از راستهٔ بازار تا صفحهٔ گوشی؛ تاریخچهٔ خرید و فروش دست‌دوم در ایران

ایرانیان قرن‌ها پیش از اینترنت راه رساندن کالای کارکرده به دست صاحب تازه‌اش را بلد بودند. سمسارها، جارچی‌ها، ستون نیازمندی‌های روزنامه‌ها و جمعه‌بازارها هر کدام بخشی از این تاریخ‌اند. این مطلب مروری است بر همین مسیر، تا امروز.

بازار؛ چیزی بیش از یک محل داد و ستد

واژهٔ «بازار» از پهلوی «وازار» آمده است و از فارسی به بسیاری از زبان‌های دیگر هم راه یافته است. در شهرهای ایران، بازار ستون فقرات شهر بود. راسته‌ها هر کدام به یک صنف تعلق داشتند و تیمچه‌ها، سراها و چهارسوق‌ها کار و زندگی را در یک‌جا گرد می‌آوردند. بازار تاریخی تبریز، که در سال ۲۰۱۰ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد، بازار قیصریهٔ اصفهان از دورهٔ شاه‌عباس اول و بازار وکیل شیراز از روزگار کریم‌خان زند، نمونه‌های شناخته‌شدهٔ همین ساختارند.

در این بازارها سرمایهٔ اصلی «اعتبار» بود. فروشنده‌ای که جنس معیوب را بی‌آن‌که بگوید می‌فروخت، نامش در راسته بد می‌شد و این بدنامی از هر ضرر مالی گران‌تر تمام می‌شد. قول بازاری در بسیاری از معامله‌ها جای سند را می‌گرفت.

راستهٔ تاریخی بازار ایرانی که سردر حجره‌هایش آگهی‌های امروزی بازارک را نشان می‌دهند

سمسار و کهنه‌فروش؛ نخستین واسطه‌های کالای کارکرده

در کنار کالای نو، همیشه بازاری هم برای کالای کارکرده وجود داشت. «سمسار»، که در اصل واژه‌ای عربی به معنای واسطه و دلال است، در زبان مردم به کسی گفته می‌شد که اثاث و وسایل کارکرده را می‌خرید و دوباره می‌فروخت. کهنه‌فروش‌ها، رفوگرها، سفیدگرها و تعمیرکارها هم حلقه‌های دیگر همین زنجیره بودند. در آن روزگار کمتر چیزی دور ریخته می‌شد. ظرف مسی را سفید می‌کردند، فرش را رفو می‌کردند و لباس را برای کوچک‌ترهای خانواده کوتاه می‌کردند. وقتی هم وسیله‌ای دیگر به کار خانواده نمی‌آمد، راهش به دکان سمسار محله ختم می‌شد.

این شیوه یک محدودیت بزرگ داشت. خریدار و فروشنده فقط در دایرهٔ کوچک محله و آشنایان یکدیگر را پیدا می‌کردند. سمسار هم برای جبران وقت و سرمایه‌اش، کالا را ارزان می‌خرید و گران‌تر می‌فروخت.

جارچی و خبر دهان‌به‌دهان

پیش از روزنامه، خبر با صدای آدم‌ها جابه‌جا می‌شد. جارچی‌ها در گذرها و میدان‌ها خبرها و فرمان‌ها را بلند اعلام می‌کردند. خبر فروش یک خانه، یک اسب یا یک قالی هم بیشتر از راه دهان‌به‌دهان، در قهوه‌خانه و حمام و مسجد محله، به گوش خریدار می‌رسید. یادگار آن روزگار هنوز در زبان ما مانده است: «جار زدن» را همچنان به معنای خبر دادن به همه به کار می‌بریم.

روزنامه و ستون نیازمندی‌ها

با رواج روزنامه‌ها در سدهٔ گذشته، اتفاق تازه‌ای افتاد. برای نخستین بار یک فروشنده می‌توانست با چند سطر نوشته، هزاران خواننده را در سراسر شهر خبر کند. صفحه‌های «نیازمندی‌ها» به‌تدریج بخش ثابت و پرخوانندهٔ روزنامه‌ها شد. خانواده‌ها روزنامه را ورق می‌زدند، دور آگهی دلخواه خط می‌کشیدند و با تلفن خانه شماره می‌گرفتند.

هزینهٔ این آگهی‌ها معمولاً به اندازهٔ متن بستگی داشت. برای همین، زبان ویژه‌ای پدید آمد: کوتاه، فشرده و پر از عبارت‌های جاافتاده. «در حد نو»، «به‌علت مهاجرت» و «فوری» هنوز هم در ذهن بسیاری از ما با همان ستون‌های باریک گره خورده‌اند. اما آگهی روزنامه عکس نداشت. فقط یک روز دیده می‌شد و خریدار برای دیدن کالا باید راه زیادی را بی‌هیچ اطمینانی طی می‌کرد.

جمعه‌بازارها؛ میراث زندهٔ داد و ستد رودررو

هم‌زمان، بازارهای هفتگی سنت قدیمی بازارهای ادواری را زنده نگه داشتند. جمعه‌بازار پروانهٔ تهران، که سال‌ها در طبقه‌های یک پارکینگ در خیابان جمهوری برپا می‌شد، برای عتیقه‌دوستان و جویندگان اشیای قدیمی نامی آشناست. در این بازارها هنوز همان قواعد کهن برقرار است: کالا را باید دید، باید پرسید و باید چانه زد.

از کاغذ به صفحهٔ نمایش

اینترنت محدودیت‌های قدیمی را یکی‌یکی برداشت. آگهی امروز عکس دارد و فقط به یک روز محدود نیست. خریدار می‌تواند آن را بر اساس شهر و دسته جست‌وجو کند و پیش از هر دیداری از فروشنده سؤال بپرسد. فاصلهٔ خریدار و فروشنده دیگر به اندازهٔ یک محله نیست، به اندازهٔ یک جست‌وجوست.

با این همه، اصل‌های قدیمی بازار هنوز سر جای خودشان‌اند. توضیح صادقانه دربارهٔ عیب کالا، دیدن جنس پیش از پرداخت و حفظ اعتبار در هر معامله، همان درس‌هایی‌اند که راسته‌های بازار قرن‌ها پیش آموخته بودند.

بازارک؛ راسته‌ای تازه برای روزگار تازه

بازارک یکی از سکوهایی است که این تجربهٔ کهن را به زبان امروز درآورده است. بازارک (bazzarak.com)، سایت نیازمندی‌ها و خرید و فروش، از سال ۱۴۰۵ فعالیت خود را آغاز کرده است. آگهی‌ها در این سایت مانند راسته‌های بازار، در بیش از دویست دسته سامان یافته‌اند؛ از لوازم خانه و کالای دیجیتال تا خودرو و املاک. خریدار آگهی‌های نزدیک به خود را روی نقشه پیدا می‌کند و پرسش‌هایش را از راه گفت‌وگوی داخل خود بازارک با فروشنده در میان می‌گذارد. در صفحهٔ هر آگهی هم نکته‌هایی متناسب با همان دسته آمده است که پیش از معامله باید در نظر داشت؛ نسخهٔ امروزی همان تجربه‌هایی که بازاریان قدیم سینه‌به‌سینه به هم می‌سپردند.

یک کالا در دو زمان: چانه‌زنی در بازار دههٔ پنجاه و آگهی همان کالا امروز در بازارک

سخن پایانی

شاید در خانهٔ شما هم وسیله‌ای باشد که روزی به دکان سمسار محله می‌رفت یا آگهی‌اش در ستون نیازمندی‌ها چاپ می‌شد. امروز می‌توانید با چند عکس و یک توضیح صادقانه، آن را به کسی بسپارید که واقعاً به آن نیاز دارد. برای شروع، نخستین آگهی خود را ثبت کنید: ثبت آگهی در بازارک

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Free spins casinojojobetjojobetmatbetjojobetbullbahisfanatikbetjojobet girişcasinoroyalHoliganbetpusulabetbahsegel girişMadridbetholiganbet girişholiganbetjojobet girişMadridbetholiganbet girişholiganbetjojobetmeritkingmeritkingHoliganbetgrandpashabetjojobetMadridbetMarsbahisjojobetjojobetsekabetjojobet girişmarsbahisZBahisZBahis GirişZBahis Sitesimarsbahismarsbahis girişmarsbahis resmi girişbahsegelbahsegel girişbahsegel twitterbetciobetcio girişbetcio güncelsekabetsekabet girişsekabet güncel girişsuperbetinmarsbahis girişdeneme bonusu veren sitelerdeneme bonusudeneme bonusu veren sitelerdeneme bonusumarsbahisjojobet