بانو جانگ؛ ناگفته‌های زندگی ملکه جنجالی و سرنوشت تلخ جانگ هوی‌بین

بانو جانگ (با نام اصلی جانگ اوک‌جونگ و لقب رسمی جانگ هوی‌بین) یکی از تأثیرگذارترین و در عین حال مناقشه‌برانگیزترین چهره‌های سلطنتی در تاریخ سلسله چوسان کره به شمار می‌رود که از طبقه متوسط به مقام ملکه رسید. او به عنوان همسر پادشاه سوکجونگ و مادر بیستمین پادشاه چوسان (گیونگ‌جونگ)، کانون اصلی رقابت‌های سهمگین حزبی میان جناح جنوب و جناح غرب در اواخر قرن هفدهم میلادی بود.

بانو جانگ کیست؟ تبارشناسی و خاستگاه اجتماعی

برای درک موقعیت استثنایی بانو جانگ در ساختار قدرت، بررسی نظام طبقاتی سخت‌گیرانه پادشاهی چوسان ضروری است. جانگ اوک‌جونگ در سوم نوامبر سال ۱۶۵۹ میلادی در خانواده‌ای متعلق به طبقه «جونگ‌این» (Jungin – طبقه متوسط متشکل از مترجمان، پزشکان و متخصصان فنی) زاده شد. پدرش جانگ هیونگ، از بازرگانان و دیپلمات‌های توانمند حوزه ترجمه بود و خاندان مادری‌اش نیز با تجارت دریایی و صرافی‌های بزرگ پیوند داشتند. ثروت سرشار این خاندان بستری فراهم آورد که او علی‌رغم تعلق نداشتن به اشراف سنتی («یانگبان»)، از تربیتی سطح بالا و دانشی کم‌نظیر در حوزه ادبیات و سیاست برخوردار شود.

در نظام درباری چوسان، رسیدن زنی از طبقه متوسط به جایگاه رسمی همسر سلطنتی تقریباً ناممکن تلقی می‌شد. قوانین کنفوسیوسی حاکم بر دربار، پیوند زناشویی پادشاه را با بانوانی از طبقات پایین‌تر از یانگبان به شدت محدود می‌کرد تا خلوص نسب سلطنتی حفظ شود. با این حال، نفوذ سیاسی عموی او یعنی جانگ هیون، که از تاجران بین‌المللی برجسته و هم‌پیمانان اقتصادی حزب جنوب (نامین) بود، مسیر اولیه ورود او به کاخ سلطنتی را به عنوان ندیمه (گونگ‌نیو) هموار کرد.

ورود به دربار و جلب توجه پادشاه سوکجونگ

جانگ اوک‌جونگ در دوران نوجوانی به عنوان بانوی ندیمه در کاخ ملکه بیوه جانگ‌نیول (ملکه جاوی)، نامادری پادشاه هیونجونگ، مشغول به خدمت شد. ملکه جاوی از حامیان سرسخت جناح جنوب به شمار می‌رفت و کاخ او پایگاهی برای توازن قوا در برابر جناح غرب به رهبری ملکه مائهیونگ (مادر پادشاه سوکجونگ) بود. هنگامی که پادشاه سوکجونگ جوان در جریان بازدیدهای درباری با جانگ اوک‌جونگ روبه‌رو شد، شیفته زیبایی خارق‌العاده، فصاحت کلام و هوش سرشار او گشت.

این دلدادگی زودهنگام به سرعت ابعاد سیاسی به خود گرفت. ملکه مائهیونگ و جناح غرب که نفوذ روزافزون یک زن از طبقه متوسط متصل به جناح رقیب را تهدیدی مستقیم علیه موقعیت خود می‌دیدند، در سال ۱۶۸۰ میلادی پادشاه را تحت فشار گذاشتند تا او را از قصر اخراج کند. تبعید بانو جانگ از قصر تا زمان درگذشت ملکه مائهیونگ در سال ۱۶۸۳ ادامه یافت؛ دوره‌ای که طی آن او در انزوای نسبی زیست، اما روابط مخفیانه حامیانش با پادشاه حفظ گردید.

صعود به قله قدرت و دگرگونی‌های سیاسی دربار

پس از درگذشت مادر پادشاه و با وساطت ملکه اینهیون (همسر دوم سوکجونگ)، بانو جانگ در سال ۱۶۸۶ مجدداً به قصر سلطنتی فراخوانده شد. ملکه اینهیون که از اشراف‌زادگان خاندان مین و وفادار به حزب غرب بود، به دلیل عدم توانایی در زادآوری ولیعهد، امیدوار بود حضور بانو جانگ بتواند نیاز دربار به وارث مذکر را برطرف کند، غافل از آنکه این تصمیم سرآغاز جابه‌جایی بنیادین قدرت در تاریخ چوسان خواهد شد.

سوکجونگ به محض بازگشت جانگ، رتبه سلطنتی سوکوون (Suk-won – رتبه چهارم ندیمگان) و سپس سویه (So-ui – رتبه دوم) را به وی اعطا کرد. رویداد سرنوشت‌ساز در نوامبر ۱۶۸۸ رخ داد؛ زمانی که او نخستین فرزند ذکور پادشاه، یعنی شاهزاده یی یون (ولیعهد آینده و پادشاه گیونگ‌جونگ) را به دنیا آورد. این رخداد پایه‌های قدرت خاندان‌های سنتی یانگبان را به لرزه درآورد، زیرا پادشاه پس از سال‌ها انتظار صاحب پسری شده بود که مادرش زنی نامتعارف از دید اشراف تلقی می‌شد.

کودتای سیاسی گیسا هوانگوک و رسیدن به مقام ملکه

در ژانویه ۱۶۸۹، پادشاه سوکجونگ نوزاد دوماهه را رسماً به عنوان «وونجا» (ولیعهد ارشد بلافصل) اعلام کرد و مرتبه جانگ اوک‌جونگ را به عالی‌ترین مقام صیغگان سلطنتی یعنی «بین» با عنوان تشریفاتی «هوی» (به معنای خجسته و باوقار) ارتقا داد؛ از این مقطع تاریخی، او با نام رسمی جانگ هوی‌بین شناخته شد. انتصاب این نوزاد به ولیعهدی با مخالفت طوفانی جناح غرب به رهبری عالم برجسته نومعتزلی، سونگ شی‌یول، مواجه گردید. سونگ استدلال می‌کرد که چون ملکه اینهیون هنوز جوان است، تعیین فرزند یک بانو از طبقه غیراشرافی به ولیعهدی شتاب‌زده و خلاف سنت‌های کنفوسیوسی است.

خشم پادشاه سوکجونگ از مقاومت اشراف، به پاکسازی سیاسی گسترده موسوم به «گیسا هوانگوک» (Gisa Hwanguk) در سال ۱۶۸۹ انجامید. طی این دگرگونی عظیم، سونگ شی‌یول به تبعید فرستاده شد و سپس با نوشیدن زهر اعدام گردید. ملکه اینهیون از مقام خود عزل و به خارج از پایتخت تبعید شد و جناح جنوب تمام ارکان کابینه و شورای سلطنتی را تسخیر کرد. در بیست و دوم اکتبر سال ۱۶۹۰، بانو جانگ رسماً تاج‌گذاری کرد و به مقام ملکه اعظم چوسان دست یافت؛ پدیده‌ای که در تاریخ پانصدساله این سلسله بی‌سابقه بود.

جدول تحولات و رتبه‌های سلطنتی بانو جانگ

سال میلادیعنوان درباری / رتبهرویداد سیاسی و تاریخی مرتبط
۱۶۸۰گونگ‌نیو (ندیمه قصر)ورود به قصر ملکه جاوی و جلب توجه اولیه پادشاه سوکجونگ
۱۶۸۶سوکوون (رتبه ۴ ارشد)بازگشت رسمی به قصر سلطنتی پس از دوره تبعید
۱۶۸۸سویه (رتبه ۲ ارشد)تولد شاهزاده یی یون (پادشاه گیونگ‌جونگ آینده)
۱۶۸۹هوی‌بین (رتبه ۱ ارشد صیغگان)تعیین فرزندش به عنوان ولیعهد ارشد دربار
۱۶۹۰ – ۱۶۹۴ملکه چوسان (وانگ‌هو)رسیدن به جایگاه ملکه رسمی پس از عزل ملکه اینهیون
۱۶۹۴ – ۱۷۰۱تنزل مجدد به رتبه هوی‌بینبازگشت ملکه اینهیون در جریان کودتای سیاسی گاپسول هوانگوک
۱۷۲۲ (پس از مرگ)اوکسان بوده‌بیناعطای لقب مادر سلطنتی توسط فرزندش پادشاه گیونگ‌جونگ

سقوط بانو جانگ؛ بازگشت حزب غرب و تراژدی سال ۱۷۰۱

دوران سلطنت بانو جانگ به عنوان ملکه تنها پنج سال دوام آورد. پادشاه سوکجونگ حاکمی عمل‌گرا و به شدت مستبد بود که همواره از تاکتیک تغییر موازنه قوا («هوانگوک») برای جلوگیری از تمرکز قدرت در دستان یک جناح خاص استفاده می‌کرد. با گذشت زمان، جاه‌طلبی‌های مالی و سیاسی برادر ملکه (جانگ هی‌جائه) و رفتارهای خودسرانه رهبران جناح جنوب، خشم و بدگمانی فزاینده پادشاه را برانگیخت.

در سال ۱۶۹۴، هم‌زمان با شکل‌گیری جنبش‌های مردمی و اشرافی برای اعاده حیثیت از ملکه معزول، دگرگونی سیاسی موسوم به «گاپسول هوانگوک» (Gapsul Hwanguk) رخ داد. سوکجونگ با چرخشی ناگهانی، جناح جنوب را از اریکه‌ی قدرت خلع کرد، حزب غرب را به صحنه بازگرداند و ملکه اینهیون را مجدداً به مقام ملکه‌ای منصوب نمود. بدین ترتیب، بانو جانگ از عنوان ملکه خلع شد و با تنزل رتبه، بار دیگر به جایگاه صیغه سلطنتی (هوی‌بین) بازگشت.

چرا بانو جانگ اعدام شد؟ پرونده جادوگری موگو اوی اوک

با بازگشت ملکه اینهیون، تنش‌های درون اندرونی کاخ به اوج رسید. ملکه اینهیون پس از بازگشت از تبعید دچار بیماری‌های مزمن و تحلیل جسمانی شد و سرانجام در اوت ۱۷۰۱ میلادی درگذشت. بلافاصله پس از مرگ او، بانو چوی سوک‌بین (مادر پادشاه آینده یونگ‌جو و از حامیان سرسخت حزب نورون) گزارشی محرمانه به سوکجونگ ارائه داد مبنی بر اینکه بانو جانگ با همکاری یک شمن، در اقامتگاه اختصاصی خود (تالار چوایسوندانگ) معبدی مخفی برپا کرده و مجسمه‌ها و تصاویر ملکه اینهیون را با تیرهای چوبی هدف قرار داده تا او را به قتل برساند.

بازرسی از تالار چوایسوندانگ و شکنجه ندیمگان و شمن‌های مرتبط، به اعترافاتی انجامید که به «حادثه جادوگری سال ۱۷۰۱» (Mu Go ui Ok) شهرت یافت. علی‌رغم التماس‌های ولیعهد دوازده‌ساله و مخالفت بخشی از اعضای حزب سورون که نگران آینده سلطنت بودند، پادشاه سوکجونگ در نهم نوامبر ۱۷۰۱ حکم اعدام بانو جانگ را از طریق نوشیدن جام زهر (سابال) صادر کرد. او در سن چهل و دو سالگی اعدام شد و در پی آن، صدها تن از بستگان و درباریان حامی‌اش در تصفیه‌ای خونین کشته یا تبعید شدند.

آیا بانو جانگ واقعاً یک جادوگر خبیث بود یا قربانی سیاست؟

تحلیل‌های تاریخی معاصر بر این باورند که اتهام جادوگری ابزاری سیاسی برای حذف کامل نفوذ خاندان جانگ از صحنه قدرت بود. در ساختار پادشاهی چوسان، باورهای شمنیستی حتی در میان بانوان اشرافی نیز رواج داشت و برپایی نیایش‌های سنتی برای شفای بیماری ولیعهد یا حفظ جایگاه امری غیرمعمول نبود. پادشاه سوکجونگ که نگران قدرت‌گیری جناح جنوب پس از به تخت نشستن ولیعهد بود، از این پرونده برای نابودی جناح حامی جانگ و تثبیت اقتدار سلطنتی پیش از انتقال قدرت بهره‌برداری کرد. پادشاه پس از این واقعه، قانونی وضع کرد که به موجب آن هیچ صیغه سلطنتی هرگز نتواند به مقام ملکه ارتقا یابد؛ قانونی که تا پایان سلسله چوسان پابرجا ماند.

نقش بانو جانگ در انشعاب حزب غرب به نورون و سورون چه بود؟

بحران ناشی از صعود و سقوط جانگ هوی‌بین، جناح غرب را دچار انشعابی تاریخی کرد که سرنوشت سیاسی دو قرن بعد چوسان را رقم زد. جناح تندرو به رهبری سونگ شی‌یول با نام «نورون» (آموزه‌های کهن)، خواهان سرکوب مطلق بانو جانگ، طرد کامل جناح جنوب و محرومیت ولیعهد یی یون از سلطنت به دلیل وابستگی به مادرش بودند. در مقابل، جناح میانه‌رو موسوم به «سورون» (آموزه‌های نوین) معتقد بودند که برای حفظ ثبات کشور، باید از ولیعهد حمایت کرد و از مجازات مرگ برای مادر پادشاه آینده پرهیز نمود. این دوگانگی تا دهه‌ها منشأ ترورها و تصفیه‌های متعدد در دربار باقی ماند.

بازخوانی انتقادی منابع تاریخی؛ نقد روایت‌های سنتی

تصویر تاریخی بانو جانگ در قرون متمادی به شدت تحت تأثیر دو منبع اصلی شکل گرفته است: نخست سالنامه‌های رسمی سلطنتی («چوسان وانگجو شیلوک») و دوم رمان زندگی‌نامه‌ای درباری «این‌هیون وانگ‌هو جون» (داستان ملکه اینهیون). بخش اعظم وقایع‌نگاری‌های دوران سوکجونگ پس از مرگ جانگ توسط تاریخ‌نگاران وابسته به جناح پیروز (نورون) نگاشته شد. این رویکرد یک‌طرفه موجب شد بانو جانگ به عنوان تجسم جاه‌طلبی شیطانی، حسادت زنانه و تباهی اخلاقی بازنمایی شود، در حالی که ملکه اینهیون نماد مطلق فضیلت و پارسایی کنفوسیوسی معرفی گردید.

پژوهشگران مدرن دانشگاهی با بازخوانی انتقادی اسناد دیوانی و نامه‌های برجامانده نشان داده‌اند که تقلیل نبردهای پیچیده سیاسی-اقتصادی چوسان به «حسادت زنانه در حرمسرا»، ترفندی ایدئولوژیک از سوی نخبگان یانگبان بوده است تا چالش طبقاتی تحمیل‌شده از سوی نخبگان جونگ‌این (طبقه متوسط) را بی‌اعتبار سازند. بانو جانگ نماد عینی طبقه‌ای نوظهور و ثروتمند بود که انحصار اشرافیت کهن بر ارکان قدرت و حکومت را به چالش کشید و تاوان این ساختارشکنی را با جان خود پرداخت.

میراث فرهنگی، آرامگاه و بازنمایی در رسانه‌های معاصر

آرامگاه بانو جانگ که با عنوان «دربیگورنگ» (Daebinmyo) شناخته می‌شود، پس از انتقال‌های متعدد، اکنون در مجموعه مقابر سلطنتی دونگورو در استان گیونگی‌دو قرار دارد. هنگامی که فرزندش پادشاه گیونگ‌جونگ در سال ۱۷۲۰ به تخت نشست، در اقدامی وفادارانه نسبت به مادرش، عنوان رسمی «اوکسان بوده‌بین» (بانوی بزرگ قصر اوکسان) را پس از مرگ به او اعطا کرد و آرامگاهش را به رتبه آرامگاه مادران پادشاه ارتقا داد.

در فرهنگ عامه و صنعت رسانه‌ای معاصر، شخصیت جانگ هوی‌بین به عنوان یکی از غنی‌ترین کهن‌الگوهای درام تاریخی کره‌ای (کی‌دراما) شناخته می‌شود. در حالی که آثار کلاسیک دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ او را چهره‌ای فتنه‌گر و اغواگر تصویر می‌کردند، سریال‌های نوین مانند «جانگ اوک‌جونگ، زندگی برای عشق» (۲۰۱۳) روایتی انسانی، هنرمندانه و ساختارشکن از زندگی او ارائه دادند که بر تلاش‌های یک زن برای بقا و ابراز وجود در جامعه‌ای مردسالار و اشرافی متمرکز است.

منابع

  1. Haboush, JaHyun Kim. The Confucian Kingship in Korea: Yŏngjo and the Politics of Sagacity. Columbia University Press, 2001, pp. 45–48.
  2. Lee, Ki-baik. A New History of Korea. Harvard University Press, 1984, pp. 220–223
  3. Palais, James B. Confucian Statecraft and Korean Institutions: Yu Hyŏngwon and the Late Chosŏn Dynasty. University of Washington Press, 1996, pp. 112–115.
  4. Deuchler, Martina. The Confucian Transformation of Korea: A Study of Society and Ideology. Harvard University Asia Center, 1992, pp. 234–239.
  5. Setton, Mark. Factions and Factionalism in Late Chosŏn Korea. Philosophy East and West, Vol. 47, No. 3, 1997, pp. 365–370.
  6. National Institute of Korean History. Veritable Records of the Joseon Dynasty: The Annals of King Sukjong (Sukjong Sillok), Vol. 11, 1680
  7. Haboush, JaHyun Kim. “Filial Ties and Political Alliances: The Royal Consorts of the Chosŏn Dynasty”, in Women and Confucian Cultures in Premodern China, Korea, and Japan, University of California Press, 2003, pp. 201–215.
  8. Duncan, John B. The Origins of the Chosŏn Dynasty. University of Washington Press, 2000, pp. 188–192.
  9. Wagner, Edward W. The Literati Purges: Political Conflict in Early Yi Korea. Harvard University Press, 1974, pp. 142–146.
  10. Karlsson, Anders. “Royal Women and Factional Politics in Late Choson Korea”, Seoul Journal of Korean Studies, Vol. 14, 2001, pp. 89–114.
  11. Haboush, JaHyun Kim. The Memoirs of Lady Hyegyŏng: The Autobiographical Writings of a Crown Princess of Eighteenth-Century Korea. University of California Press, 1996, pp. 12–16.
  12. Academy of Korean Studies. Encyclopedia of Korean Culture: Consort Huibin Jang. AKS Press, 2010.
  13. Peterson, Mark. Korean Adoption and Inheritance: Case Studies in the Creation of a Classic Confucian Society. Cornell University East Asia Program, 1996, pp. 95–99.
  14. National Institute of Korean History. Sukjong Sillok, Vol. 20, 15th Year of Sukjong’s Reign (1689).
  15. Chung, Edward Y. J. The Korean Neo-Confucianism of Yi T’oegye and Yi Yulgok: A Reappraisal of the ‘Four-Seven Thesis’ and Its Practical Implications for Self-Cultivation. State University of New York Press, 1995, pp. 175–178.
  16. Hwang, Kyung Moon. A History of Korea: An Episodic Narrative. Palgrave Macmillan, 2010, pp. 88–92.
  17. National Institute of Korean History. Sukjong Sillok, Vol. 22, 16th Year of Sukjong’s Reign (1690).
  18. Haboush, JaHyun Kim. “The Monarch and the Bureaucracy in Late Chosŏn”, Korean Studies, Vol. 23, 1999, pp. 1–28.
  19. Kim, Jinwung. A History of Korea: From ‘Land of the Morning Calm’ to States in Conflict. Indiana University Press, 2012, pp. 248–251.
  20. Kang, Chae-on. The Ideology of Late Chosŏn Korea: The Hanwon and Nangwa Debates. Jimoondang, 2003, pp. 130–135.
  21. National Institute of Korean History. Sukjong Sillok, Vol. 26, 20th Year of Sukjong’s Reign (1694).
  22. Pettid, Michael J. Korean Shamanism: The Cultural Paradox. Ashgate Publishing, 2008, pp. 74–77.
  23. National Institute of Korean History. Sukjong Sillok, Vol. 35, 27th Year of Sukjong’s Reign (1701).
  24. Kendall, Laurel. Shamans, Housewives, and Other Restless Spirits: Women in Korean Ritual Life. University of Hawaii Press, 1985, pp. 156–160.
  25. Haboush, JaHyun Kim. The Confucian Kingship in Korea, pp. 58–62.
  26. Pettid, Michael J. and Isak Colligan. Premodern Korean Literature: An Introduction. University of Hawaii Press, 2018, pp. 140–144.
  27. Karlsson, Anders. “Factions and Sovereignty in Eighteenth-Century Korea”, Journal of Asian Studies, Vol. 62, 2003, pp. 102–120.
  28. National Institute of Korean History. Sukjong Sillok, Vol. 35, Entry on the Prohibition of Consorts Becoming Queens (October 1701).
  29. Setton, Mark. Factional Politics and Neo-Confucian Ideology. Harvard Journal of Asiatic Studies, Vol. 55, No. 2, 1995, pp. 411–435.
  30. Lee, Peter H. Sourcebook of Korean Civilization: Volume II. Columbia University Press, 1996, pp. 48–53.
  31. Kim, Kichung. An Introduction to Classical Korean Literature: From Hyangga to P’ansori. M.E. Sharpe, 1996, pp. 165–172.
  32. Pettid, Michael J. and Mark Peterson. Women in Traditional Korea: A Historical Survey. Cambridge University Press, 2014, pp. 88–94.
  33. Haboush, JaHyun Kim. “Gender and the Politics of Language in Choson Korea”, in Rethinking Confucianism: Past and Present in China, Japan, Korea, and Vietnam, UCLA Asian Pacific Monograph Series, 2002, pp. 290–310.
  34. Hwang, Kyung Moon. Rationalizing Korea: The Rise of the Modern State, 1894–1945. University of California Press, 2015, pp. 33–37.
  35. Cultural Heritage Administration of Korea. Royal Tombs of the Joseon Dynasty: Daebinmyo. Seoul: CHA, 2016.
  36. National Institute of Korean History. Gyeongjong Sillok (The Annals of King Gyeongjong), Vol. 7, 2nd Year of Gyeongjong’s Reign (1722).
  37. Kim, Yeran. “Historical Television Dramas and Public Memory in Contemporary South Korea”, Media, Culture & Society, Vol. 33, No. 4, 2011, pp. 605–615.

سؤالات متداول

  • نام اصلی و القاب بانو جانگ چه بود؟ نام اصلی او جانگ اوک‌جونگ بود و در طول حیاتش به القاب سوکوون، سویه، هوی‌بین و ملکه دست یافت؛ پس از مرگ نیز عنوان تشریفاتی اوکسان بوده‌بین به وی اعطا گردید.
  • فرزند بانو جانگ چه سرنوشتی پیدا کرد؟ فرزند او شاهزاده یی یون، پس از درگذشت پدرش در سال ۱۷۲۰ میلادی با عنوان پادشاه گیونگ‌جونگ به عنوان بیستمین پادشاه چوسان تاج‌گذاری کرد.
  • علت صدور حکم اعدام برای جانگ هوی‌بین چه بود؟ او به اتهام انجام مناسک شمنیستی و نفرین جادویی علیه ملکه اینهیون با حکم رسمی پادشاه سوکجونگ به مرگ با نوشیدن زهر محکوم شد.
  • چرا بانو جانگ یک استثنا در تاریخ چوسان محسوب می‌شود؟ زیرا او تنها زنی از طبقه متوسط (جونگ‌این) در تاریخ پانصدساله چوسان بود که توانست به عنوان همسر رسمی و ملکه سلطنتی تاج‌گذاری کند.
منبع wikipedia sports khan arxiv
57 نظرات
  1. Raha می گوید

    تو سریال دونگی ملکه دواگر از جانگ متنفر بوده ولی تو سریالی که در رابطه با زندگی بانو جانگ ساختن عکس این موضوع رو میگه . درسریال دونگی اگر اشتباه نکنم ملکه دواگر مادر شاه بوده ولی درسریال دیگه فرزندی نداشته و ملکه وارثه بوده 😂

  2. .... می گوید

    سلام میگن بانو جانگ ب پسرش دارو میده عقیم شه چرا بانو جانگ پسرشو عقیم میکنه

  3. پاییز می گوید

    سلام
    شما گفتین که بانو جانگ توسط ملکه دواگر بزرگ جانگ ریول و شاهزاده دونگ پیونگ به دربار معرفی شد،این دو نفر چه کسایی بودند؟

    1. امیر سیروس پور می گوید

      سلام. خیلی ممنون از همراهیتون.
      ملکه‌ دواگر بزرگ جانگ ریول بیوه پادشاه اینجو بود. شاهزاده دونگ پیونگ هم فرزند پسر عموی پادشاه سوکجونگ بود.

    2. بانو جانگ اوکی جونگ می گوید

      بانو جانگ اوکی جونگ واقعا زمانی مغروب بود و زمانب که امپراطور سوکجوگ اون را به عنوان همسر انتخاب کردن بانو جانگ از دونگی خواست از بیرون براش دارو بیاره و بانو یو از اداره تحقیقات فهنیدن دونگی برای جانگ اوکی جونگ دارو اورده و وقتی دونگی را بردن به اداره تحقیقات دونگی اعتراف نکرد چون به بانو جانگ خیلی علاقه داشت بعد میخواستن دونگی را شکنجه کنن و بعد بانو جانگ رفت به اداره تحقیقات گفت دونگی بی گناه پس ازادش کنین به جایی اون منو بازداشت کنین بانو یو دونگی را ازاد کرد و بعد دونگی به بانو جانگ علاقسو از دست داد چون برادر بانو جانگ به یونگسان ندیمه بانوجانگ دستور داد تا داروی ملکه دواگر را سم بهش اضافه کردن و تا پسر بانو جانگ را به عنوان جانشین انتخاب کنن و بعد بانو جانگ به عنوان ملکه محسوب شد و دونگی را زخمی کردن و اقا بازرگان بیو دونگی را به ایجو برد و او را نجات داد و بعد بازرگان بیو اجازه نداد دونگی بره و بعد برادر بانو اون را دید میخوایت دونگی را بکسه و شینبونتاعک اجازه نداد و بانو سهلی او را نجات داد و به قصر برگشت و به عنوان بانوی ویژه محسوب شد

  4. علیرضا می گوید

    سلام.خسته نباشید. فاصله خلع بانو جانگ تا اعدامش چند سال بود؟ سوال دیگه اینکه در متن نوشته پادشاه در سال بیست و هفتم سلطنت دستور داد صیغه ها ملکه نشن پس با این حساب دونگی میدونسته که ملکه نمیشه و اینکه تو سریال گفت خودش نمیخواد ملکه بشه دروغه درسته؟
    سوال دیگر اینکه راسته که یونینگ با همکاری ملکه وارثه ( این وون) پسر بانو جانگ رو به قتل میرسونه؟

    1. امیر سیروس پور می گوید

      سلام. سلامت باشید. بین خلع و اعدام بانو جانگ فاصله ای نبود. نهایت چند هفته. بحث ملکه شدن دونگ یی هیچ پایه و اساسی نداره. علاوه از دستور پادشاه در این مورد یه مسئله ای هم هست اونم رتبه پائین اجتماعی خانوادگی دونگ یی هست. افراد پائین رتبه اجتماعی نمیتونستن ملکه بشن و قوانین کنفسیوسی این اجازه رو بهشون نمیداده. به قتل رسوندن پسر بانو جانگ توسط پادشاه یونگجو اینده یه فرضیه و احتمال ضعیف هست اما احتمالش هم وجود داره. اما به احتمال زیادتر پادشاه گیونگ جونگ بر اثر بیماری فوت کرده.

      1. علیرضا می گوید

        آخه اینطور که در متن نوشته بانو جانگ در سال ۱۶۸۸ ملکه شده یعنی ۲۹ سالش بوده و از اونجا که فقط ۶ سال ملکه بوده در سن ۳۵ سالگی خلع میشه و ازین سن تا اعدام ۷ سال فاصله هست

        1. امیر سیروس پور می گوید

          شما فرمودین از زمان خلع تا اعدام چقدر فاصله بوده که منم عرض کردم فاصله ای نبوده. اینی که شما گفتین از زمان انتصاب به سمت ملکه تا زمان اعدام بوده.

          1. علیرضا می گوید

            میشه بیشتر توضیح بدید.‌ من از روی سال های نوشته شده در متن هرجور حساب کردم بانو جانگ در سن ۳۵ سالگی خلع میشه و در ۴۲ سالگی اعدام

          2. امیر سیروس پور می گوید

            در متن گفته نشده در ۳۵ سالگی عزل میشه. گفته در ۳۵ سالگی یواش یواش اعتماد و محبت پادشاه رو از دست میده.
            زمان عزل و اعدامش فرقی نداشتن.

          3. علیرضا می گوید

            بله درسته.
            در سلسله چوسان به غیر از بانو جانگ زنان دیگری هم بودن که با وجود طبقه اجتماعی پایین ملکه بشن؟

          4. امیر سیروس پور می گوید

            سلام. بله موارد دیگه ای هم وجود داشتن.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Free spins casinocasibompusulabetcasibomjojobetjojobetjojobetbullbahisMultiwinmarsbahis güncel girişjojobetpusulabetLivebahiszirvebetsekabetMarsbahis girişsekabetAvvabetAvvabet GirişAvvabet GirişAvvabetAvvabet GirişAvvabetAvvabetcasibomjojobet güncel girişholiganbetmarsbahiscasibom girişjojobetfixbetholiganbetmarsbahisBetnisbahsegel