پادشاه گوانگهه گون؛ ظهور، دیپلماسی بیطرفانه و سقوط تراژیک پانزدهمین فرمانروای چوسان
پادشاه گوانگهه گون (Gwanghaegun) پانزدهمین پادشاه دودمان چوسان در شبهجزیره کره بود که میان سالهای ۱۶۰۸ تا ۱۶۲۳ میلادی حکومت کرد. او با اتخاذ دیپلماسی واقعگرایانه و عملگرایانه میان سلسله رو به زوال مینگ و قدرت نوظهور منچوها (دودمان جین پسین)، اجرای اصلاحات اقتصادی مالیاتی موسوم به قانون دائهدونگ و رهبری میدانی در خلال تهاجم ژاپن به کره، نقشی ماندگار ایفا کرد، اما سرانجام در پی کودتای جناح محافظهکار غربیها خلع و تبعید شد.
زندگینامه و زمینه قدرتگیری پادشاه گوانگهه گون
پادشاه گوانگهه گون با نام شخصی یی هون (Yi Hon) در سال ۱۵۷۵ میلادی متولد شد. او دومین پسر پادشاه سونجو (Seonjo) بود که از بانو کیم، یکی از صیغههای سلطنتی، زاده شد. در نظام سلسلهمراتبی و نومحافظهکار کنفوسیوسی دودمان چوسان، حق جانشینی تاجوتخت در درجه نخست به فرزندان پسر ملکه قانونی (همسر رسمی پادشاه) تعلق میگرفت؛ به همین دلیل، فقدان خون مشروع مادری مانعی جدی و ریشهدار در پذیرش پادشاه گوانگهه گون از سوی جناحهای محافظهکار اشرافی به شمار میرفت.
با آغاز جنگ ایمجین (Imjin War) در سال ۱۵۹۲ و تهاجم سراسری سپاهیان تویوتومی هیدهیوشی به خاک کره، پایتخت در آستانه سقوط قرار گرفت و ارتش شاهی دچار ازهمپاشیدگی شد. پادشاه سونجو که ناچار به فرار به سوی مرزهای شمالی مینگ شده بود، در اقدامی فوری و اضطراری یی هون را به عنوان ولیعهد منصوب کرد تا مشروعیت سلطنت در مرکز میدان جنگ حفظ شود. پادشاه گوانگهه گون مسئولیت تشکیل دربار موقت و اجرایی را عهدهدار شد و شخصاً فرماندهی بسیج نیروهای چریکی و مردمی (اویبیونگ) را در خطوط مقدم نبرد بر عهده گرفت، امری که محبوبیت و احترام چشمگیری میان عامه مردم برای او به همراه داشت.
پس از پایان ویرانیهای جنگ و مرگ پادشاه سونجو در سال ۱۶۰۸، گوانگهه گون بر تخت پادشاهی نشست. با این حال، مشروعیت پادشاه گوانگهه گون از همان روزهای آغازین از سوی دو رقیب سلطنتی به چالش کشیده شد: برادر بزرگترش شاهزاده ایمهه (Imhae) و برادر ناتنی خردسالش شاهزاده یونگچانگ (Yeongchang) که حاصل پیوند سونجو با ملکه اینموک بود. این چالشهای خانوادگی در کنار اختلافات شدید میان جناحهای سیاسی شمالی و غربی، بستر رویدادهای خونین بعدی دربار چوسان را رقم زد.

اصلاحات داخلی و بازسازی کشور در دوره حکومت پادشاه گوانگهه گون
جنگ هفتساله با ژاپن اقتصاد کره را ویران، اراضی کشاورزی را لمیزرع و دفاتر ثبت املاک و احوال جامعه را نابود کرده بود. پادشاه گوانگهه گون پس از به قدرت رسیدن، برنامهای چندجانبه برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده اقتصادی و مدنی تدوین کرد. نخستین گام او احیای نقشه کاداستر اراضی کشاورزی و ساماندهی مجدد نظام مالیاتی کشور بود تا درآمدهای پایدار خزانه از انحصار ملاکان بزرگ درباری خارج شود.
بزرگترین و ماندگارترین دستاورد اقتصادی این دوران، پایهگذاری «قانون دائهدونگ» (Daedong Law) در سال ۱۶۰۸ در ایالت گیونگگی بود. بر پایه این نظام نوآورانه، باجها و خراجهای سنتی غیرمنصفانه که به شکل محصولات نادر محلی و توسط دلالان فاسد از دهقانان وصول میشد، ملغی گردید و مالیاتها به صورت یکپارچه بر اساس مساحت زمینهای کشاورزی و در قالب پرداخت برنج یا منسوجات استاندارد وضع شد. این تحول مالیاتی، فشار معیشتی دهقانان فرودست را به میزان چشمگیری کاهش داد و بنیان نظام اقتصادی متاخر چوسان را دگرگون ساخت.
پادشاه گوانگهه گون علاوه بر اصلاحات اقتصادی، بر احیای علم پزشکی و بهداشت عمومی نیز تمرکز کرد. او فرمان تکمیل دایرهالمعارف جامع پزشکی «دونگاویی بوگام» (Dongui Bogam) را به پزشک نامدار دربار، هو جون (Heo Jun)، ابلاغ کرد؛ اثری که در سال ۱۶۱۳ انتشار یافت و امروزه به عنوان بخشی از میراث ماندگار یونسکو ثبت شده است. وی همچنین سیستم هویتی «هوپا» (Hopae) را احیا کرد و بازسازی کاخهای سلطنتی چانگدوکگونگ و گیونگدوکگونگ را به پایان رساند تا جلوه نمادین اقتدار کشور را احیا کند.
| حوزه اصلاحات | اقدام شاخص دوره پادشاه گوانگهه گون | اثرات و دستاوردهای تاریخی |
|---|---|---|
| مالیات و زمین | تصویب و اجرای آزمایشی قانون دائهدونگ (۱۶۰۸) | کاهش بار خراج دهقانان و تبدیل باجهای غیرمنصفانه جنسی به پرداخت منظم برنج بر مبنای مساحت زمین |
| پزشکی و بهداشت | نظارت بر تالیف و انتشار کتاب دونگاویی بوگام (۱۶۱۳) | ایجاد مرجع فراگیر دانش دارویی و بیماریهای بومی با قابلیت استفاده برای تودههای مردم |
| شناسایی و نظام وظیفه | احیای نشانهای هویتی هوپا (Hopae) | سرشماری دقیق جمعیت ذکور، بازسازی دفاتر ثبت مالیاتی و تثبیت توان عضوگیری ارتش |
| معماری و فرهنگ | بازسازی کاخ چانگدوکگونگ و ترویج صنعت چاپ فلزی | احیای نماد حاکمیت ملی پس از آتشسوزیهای جنگ و بازچاپ اسناد تاریخی گمشده در حمله ژاپن |
دیپلماسی عملگرایانه میان مینگ و منچوها؛ شاهکار ژئوپلیتیک پادشاه گوانگهه گون
مهمترین و پیچیدهترین فصل حکومت پادشاه گوانگهه گون، مدیریت بحرانهای خردکننده در سیاست خارجی شرق آسیا بود. در اوایل سده هفدهم میلادی، توازن قدرت منطقهای به شکلی چشمگیر دگرگون شد؛ نورهاچی قبایل جورچن (منچوها) را متحد ساخت و با اعلام دودمان جین پسین (Later Jin)، امپراتوری سالخورده مینگ در چین را به چالش کشید. چوسان از دیدگاه مبانی کنفوسیوسی به دلیل یاری مینگ در جنگ ایمجین، خود را از نظر اخلاقی متعهد و مدیون پکن میدانست، اما ارتش خسته چوسان توان نظامی مقابله با سوارهنظام پولادین نورهاچی را نداشت.
پادشاه گوانگهه گون برخلاف نخبگان اشرافی مغروق در آرمانگرایی ایدئولوژیک، راهبرد «دیپلماسی بیطرفانه و عملگرایانه» (Neutral Diplomacy) را تدوین کرد. هنگامی که امپراتور وانلی از سلسله مینگ در سال ۱۶۱۹ خواستار اعزام فوری نیروی کمکی چوسان برای جنگ علیه منچوها شد، شاه ناگزیر سپاهی به استعداد سیزده هزار سرباز به فرماندهی ژنرال گانگ هونگ-ریپ (Gang Hong-rip) اعزام کرد. همزمان، گوانگهه گون پنهانی به فرمانده خود دستور داد که اوضاع میدان را ارزیابی کند و در صورتی که شکست حتمی بود، جان نیروهای کره را بیهوده فدا نکند.
در پی نبرد سرنوشتساز سارهو (Battle of Sarhu)، قوای مینگ در برابر تهاجم منچوها درهم شکستند. ژنرال گانگ با درک برتری منچوها و طبق رهنمودهای عقلانی شاه تسلیم شد و اعلام کرد که چوسان دشمنی ذاتی با جین پسین ندارد و صرفاً به علت تعهدات پیشین ناچار به حضور در نبرد شده است. این مانور زیرکانه ژئوپلیتیک باعث شد خاک کره برای سالها از گزند تهاجم اولیه منچوها در امان بماند. پادشاه گوانگهه گون همچنین در جبهه جنوبی، از طریق امضای پیمان گیو (Treaty of Giyu) با خاندان سو در جزیره تسوشیما در سال ۱۶۰۹، روابط رسمی بازرگانی و صلحآمیز با ژاپن دوره ادو را احیا کرد تا جبهه تازهای در جنوب علیه کشور گشوده نشود.

چرا درباریان چوسان با دیپلماسی بیطرفانه پادشاه گوانگهه گون مخالفت میکردند؟
اشرافزادگان چوسان عمدتاً بر اساس آموزههای ارتدکس نئوکنفوسیوسی، جهان را بر پایه وفاداری لایتغیر به امپراتور چین تعریف میکردند. از دیدگاه آنان، مینگ مانند پدری بود که پادشاهی کره را از نابودی در برابر ژاپن رهانیده بود (مفهوم جهجو اون یا دین اخلاقی احیای کشور). بنابراین، هرگونه مسامحه یا مذاکره غیرمستقیم با قبایل شمال (که آنها را وحشی و دونپایه میپنداشتند)، خیانت به اخلاق جهانشمول و لکه ننگی نابخشودنی شمرده میشد.
جناحهای تندرو بویژه «جناح غرب» (Seoin) بر این باور بودند که مرگ شرافتمندانه در کنار مینگ بسیار برتر از سازش با منچوها است. این دیدگاه جزمی با عقلانیت مصلحتسنجانه پادشاه گوانگهه گون در تضاد آشتیناپذیر قرار گرفت و سرانجام دستاویز اخلاقی لازم برای طراحی کودتا و خلع او از اریکه سلطنت را فراهم کرد.
پاکسازیهای سیاسی درون دربار و چالش مشروعیت
در حوزه سیاست داخلی، حکومت پادشاه گوانگهه گون با تصفیههای سیاسی گسترده و خونین گره خورد. جناح حامی او موسوم به «شمالیهای بزرگ» (Daebuk) برای تحکیم پایههای قدرت متزلزل شاه، موجی از سوءظن و سرکوب را علیه سایر شاهزادگان و چهرههای پرنفوذ دربار به راه انداختند. مرگ شاهزاده ایمهه و سپس قتل فجیع شاهزاده یونگچانگ خردسال در تبعیدگاه، جامعه کنفوسیوسی کره را در شوک و انزجار فرو برد.
اوج این بحران خانوادگی و ایدئولوژیک زمانی رخ داد که دربار تحت هدایت حزب شمالیهای بزرگ، مادرخوانده شاه یعنی ملکه بیوه اینموک (Queen Dowager Inmok) را از مقام درباریاش خلع کرد و او را در کاخ غربی در حبس خانگی قرار داد. در ساختار نظری چوسان که بر بنیان تقوای فرزندی (Xiao) استوار بود، سلب عنوان از مادر قانونی پادشاه گناهی نابخشودنی تلقی میشد. این اقدام، وجهه عمومی پادشاه گوانگهه گون را در نگاه طبقه فرهیخته یانگبان به شدت تخریب کرد و مخالفان او را در قالب یک اتحاد براندازانه گرد هم آورد.
نقش حزب شمالیهای بزرگ در سقوط پادشاه گوانگهه گون چه بود؟
حزب شمالیهای بزرگ به رهبری چهرههای تندرو نظیر یی ایچوم (Yi I-cheom)، پادشاه را در یک فضای محاصره اطلاعاتی و رادیکالیسم سیاسی قرار دادند. آنها با دستاویز قرار دادن ادعای توطئههای واهی علیه شاه، سایر جناحهای میانهرو را منکوب کردند و عملاً تمام پلهای بازگشت به تعامل سیاسی میان نخبگان درباری را ویران ساختند. این انحصارطلبی شدید سیاسی نه تنها به تقویت پایههای سلطنت کمکی نکرد، بلکه شاه را از مشورت دولتمردان کارآزموده محروم ساخت و زمینه انزوای کامل او را فراهم آورد.
کودتای اینجو، خلع سلطنت و سالهای تبعید
در سال ۱۶۲۳ میلادی، نارضایتیهای انباشتهشده از تصفیههای خشن و دیپلماسی عملگرایانه شاه به نقطه جوش رسید. جناح محافظهکار غربی به همراه شاهزاده نونگیانگ (برادرزاده گوانگهه گون)، کودتای شبانهای را سازماندهی کردند که در تاریخ به نام کودتای اینجو (Injo Coup d’état) شناخته میشود. شورشیان کاخ چانگدوکگونگ را به تصرف درآوردند و پادشاه بدون مقاومتی جدی خلع شد.
پس از کودتا، پادشاه جدید با نام اینجو بر اریکه قدرت نشست. پادشاه گوانگهه گون از عنوان رسمی سلطنتی محروم شد، القاب شاهانه معمول (مانند جو یا جونگ) به او اعطا نگردید و همانند شاهزادگان عزلشده، لقب گوانگهه گون (به معنای شاهزاده گوانگهه) بر او باقی ماند. او به همراه خانوادهاش ابتدا به جزیره گانگهوا و سپس به جزیره دورافتاده ججو (Jeju Island) تبعید شد و سالهای پایانی زندگی خود را در انزوا و شرایطی دشوار سپری کرد تا اینکه در سال ۱۶۴۱ در سن ۶۷ سالگی درگذشت.
پیامد تغییر سیاست خارجی پس از خلع پادشاه گوانگهه گون چه بود؟
خلع پادشاه گوانگهه گون پیامی فاجعهبار برای امنیت ملی چوسان به همراه داشت. دولت جدید به رهبری پادشاه اینجو، فوراً سیاست بیطرفی را کنار گذاشت و رویکردی سراسر تعصبآمیز و طرفدار مینگ و ضدمنچو در پیش گرفت. این تغییر موضع رادیکال، خشم حاکمان قدرتمند جین پسین (که بعداً دودمان چینگ نام گرفت) را برانگیخت و زمینه دو حمله ویرانگر منچو به کره در سالهای ۱۶۲۷ و ۱۶۳۶ را هموار کرد که طی آن پادشاه اینجو ناچار شد در قلعه نمهانسانسونگ تسلیم شده و سر فرود آورد؛ رویدادی تلخ که حقانیت دیدگاه عملگرایانه پادشاه گوانگهه گون را در تاریخ اثبات کرد.
ارزیابی در تاریخنگاری مدرن؛ ستمگر یا دولتمرد واقعگرا؟
تصویر تاریخی پادشاه گوانگهه گون در قرن بیستم و بیستویکم دچار دگرگونی بنیادینی شده است. در متون رسمی تاریخنگاری دوره چوسان، که توسط پیروزمندان کودتای اینجو نوشته شد، او عموماً به عنوان حاکمی بیرحم، خطاکار و بیوفا نسبت به خاندان سلطنتی و امپراتوری مینگ بازنمایی میشد. این نگرش منفی تا سدهها دیدگاه مسلط محافل آکادمیک و متون درسی باقی ماند.
با این حال، پژوهشهای تاریخی معاصر بر نبوغ دیپلماتیک و اولویتبخشی او به منافع ملی تأکید دارند. پادشاه گوانگهه گون امروزه به عنوان رهبری با فراست شناخته میشود که توانست با مدیریت بحران، تمامیت ارضی کشورش را در سختترین پیچ تاریخی خاور دور حفظ کند. اگرچه اعدام برادران و رفتار سختگیرانه با نامادریاش کارنامه اخلاقی او را تیرهوتار کرد، لیکن در قامت یک استراتژیست، سیاست خارجی و تدابیر اقتصادی او را نمونهای متعالی از درایت سیاسی در تاریخ شرق آسیا برمیشمارند.
منابع
- Lee, Ki-baik. A New History of Korea. Translated by Edward W. Wagner with Edward J. Shultz, Cambridge, MA: Harvard University Press, 1984, pp. 214–216.
- Palais, James B. Confucian Statecraft and Korean Institutions: Yu Hyongwon and the Late Choson Dynasty. Seattle: University of Washington Press, 1996, pp. 88–92.
- Deuchler, Martina. The Confucian Transformation of Korea: A Study of Society and Ideology. Cambridge, MA: Harvard University Asia Center, 1992, pp. 118–122.
- Hawley, Samuel. The Imjin War: Japan’s Sixteenth-Century Invasion of Korea and Attempt to Conquer China. Seoul: The Royal Asiatic Society, Korea Branch, 2005, pp. 248–255.
- Haboush, JaHyun Kim. The Great East Asian War and the Birth of the Korean Nation. New York: Columbia University Press, 2016, pp. 102–109.
- Han, Woo-keun. The History of Korea. Translated by Lee Kyung-shik, edited by Grafton K. Mintz, Honolulu: University of Hawaii Press, 1971, pp. 280–283.
- Seth, Michael J. A History of Korea: From Antiquity to the Present. Lanham: Rowman & Littlefield Publishers, 2010, pp. 154–157.
- Heo, Jun. Dongui Bogam: Principles and Practice of Eastern Medicine. Ministry of Health and Welfare, Republic of Korea, English Edition, 2013, Preface & Chronology.
- Swope, Kenneth M. The Military Collapse of China’s Ming Dynasty, 1618–44. London & New York: Routledge, 2014, pp. 31–36.
- Ledyard, Gari. “Hong Taigi’s 1639 Inscription of Smonghwasan.” Journal of Korean Studies, vol. 6, 1988–1989, pp. 217–223.
پرسشهای متداول
چرا پادشاه گوانگهه گون هرگز نام معبدی (مانند تائجو یا سجونگ) دریافت نکرد؟
در سنت سلطنتی چوسان، عناوینی چون «جو» یا «جونگ» پس از مرگ صرفاً به پادشاهانی اعطا میشد که تا پایان با مشروعیت حکومت کرده و خلع نشده بودند؛ پادشاه گوانگهه گون به همراه یونسانگون به دلیل خلع سلطنت در کودتا، عنوان رسمی «گون» (شاهزاده) را حفظ کردند.
مهمترین دستاورد اقتصادی دوره حکومت پادشاه گوانگهه گون چه بود؟
ابداع و اجرای اولیه «قانون دائهدونگ» در سال ۱۶۰۸ مهمترین دستاورد بود که اخذ مالیاتهای محلی ناعادلانه را متوقف کرد و بار خراج کشاورزان را به پرداخت منصفانه برنج بر پایه متراژ زمین تبدیل نمود.
استراتژی پادشاه گوانگهه گون در نبرد سارهو در سال ۱۶۱۹ چه بود؟
او در ظاهر به درخواست مینگ سپاه اعزام کرد، اما به ژنرال خود دستور داد در صورت مسلط بودن نیروهای منچو، تسلیم شود تا ارتش چوسان منهدم نشود و خاک کره از آسیب مستقیم جنگ در امان بماند.
علت بازنگری و نگاه مثبت مورخان مدرن به پادشاه گوانگهه گون چیست؟
پژوهشگران امروزی بر این باورند که سیاست خارجی او مصداق عینی آیندهنگری و عملگرایی ملی بود که توانست کره را از تهاجم مصیبتبار منچوها حفظ کند، امتیازی که با برکناری او بلافاصله از دست رفت.

سلام. از نظر من گوانگ هی یک پادشاه بی رحم و نالایق بود اون برادر بزرگ تر خودش رو کشت و حتی به برادر ناتنی کوچک ترش هم رحم نکرد! حتی افرادی رو که مسبب قتل پدرش بودن بخشید. از قرن هفدهم پادشاهان کره پوشالی و زیرسلطه سلسله های چینی بودن و اصلا قدرت اونا در حدی نبوده که بخوان با چین و ژاپن درگیر بشوند.
سلام
ولی بنظر من شما به شدت نسبت به پادشاه گوانگ هی کم لطفی مبکنید ایشون بسیار پادشاه خردمندی بود اگر توجه کنید ایشون بدون حسادت به خواهر کوچکترشان همیشه بااو مهربان بود و تاوقتی ملکه سعی در برکناری او نکرد برادر کوچک خود را یک بارکه در حبن پریدن بود نجات داد وبازم اگر توجه کنید هیچکدوم از عزیزشان به خوایته او نمردند بلکه همه کار طرفدارانش بود واینکه اونهار بخشید فقط و فقط بخاطر منافع کشورش بود اگر در دوران چوسان او ماندگار میشد مطمئنا بهترین پادشاه بود حتی اگر توجه کنیپ مشاور هون جون هم به خرد بسیار او اعتراف کرد باتسکر و احترام به نظر همه
آره تو فیلم جنگجویان سپیده دم هم گفته شده بود و شاهزاده گوانگ هیگون خیلی به مردن اهمیت میداد
پادشاه خیلی خردمندی بود واقعا
این پادشاه اگه میموند اوضاع چوسان بهتر بود نه؟
سلام. به نظر شخصی من بله. اگه میموند اوضاع چوسون خیلی بهتر میشد.
سلام. میخواستم بپرسم پس نقش جونگ میونگ زاده خیال نویسنده سریال بوده که اینقدر تونسته به جوسان کمک کنه؟ ضمنا مگه بانو کیم به نوعی خدمتکار امپراطور گوانگ هه نبوده؟ شما نوشتید مادرش بوده! با تشکر
سلام.نه ساختگی نبوده وجود داشته ولی دستاوردهاش آنچنان که تو سریال نشون داده شده زیاد نبوده. بله مادر ایشون بانو کیم بودن بنا به گواهی تاریخ. توجه کنین که ممکنه چند خانم با نام بانو کیم وجود داشته باشن و این نام اختصاص به شخص خاص یا واحدی نداشت.
سلام به خاطر مطالب ارزشمندتون ممنون.می خواستم بدونم آیا شخصیت های هونگ جو وون وکانگ این وو واقعی هستن یانه؟؟؟
سلام.خواهش میکنم.
خیر هر دو شخصیت ساختگین.
البته هونگ جو وون شخصیت واقعیه در واقعیت هم همسر شاهدخت جونگ میونگ با عنوان شاهزاده همسر یونگان بوده
سلام
ممنون از مطالب خوب و جالبتون
ببخشید میشه در مورد زندگینامه شاهزاده جونگ میونگ هم مطلب بذارید
ممنون میشم
سلام.ممنون از همراهی گرمتون.
منابع در مورد این شخصیت بسیار بسیار اندکه. اما اگه چیز به درد بخوری پیدا کردم به روی چشم.حتما می نویسم
سلام. مقاله مقاله بسیار خوبی است اما در قسمت عزل و اواخر زندگی به نظر من دارای شائبه است آنجا که گفته می شود بعد از اینکه گوانگ هه و ژنرال کنگ کره را از شرایط سخت نزاع بین مینگ و مانچو در سال ۱۶۱۹ نجات دادند، گوانگ هه تصمیم گرفت تا در سیاست خارجی به سمت یکی از غیر متعهد ها تغییر جهت دهد منظور از ژنرال کنگ چه کسی است؟ من به ویکیپدیا انگلیسی مراجعه کردم اما این نام را در ویکیپدیا انگلیسی ندیدم. آیا این شخص همان گانگ هونگ ریپ است؟ و دیگر اینکه منظور از غیر متعهد ها چیست؟. همچنین شخص لرد یون بان را نیز در ویکیپدیا انگلیسی نتوانستم بیابم منظور از لرد یون بان کیست؟
سلام.خیلی ممنون از نظراتتون. بله منظور از ژنرال گنگ همون گنگ هونگ ریپ هست. منظور از غیر متعدها هم مینگ و مانچو هست. لرد یون بان همونطور که نوشتم رئیس حزب غربی بوده.
علت اینکه شما این موارد رو تو ویکی پدیا انگلیسی ندیدین اینه که من از یه منبع دیگه علاوه از ویکی پدیا استفاده کردم و یادم رفته بود اون منبع رو هم بیارم. ممنون که یادآوری کردین. قسمت منابع به روز رسانی شد.
سلام ایا این مقاله که نوشتید(گوانگ هه گون) مربوط به سریال هم اکنون شبکه پنج (جونگ میونگ)هست ؟؟
سلام.بله. تو این سریال بخشی از زندگی نامه ولیعهد گوانگهه روایت شده.