عمیقی که این شهر مرده به دیدار کننده خود میبخشد نیست، شهری که در میان سکوت و انزوای عظیمی محو شده است و هنوز زخمهای عمیقی را که به هنگام نزاع برداشته بود به تن دارد. آنی در دوران پادشاهی باگراتونی شهری بود بزرگ و زیبا و مزین به بناهای باشکوه کلیساها و کاخها و دژهای زیبای ساخته از سنگهای آتشفشانی رنگارنگ، کلیسای جامع شهر و کلیساهای مختص به حواریون و به قدیس سنگریگور روشنگر و نجات بشر از بناهای عمده مذهبی بودند، لیکن تعداد نمازخانهها بی حساب و بقدری زیاد بود که ساکنان شهر طبق عادت به هزار و یک کلیسای آنی قسم میخوردند. خرابههای این بناهای ویران شده هنوز پا برجاست، در حالی که ساختمانهای خصوصی در زیر آوار محو شدهاند. این شهر که امروزه دیدار از خرابههای آن بدون احساس یک تأثر جانگداز میسر نیست کار تنها یک پادشاه یا فرمانروا نبوده بلکه نتیجه زحمت همه شاهان باگراتونی بوده که از آراستن پایتخت خود لذت میبردند، آنی مظهر شخصیت ارمنی بود که مدتهای مدیدی به هم آمیخته بود. باگراتونیها با بالا بردن و رساندن شهر آنی به مقام پایتختهای بزرگ برای ملت ارمنی مرکز و کانونی درست کرده بودند که آن وقتها تصور میکردند جاودانی خواهد بود. آنی تبدیل به قلب ارمنستان میگردید»
در زمان سلطنت آشوت سوم مجهز به ۹۰٬۰۰۰ نفر سرباز آماده به جنگ شد این رقمی بود که ارتش ارمنستان از زمان سلطنت تیگران دوم به بعد هرگز به آن نرسیده بود. یکی دیگر از ویژگیهای تشکیلات نظامی این دوران این بود که بر عکس آنچه که سابقاً سر فرماندهی ارتش ارمنستان به طور موروثی به یک خانواده مشخص واگذار میشد، و آن خانواده مامیکونیان بود که از همین راه افتخاراتی کسب کردند، در حکومت پادشاهان باگراتونی خود پادشاه است که اغلب فرمانده سرباز است و سخت به فنون جنگی علاقهمند، یا برادر او است که در راس لشکر قرار میگیرد و آن را در جنگ رهبری میکند. قلعهها و دژهای مستحکم در این دوران نیز همچون در قرنهای پیشین عامل اصلی دفاع ارمنستان بشمار میرفت و به حصارها و برج و باروهایی مجهز بودند که قسمتی از شهر را دربر میگرفت، و در واقع پناه گاهایی بود که تقریباً همه ساکنان شهر به هنگام محاصره میتوانستند به آنجاها پناه ببرند واز آنجاها به مقاومت ادامه بدهند
امپراتوری بیزانس مکرر از طرف امپراتوریهای دیگر از شرق و غرب و با اقوام اسلاونژاد مورد تهدید قرار میگرفت و در جنگ ستیز بود به این علت احتیاج به یک ارتش پایدار و قوی داشت سربازان ارمنی سهم بسزائی برای تشکیل ارتش بیزانس داشتند. ۱۵۰٬۰۰۰ نظامی ارمنی در ارتش امپراتوری بیزانس خدمت میکردند که به گروهای کوچک ۲۰٬۰۰۰ و ۳۰٬۰۰۰ نفری تشکیل میدادند و به نقاط مختلف امپراتوری بیزانس فرستاده میشدند.باسیل دوم ملقب به باسیل بلغارکش در حین نخستین جنگش با ساموئل در فردای آن روزی که نیروهایش در تیتوکشکست خوردند مینویسد:
«سربازان پیادهنظام ارمنی بودند که جانش را نجات دادند، بدین ترتیب که با تن خود حصاری به دورش کشیدند و او را صحیح و سالم از بیراهه به شهر پلوودیو (فیلیپوپلی) بازآوردند.»
از سده پنجم به بعد ارمنیان هسته اصلی ارتش بیزانس را در آناتولی تشکیل میدادند طوری که پروکوپیوس محقق و تاریخنگار بیزانس مینویسد:
«نگهبانان کاخ امپراتوری از میان دلیرترین سربازان ارمنی انتخاب میشدند.»
نارسس که در سال ۴۷۸ میلادی در ارمنستان به دنیا آمده بود میهن خود را که در آن زمان در تصرف ایرانیان بود ترک گفت و به خدمت بیزانس درآمد. در ارتش به سرعت ترقی کرد. نارسس سپاهگوتها را نخست در تاگینائه و سپس در کامپانیا درهم شکست. پس از آن ایتالیا را از چنگ قبایل فرانک نجات داد.در قرن هشتم پاتریس وارتانو ژنرال تاجات آنتزه واستی بودند. فرماندهی سپاه بیزانس بر ضد بلغارها برعهده ژنرال تاجات آنتزه واستی بود.
فرماندهان و سرداران بزرگ نظامی ارمنی، بیزانس را میتوان به:
مانوئل مامیگونیان و اوهانس گورگن معروف به ژان کوراکوس (او فرمانده جنگهایی در مناطق تئودوزیوپولیس (ارزروم) و مایتن (ملاطیه) توانست آن مناطق را باز پس بگیرد) باراداس وارد فوکاس و پسرانش نیسه فور و «لئون» و «کنستانین»، و بالاخره به «ژان تزی میسکس» و گریگوری دوتارون را نام برد.