گهوارههاي مدنيت : تمدن در كجا آغاز شده است؟

آسياي ميانه- آنائو- خطوط انتشار
شايسته چنان است كه اين فصل را، كه فصل سؤالهاي بيجواب است، با سؤال ديگري كامل كنيم، و آن اينكه: تمدن در كجا آغاز شده است؟ اين نيز سؤالي است كه به نوبة خود بدون جواب خواهد ماند. اگر گفتة علماي زمينشناسي را- كه نظريات ايشان، در بارة امور ماقبل تاريخ، پوشيده از ابرهاي ابهامي است كه دست كمي از تاريكيهاي فلسفي ندارد- باور كنيم، بايد بگوييم كه مناطق آسياي ميانه، كه اينك خشك و بيآب و علف است، در گذشته پر آب و معتدل بوده و درياچههاي بزرگ و رودخانههاي فراوان داشته است. بازپسين عقبنشيني يخچالها در زير سطح اقيانوس، در عمق 2000 – 3000 متر، فلاتي است كه از شمال به جنوب اقيانوس اطلس امتداد دارد و عمق آب، در دو طرف آن، از 5000 تا 6000 متر است.
اين سرزمينها را دچار خشكي ساخته، و در پايان امر كار به جايي رسيده كه به علت كمي بارندگي در آن نواحي، ايجاد مدنيتها و كشورها غير ممكن شده است؛ به همين جهت، ساكنان آن اراضي مجبور به مهاجرت به خاور و باختر و شمال و جنوب گرديدهاند تا به جايي برسند كه آب كافي در اختيار داشته باشند، و به اين ترتيب شهرها يكي پس از ديگري خالي شده است. هم اكنون خرابههاي شهرهايي چون بلخ تا نيمه در شن فرو رفته، و لابد چنين شهري، كه محيط آن سي و پنج كيلومتر است، روزي پر از جمعيت بوده. هنوز از سال 1868 مدت درازي نگذشته است، و در آن هنگام 000،80 نفر ساكنان تركستان باختري، كه دور تا دور شهرشان را ريگ روان فرا گرفته بود، ناچار شدند از آن ناحيه مهاجرت كنند. بسياري از دانشمندان چنين تصور ميكنند كه اين نواحي، كه اكنون در شرف مرگ است، ناظر و شاهد نخستين گامهاي مجموعة تو بر تويي از نظم و پيشبيني و آداب و اخلاق و راحتطلبي و فرهنگ بوده، كه از ميان آن، تمدن كنوني بيرون آمده است.
در سال 1907 پمپلي در آنائو، در تركستان جنوبي، آثاري از جنس سفال و جز آن به دست آورد و تاريخ آن را 9000 سال قبل از ميلاد تخمين كرد ـ احتمال دارد در اين تخمين 4000 سال مبالغه شده باشدـ چنانكه معلوم شده است، مردم آن ناحيه كشت گندم و جو و ذرت را ميدانسته و در افزارهاي خود مس به كار ميبرده و حيوانات اهلي در اختيار داشتهاند؛ نقشهايي كه بر روي ظروف سفالي آنان ديده ميشود، نمايندة آن است كه تمدن ايشان مسبوق به سابقة چندين قرن ميباشد. از ظاهر امر چنين برميآيد كه فرهنگ 5000 سال قبل از ميلاد تركستان، در آن هنگام، خود، فرهنگ و تمدن سابقهدار و كهني بوده است. ممكن است در آن زمان، ميان آنان، مورخان و دانشمنداني وجود داشته كه براي يافتن ريشة قديمي تمدن خود به كاوش ميپرداختهاند، يا فيلسوفاني زندگي ميكردهاند كه از انحطاط نسل بشري متأثر بوده و بر گذشتة نيك حسرت ميخوردهاند.
چون آن اندازه علم و معرفت صحيح در اختيار نداريم كه اين سرزمين را به نيكي بشناسيم، با خيال ميتوانيم تصور كنيم كه، در نتيجة قهر آسمان و خشكي فراوان زمين، ساكنان اين نواحي ناچار شدهاند از سه طرف به مهاجرت پردازند، و در اين مهاجرت هنر و فرهنگ و تمدن خود را همراه بردهاند. اگر نژاد آن مردم به نواحي دور دست نرسيده باشد، هنرشان از طرف خاور به چين و منچوري و امريكاي شمالي، و از طرف باختر به عيلام و مصر و حتي ايتاليا و اسپانيا رسيده است. در خرابههاي شوش، كه در عيلام قديم (ايران كنوني) قرار دارد، آثاري به دست آمده است كه شباهت فراوان به آثار آنائو دارد، و با كمي استفاده از نيروي خيال ميتوان گذشته را در نظر آورد و دريافت كه، در بامداد مدنيت، ميان دو شهر شوش و آنائو روابط فرهنگي برقرار بوده است (حوالي 4000 سال قبل از ميلاد)؛ همين طور وجود مشابهتهاي ديگري نشان ميدهد كه ميان مصر و بينالنهرين نيز چنين روابطي وجود داشته است.
گفتن اينكه كدام يك از مدنيتها قديمتر بوده امري است كه فعلا امكان ندارد؛ و چون ملاحظه كنيم كه همة اين تمدنها افراد خانوادة واحدي بودهاند، فهم اينكه قديمترين آنها كدام است چندان اهميت ندارد. اگر ما در اين كتاب با عقيدهاي كه عموميت دارد مخالفت كرده و عيلام و سومر را پيش از مصر ميآوريم، بيهوده، و براي مخالفت با رأي جمهور، به اين كار نپرداختهايم، بلكه از آن جهت است كه عمر اين مدنيتهاي آسيايي، در مقايسة با تمدنهاي افريقايي و اروپايي، درازتر است؛ هر چه آگاهي ما به اين تمدنها بيشتر ميشود اين حقيقت نيز آشكارتر ميگردد. هنگامي كه دانشمندان باستانشناسي پس از يك قرن كاوش نتيجهبخش در اراضي مجاور نيل، بيل و كلنگ خود را به عربستان و فلسطين و بينالنهرين و ايران انتقال دادند و در كار خود پيشتر رفتند، به اين حقيقت بيشتر واقف گرديدند كه دلتاي حاصلخيز رودخانههاي بينالنهرين جايي است كه شاهد و ناظر پردة اول نمايشنامة تاريخي تمدن بوده است.
كتاب اول
خاور نزديك
«و در آن هنگام خدايان به من كه حموربي و خدمتگزاري هستم كه كارهايم ماية خرسندي ايشان است… و هنگام نيازمندي يار و مدد كار ملت خويشم و آنان را به ثروت و فراواني رساندهام… فرمان دادند كه از تعدي و ستم كردن قوي بر ضعيف جلوگيرم… و روشني را بر زمين بگسترم و آسايش مردم را فراهم آورم.»
مقدمة قانوننامة حموربي
جدول گاهشماري تاريخ خاور نزديك
قم مصر
18000: فرهنگ عصر ديرينهسنگي نيل
10000: فرهنگ عصر نوسنگي نيل
5000: فرهنگ عصر مفرغ نيل
4241: پيدايش تقويم مصري(؟)
4000: فرهنگ بداري
3500-2631: الف- دولت پادشاهي قديم
3500-3100: سلسلههاي اول- سوم
3100- 2965: چهارمين سلسله: اهرام
3098-3075: خوفو(«خئوپس» هرودوت)
3067-3011: خفرع («خفرن»)
3011- 2988: منكورع («ميكرينوس»)
2965- 2631: سلسلههاي پنجم و ششم
2738-2644: پپي دوم (درازترين پادشاهي در تاريخ)
2631- 2212: دورة ملوكالطوايف
2375-1800: ب- دولت پادشاهي ميانه
2212-2000: سلسلة دوازدهم
2212-2192: آمنمحت اول
2192-2157: سنوسرت («سزوستريس») اول
2099-2061: سنوسرت سوم

قم آسياي باختري
40000: فرهنگ عصر ديرينه سنگي در فلسطين
9000: فرهنگ عصر مفرغ در تركستان
4500: تمدن در شوش و كيش
3800: تمدن در كرت
3638: سومين سلسلة كيش
3600: تمدن در سومر
3200: سلسلة اكشاك در سومر
3100: اور- نينا نخستين (؟) شاه لاگاش
3089: چهارمين سلسلة كيش
2903: اصلاحات شاه اوروكاژينا در لاگاش
2897: تسخير لاگاش به دست لوگال – اگيزي
2872-2817: يكي شدن سومر و اكد به دست سارگن اول
2795-2739: نرمسين شاه سومر و اكد
2600: گودآشاه لاگاش
2474-2398: دورة طلايي اور؛ نخستين قانوننامه
2357: غارت شدن اور به دست عيلاميان
2169-1926: نخستين سلسلة بابلي
2123-2081: حموربي، شاه بابل
2117-2094: تسخير سومر و عيلام به دست حموربي
تمام سنهها قبل از ميلاد، و تا 663 قبل از ميلاد تقريبي است. در مورد شاهان، عدة سالها نمايندة دوران سلطنت است نه مدت زندگي.
قم مصر
2061- 2013: آمنمحت سوم
1800-1600: تسلط هيكسوسها
1580-1100: ج- امپراطوري
1580-1322: سلسلة هجدهم
1545-1514: تحوطمس اول
1514-1501: تحوطمس دوم
1501-1479: ملكه حتشپسوت
1479-1447: تحوطمس سوم
1412-1376: آمنحوتپ سوم
1400-1360: عصر نامههاي تلالمعارنه؛ عصيان آسياي باختري در برابر مصر
1380-1362: آمنحوتپ چهارم (اخناتور)
1360-1350: توت عنخآمون
1346-1210: سلسلة نوزدهم
1346-1322: حارمحب
1321-1300: ستي اول
1300-1233: رامسس دوم
1233-1223: مرنپتاح
1214-1210: ستي دوم
1205-1100: سلسلة بيستم: شاهان به نام رامسس
1204-1172: رامسس سوم
1100-947: سلسلة بيست و يكم: شاهان ليبيايي
947-720: سلسلة بيست و دوم: شاهان بوبسطه
947-925: ششنك اول
2061- 2013: آمنمحت سوم
1800-1600: تسلط هيكسوسها
1580-1100: ج- امپراطوري
1580-1322: سلسلة هجدهم
1545-1514: تحوطمس اول
1514-1501: تحوطمس دوم
1501-1479: ملكه حتشپسوت
1479-1447: تحوطمس سوم
1412-1376: آمنحوتپ سوم
1400-1360: عصر نامههاي تلالمعارنه؛ عصيان آسياي باختري در برابر مصر
1380-1362: آمنحوتپ چهارم (اخناتور)
1360-1350: توت عنخآمون
1346-1210: سلسلة نوزدهم
1346-1322: حارمحب
1321-1300: ستي اول
1300-1233: رامسس دوم
1233-1223: مرنپتاح
1214-1210: ستي دوم
1205-1100: سلسلة بيستم: شاهان به نام رامسس
1204-1172: رامسس سوم
1100-947: سلسلة بيست و يكم: شاهان ليبيايي
947-720: سلسلة بيست و دوم: شاهان بوبسطه
947-925: ششنك اول
قم آسياي باختري
1926-1703: دومين سلسلة بابلي
1900: ظهور تمدن حتي
1800: تمدن در فلسطين
1746-1169: تسلط كاسيها بر بابل
1716: طلوع دولت آشور به دست شمشي اداد دوم
1650-1220: بندگي يهوديان در مصر (؟)
1600-1360: تسلط مصر بر فلسطين و سوريه
1550: تمدن ميتاني
1461: برا – بورياش اول، شاه بابل
1276: وحدت آشور به دست شلمنصر اول
1200: تسخير كنعان به دست يهوديان
1115-1102: توسعة دولت آشور به دست تيگلت – پيلسر اول
1025-1010: شائول، پادشاه يهود
1010-974: داوود، پادشاه يهود
1000-600: دورة طلايي فنيقيه و سوريه
974-937: سليمان، پادشاه يهود
937: تجزية، دولت يهود: يهودا و اسرائيل
884-859: آسور نصيرپال دوم شاه آشور
895-824: شلمنصر سوم ،شاه آشور
811-808: سامورامات(«سميراميس»)در آشور
785-700: عصر طلايي ارمنيه («اورارتو»)
745-727: تيگلت –پيلسر سوم
732-722: استيلاي آشور بر دمشق
قم مصر
925-889: اوسوركون اول
880-850: اوسوركون دوم
850-825: ششنك دوم
821-769: ششنك سوم
763-725: ششنك چهارم
850-745: سلسلة بيست و سوم، شاهان طيوه
725-663: سلسلة بيست و چهارم، شاهان ممفيس
745-663: سلسلة بيست و پنجم، شاهان حبشي
689-663: تاهاركا
685: تجديد حيات بازرگاني مصر
674-650: تسخير مصر به دست آشوريان
663-525: سلسلة بيست وششم، شاهان سائيس
663-609: پسامتيك («پسامتيخوس») اول
663- 525: رونق هنر مصري در دورة شاهان سائيس
615: آغاز مهاجرت يهوديان به مصر
609- 593: نيكو («نخو»)ي دوم
605: آغاز وارد شدن فرهنگ يوناني به مصر در زمان نيكو
593-588: پسامتيك دوم
569-526: احمس («آماسيس») دوم
568-567: حملة بختنصر دوم به مصر
560: ازدياد نفوذ يونان در مصر
قم آسياي باختري
سامره
722-705: سارگن دوم، شاه آشور
709: ديااكو(ديوكس)، شاه ماد
705-681: سناخريب، شاه آشور
702: اشعياي اول
689: غارت بابل به دست سناخريب
681- 669: اسرحدون، شاه آشور
669-626: آسورباني پال («ساردانا پالوس»)، شاه آشور
660-583: زره توشتره («زورو آستر»)؟
652: گوگس، شاه ليديا
640-584: هووخشتره (كوآكسار)، شاه ماد
639: سقوط شوش، انقراض عيلام
639: يوشع، شاه يهود
625: بازگشت استقلال بابل به دست نبوپولسر
621: آغاز («اسفار پنجگانه»)
612: سقوط نينوا؛ انقراض آشور
610-561: آلوآتس، شاه ليديا
605-562: بختنصر دوم، شاه بابل
600: ارميا در اورشليم؛ سكه زدن در ليديا
597-586: تسخير اورشليم به دست بختنصر
586-538: اسارت يهود در بابل
580: حزقيال در بابل
570-546: كرزوس، شاه ليديا
قم مصر
526-525: پسامتيك سوم
525: تسخير مصر به دست پارسيها
485: شورش مصر بر ضد پارس
484: تسخير مجدد مصر به دست خشيارشا
482: اتحاد جنگي پارس و مصر برضد يونان
455: شكست حملة آتنيان به مصر
332: تسخير مصر به دست يونانيان؛ تأسيس اسكندريه
283-30: شاهان بطالسه
30: انحلال مصر در امپراطوري روم
قم آسياي باختري
555-529: كوروش اول، شاه ماد و پارس
546: تسخير سارديس به دست كوروش
540: اشعياي دوم
539: تسخير بابل به دست كوروش و تأسيس امپراطوري ايران
529-522: كبوجيه، شاه پارس
521-485: داريوش اول، شاه پارس
520: ساختن هيكل دوم د ر اورشليم
490: نبرد ماراتون
485-464: خشيارشاي اول، شاه پارس
480: نبرد سالاميس
464-423: اردشير اول، شاه پارس
450: كتاب ايوب(؟)
444: عزرا در اورشليم
423-404: داريوش دوم، شاه پارس
404-359: اردشير دوم، شاه پارس
401: شكست كوروش كوچك در كوناكسا
359-338: اوخوس، شاه پارس
338-330: داريوش سوم، شاه پارس
334: نبرد گرانيكوس و دخول اسكندر به اورشليم
333: نبرد ايسوس
331: تسخير بابل به دست اسكندر
330: نبرد اربيل؛ خاور نزديك قسمتي از امپراطوري اسكندر ميشود.
منبع : تاریخ تمدن , جلد اول : مشرق زمین
نویسنده : ویل دورانت
نشر الکترونیکی سایت تاریخ ما